آموزش ایده ها روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ترفندها

منبع: یافته های پژوهشگر

تحلیل توصیفی متغیرهای تحقیق، در جدول فوق آمده است. کل دوره تحقیق که داده های شرکت‌های نمونه آماری برای آن گردآوری شده است، شامل ۷ سال و از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱ می‌باشد. تعداد شرکت‌های نمونه آماری، ۱۱۶ شرکت می‌باشد و در نتیجه نمونه آماری تحقیق، ۸۱۲ سال-شرکت است. آماره های توصیفی، اطلاعات مفیدی را خصوص متغیرهای محاسبه شده در اختیار محقق قرار می‌دهد. برای مثال، تحلیل توصیفی متغیر بازده غیرعادی سهام نشان می‌دهد که میانگین این متغیر، منفی است. ‌بنابرین‏، می توان دریافت که شرکت‌های نمونه آماری در طول دوره تحقیق، بازدهی کمتری از بازدهی بازار کسب نموده اند. میانگین اعتبار تجاری به مقدار حداقلی آن نزدیکتر می‌باشد و با مقدار حداکثر، فاصله زیادی دارد. این یافته نشان می‌دهد که به طور متوسط، اعتبار تجاری شرکت‌های نمونه آماری در طول دوره تحقیق، در حد پایینی بوده است. آماره های توصیفی متغیرهای بازده غیرعادی و اعتبار تجاری، به عنوان متغیرهای وابسته تحقیق، نشان می‌دهد که انحراف معیار این متغیرها از میانگین آن ها بالاتر است. این یافته حاکی از آن است که نوسانات این متغیر در حد بالایی بوده است و توزیع داده های این متغیرها به توزیع نرمال نزدیک نبوده است. این امر به لحاظ تجزیه و تحلیل فرضیه های تحقیق از اهمیت بالایی برخوردار است و به عنوان یکی از فرض های اساسی رگرسیون محسوب می شود.

یافته های تحقیق در خصوص نقدینگی شرکت‌های نمونه آماری حاکی از این است که در حدود ۴ درصد از دارایی های این شرکت‌ها در طول دوره تحقیق، جز دارایی های نقدشونده بوده است. میانگین به دست آمده برای متغیر مجازی شوک های اقتصادی نشان می‌دهد که در حدود ۴۰ درصد از سال‌های دوره تحقیق به عنوان دوره های شوک اقتصادی طبقه بندی شده اند.

نتایج تحلیل توصیفی در خصوص اهرم مالی نشان می‌دهد که در حدود ۶۲ درصد از منابع مالی موردنیاز شرکت‌های نمونه آماری از طریق اخذ بدهی، تامین شده است. همچنین، مطابق با یافته ها، میانگین به دست آمده برای متغیر خالص سرمایه در گردش، مثبت می‌باشد که نشان می‌دهد شرکت‌های نمونه آماری در طول دوره تحقیق، دارای سرمایه در گردش مثبت بوده اند.

۴-۳) بررسی اعتبار الگوی رگرسیونی(پیش فرض های اساسی رگرسیون)

میزان اعتبار معادلات رگرسیونی برآورد شده به میزان برقراری پیش فرض های لازم برای برآورد مدل است. مهمترین این پیش فرض ها عبارتند از:

١ – نرمال بودن متغیرهای وابسته

٢ – همسانی واریانس

٣ – عدم خود همبستگی باقیمانده ها

۴ – عدم وجود هم‌خطی بین متغیرهای مستقل الگوی رگرسیونی

در این تحقیق با آزمون‌های آماری مناسب برقراری پیش فرض های فوق بررسی گردیده است.

١ – آزمون کلموگروف اسمیرنف(نرمال بودن متغیر وابسته)

٢ – نمودار باقیمانده در مقابل مقادیر برآورد شده ( نداشتن الگو در این نمودار نشان از همسانی واریانس

است)

۳- آزمون دوربین – واتسون (مقادیر بین ۵/۱ تا ۵/۲ نشانگر عدم خودهمبستگی است)

۴ – آزمون‌های هم خطی که در آن ها مقادیر نزدیک به ۱ برای آماره های تلورانس و عامل تورم واریانس حاکی از عدم وجود هم‌خطی شدید بین متغیرهای مستقل است.

۴-۴) بررسی نرمال بودن متغیر وابسته تحقیق

در الگوی آزمون فرضیات این تحقیق، بازده غیرعادی سهام و اعتبار تجاری به ‌عنوان متغیرهای وابسته تلقی شده اند. جهت بررسی نرمال بودن متغیرهای وابسته(به ‌عنوان یکی از فرضهای کلاسیک رگرسیون و اعتبار الگو)مذکور از آزمون کلموگروف اسمیرنف استفاده شده است. فرضیه های آماری مربوط ‌به این آزمون به صورت ذیل می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


 آموزش حرفه‌ای میجرنی
 حقایق جالب درباره انیمیشن
 تکنیک تولید محتوای آسمان‌خراش
 علل استفراغ در سگ‌ها
 تفاوت عشق در سنین مختلف
 راهکارهای عملی درآمد اینترنتی
 نگهداری از سگ نژاد داشهوند
 روش‌های جذب جنس مخالف
 لیست کامل وسایل ضروری سگ
 کسب درآمد از فروش عکس هوش مصنوعی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 علل پرخاشگری در سگ‌ها
 کسب درآمد از تماشای تبلیغات آنلاین
 شغل‌های مناسب برای افراد کم‌مهارت
 آموزش برنامه‌نویسی برای درآمدزایی
 معرفی نژاد سگ آمریکن بولی
 آموزش حرفه‌ای Grammarly
 حفظ شور و شوق در روابط بلندمدت
 هشدار درباره کسب درآمد بدون آگاهی
 راهکارهای مارکتینگ پلن موفق
 خطرات فروش محصولات دیجیتال ناآگاهانه
 بهینه‌سازی تجربه کاربری وبسایت
 جلوگیری از بحث‌های بیپایان در رابطه
 راهکارهای جذب دختران برای ازدواج
 درآمد از تدریس آنلاین برنامه‌نویسی
 احساس کمبود در روابط عاشقانه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



جدول شماره(۴-۷)رابطه تفکر وجودی نقادانه و خودکنترلی……………………………………………………۹۹

جدول شماره(۴-۸)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیر تفکر وجودی نقادانه و خود کنترلی دانشجویان………………………………………………………………………………………………………………………. ۹۹

جدول شماره(۴-۹)تحلیل رگرسیون خطی دو متغیر تفکر وجودی نقادانه و خود کنترلی دانشجویان………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۰

جدول شماره(۴-۱۰)رابطه معنا سازی شخصی برخودکنترلی بین دانشجویان………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۲

جدول شماره(۴-۱۱)رابطه آگاهی متعالی و خودکنترلی دانشجویان…………………………………………۱۰۴

جدول شماره(۴-۱۲)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیرآگاهی متعالی و خود کنترلی………..۱۰۴

جدول شماره(۴-۱۳)تحلیل رگرسیون خطی دو متغیر آگاهی متعالی و خود کنترلی…………………..۱۰۵

جدول شماره(۴-۱۴)رابطه گسترش خودآگاهی و خودکنترلی بین دانشجویان پیام نور واحد بهشهر…………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۷

جدول شماره(۴-۱۵)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیرگسترش خودآگاهی و خود کنترلی…………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۷

جدول شماره (۴-۱۶)تحلیل رگرسیون خطی دو متغیر گسترش خودآگاهی و خود کنترلی…………۱۰۷

فهرست نمودارها

شکل (۲-۱)مدل مفهومی تحقیق…………………………………………………………………………………………..۷۵

نمودار(۴-۱) نمودارهیستوگرام جنسیت دانشجویان………………………………………………………………..۹۲

نمودار(۴-۲)نمودارهیستوگرام تاهل دانشجویان………………………………………………………………………۹۳

نمودار(۴-۳) نمودارهیستوگرام سن دانشجویان………………………………………………………………………۹۴

نمودار(۴-۴)رگرسیون خطی ساده فرضیه اصلی تحقیق……………………………………………………………۹۸

نمودار(۴-۵)نمودار رگرسیون خطی ساده فرضیه اول فرعی…………………………………………………..۱۰۱

نمودار(۴-۶)نمودار رگرسیون خطی ساده فرضیه دوم فرعی…………………………………………………..۱۰۳

نمودار(۴-۷)نمودار رگرسیون خطی ساده فرضیه سوم فرعی………………………………………………….۱۰۶

نمودار(۴-۸)رگرسیون خطی ساده فرضیه چهارم فرعی………………………………………………………….۱۰۹

پیوست :

سرفصل سوالات پرسشنامه خود کنترلی ……………………………………………………………………………..۱۲۹

سرفصل سوالات پرسشنامه هوش معنوی…………………………………………………………………………….۱۳۱

فصل اول

کلیات تحقیق ۱-۱-مقدمه

دانشجویان مهم ترین سرمایه های انسانی و آینده سازان جامعه اند. آگاهی و اطلاع از میزان هوش معنوی و خودکنترلی آنان و دانستن نوع ارتباط آن با نحوه تعریف و برداشت آنان از جنبه‌های اجتماعی هویتی خویش، برای هر نوع برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگی آنان لازم و ضروری است.

فضای ساختاری دانشگاه می‌تواند منتقل کننده ایده ها، ارزش ها و هنجارها با ضمانت های اجرایی مؤثر به دانشگاهیان باشد. از این رو، دانشگاه و نظام آموزش عالی به عنوان یکی از کانون های اصلی ایجاد، تولید و ظرفیت سازی هوش معنوی در جهت خودکنترلی در سطح جامعه، مسئول است.

اما رابطۀ هوش معنوی افراد بر خودکنترلی، مقوله ای است که مورد بررسی قرار نگرفته است(تابان و همکاران،۱۳۹۱).

فرد باهوش معنوی بالا دارای انعطاف، خودآگاهی و ظرفیت برای روبرو شدن با دشواری‌ها، سختی ها می‌باشد و ظرفیتی برای الهام، شهود، نگرش کل نگر به جهان هستی، جستجوی پاسخ برای پرسش های مبنای زندگی، نقد سنت ها و آداب و رسوم پیدا می‌کند.

از زمان‌های قدیم، معنویت جزء لازمی از زندگی انسان‌ها بوده و هرکس استعداد توسعه ی هوش معنوی را داشته است. زیرا هرکس توانایی حس، تفکر، شهود و احساس را دارد.(واگان ، ۱۹۷۹).

در واقع هوش معنوی یکی از جنبه‌های کاربردی برای مفهوم معنویت است و استفاده از توانایی ها و منابع معنوی است به طوری که افراد بتوانند تصمیمات معناداری اتخاذ کنند(سالاری فر و همکاران، ۱۳۸۴).

تفاوت های مهم فردی و قابل سنجش ویژگی های رفتاری را خودکنترلی می‌نامند. خودکنترلی بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود است(کریتنر وکینیکی[۱] ۱۳۸۴،ص ۱۷۴ ).

همچنین انعکاس تفاوت های فردی در تمایلات است که شکل مشخصی در مدیریت احساسات و عواطف به خود می‌گیرد(اشنایدر[۲]،۱۹۷۴).

در این فصل به تعریف مسئله تحقیق پرداخته و در ادامه اهمیت و ضرورت این پژوهش را بیان می شود. سپس فرضیهات، جامعه و نمونه آماری تحقیق را بیان کرده و در آخر نیز مدل مفهومی مورد نظر را پیاده می شود.

۱-۲- بیان مسئله تحقیق

عدم شناخت معنای زندگی یکی از مهمترین عواملی است که باعث بیهودگی در زندگی شخصی و اجتماعی افراد شده است. دلیل اصلی اهمیت هدفمندی آن است که افراد دارای معناداری در زندگی قادر به حل مسائل پیچیده، ارزشی و چالشی در زندگی فردی، گروهی و سازمانی هستند.

برای شناخت معنای زندگی و حل مسائل ارزشی نمی توان فقط از هوش منطقی و عاطفی استفاده کرد بلکه باید از هوشی ورای هو شهای متعارف استفاده نمود که این موضوع در قالب مفهوم هوش معنوی بیان می شود.

یکی از صاحب نظران ‌در مورد تعریف هوش معنوی می‌گوید: هوش معنوی، ظرفیت انسان است برای جستجو و پرسیدن سئوالات غایی درباره معنای زندگی و به طور همزمان تجربه پیوند یکپارچه بین هر یک از ما و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم.

از طریق این هوش، با توجه به جایگاه، معنا و ارزش مشکلات به حل آن ها میپردازیم. با توجه به جایگاه و اهمیت هوش معنوی و عدم توجه جدی ‌به این مقوله، پرداختن ومفهوم سازی آن ضروری به نظر می‌آید.

چنین به نظر می‌رسد که یکی از ویژگی های افراد باهوش معنوی بالا، برخورداری از روحیۀ خودکنترلی است.

اسلام برای نظارت و خودکنترلی اهمیت زیادی قائل است. در قرآن کریم در آیات زیادی، موضوع نظارت وخودکنترلی مطرح شده است. علاوه بر آن، آیاتی هست که در آن ها خداوند، خود- حسابرسی را مطرح می فرماید(تابان و همکاران،۱۳۹۱).

خودکنترلی یعنی فرد کنترل رفتارها، احساسات و غرایز خود را با وجود برانگیختن برای عمل داشته باشد.

یک کودک یا نوجوان با خودکنترلی زمانی را صرف فکرکردن به ، انتخاب ها و نتایج احتمالی می‌کند و سپس بهترین انتخاب را می‌کند(فرایز و هوفمن[۳]،۲۰۰۹).

مایر و سالووی[۴] ، خودکنترلی را تحت عنوان کاربرد صحیح هیجان ها معرفی می نمایند و اعتقاد دارند که قدرت تنظیم احساسات موجب افزایش ظرفیت شخصی برای تسکین دادن خود، درک کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-27] [ 07:11:00 ب.ظ ]




    1. اِسناد. با امضاى الکترونیکى یک سند، محتواى آن به شخص امضا کننده منتسب می‌شود و لذا له و علیه او قابل استناد است.

    1. انجام تشریفات. امضاى دیجیتالى یک سند الکترونیکى حاکى از انجام تمام تشریفات مقرر قانونى براى تنظیم آن است.

    1. تصدیق. در صورت استفاده از امضاى دیجیتالى براى تأیید محتواى مدارک الکترونیکی، این نوع امضا کارکردى همانند امضا در اسناد کاغذى خواهد داشت.

    1. داشتن آثار حقوقی. امضاى دیجیتالی داراى تمام آثار حقوقى مقرر براى امضاى سنتى می‌باشد. چنانچه در ماده ۷ قانون نمونه (۱۹۹۶) و ماده ۳ قانون نمونه (۲۰۰۱)، «اصل اتحاد آثار امضا و مدارک الکترونیکى و سنتی» مورد تأکید قرار گرفته است.[۱۵]

    1. توسط امضای دیجیتالی سندیت خاصی به اسناد الکترونیکی داده می‌شود. بدین ترتیب می‌توان به صورت قابل اعتماد و مطمئن ارسال کننده پیغام یا تاییدکننده سند را شناسایی کرد. در نتیجه اسناد الکترونیکی قابل پیگیری بوده و به کمک آن فعالیت افراد در فضای مجازی جنبه حقوقی پیدا می‌کند و قوانین حقوقی اسناد کاغذی ‌در مورد اسناد الکترونیکی قابل اجرا می‌شود.

    1. از طرف دیگر با توجه به عدم امکان جعل امضای دیجیتال، اسناد یا پیام‌های امضاشده قابل انکار از طرف امضا کننده نیست. بدین وسیله مراجع قضایی می‌توانند از این خصوصیت جهت استناد قانونی به سند الکترونیکی استفاده کنند.

    1. اما امضای دیجیتال دارای خصوصیت دیگری نیز هست که امضای دستی فاقد آن است. به وسیله امضای دیجیتال می‌توان مطمئن بود که محتوای سند یا پیام بعد از امضا تغییر نکرده و افراد غیرمجاز سند الکترونیکی مربوطه را مخدوش نکرده‌اند. این بدان دلیل است که امضای دیجیتالی به ازای هر سند یا پیام وابسته به متن پیام تولید می‌شود و امضای تولید شده برای

هر سند، منحصر به فرد می‌باشد. [۱۶]

مبحث پنجم -ارسال الکترونیکی اوراق تجاری و اشکال سند تجاری الکترونیک

پیش از این که وارد بحث اصلی شویم، ضرورت دارد که بین ارسال الکتر ونیکی اوراق تجاری و سند تجار ی د یجیتالی تما یز قا یل شو یم. ارسال الکترو نیکی اوراق تجار ی زمانی صورت می‌گیرد که یک سند تجار ی به معنا ی سنتی خود در قالب اوراق مکتوب به وجود می‌آید و سپس تصو یر دیجیتالی آن از طر یق وسایل الکترونیکی ارسال می شود. به عبارت دیگر، در ار سال الکترونیکی از سند کاغذی غیر الکترو نیکی جایگزین الکتر نیکی تهیه و از طریق وسایلی چون فاکس، پست الکترونیک و غیره این جایگزین الکترونیکی ارسال می شود. در این روش با بهره گرفتن از یک دستگاه کامپیوتر، اسکنر و چاپگر لیزری امکان انتقال و دریافت اسناد به صورت الکترونیکی فراهم می‌آید. سند مورد نظر از طریق اسکنر تصو یربرداری شده و به صورت داده به کامپیوتر منتقل می شود و از طریق وسا یل ارتباطی، داده های مذبور به کامپیوتر مقصد ارسال می شود. سند ارسالی ممکن است به صورت خودکار بر رو ی چاپگر دریافت کننده چاپ شود و در صور تی که کاغذ یا جوهر تمام شده باشد، سند بر رو ی کامپیوتر دریافت کننده ذخیره می شود تا اشکالات مربوطه حل شود [۱۷] عمل ارسال سند تجار ی در چارچوب وسا یل الکترونیکی، در قالب مبادله الکترو نیکی داده ها صورت می‌گیرد. مبادله الکترو نیک داده ها یکی از فن آوری های اساسی بر ای کسب و کارالکترونیک است که سبب انتقال استاندارد اسناد معاملا تی همچون صورتحسا ب ها، آگهی ها، حواله ها، سفارش ها و رسیدها ما بین دو سازمان از طر یق ر ایانه می‌گردد. مبادله الکترو نیک داده ها موجب کاهش هز ینه های معاملات ، حذف چاپ و با یگا نی کاغذ می‌گردد ، زیرا مکاتبات را می توان به صورت خودکاراز یک سیستم اطلاعا تی به سیستمی د یگر و از طر یق شبکه ارتباطات از راه دور انجام داد. در بسیاری از کشورها، ارسال الکترو نیکی اسناد تجار ی مورد توجه قرار گرفته و مقرراتی ‌در مورد آن تصو یب شده است . به عنوان مثال، قانون اصلاحِ قانون بروات کشور مالز ی مصوب سال ۲۰۰۷ به امکان ارائه چک از طر یق تصو یر الکترو نیکی اصل آن بر ای پرداخت اشاره دارد . قانون بروات سنگاپور اصلاح شده در سال ۲۰۰۲ نیز ‌به این امر اشاره داشته است . هم چنین در این زمینه می توان به قانون اسناد قابل انتقال هندوستان اشاره داشت که در آن چک الکترونیکی جایگزین به معنای چکی دانسته شده است که دربردارنده ی تصویر منعکس شده ی دقیق اطلاعات چک کاغذی است و ایجاد و امضای آن نوشته تحت سیستم مطمئنی یا حداقل سیستم استاندارد امنیتی با بهره گرفتن از امضای دیجیتال محقق شده است. سند تجار ی ممکن است، در اصل به صورت الکترونیکی و در محیط مجاز ی دیجیتا لی ایجاد و سپس در همان محیط ظهرنو یسی، مورد معامله و منتقل گردد . به عبارت دیگر، در این شکل، اصل سند تجاری در قالب داده پیام شکل می‌گیرد، بدون این که کاغذ در میان باشد.

مبحث ششم-مزایا و معایب استفاده از اسناد تجاری الکترونیکی و انتقال الکترونیکی آن ها

سند تجاری به شکل الکترونیک به سهولت قابل تکثیر و تجدید می‌باشد و ‌بنابرین‏ همواره می توان از آن ها چند نسخه پشتیبان تهیه و در محل های مختلف نگهداری کرد . بایگانی سند الکترونیک ساده است . جدای از همه این ها، فایده ی بسیار مهم اسناد تجاری الکترونیکی و به ویژه صدور، ارائه و انتقال آن ها از طریق واسطه های الکترونیکی، جلوگیری از صدور اسناد بلامحل می‌باشد؛ مثلا می توان ترتیبی اتخاذ کرد که نتوان چک بدون موجودی یا با کسری موجودی صادر نمود و یا امکان صدور چک وعد ه دار در سیستم پذیرفته نشود.[۱۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




۲-۷-۵-۲-۲- سبک بیان تاریخی:

در سبک نگارش به ترتیب زمان وقوع یا سبک بیان تاریخی داستان خبر از لحظه شروع حادثه تا پایان آن به همان ترتیب که وقایع روی داده است تشریح می شود، بدون آنکه به سبب اهمیت بعضی از اجزای مطالب ردیفی حقیقی و واقعی خود را از دست بدهند.

باید توجه داشت که خبرهایی که به ترتیب وقوع حادثه نوشته می­شوند لید ندارند و از این رو مهمترین قسمت خبر غالباً در حدود پایان خبر قرار ‌می‌گیرد.

وقتی حوادث پیچیده و درهمی موضوع خبر است و به ویژه اگر این حوادث در زمان کوتاه واقع شده باشند از سبک بیان تاریخی به خواننده کمک می­ کند تا از روند داستان و زیر و بم آن به سادگی آگاه گردد.

۳-۷-۵-۲-۲- سبک بازگشت به عقب:

سبک نگارش بازگشت به عقب در نقطه مقابل سبک بیان تاریخی قرار دارد. در این روش متن خبر با آخرین قسمت واقعه شروع می­گردد و سپس سوابق امر برای روشن شدن موضوع بیان می­ شود.

در خبرهایی که ‌به این سبک نوشته می­شوند، ممکن است از لید هم استفاده کرد ولی چنان­چه آخرین قسمت خبر مهمترین قسمت خبر نیز باشد اولین بند خبر می ­تواند لید خبر را تشکیل دهد.

در نگارش خبر به سبک بازگشت به عقب باید توجه داشت که بیان از پایان به آغاز خبر به روشنی و درک آسان لطمه وارد نسازد؛ زیرا در هر حال انتخاب سبک های نگارش خبری برای آسان کردن درک مطلب و جالب­تر جلوه دادن واقعه است و چنانچه با به کار بردن یک سبک معینی این منظور حاصل نشود، به طور قطع باید روش نگارش را تغییر داد.

سبک نگارش بازگشت به عقب بیشتر برای خبرهای کوتاه یا نسبتاً کوتاه به کار می­رود زیرا در این گونه موارد تنها با ذکر آخرین قسمت از یک رویداد و یادآوری کوتاه حوادث قبلی آن، نیاز خوانندگان به دانست آن ارضا می­ شود.

۴-۷-۵-۲-۲- سبک تشریحی یا منطقی:

سبک نگارش تشریحی یا منطقی سبکی است که در آن ضمن بیان واقعه، قسمت به قسمت مطلب تشریح می­گردد و توضیحات کافی درباره هر قسمت داده می­ شود.

سبک نگارش تشریحی را مخصوصاً برای مسائلی که درباره آن ها اختلاف نظر زیاد است، به کار می­برند و نویسنده خبر با اعلام هر واقعه فرصت دارد نظرهای موافق یا مخالفی را که در آن باره وجود دارد تشریح نماید.

البته این سبک تنها به موضوعات مورد اختلاف اختصاص ندارد و برای نگارش رپرتاژها و خبرهای بلند نیز مناسب است. (معتمدنژاد، ۱۳۶۸، ۷۲ – ۸۹)

۵-۷-۵-۲-۲- سبک پایان شگفت انگیز:
در سبک پایان شگفت انگیز نگارش خبر، قسمت های مختلف خبری طوری تنظیم می­ شود که به قسمت جذاب، شگفت انگیز و شیرین خاتمه می­یابد. در واقع قفل خبر در قسمت انتهای آن برای مخاطبان گشوده می­ شود.

خبرهایی که دارای ارزش های خبری عجایب و استثناها هستند را بهتر ‌می‌توان با سبک پایان شگفت انگیز نوشت.

این شیوه از نگارش خبر همانند سبک بازگشت به عقب برای تنظیم خبرهای کوتاه مناسب­تر است. البته در خبرهای طولانی هم ‌می‌توان از آن استفاده کرد؛ اما ممکن است بازگشایی دیرهنگام “رمز ماجرا” مخاطبان دیرحوصله را از ادامه ماجرا منصرف کند. (قربانی،۱۳۸۵؛ ۱۰۳)

۶-۲-۲- پژوهش های پیشین:

معمولاً هر تحقیقی برپایه تحقیقات پیشین استوار است و با استناد بر یافته های تحقیقات قبلی است که محقق به شناخت موضوع یا مساًله گام بر می­دارد؛ نتایج تحقیقات پیشین است که به علاوه بر استوار ساختن یافته های علمی با به دست آوردن نتایج تازه یک قدم خوب برداشت.

۱-۶-۲-۲- تاریخچه موضوع در جهان:

تحقیقات خاصی در باره نقش رسانه تلویزیون در انتخابات و نحوه پوشش اخبار انتخابات خصوصاًً اخبار مجلس مشاهده نشده است و بیشتر تحقیقات عمدتاًً به بررسی اخبار مطبوعات و خبرگزاری ها در خصوص اخبار انتخابات پرداختند که این تحقیقات هم عمدتاًً انتخابات ریاست جمهوری و نقش رسانه ها در مشارکت سیاسی را در بر می­ گیرند.

ولی در مجموع از جمله پایان نامه ها و تحقیقات انجام شده درباره نقش رسانه ها در انتخابات توسط “برلسون”، ” “لازارسفلد” و “مک لین” در سال ۱۹۴۴ می‌باشد که این تحقیق با هدف بررسی نقش مطبوعات در تغییر عقاید مردم در دوران مبارزات انتخابات ‌می‌باشد.

در ایران نیز پایان نامه ها و تحقیقات متعددی در این خصوص انجام گرفت که این تحقیقات نیز عمدتاًً کمتر به نقش رسانه تلویزیون در پوشش دهی اخبار انتخابات مخصوصاً انتخابات مجلس تأکید داشته است و بیشتر نقش روزنامه ها در آن ها دنبال شده است که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. روابط عمومی مجلس شورای اسلامی(۱۳۸۰)تحلیل محتوای اخبار و مطالب مربوط به مجلس ششم در مطبوعات تهران، اداره کل فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی

این تحقیق به منظور شناسایی ساختار و نحوه ارائه مطالب روزنامه های “اطلاعات”، “کیهان”، “ایران”، “همشهری”، “جام جم”، “جوان”، “رسالت”، “جمهوری اسلامی”، “انتخاب”، همبستگی”، “آفتاب یزد”، “حیات نو”، و ” دوران امروز” و هفته نامه های “سیاست”، “جام”، “شما”، “عصرما”، “جامعه مدنی”، “یا لثارات حسین (ع)” و “پرتو” در ماه های فروردین تا پایان اسفند ۱۳۷۹ درباره مجلس و نمایندگان انجام شده است.

محقق یکی از اهداف تحقیق را به تصویر کشیدن شمایی کلی از میزان و نحوه انعکاس اخبار و مطالب مربوط به مجلس ششم و نمایندگان در ۲۱ روزنامه و هفته نامه کشور می‌داند.

یکی از کارهای انجام شده در این پژوهش که تا اندازه ای متفاوت از دیگر کا‌رها است تقسیم نشریات به دو گروه:

الف: روزنامه ها و هفته نامه های طرفدار دولت و مجلس شورای اسلامی

ب: روزنامه ها و هفته نامه های منتقد دولت و مجلس شورای اسلامی

در بخشی از این تحقیق ‌در مورد چگونگی انجام این تقسیم بندی آمده است: “تقسیم بندی فوق از نشریات مورد بررسی و مصادیق آن ها توسط پنج نفر از داوران بی طرف انجام گرفته است؛ این تقسیم بندی فقط جنبه تحلیلی دارد و برای این که اصل بی طرفی محقق در فرایند تحقیق رعایت شده باشد، در مرحله پایانی تحقیق صرفاً برای تحلیل و تفسیر بهتر یافته های تحقیق انجام شده است. (اداره کل روابط عمومی مجلس، اردیبهشت ۸۰، ص۷۲)

یکی از نتایج به دست آمده در این تحقیق حاکی از آن است که نشریات مورد بررسی بیشترین مطالب مربوط به مجلس را در ماه “بهمن” و کمترین مطلب را در ماه “شهریور” به چاپ رسانده اند. همچنین روزنامه های جمهوری اسلامی با ۱۱درصد بیش از سایر نشریات به چاپ مطالب ‌در مورد مجلس مبادرت کرد.

نتایج دیگر این تحقیق می‌گوید: مطالب مربوط به مجلس بیشتر در سبک خبر و گزارش منتشر شده اند. مصاحبه، سرمقاله، یادداشت ها و ستون های ویژه در ردیف بعدی قرار دارند.

به لحاظ نشانگاه (منشاً خبر) نیز بیشترین درصد را در نشریات مورد بررسی شخصیت های حقیقی و حقوقی مورد خطاب نمایندگان مجلس به خود اختصاص دادند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:48:00 ب.ظ ]




      1. برای دیدن مشروح این نظر ر ک . ناصر کاتوزیان ،همان مرجع ،ش۳۳۰٫ ↑

    1. ژان کاربونیه :تعهدات ، ج۴ ،ش۲،به نقل از ناصر کاتوزیان ،همان مرجع ،ص۷۲ ،زیر نویس ش ۱۱۱ . ↑

    1. مهدی شهیدی : سقوط تعهدات ، ص ۲۲۷،انتشارات مجد ،تهران ۱۳۸۵٫ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، جلد اول، انتشارات شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۷ ‌، ش۴۵۲ ↑

    1. . ناصرکاتوزیان‌، کلیات حقوق‌، نظریه عمومی‌، چاپ دوم‌، انتشارات شرکت سهامی انتشار‌، ۱۳۸۴‌، ص ۲۴۵ ↑

    1. . ناصرکاتوزیان‌، همان مرجع‌، ص۵۸۸ ↑

    1. ۱٫ ‌بر اساس این نظریه که در فرانسه کلاسیک نامیده شده است تعهد طبیعا حتی پیش از اجرای مدیون نیز یک تعهد مدنی واقعی است که این نظریه مورد انتقاد شدید ریپر قرار گرفته و به نظر وی پیش از تأیید مدیون تعهد طبیعی وجود خارجی ندارد و تعهد اخلاقی است و پس از اجرای آن است که شکل می‌گیرد و دارای اثر حقوقی می‌شود ↑

    1. . ریپر از پیشگامان روانشناسی حقوقی این نظریه می‌باشد ↑

    1. . مرزسنتی اخلاق و حقوق زاده اندیشه‌های فردگرایی و بویژه فلسفه کانت است ↑

    1. . مهدی شهیدی‌، همان مرجع‌، ص۲۲۶و۲۲۷ / ناصرکاتوزیان‌، همان مرجع‌، ص۴۹۴ ↑

    1. . ناصرکاتوزیان،همان مرجع‌، ص۴۲۲ ↑

    1. ۱٫ مجید اکبرپور / ابوالفضل محبی / خدیجه نظری : بررسی تعهدات طبیعی در حقوق ایران ؛ با رویکرد حقوقی و تحلیل اقتصادی، مجله حقوقی دادگستری‌، سال ۷۵‌، شماره ۷۶‌، زمستان ۱۳۹۰ ↑

    1. . حسین صفایی،قواعد عمومی قراردادها‌، چاپ دوم‌، انتشارات میزان‌، ۱۳۸۳‌، ص۱۳ ↑

    1. ۱٫ برای بحث تفصیلی از موضوع در حقوق ایران‌، رک‌، ناصر کاتوزیان‌، قواعد عمومی قراردادها‌، ج۴،ش۶۸۸ ↑

    1. ۲٫ قول مشهور حقوق فرانسه به نقل از حسین صفایی،قواعد عمومی قراردادها،ص۲۳۵ / برخی از فقهای امامیه وفای به عهد را بیع دانسته‌اند،شیخ محمد حسن نجفی‌، جواهر الکلام‌، ج۸،ص۵۲۵۳٫ مهدی شهیدی‌، همان مرجع‌، ش۳ و ۳۷ /حسن امامی،وفای به عهد را یک عمل حقوقی دانسته بی آنکه تصریح کند که مقصود یک عمل حقوقی یک‌جانبه یا دو جانبه است‌، حقوق مدنی‌، ج۱،ص۳۱۴۴٫ ناصرکاتوزیان‌، قواعد عمومی قراردادها‌، ج۴،چاپ سوم‌، ا نتشارات گنج دانش ص۶۸۸ /حسین صفایی،همان مرجع‌، ص۲۳۶ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها ، ج۴ ،چاپ سوم ، انتشارات گنج دانش،ص۶۸۸، / حسین صفایی ،همان مرجع ، ص۲۳۶ ↑

    1. . ناصرکاتوزیان‌، همان مرجع‌، ج۴،ش۶۸۸/اعمال حقوقی قراردادها –ایقاع‌، انتشارات نشر دادگستر،ش۲۱۲ ↑

    1. . ناصرکاتوزیان،ایقاع‌، نظریه عمومی –ایقاع معین‌، انتشارات نشر دادگستر،ص۱۹۹ ↑

    1. . ناصرکاتوزیان،همان مرجع‌، ص۵۰۲ ↑

    1. . حسین صفایی‌، همان مرجع‌، ص۲۳۴ ↑

    1. . محمد بروجردی عبده: حقوق مدنی‌، چاپ اول‌، انتشارات گنج دانش،۱۳۸۰‌، ص ۱۶۵-۱۶۶ / سید حسن امامی: حقوق مدنی ج۱‌، چاپ اول‌، انتشارات دانشگاه تهران‌، ۱۳۴۲‌، ص ۳۱۵٫ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان- همان مرجع‌، ش ۶۸۸ ؛ ضمان قهری و مسئولیت مدنی‌، چاپ چهارم‌، انتشارات نشر دادگستر،ش ۳۴۴/ مهدی شهیدی، همان کتاب: ص ۱۶۷٫ ↑

    1. . برای مطالعه بیشتر در عقود مجانی و غیر معوض رک: ناصر کاتوزیان: همان مرجع‌، جعفر لنگرودی دائره المعارف حقوق مدنی و تجارت، ج۱، ص۷۴۲ واژه تبرج-دانشنامه حقوقی ج۱، ص ۵۶۸؛ حقوق تعهدات، ج۱، ش۷۳ و ۸۳/ حسن امامی: حقوق مدنی، ج۴، ص۵۸/ مصطفی عدل، همان کتاب، ص ۲۱۳٫ ↑

    1. . حسن امامی: همان مرجع‌، ص ۳۱۵ ↑

    1. . رک. ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی ایقاع، قرائت و تمرین، ث ۲ ص ۱۴۲ ↑

    1. ۱٫ ناصرکاتوزیان‌، همان مرجع‌، ص۳۵۶ ↑

    1. ۲ میرفتاح: عناوین ص ۱۰۳: ان القصد والایقاع من العهود التی یعهداها الانسان لنفسه بنفسه، به نقل از جعفر لنگرودی: دائره المعارف حقوق معنی و تجارت ج۱ ص ۱۰۳ / ابوالقاسم گرجی: حقوق اسلامی.ص۲۲۵۳- ناصر کاتوزیان: همان مرجع، / حسن امامی: همان مرجع‌، ج ۱ ص ۱۶۰ و ۱۸۲/ مهدی شهیدی، همان مرجع‌، ش ۷۵،۷۶،۸۵٫ ↑

    1. ۴ جعفر لنگرودی: حقوق تعهدات ش ۱۶۸ ص ۱۲۰ و ش ۱۷۲ ص ۱۲۲ دایره المعارف حقوق مدنی و تجارت ج۱ ص ۳۸۸ ش ۱۳۵_ مهدی شهیدی‌، همان کتاب‌، ش ۵۸_ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان : همان مرجع ، ش ۴۷ / جعفر جعفری لنگرودی : همان مرجع ، ش ۱۸۴ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان: همان کتاب، ش ۷۰ و ۶۷٫ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان، همان مرجع، ش ۷۸ و ۷۰٫ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان‌، همان مرجع‌، ش ۵۹٫ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان، همان مرجع، ش ۱۱۰ ↑

    1. . ناصر کاتوزیان: همان مرجع‌، ش ۳۸، ۸۶، ۱۶۵ / ژرژ ریپر: قدرت‌های سازنده در حقوق، ش ۶۲ و ۶۴ به نقل از ناصر کاتوزیان، همان کتاب، زیرنویس، ش ۱، ص ۴۵۷٫ ↑

    1. . مواد ۱۹۶۵ و ۱۹۶۷ قانون مدنی فرانسه و ماده ۶۵۴ قانون مدنی ایران به اجمال باید دانست که در حقوق ایران استرداد پولی که بابت قمار پرداخت شده ممکن است. رک ناصر کاتوزیان، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، ماده ۶۵۴ و در رویه قضایی نیز چک یا سفتهای که اثبات شود در بازی قمار داده شده اعتبار ندارد، و از این جهت با حقوق فرانسه تفاوت دارد. ↑

    1. . فاضل مقداد :کنزالعرفان‌، ص ۲۴۴ ↑

    1. . محمد حسین شهبازی :مبانی لزوم و جواز اعمال حقوقی‌، انتشارات دادآفرین‌، ۱۳۸۵، پاورقی ص ۲۷ ↑

    1. . صاحب جواهر، به نقل از آیت الله زنجانی، کتاب نکاح، ج۲۲، ص ۷۱۴۲٫ ↑

    1. . بجنوردی: القواعد الفقیه، ج۲، ص ۳۷۷٫ ↑

    1. ۲٫ عبدالرزاق احمد سنهوری : الوسیط‌، ج ۳‌، به نقل از علی اصغر صائمی :مجله دانشگاه اسلامی رضوی، ‌فصل‌نامه پژوهشی علوم انسانی‌، سال سوم‌، شماره ۹و ۱۰ ↑

    1. ۱٫ محمد حسن حر عاملی : وسایل الشیعه‌، ج۱۵‌، ابواب المهور‌، ب ۲۰، ص ۳۰، ح۴‌، به نقل از علی اصغر صائمی‌، ‌فصل‌نامه پژوهشی علوم انسانی‌، سال سوم‌، شماره ۹ و ۱۰ ↑

    1. . جامع المسائل، ج۲، ص ۳۸۵٫ انتشارات معارف اسلامی ،بی تا ↑

    1. . محقق داماد: قواعد فقه، ج۳، ص ۱۲۹٫ ↑

    1. . محقق، شرایع، به نقل از ناصر کاتوزیان‌، همان مرجع‌، ص۵۲۵ ↑

    1. . سید محمد کاظم طباطبایی: عروه الاوثقی، ص ۲۷۴، که اصولاً صدقه را عقد نمی‌داند. ↑

    1. . محقق حلی، همان مرجع، ص ۴۵۴٫ ↑

    1. . سید محمد کاظم طباطبایی، همان مرجع، ص ۲۷۴٫ ↑

    1. . شیخ محمد حسن نجفی، همان مرجع، ج۲۸، ص ۱۵۸/ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص ۳۶۷٫ چاپ سنگی ، ↑

    1. ۱٫ شیخ طوسی : المبسوط‌، ج۸،ص ۳۱۱ ، ↑

    1. ۲٫ بهجت‌، استفتائات‌، ج۳‌، ص ۳۶۰، بی تا ↑

    1. ۳ -حسین طباطبایی: جامع احادیث شیعه‌، ج۲۲‌، ص ۷۸۷ ↑

    1. ۱- حسین طباطبایی : همان مرجع‌، ج۲۲، ص ۳۱۱ ↑

    1. ۲-شهید اول : لمعه دمشقیه‌، به نقل از مجله فقه اهل بیت ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:41:00 ب.ظ ]




نکته ی دیگر در این باب توجهی است ک باید نسبت تفاوت نقض بی طرفی و قصور در ارائه ی دلایل داشت؛ چرا که قصور یا عدم استدلال مناسب در رأی‌ داوری صرفا به معنای نقض دادرسی بی طرفانه نیست و نباید این دو با هم اشتباه شود. (Gaillard & Savage, 1999, 948)

ب- عنصر اساسی بی طرفی داور

بارز ترین مسئله ای که ممکن است در نقض بی طرفی داوران اتفاق افتد «افشا» است. برخی نویسندگان حقوقی موضوع را این گونه مطرح کرده‌اند: اگر در داوری تجاری بین‌المللی تمام عواملی را که ممکن است موجب گمان بر نقض بی طرفی شود داوران شود را پیش از شروع دادرسی داوری، داوران افشا کنند و هیچ گونه اعتراضی هم صورت نگیرد، به اعتراضات پس از آن روی خوش نشان داده نخواهد شد. البته باید توجه داشت که حتی در چنین شرایطی صرفا می توان قائل بر این بود که حق اعتراض طرفین به رأی‌ در این خصوص فقط از جهت فقدان شرایط لازم برای داور ساقط خواهد شد و در غیر این صورت اگر با انجام عملی دیگر داوران بی طرف بودن را زیر سئوال برند عملاً اقدام به نقض اصول دادرسی منصفانه نموده اند و بر طبق اصول حق اعتراض ‌به این دادرسی غیر منصفانه بر جای خود باقی خواهد بود.

با در نظر گرفتن این شرایط در یک رأی‌ صادره از داوری های فرانسه این طور بیان شد که: یک داور بایستی، هر گونه رابطه ای را که عرف و رایج برای عموم و طرفین اختلاف نیست و عقلاً قضاوت همگان را در خصوص بی طرفی داوران خدشه دار می‌کند را، موکدا به طرفین دعوی اطلاع دهد. تا از هر گونه شبهه ای دارسی داوری به دور باشد. (Somm, 2008, 21)

مبحث چهارم- نقض حدود صلاحیت از سوی دیوان داوری

با شکل گرفتن قرارداد داوری، طرفین ارجاع امر به نهاد داوری را پذیرفته و پذیرنده ی تصمیمات دیوان خواهند بود. بدین ترتیب پس از احراز سالم و معتبر بودن قرارداد داوری صلاحیت دیوان نیزمحقق می شود. اساسا فرض این است که داور در حدود اختیاراتش عمل می‌کند و از آن تجاوز نمی نماید. اما در جایی که قرارداد داوری معتبر شناخته شده است اما رأی‌ صادره از دیوان داوری موضوعی را مورد حل و فصل قرار داده که طرفین بر سر ارجاع آن موضوع به نهاد داوری توافق نکرده اند در این صورت رأی‌ صادره ابطال خواهد شد.

یکی از مفسرین حقوقی به تفاوت میان ابطال رأی‌، به موجب فقدان قرارداد داوری معتبر و ابطال رأی‌ به موجب نقض صلاحیت داوران این گونه اشاره می‌کند: ابطال رأی‌ در صورت اول (فقدان قرارداد داوری معتبر) محور آن بر اساس خود شرط و قرارداد داوری است در حالی که در صورت دوم(نقض صلاحیت داوران) محور و موجب آن بر اساس فرمان و مأموریت‌ داده شده به داور یا داوران به وسیله طرفین، است؛ (Van Den, 2005, 68) چرا که رسیدگی داور منوط به درخواست طرفین خواهد بود. پس ‌به این نتیجه می‌رسیم که باید قرارداد داوری معتبری شکل گرفته باشد تا بر مبنای آن درخواست رسیدگی داوری صورت بگیرد؛ اما پس از آن نیز درخواست رسیدگی باید بر اساس درخواست یکی از طرفین قرارداد داوری باشد. عدم وجود قرارداد معتبر داوری یا عدم درخواست طرفین قرارداد داوری به رسیدگی، اگر منتهی به صدور رأی‌ شود از موجبات ابطال رأی‌ خواهد بود. درخواست ابطال رأی‌ داوری توسط محکوم علیه به خاطر تجاوز از حدود صلاحیت داور تقریباً در همه نظام های حقوقی پذیرفته شده است. نهاد داوری هم مانند نهادهای قضاوتی دیگر دارای محدوده و حیطه ی اختیاراتی است که نباید از آن عدول شود و بلکه در حیطه ی اختیارات قانونی واگذار شده به امر قضاوت پرداخته شود. در هر حال به گفته ی مفسرین داوری تجاوز دیوان از صلاحیت خود اگر منجر به صدور رأی‌ هم شده باشد به طور کلی یا جزیی قابل ابطال است. چرا که داور در خصوص مسایلی تصمیم گرفته است که ‌در مورد آن توافقی بین طرفین نیست. به طور مثال داور در خصوص خسارت عدم النفع تصمیم گرفته در حالی که قرارداد داوری صراحتاً آن را منع کرده باشد. یا به طرز جبران خسارتی تصمیم گرفته، که در قرارداد به نحو دیگری توافق شده است.

گفتار اول- مبنای صلاحیت دیوان داوری

دیوان داوری مبنای صلاحیتش را از توافقی که طرفین برای امر داوری داشته اند می‌گیرد؛ چرا که اساساً دیوان داوری برای حل و فصل اختلافات میان طرفین قرارداد ،تشکیل می شود؛ پس می توان گفت، مبنای اصلی صلاحیت دیوان داوری « توافق طرفین» است.به همین جهت هم برخی مفسرین حقوق داوری این قاعده را نتیجه ی اجتناب ناپذیر اختیاری بودن داوری می دانند. (Redfern & Hunter, 1991, 260) بعد از این توافق اختیاری است که صلاحیت دیوان داوری شکل می‌گیرد و باز همین توافق به هر یک از طرفین این حق را می‌دهد که بتوانند یک جانبه از دیوان داوری، تقاضای داوری نمایند.

به عبارت دیگر این قرارداد داوری است که موضوعات مورد توافق برای ارجاع به دیوان داوری را مشخص می‌کند؛ به همین دلیل هم دیوان داوری فقط در محدوده ای که از وی خواسته شده و مورد توافق طرفین قرار گرفته است، صلاحیت دارد. می توان نتیجه گرفت که خروج از حیطه ی مورد توافق خدشه ای بزرگ بر ماهیت داوری است و همین موجب نیز ابطال رأی‌ دیوان داوری را پدید می آورد. به نظر می‌رسد مبنای این موضوع نیز همچون سایر موضوعات صلاحیت دیوان داوری حاصل قصد و اراده ی طرفین و یا همان اختیاری بودن داوری است.

در برخی دادرسی های داوری موضوع صلاحیت دیوان مطرح می‌گردد و یکی از طرفین به صلاحیت دیوان اعتراض می‌کند در این حال باید به خاستگاه و مبنای قانونی دیوان داوری مورد اعتراض رجوع شود. با بررسی هر یک از این منابع است که صلاحیت دیوان تأیید یا رد می شود. معمولاً مبنای صلاحیت داوری با چهار مورد بررسی می شود که در زیر به هر یک به اختصار اشاره می شود:

۱- شرط داوری

شر ط داوری بدون شک، یکی از مهم ترین منابع صلاحیت هر دیوان داوری است که تشکیل می شود. شرط داوری که در دو شکل ممکن است مطرح شود:

اول- شرط داوری در ضمن قرارداد اصلی مطرح شود؛

دوم- شرط داوری به موجب قرارداد جداگانه ای که خود یک قرارداد داوری نام می‌گیرد، مطرح می شود. (در قسمت بعدی،یعنی بند ب توضیح داده می شود) در صورت اول طرفین در خصوص موضوع اصلی قرارداد کاری تنظیم می‌کنند؛ که یکی از قسمت های آن نیز به بحث داوری اختصاص می‌یابد. به دیگر بیان یکی از شروط این قرارداد حق رجوع به دیوان داوری است؛ اما صرف وجود شرط داوری تنها، کافی نیست و حتماً باید همراه با تقاضای ارجاع به داوری باشد تا صلاحیت دیوان به طور کامل محقق گردد. همچنین برای تعیین محدوده ی صلاحیت دیوان حتما باید به شرط و قرارداد اصلی توجه شود. همچنین به اعتقاد برخی حقوق ‌دانان قلمرو شرط داوری ممکن است با توافق طرفین جرح و تعدیل هم گردد. (Steel, 2007, 144)

۲- قرارداد داوری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:41:00 ب.ظ ]




نتایج آزمون نشان داد که بین میانگین نمرات کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا و پایین در مؤلفه ی حافظه کاری تفاوت معناداری وجود ندارد.

فرضیه چهارم: بین کارکرد اجرایی سازمان‌دهی در کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا و پایین تفاوت وجود دارد.

نتایج آزمون نشان داد که بین میانگین نمرات کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا و پایین در مؤلفه ی سازمان دهی تفاوت معناداری وجود دارد. ‌بنابرین‏، با ۹۹ درصد اطمینان می‏توان گفت: کارکرد اجرایی سازمان دهی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا بهتر از کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با خلاقیت پایین است.

فرضیه پنجم: بین کارکرد اجرایی انعطاف پذیری در کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا و پایین تفاوت وجود دارد.

نتایج آزمون نشان داد که بین میانگین نمرات کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا و پایین در مؤلفه ی انعطاف پذیری تفاوت معناداری وجود دارد. ‌بنابرین‏، با ۹۹ درصد اطمینان می‏توان گفت: کارکرد اجرایی انعطاف پذیری کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با خلاقیت بالا بهتر از کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با خلاقیت پایین است.

۵-۳ بحث و نتیجه گیری

در این بخش به نتیجه گیری از یافته های پژوهش و در پایان تبیینی از یافته ها ارائه می شود.

با توجه به بررسی فرضیه های این پژوهش مشخص شد که در برخی از مؤلفه های کارکردهای اجرایی مانند توجه انتخابی، سازمان دهی و انعطاف پذیری بین دو گروه از کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با خلاقیت پایین تفاوت قابل ملاحظه ای وجود داشت؛ در حالی که در مؤلفه های کارکردهای اجرایی بازداری و حافظه کاری تفاوت معنادار و قابل توجهی یافت نشد.

لازم به ذکر است مطالعه ای که ‌در مورد این موضوع در میان کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با خلاقیت پایین پرداخته باشد، وجود نداشت. ‌بنابرین‏، نتایج پژوهش هایی که تا حدودی ‌به این مباحث نزدیک است در زیر اشاره شده است:

نتایج مطالعات هلی و روکلیج (۲۰۰۶) نشان داد که بین خلاقیت و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی رابطه ی معنادار وجود ندارد، بدین معنی که کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی خلاق تر از کودکان بدون این اختلال نبودند. هلی و روکلیج نشان داده‌اند که یک درصد بالا (۴۰ درصد) از کودکان خلاق، سطوح قابل توجهی از علائم نارسایی توجه/ بیش فعالی را نمایش دادند. همچنین، آن ها نشان داده‌اند که هم کودکان دارای نارسایی توجه/ بیش فعالی و هم کودکان خلاق با نارسایی توجه/ بیش فعالی در سرعت نامگذاری و زمان واکنش مشکل داشتند.

آبراهام و همکاران (۲۰۰۶) به بررسی تفکر خلاق در نوجوانان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی پرداخت، یافته ها نشان داد که کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعال بیشتر از گروه عادی تفکر خلاق دارند.

    1. . brande ↑

    1. . royall ↑

    1. Still.19 ↑

    1. . Brown ↑

    1. ۲۱ . disruptive behavior disorder ↑

    1. . Diagnostic and Statistical Manual of Disorders – II ↑

    1. ۲۳ . hyperkinetic reaction of childhood ↑

    1. . Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders – III ↑

    1. . Attention Deficit Disorder ↑

    1. . Diagnostic and Statistical Manual of mental Disorders – III – R ↑

    1. . Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders – IV ↑

    1. . type ↑

    1. . impulsivity – hyperactivity ↑

    1. . Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders – V ↑

    1. . symptomatology ↑

    1. . etiology ↑

    1. . neuropsychological ↑

    1. . frontal lobe ↑

    1. . schizophrenia ↑

    1. . Wiscansin Card Sort ↑

    1. . Rey – Osterreith ↑

    1. . Tower of Hanoi / London ↑

    1. . tests of executive function ↑

    1. . prefrontal cortex ↑

    1. . symptoms ↑

    1. . Wolraich ↑

    1. Antisocial personality disorder.43 ↑

    1. . Mannuzza ↑

    1. . lezak ↑

    1. .self-serving ↑

    1. . Baddeley ↑

    1. . Gagne ↑

    1. .anergia ↑

    1. . brain circuits ↑

    1. . Organizing ↑

    1. . creek ↑

    1. . Scheres ↑

    1. . Schachar, Logan ↑

    1. .prepotent ↑

    1. .Selective attention ↑

    1. . Posner , Raichle ↑

    1. . Swanson ↑

    1. .neuroanatomic network theory of attention ↑

    1. .alerting ↑

    1. .orienting ↑

    1. .executive control ↑

    1. .alrert state ↑

    1. .neural noise ↑

    1. . overlearned response ↑

    1. . Fernandez-Duque ↑

    1. . Peterson ↑

    1. . Casey ↑

    1. . Hynd ↑

    1. . Baddeley ↑

    1. . Karatekin ↑

    1. .higher cognitive process ↑

    1. .Hitch ↑

    1. .phonological ↑

    1. .visuo-spatial ↑

    1. .central executive ↑

    1. .temporary buffers ↑

    1. .rehearsal ↑

    1. .Rapport ↑

    1. .stimulation seeking ↑

    1. . Flexibility ↑

    1. . Borkowski, Burke ↑

    1. . Denckla ↑

    1. .primordial ↑

    1. .internalization of speech ↑

    1. .self-regulation of affect/motivation/arousal ↑

    1. .reconstitution ↑

    1. . Seidman, L. ↑

    1. .activation ↑

    1. .focus ↑

    1. .effort ↑

    1. .emotion ↑

    1. .action ↑

    1. alcohol abuse. ↑

    1. . letter fluency ↑

    1. . Baddeley model of working memory ↑

    1. .memory load ↑

    1. . dual task ↑

    1. . central executive functioning ↑

    1. . simple response time ↑

    1. . Slaats – Willemse ↑

    1. . go – no go task ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:41:00 ب.ظ ]




    1. عاملی ، حر ، تفصیل وسایل الشیعه الی مسایل الشریعه ، مکتب اسلام، تهران ، چاپ ششم، ۱۳۸۴ه.ق.

    1. لابوم ، ژول ، تفصیل آیات القرآن الحکیم بانضمام مستدرک ، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، کتابفروشی اسلامیه ، تهران ، چاپ اول، ۱۳۵۵ .

    1. مقدسی ، عبدالله بن احمد بن محمد (ابن قدامه) ، مغنی ، دارالکتب العلمیه، بیروت ، بی تا.

    1. مکی ، محمد (شهید اول) ، اللمعه الدمشقیه ، دارالفکر ، قم ، چاپ پنجم، ۱۳۷۴٫

  1. موسوی خمینی ، سید روح الله (امام خمینی) ،تحریرالوسیله، مؤسسه‌ نشر اسلامی ، بی جا، چاپ پنجم، ۱۴۱۵ ه.ق

ج- مقالات

    1. جوانفکر، عباس،زندانیان مهریه، نشریه اصلاح و تربیت،شماره ۱۱۶ ، ۱۳۸۴٫

    1. علی آبادی ، علی ، تعمقی در نصاب پذیری مهریه،دانشگاه آزاد تهران شمال،۱۳۸۸٫

    1. موسوی کاشمری،مهدی ، مهریه مطلوب،پرسش و پاسخ نشریه زن،شماره۹۸،۱۳۸۰٫

  1. یوسف زاده ، حسن، پایش جامعه شناختی مهریه، کتاب زنان، شماره ۲۷۰، ۱۳۸۴٫

د- سایت ها:

www.ghavanin.com

www.usc.edu

www.mehreah.blogfa.com

www.dadkhahi.com

ه – نرم افزار:

نرم ا فزار جامع فقه اهل بیت ۲

    1. ۱-جعفری لنگرودی،محمد جعفر،ترمینولوژی حقوقی،تهران گنج دانش،ص ۷۰۲ ↑

    1. ۲-دهخدا، علی‌اکبر. لغت نامه،‌ ج ۴۶،ذیل واژه مهر ↑

    1. ۳- همان، ج۱۴، ص۷۰۵ ↑

    1. ۴-حائری، ایوب. عشرون سئوالات و شبهه حول المراه، ترجمه اسلام ملکی معاف قم، دارالثقلین، ۱۳۷۸: ۸۷٫ ↑

    1. ۱- سایت دایره‌المعارف اسلامی به آدرس:www.usc.edu: glossary of Islamic terms & concepts: The encyclopedia of Islam, Leiden, Brill, 1999 ↑

    1. ۲- همان منبع ↑

    1. ۳٫سایت مرکز فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم اسلامی به آدرس: www.usc.edu

    1. ۴- طباطبایی، محمدحسین، زن دراسلام، قم: دفتر تنظیم و نشر آثار علامه.، ۱۳۸۴: ص۳۲۹٫ ↑

    1. ۱- طباطبایی، محمدحسین، زن دراسلام، قم: دفتر تنظیم و نشر آثار علامه.، ۱۳۸۴: ص۳۲۹٫ ↑

    1. ۲-مطهری، مرتضی: «نظام حقوق زن در اسلام»، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۵۷، ۶۷٫ ↑

    1. ۱- قادری، زهره. مهریه از دیدگاه اسلام. تهران: شمیم یاس. ۱۳۸۲، ص۱۰٫ ↑

    1. ۱- حر عاملی، محمد ابن الحسن: «وسایل الشیعه»، ج ۱۵، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۷۴ص۲۶٫ ↑

    1. ۱- طباطبایی، محمدحسین، زن دراسلام،همان،ص ۳۳۰ ↑

    1. ۲- حسین صفایی واسدالله امامی،حقوق خانواده،ج ۲، انتشارات تهران،۱۳۷۰، ص ۱۹۵ ↑

    1. ۳-امامی،سید حسن،حقوق مدنی جلد۴،تهران،چاپخانه اسلامیه،ص۳۷۸ ↑

    1. – موسوی خمینی،سید روح اله(امام خمینی)،تحریرالوسیله،ج۳،انتشارات اسلامی،بی تا،ص۵۲۹ ↑

    1. ۱- صفایی ، حسین و امامی ، اسدالله ، حقوق خانواده ، همان،ص ۹۵ ↑

    1. ۱-امامی ،همان منبع،ص۳۸۱ ↑

    1. ۲- امام خمینی،همان منبع،ص۵۲۹ ↑

    1. ۱-امام خمینی،همان منبع،ص۵۲۹ ↑

    1. ۲- حر عاملی، محمدبن الحسن. وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۵ص۱۱۰٫ ↑

    1. ۱-کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، چاپ سوم، ج ۱، ص ۱۵۰ ↑

    1. ۲-فیض، علیرضا، مبادى فقه و اصول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ۷، ۱۳۸۹ص ۳۷۷ ↑

    1. – صفایی ، حسین و امامی ، اسدالله ، حقوق خانواده ، تهران ،ص ۷۰ ↑

    1. – یوسف زاده ، حسن،پایش جامعه شناختی مهریه، کتاب زنان، شماره ۲۷۰، ۱۳۸۴،ص۵۰ ↑

    1. ۲- موسوی خمینی ، سید روح الله (امام خمینی) ،تحریرالوسیله، مؤسسه‌ نشر اسلامی ، بی جا، چاپ پنجم، ۱۴۱۵ ه.ق، ص۴۸۷ ↑

    1. – همان منبع، ص۴۸۹ ↑

    1. همان منبع، ص۴۸۹ ↑

    1. ۱-فیض، علیرضا ، مبادی فقه و اصول، دانشگاه تهران، تهران ، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۲،ص ۴۲ ↑

    1. ۲- مطهری، مرتضی. مجموعه آثار. ج ۱۹٫ قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۸، ص۱۸۷٫ ↑

    1. ۱- صفایی ، همان، ص ۸۷ ↑

    1. ۲- حر العاملی ،همان منبع، ص۲۳۸ ↑

    1. ۳- حرعاملی،همان منبع،ص ۸۲۱ ↑

    1. ۱-. محمدی ری‏شهری، محمد، میزان الحکمه. قم: دارالحدیث، ۱۴۰۴ق،ص۲۵۶ ↑

    1. ۲-محمدی ری شهری،.همان منبع ،ص۲۵۵ ↑

    1. ۳- www.mehreah.blogfa.com

    1. ۱- طباطبایی، محمدحسین، زن دراسلام،همان،ص ۳۳۳ ↑

    1. ۱- صفایی ، حسین و امامی ، اسدالله ، حقوق خانواده ، دانشگاه تهران ، تهران ، چاپ ششم ،ص۴۰ ↑

    1. ۱-صفایی ، حسین و امامی ، اسدالله ، حقوق خانواده ، همان،ص ۴۵٫ ↑

    1. ۲- همان منبع ، ص ۵۰٫ ↑

    1. ۱-محمّد تقى مصباح یزدى، جزوه حقوق و سیاست در قرآن، درس ۲۱۱٫ ↑

    1. ۱- سوره مبارکه نساء آیه ۴٫ ↑

    1. ۲- مهرالمثل، یعنى مهریه اى که در عرف براى مثلِ این ازدواج از نظر وضع و شؤون خانوادگى، در نظر گرفته مى‌شود. ↑

    1. ۳-سوره مبارکه نساءآیات ۲۰ و ۲۱٫ ↑

    1. ۴- سوره مبارکه نساء،ایه۲۰٫ ↑

    1. ۱- یوسف زاده،حسن،پایش جامعه شناختی مهریه،کتاب زنان،شماره۲۷،۱۳۸۴ . ↑

    1. ۱- بیات،رقیه،برسی مهریه و نفقه زوجه،زن روز،شماره۱۹۸۷،۱۳۸۱٫ ↑

    1. ۱- فرهنگ عمید ص ۱۱۸۱. ↑

    1. ۲- سوره مبارکه بقره،آیه ۲۳۷. ↑

    1. ۳- نیک ، سکینه ، حقوق زن وشوهر در اسلام ،ص۱۲۰. ↑

    1. ۴- مطهری ،مرتضی ،نظام حقوق زن ، ص۲۳۳. ↑

    1. ۱- مجمع البیان، ج ۳،ص۲۵. ↑

    1. ۲- جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق ، ابن سینا، تهران ، چاپ اول، ۱۳۴۶، ص ۳۱۵ ↑

    1. ۳-موسوی کاشمری،مهدی،مهریه مطلوب،پرسش و پاسخ،نشریه زن ،شماره۳۲،۱۳۸۰،ص۹۸ ↑

    1. ۳- مطهری ،مرتضی ،نظام حقوق زن ، ص ۱۰۲٫ ↑

    1. ۱- جوادى آملى، زن در آیینه جلال و جمال، ، نشر اسراء، ص ۰۴۳ ↑

    1. – مطهری ،مرتضی-همان منبع –ص۲۵۵٫ ↑

    1. -مطهری ،مرتضی-همان منبع-ص۲۵۸٫ ↑

    1. ۲- علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏۲، ص۶۴۳٫ ↑

    1. ۳- علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، همان، ص ۶۰۱٫ ↑

    1. ۱- جوانفکر،عباس،زندانیان مهریه،نشریه اصلاح و تربیت،شماره۱۳۸۴،۱۱۶ ↑

    1. ۱- به نقل از مقاله تعمقی در نصاب پذیری مهر ، علی ,علی آبادی. ↑

    1. ۱- میر شمسی ، فاطمه مبانی حقوق و تکالیف زن در ازدواج از دیدگاه فقه امامیه، ص۲۰۰ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




  1. فرزند پروری متعادل[۳۱]

در فرزندپروی متعادل، والدین دارای قوانین و انتظارات مشخصی هستند و آن ها را با فرزندانشان در میان می‌گذارند. اگر چه نظرات فرزند قابل احترام است اما اختیار کامل و قدرت دست والدین است، و از دلیل و منطق و قدرت خود، برای به اجرا گذاشتن استانداردهای مورد نظرشان استفاده می‌کنند. لازم به ذکر است که مرجع قدرت بودن با کنترل کردن افراد کاملا متفاوت است.

۳-فرزند پروری استبدادی[۳۲]

در فرزند پروری استبدادی، والدین دارای قوانین و انتظارات قطعی و انعطاف ناپذیر هستند و به شدت آن ها را به کار می گیرند. این گونه والدین انتظار دارند که فرزندشان از آن ها اطاعت کند. این دسته از والدین به نیاز فرزند اهمیت می‌دهند، اما والدین مستبد اغلب رفتاری عصبی و درگیرانه دارند، آن ها غالباً دمدمی مزاج، ناخشنود، آسیب پذیر در برابر استرس و غیر دوستانه اند.

۴-فرزند پروری آسان گیر[۳۳] (سهل انگارانه)

در فرزند پروری سهل انگارانه، والدین اجازه می‌دهند که تمایلات بچه ها بر خواستها و تمایلات آن ها پیشی بگیرد و به ندرت بچه ها را وادار می‌کنند تا خود را با استانداردهای والدین هماهنگ نمایند.

۵-فرزند پروری سخت گیرانه[۳۴]

در فرزند پروری دوری جوینده، والدین توجه چندانی به نیازها ی بچه ها ندارند و ندرتاً درمورد نوع رفتار آن ها دارای انتظار خاصی هستند. در این شیوه بچه ها به سختی احساس می‌کنند که به آن ها اهمیت داده می شود، با این حال از آن ها انتظار رفتار درست می رود چون قانون های زیادی در کار است. در نتیجه بچه های چنین خانواده هایی نوعاً نابالغ و از نظر روانی دارای مشکل هستند.

۶-فرزند پروری غیرمسئولانه[۳۵]

در فرزند پروری غیرمسئولانه، والدین فرزندان را نادیده گرفته و اجازه می‌دهند تمایلات فرزندان پیشی بگیرد. ولی تا آنجا که مزاحم فعالیت‌های خود والدین نشوند. این الگو برای فرزندان مشکل ساز است زیرا آن ها از نظر عاطفی به حال خود واگذاشته شده و بدون حمایت هستند و یا قانون و انتظارات خاصی وجود ندارد که آن ها خود را با آن هماهنگ سازند. این شیوه معمولاً در تحقیقات به چاپ رسیده مورد بحث قرار نمی گیرد، اما از بسیاری جهات با شیوه سخت گیرانه مشترک است. بچه هایی که دارای والدین غیر مسئول هستند اغلب گوشه گیر و نا کارآمد هستند(ساندرز[۳۶]، ۲۰۱۲).

۲-۱-۲-۳ نظریه اریکسون:[۳۷]

بنابر نظریه تحول روانی اجتماعی اریکسون، شکل گیری شخصیت بر طبق مراحل و بر اساس رشد بدنی که تعیین کننده کشش فرد نسبت به جهان خارجی و هشیار شدن وی نسبت به آن است تحقق می پذیرد. بر اساس مراحل ۸گانه روانی اجتماعی اریکسون، اهداف و سبک‌های فرزند پروری والدین در مراحل مختلف رشد تغییر می‌کند. در مرحله اول رشد روانی اجتماعی اریکسون که اعتماد در برابر عدم اعتماد می‌باشد و از تولد تا ۱۸ ماهگی را شامل می شود، هدف اصلی فرزند پروری در این مرحله ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای فرزند می‌باشد. هدف اصلی فرزندپروری برای کودکانی که در سنین ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی به سر می‌برند و در مرحله خود مختاری در برابر شک وتردید می‌باشند،کنترل رفتار فرزندان می‌باشد. برای کودک ۳ تا ۵ ساله که در مرحله ابتکار در برابر احساس گناه به سر می‌برد، هدف عمده فرزندپروری باید پرورش خود گردانی باشد. در مرحله چهارم که اریکسون این مرحله را کارایی در برابر احساس حقارت نامیده است و کودکان ۵ تا ۱۱ ساله را در بر می‌گیرد، هدف اصلی فرزندپروری ترقی دادن و پیشرفت کودک است. در مرحله پنجم که دوران نوجوانی است و مرحله هویت در برابر آشفتگی می‌باشد، هدف اصلی فرزند پروری تشویق به استقلال و حمایت‌های عاطفی است(بامریند[۳۸]، ۲۰۰۲).

۲-۱-۲-۴ الگوی زیگلمن[۳۹]

زیگلمن روش های ارتباطی والدین و فرزندان را به چهار قسمت کلی تقسیم ‌کرده‌است:

۱-والدین مقتدر ۲- والدین مستبد ۳- والدین سهل گیر ۴- والدین مسامحه گر یا بی اعتنا که در زیر ویژگی های هر یک از آن ها را مورد بحث قرار می‌دهیم.

والدین مقتدر : والدین مقتدر انعطاف پذیر و مطالبه کننده هستند. آن ها بر روی فرزندانشان کنترل اعمال می‌کنند اما در عین حال پذیرنده و پاسخ دهنده نیز هستند. به طور پیوسته آن قوانین را اجرا می‌کنند. آن ها همچنین دلیل و منطق این قوانین و محدودیت ها را توضیح می‌دهند. نسبت به نیازها و دیدگاه های کودکانشان پذیرنده هستند و مواقعی که آن ها در حال توصیه به فرزندان هستند، احترام فرزندانشان را نیز رعایت می‌کنند. مقررات واضحی برای رفتارهای کودکان وضع می‌کنند. قاطع هستند ولی سخت گیر و تحمیل کننده نیستند. روش های انضباطی شان حمایتی است تا اینکه تنبیه باشد. آن ها می خواهند کودکانشان ابراز وجود کنند. همچنین این کودکان از لحاظ اجتماعی مسئولیت پذیر و خودنظم ده و اهل مشارکت می‌باشند. والدینی که از سبک اقتدار منطقی استفاده می‌کنند به فرزندان خود می آموزند که درگیری و اختلاف نظر با در نظر گرفتن نقطه نظر فرد دیگر و در چارچوب گفتگو، به طور مؤثر حل خواهد شد. آن ها متناسب با سن فرزندانشان به آن ها مسئولیت می‌دهند و برای رسیدن فرزندان به حداکثر سطح رشدی لازم برای دستیابی به یک فردیت مطمئن و مستقل، ساختار لازم را فراهم می آورند(زیگلمن، ۲۰۰۱؛ به نقل از پاترسن[۴۰]، ۲۰۱۰).

والدین مستبد: این والدین قوانین را به طور انعطاف ناپذیری تحمیل می‌کنند. از نظر تربیتی خشن و تنبیه کننده هستند. با رفتار بد مقابله می‌کنند و کودک بدرفتار را تنبیه می‌کنند. ابراز محبت و صمیمیت آن ها نسبت به کودکان در سطح پایین است. آن ها امیال کودکان را در ‌نظر نمی گیرند و عقایدشان را جویا نمی شوند. کودکان دارای چنین والدین ثبات روحی و فکری ندارند و خویشتن را بدبخت می پندارند. آن ها زود ناراحت می‌شوند و در برابر فشارهای روانی آسیب پذیرند. والدین مستبد از نظر درخواست کنندگی و دستوردادن در سطح بالایی هستند اما پاسخ دهنده نیستند. آن ها قدرت مدار و واضع قانون هستند و انتظار دارند دستوراتشان بدون توضیح دادن اطاعت شود. همچنین آن ها محیط های ساختار یافته با قواعد واضح فراهم نمی کنند(زیگلمن، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیاز[۴۱]، ۲۰۰۵).

والدین سهل گیر : این والدین نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی سهل انگار هستند. نظم و ترتیب و قانون کلی در این نوع خانواده حاکم است و پایبندی اعضا به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی بسیار کم است. هر کس هر کاری که بخواهد می‌تواند انجام دهد. فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و به سبب هرج و مرج، نوعی تزلزل روحی در این گونه خانواده ها به چشم می‌خورد. این تزلزل باعث بی بند و باری کودکان شده و سبب می شود آنان نسبت به زندگی احساس مسئولیت نکنند. همچنین از ویژگی های فرزندان رشد یافته در چنین خانواده هایی می توان گفت آن ها در مقابل بزگسالان مقاوم و لجوجند. آن ها دارای اتکای به نفس پایینی هستند، زود خشمگین و زود خوشحال می‌شوند، تکانشی و پرخاشگرند و در مقابله با فشارهای روانی دچار مشکل می‌شوند(زیگلمن، ۲۰۰۱، به نقل از دیاز، ۲۰۰۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




بند دوم: اقدامات کمیسیون حقوق بین الملل در زمینه میادین مشترک گاز

در طی ۳۰ سال گذشته طرح های مختلفی در کمیسیون حقوق بین الملل مطرح شده است، که برخی از آن ها به کنوانسیون های بین‌المللی تبدیل شده اند. در این میان برخی از طرح های مطرح شده در کمیسیون به نوعی با منابع مشترک طبیعی و بهره برداری از آن ها مرتبط بوده است. در این اینجا به مصدایقی از این طرح ها اشاره می نماییم. از جمله اقدامات کمیسیون ارائه طرح راجع به منابع طبیعی مشترک(آب های زیر زمینی، نفت و گاز) می‌باشد که تا حد زیادی با موضوع مورد بحث ما همخوانی دارد.

موضوع منابع طبیعی مشترک از سال ۲۰۰۲ در دستور کار کمیسیون قرار گرفت.[۱۳۵] در واقع لزوم برقراری قواعد تنظیم کننده نحوه ی استفاده از منابع طبیعی فرامرزی مشترک امری است که می‌تواند مبنای توجیه پرداختن کمیسیون به موضوع منابع طبیعی مشترک باشد، بویژه که در قرن ۲۱ و با کمیابی منابع طبیعی انتظار می رود دولت ها برای بهره مندی بیشتر به سمت منابع طبیعی واقع در مناطق مرزی بروند.

استقلال عمل دولت های همسایه در بهره برداری از منابع مشترک می‌تواند احتمالا به تعارض منتهی شود، ‌بنابرین‏ بسیار معقول به نظر می‌رسد که جامعه بین الملل به دنبال توسعه هنجارهایی باشد که حداقل الزاماتی را برای همکاری منطقه ای یا دو جانبه و حداکثر محدودیت های حاکمیت دولت در بهره برداری از منابع طبیعی فرامرزی برقرار کند.

‌در مورد وصف منابع طبیعی مشترک و ماهیت آن ها در کمیسیون اختلاف نظر پیش آمد، اما در نظر کمیسیون و بویژه کمیته ششم آن، آنچه مسلم است این است که طبیعت مرزها را به رسمیت نمی شناسد و لذا منابع طبیعی مانند مخازن مشترک گاز و نفت، آبراه ها و آب های زیر زمینی می‌تواند بین تعدادی از دولت ها مشترک، باشد این منابع معرف طبقه میانه توصیف شده اند، چون این دسته از اموال آشکارا مال مشترک همه ی دولت ها نیستند و در عین حال به طور نامحدود در کنترل انحصاری یک دولت هم نیستند.

البته معدودی از دولت ها در استفاده و بهره مندی از منابع، با اولویت ذینفع می‌باشند. از این رو گفتن این که منابع مشترک متعلق به یک طبقه بندی متوسط است، راهی عادلانه برای توصیف چنین منابعی می‌باشد، ضمنا این منابع می‌تواند تا حدی معین به عنوان منابع بین‌المللی توصیف شود. لذا دولت ها نمی توانند بدون درنظر گرفتن وجوه بین‌المللی آن تصمیمی در ارتباط با یک مخزن اتخاذ نمایند و ملزمند با دولت های همسایه به مشورت و تبادل اطلاعات بپردازند.

این خصیصه بین‌المللی حقوق و تکالیفی را به دنبال دارد که عبارتند از:

    1. تعهد به همکاری(شامل توجه به برقراری سازو کار مدیریت مشترک)،

    1. حق بهره برداری منصفانه و معقول و

  1. تهعد به لطمه نزدن به منبع و منافع مشروع دولت یا دول دیگر

با وجود همه این مباحث صورت گرفته در کمیسیون حقوق بین الملل، چون تاکنون هیچ قاعده تثبیت شده ای در حقوق بین الملل در زمینه بهره برداری از منابع طبیعی مشترک از جمله میادین مشترک گاز وجود ندارد و همچنین با در نظر گرفتن سطح بالای فنی موضوع، به نظر می‌رسد که اصل استفاده منصفانه به احتمال زیاد در متن پیشنهادی ‌در مورد منابع نفت و گاز مشترک که قرار است در کمیسیون بررسی شود، پیش‌بینی خواهد شد، همان گونه که در متن مواد کمیسیون ‌در مورد آب های زیرزمینی درج شده است.

بند سوم: دیدگاه های علمای حقوق بین الملل

موضوع منابع مشترک گاز و رژیم حقوقی حاکم بر آن موضوعی کم سابقه است و از سوی دیگر در این زمینه اندک معاهدات و آرای قضایی هم وجود دارد. این اندک بودن منابع اصلی ما را به سوی منابع فرعی در عرصه حقوق بین الملل سوق می‌دهد. یکی از این منابع فرعی نظرات و دیدگاه های علمای حقوق بین‌المللی است.

حوزه حقوق نفت و گاز نیز خالی از این دیدگاه ها نیست و در باب رژیم حقوقی حاکم بر منابع مشترک این عرصه؛ چند دیدگاه کلی و مهم وجود دارد.

الف: طرفداران حیازت بین‌المللی

این دسته از علمای حقوق معتقدند که تا زمانی که قاعده عرفی یا موافقت نامه عام یا خاص ‌در مورد چگونگی بهره برداری از منابع مشترک در دسترس نباشد، دولت ها می‌توانند قاعده حیازت را در این مورد اعمال نمایند.

در این مورد بین مناطقی که در آن تحدید حدود صورت گرفته و یا نگرفته، وجود تفاوتی ندارد. این گروه از حقوق ‌دانان دلیل استدلال خود را فقدان هنجاری قطعی در حقوق بین الملل که رفتار خاصی را ‌در مورد بهره برداری از منابع مشترک می طلبد، می دانند. چون وصف مشترک آن ها به معنای نوعی حالت اشاعه در مالکیت منبع نبوده و از این رو بهره برداری نیازمند رضایت شریک نیست، در تنیجه هر دولت با توسل به اصل حاکمیت خود و حتی بدون هماهنگی با دول دیگر اقدام به برداشت از منبع مشترک نماید، حتی اگر گاز همسایه هم استخراج گردد.

این گروه از علمای حقوق برای توجیه دیدگاه خود به مصادیقی توسل می جویند، که عبارتند از:

    1. قضیه میادین مشترک ساسان – ابوالبکوش بین ایران و ابوظبی

  1. استفاده قضیه لوتوس و آموزه های آن به عنوان مبنای قاعده حیازت

نظریه قاعده حیازت هر چند در عرصه بین الملل طرفداران زیادی ندارد، اما از جاذبه نیرومندی بهره مند است و دلایل آن هم عبارت است از:

    1. سادگی و سازگاری با طبیعت امور و تفکیک و تاثیر تحدید حدود مرزی یا عدم انجام آن

    1. بی اعتنایی اولیه به نتایج اعمال بدون قید و شرط قاعده در حقوق ملی برخی کشورها

  1. فقدان قاعده ای صریح و شفاف در تنظیم روابط دول ذینفع در صورت طرد قاعده حیازت

با وجود این جاذبه ها انتقاداتی بر استدلال این گروه وارد است که می توان آن ها را به صورت خلاصه چنین بیان نمود.

  1. قضیه مورد تمسک آن ها میادین مشترک ساسان – ابوالبکوش در زمانی روی داد که ایران در جریان انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی بود و عدم برداشت وی از میادین مشترک به دلیل اوضاع کشور قابل پذیرش می‌باشد. البته ایران هیچ گاه عدم تمایل خود را به بهره برداری از این منابع اعمال نکرده است و عدم بهره برداری به صورت موقت بوده، و از سوی دیگر امارات در برداشت خود طی سال های ۱۹۷۶ به بعدف از محدوده پیشین خود تجاوز نکرده است، هر چند که به خاطر خاصیت سیال بودن منابع موجود در آن(نفت و گاز)، بیشتر منابع آن به سمت ابوظبی روانه شده است.

البته باید یادآور شد که عدم اعتراض ایران نسبت به اقدام امارات، دلالت بر درستی رفتار آن ها ندارد، چرا که اثبات شی نفی ماعدا نمی کند.

این قضیه با تمام ابعاد و مسائل مربوطه اش، مصداق ثانویه ای ندارد. بنا بر همین دلایل این قضیه نمی تواند مثال مناسبی برای توصیه اجرای قاعده حیازت باشد.[۱۳۶]

    1. قاعده حیازت توانایی پوشش همه ی وجوه احتمالی در زمینه منابع طبیعی مشترک را ندارد، به عنوان مثال قاعده مذکور در همه ی مواردی که تحدید حدود صورت گرفته باشد و یا تحدید حدود واقع نشده باشدبه یک اندازه قابل اعمال است و این می‌تواند بسیاری از معادلات منطقه ای و حتی بین‌المللی را برهم زند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




۷-۱-۴-تعریف عملیاتی صفات شخصیتی:

منظور از صفات شخصیتی در پژوهش حاضر نمره ای است که فرد از اجرای پرسشنامه شخصیت NEO-FFIبدست می آورد.

۷-۱-۵- تعریف مفهومی ابعاد کمال گرایی:

کمال گرایی یک ویژگی شخصیتی است که با تلاش برای رسیدن به بالاترین درجه و تعیین استانداردهای بسیار بالا برای عملکرد همراه با ارزیابی انتقادی بیش ازحد مشخص می شود(فلت و هویت[۴۴]،۲۰۰۲).

۷-۱-۶-تعریف عملیاتی ابعاد کمال گرایی:

کمال گرایی در این پژوهش نمره ای که با بهره گرفتن از پرسشنامه مقیاس جدید کمال گرایی که توسط هیل و همکاران(۲۰۰۴) تهیه شده منظور می‌گردد.

۷-۱-۷-تعریف مفهومی خودکارآمدی:

باورهای خودکارآمدی به تغییرات انگیزش،شناختی و رفتاری و افزایش تنظیم هیجان و عملکرد روانی-اجتماعی فرد مربوط می شود(بندورا،۱۹۷۷).

۷-۱-۸ -تعریف عملیاتی خودکارآمدی:

منظور از خودکارآمدی در پژوهش حاضر نمره ای است که فرد از اجرای پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس(۱۹۸۲) به دست می آورد.

۲-۱- مقدمه

فصل دوم:

پیشینه پژوهش

این فصل از دو بخش تشکیل می شود که شامل الف) پیشینه نظری متغیرهای اضطراب اجتماعی، صفات شخصیتی، ابعاد کمال گرایی و خودکارآمدی و ب) پیشینه تجربی پژوهش که شامل مروری بر تحقیقات انجام شده در رابطه با متغیرهای پژوهش می‌باشد.

۲-۲- مبانی نظری متغیرهای پژوهش

۲-۲-۱- اضطراب اجتماعی

مفهوم فوبی اجتماعی، اواخر دهه ۶۰ مطرح شد. اختلال اضطراب اجتماعی نیز با عنوان اختلال های فوبیک از اوایل دهه ۸۰ وارد متون علمی شد. در میانه دهه ۸۰ از اختلال اضطراب اجتماعی با عنوان اختلال اضطراب غفلت شده یاد کردند. از آن پس تحولات زیادی در خصوص این اختلال رخ داده است. هم اکنون توافق عموم با عنوان اختلال اضطراب اجتماعی بوده است تا این عنوان گویای تمایز و فراگیر بودن این اختلال و دلالتی بر آسیب زا بودن این اختلال باشد (محمدی و همکاران، ۱۳۹۲).

اضطراب اجتماعی با ترس افراطی از تحقیر[۴۵] و خجالت[۴۶] مشخص می شود(استین و استین[۴۷]،۲۰۰۸).در پنجمین طبقه بندی اختلالات روانی(DSM5،۲۰۱۳،ترجمه سیدمحمدی)،ملاک های تشخیصی زیر برای اضطراب اجتماعی در نظر گرفته شده است:

۱٫ترس یا اضطراب محسوس ‌در مورد یک یا چند موقعیت اجتماعی که در آن ها فرد با احتمال بررسی دقیق دیگران مواجه شود.از جمله نمونه های آن عبارتند از: تعاملات اجتماعی(مانند گفتگو داشتن، ملاقات با افراد نا آشنا)، مورد مشاهده قرار گرفتن(مانند خوردن و نوشیدن) و عمل کردن جلوی دیگران (مانند ایراد سخنرانی).

۲٫فرد می ترسد که طوری عمل کند یا نشانه های اضطراب بروز دهد که به صورت منفی ارزیابی شوند(یعنی، خجالت آور یا تحقیرآمیز باشند؛ به طرد یا دلخوری دیگران منجر شوند.

۳٫موقعیت های اجتماعی تقریبا همیشه ترس یا اضطراب را برانگیخته می‌کنند.

۴٫از موقعیت های اجتماعی اجتناب می شود یا این موقعیت های با ترس یا اضطراب شدید تحمل می‌شوند.

۵٫ترس یا اضطراب با تهدید واقعی که توسط موقعیت های اجتماعی ایجاد می شود و با زمینه اجتماعی-فرهنگی بی تناسب است.

۶٫ترس،اضطراب،یا اجتناب مداوم است، معمولا شش ماه یا بیشتر ادامه می‌یابد.

۷٫ترس، اضطراب، یا اجتناب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی یا زمینه‌های مهم دیگر عملکرد ایجاد می‌کند.

۸٫ ترس، اضطراب،یا اجتناب ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی مواد (مثل سوء مصرف مواد مخدر،دارو) یا بیماری جسمانی دیگر نیست.

۹٫ ترس، اضطراب، یا اجتناب با نشانه های اختلال روانی دیگر، مانند وحشتزدگی،اختلال بدشکلی بدن، یا اختلال طیف اوتیسم بهتر توجیه نمی شود.

۱۰٫اگر بیماری جسمانی دیگری (مثل بیماری پارکینسون، چاقی، بدشکلی ناشی از سوختگی ها یا جراحت) وجود داشته باشد،ترس،اضطراب،یا اجتناب آشکارا نامربوط یا بیش از حد است.

۲-۲-۲- ویژگی های اختلال اضطراب اجتماعی

ویژگی اصلی اختلال اضطراب اجتماعی، ترس یا اضطراب محسوس یا شدید از موقعیت های اجتماعی است که در آن ها ممکن است فرد مورد بررسی دقیق دیگران قرار بگیرد(DSM5،۲۰۱۳،ترجمه سیدمحمدی).افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از موقعیت هایی چون سخنرانی در حضور دیگران،ترس بسیار دارند.آن ها می ترسند کاری انجام دهند یا چیزی بگویند که شرمنده شوند،می ترسند که ذهنشان تهی شود، نگرانند که نتوانند به سخنرانی ادامه دهند، مطلب بی معنی یا احمقانه ای بگویند.حتی اگر ترس های این افراد تأیید نشود و عملکرد آن ها به آرامی صورت گیرد،نسبت به توانایی خود در عملکرد مناسب در این موقعیت ها تردید دارند، در نتیجه می ترسند که دیگران در آینده توقع بیشتری از آن ها داشته باشند(استین و همکاران،۱۹۹۶؛به نقل از عبدالمحمدی،۱۳۸۹).افراد مبتلا ‌به این اختلال می دانند که ترسشان غیرمنطقی است، با این حال نمی توانند جلوی نگرانی خود را از اینکه دیگران مشغول بررسی دقیق آن ها هستند،بگیرند.با اینکه افرا مضطرب اجتماعی به صورت افراطی از این موقعیت ها اجتناب می‌کنند، اما موقعیت هایی وجود دارند که در آن ها چاره ای ندارند. وقتی این حالت روی می‌دهد،در اثر اضطراب ناتوان می‌شوند (بهرامی،۱۳۹۰). موقعیت های اجتماعی تقریبا همیشه ترس یا اضطراب ایجاد می‌کنند.‌بنابرین‏، فردی که فقط گاهی در موقعیت های اجتماعی مضطرب می شود،مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تشخیص داده نخواهد شد(DSM5،۲۰۱۳،ترجمه سیدمحمدی).

۲-۲-۳-شیوع اختلال اضطراب اجتماعی

برآورد شیوع ۱۲ماهه اختلال اضطراب اجتماعی برای ایالات متحده تقریبا ۷درصد است.برآوردهای شیوع کمتر از ۱۲ماهه در خیلی از مناطق دنیا با بهره گرفتن از ابزار تشخیصی یکسان،پیرامون۵/۰ تا ۰/۲ درصد است؛شیوع توسط در اروپا ۳/۲ درصد است.میزان شیوع ۱۲ماهه در کودکان و نوجوانان با میزان شیوع در بزرگسالان برابر است.میزان شیوع با افزایش سن کاهش می‌یابد.در مجموع،میزان اختلال اضطراب اجتماعی در کل جمعیت،در زنان بالاتر از مردان است(با نسبت احتمال ۵/۱ تا ۲/۲)،و تفاوت جنسیت در شیوع،در نوجوانان برجسته تر از جوانان است(DSM5،۲۰۱۳،ترجمه سیدمحمدی).

۲-۲-۴- شکل گیری و روند اختلال اضطراب اجتماعی

سن متوسط هنگام شروع اختلال اضطراب اجتماعی در ایالات متحده ۱۳سالگی است و ۷۵درصد افراد،سن شروع ۸تا۱۵ سال دارند.در تحقیقات آمریکایی و اروپایی،معلوم شده است که این اختلال گاهی از سابقه کودکی بازداری یا کم رویی اجتماعی پدیدار می شود.شروع می‌تواند در اوایل کودکی نیز باشد.شروع اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است بعد از تجربه استرس زا یا خجالت آور باشد(مثل مورد قلدری قرار گرفتن،استفراغ کردن در طول سخنرانی در انظار).یا ممکن است پنهان باشد و به کندی ایجاد شود.اولین شروع در بزرگسالی نسبتا نادر است و به احتمال زیاد بعد از واقعه استرس زا یا خجالت آور یا پس از تغییرات زندگی که به نقش های اجتماعی تازه نیاز دارند روی می‌دهد(مثل ازدواج کردن با فردی از طبقه اجتماعی متفاوت،دریافت ترفیع شغلی).این اختلال ممکن است بعد از ازدواج فردی که از قرار ملاقات گذاشتن می ترسد،کاهش یابد و بعد از طلاق دوباره پدیدار شود.در بین افرادی که برای مراقبت بالینی مراجعه می‌کنند،این اختلال گرایش دارد به اینکه خیلی بادوام باشد(DSM5،۲۰۱۳،ترجمه سیدمحمدی).

۲-۲-۵- مدل های سبب شناسی اختلال اضطراب اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




  1. رسمیت: ارزیابی مشتریان از کارکنان شرکت خدماتی در زمینه توانایی آن ها در حفظ فاصله اجتماعی از طریق رعایت ادب و احترام، شناسایی نزدیکان و توجه کلّی به مشتریان(Rajpoot,2004).

    1. مدل کیلور و همکاران:

کیلور و همکاران وی، ابعاد زیر را برای مواجهه خدمت تعریف می‌کنند Keillor.etal,2004)).

– کیفیت کالاهای فیزیکی

– کیفیت خدمت

– فضای خدمت[۳۴]

– تمایلات رفتاری[۳۵]

  1. اهمیت کیفیت ارائه خدمت در بازارهای مالی

اغلب کارهای انجام شده در زمینه کیفیت ارائه خدمت (SEQ) بر مصرف کنندگان خرده فروشی­ها متمرکز بوده است، امّا از آنجا که خدمات حرفه ای فردمحورند، توجه به SEQ در عرصه مالی از اهمیت بالایی برخوردار است(Beverland & Lockshin,2003). مطالعه و بررسی کیفیت ارائه خدمت به دلایل زیر در بازارهای مالی مهم است:

ویژگی های بازارهای مالی و مشتریان آن ها.

– دلایل مدیریتی.

– دلایل پرسنلی Liang & Laing,2006)).

  1. ویژگی­های بازارهای مالی و مشتریان آن ها

– در بازارهای مالی هرکدام از مشتریان ارزش بالایی را به یک کسب و کار اعطاء می‌کنند، لذا ارائه خدمت از اهمیت بسزایی برخوردار است.

– تعاملات صورت گرفته در خدمات مالی، معمولا تعاملاتی طولانی مدت اند و پیشرفت‌های تکنولوژیکی نیز بر امتداد این تعاملات افزوده است.

– در بسیاری ازمعاملات مالی ارائه خدمت فقط تکمیل یک کوشش واحد نیست بلکه جزیی از یک تلاش وسیعتر در جهت ساختن و حفظ روابط بلندمدت است.

– بررسی کیفیت ارائه خدمت در خدمات مالی از آن جهت اهمیت دارد که کارکنان ارائه دهنده خدمات به دلیل وجود عناصر بالقوه غیرروتین درشغلشان ، باید انعطاف پذیرتر و نوآورتر باشند Winested,K.F,2000)).

    1. دلایل مدیریتی:

از منظر مدیران نیز سنجش کیفیت ارائه خدمت بدلایل زیر ضرورت دارد:

– در صورت شناخت SEQ ، می توان از آن به ‌عنوان یک ابزار به گزینی برای ارائه دهندگان خدمات جهت مقایسه خدمات خود با سایر رقبا بهره گرفت.

– با شناخت کیفیت ارائه خدمت می توان نسبت به بهبود آن اقدام کرد.

– سنجش مؤثر SEQ می‌تواند در نحوه تخصیص منابع و در بخش بندی مشتریان ابزار مفیدی محسوب گردد.

– تعامل موفق میان ارائه دهندگان خدمات حرفه ای و مشتریان منجر به افزایش رضایت مشتری می‌گردد (Rajpoot,2004).

    1. دلایل پرسنلی:

برای پرسنل خدماتی،برقراری تعاملات مطلوب با مشتریان یکی از نگرانیهای عمده است. از آنجایی که آن ها بخش عمده ای از زندگی کاری خود را با مشتریان می گذرانند ، برای آن ها نادیده گرفتن احساسات شخصی درمورد رخدادهای کاری مشکل است و آن ها به طرق متعددی تحت تأثیر تعاملات در حین ارائه خدمت قرار می گیرند (Rajpoot,2004) .

به طور خلاصه می توان نتیجه گرفت که شرکت های خدماتی نیز بمانند مشتریان و پرسنل خود نیازمند توجه جدی به ارائه خدمت و کیفیت آن هستند چراکه ارائه خوب به آن ها مزیت رقابتی عطا می‌کند و منجر به تکرار خرید مشتری و تبلیغات دهان به دهان مثبت می گرددLiang & Laing,2006)).

    1. کیفیت خدمت:

نقش کیفیت خدمت به ‌عنوان یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده موفقیت سازما نها در محیط رقابتی امروزه، مورد توجه جدی قرار گرفته است.

هر گونه کاهشی در رضایت مشتری به دلیل کیفیت پایین خدمت، موجب ایجاد نگرانی هایی برای سازمان های خدماتی است. مشتریان نسبت به استانداردهای خدمت حسّاس تر شده اند و همراه روندهای رقابتی، انتظارات آن ها از کیفیت خدمات نیز افزایش یافته استLiang & Laing,2006)). در نتیجه، بسیاری از متخصصین بازاریابی معتقدند که شرکت خدماتی همواره بایستی انتظارات مشتریان را تحت نظر داشته باشد(Jayawardhen.etal,2007).

کیفیت ‌خدمات یکی از راه های اساسی است که یک مؤسسه خدماتی می‌تواند با توسل به آن خود را از سایر رقبا متمایز کند. بسیاری از شرکت‌ها ‌به این نکته پی برده‌اند که ارائه خدماتی دارای کیفیت، می‌تواند مزیت رقابتی محکم و نیرومندی برای آنان به ارمغان آورد. برای حصول ‌به این هدف کافی است به انتظارات مشتریان از کیفیت خدمات، پاسخ مناسبی داده شود یا از آن پیشی گرفته شود (کاتلر، ۱۳۸۳).

عامل کیفیت درک شده توسط مشتریان و تفاوت آن با کیفیت مورد نظر آن ها تعیین کننده میزان رضایتمندی مشتریان است. در صورتی که ذهنیت مشتری نسبت به خدمات دریافتی پائین‌تر از حد انتظار باشد، آنگاه مشتریان علاقه خود را نسبت به ‌تامین کننده خدمت از دست می‌دهند (کاتلر، ۱۳۸۴). این مسئله در پژوهشی که توسط نور رشیدی (۱۳۸۲) انجام گرفته است مورد تأیید قرار گرفته است.

محققان نشان داده‌اند که کیفیت ‌خدمات، بستگی به رضایت یا عدم رضایت مشتری از تجارب قبلی از آن خدمت دارد و تأثیر مستقیمی در تشویق مشتریان به ادامه استفاده از خدمات دارد (مونکایو و لورانس، ۲۰۰۱) ‌به این شکل که اگر خدمات چیزی بیش از انتظارات مشتری ارائه نماید، وی راضی خواهد بود و اگر خدمات کمتر از حد انتظارات مشتری باشد، موجبات ناراضایتی وی را فراهم می‌سازد (باران، گالکا و استرانک، ۲۰۰۸).

از همین رو بررسی کیفیت خدمات، شناخت نقاط قوّت و ضعف آن ها و شناخت ادراکات مشتری از کیفیت خدمات ارائه شده، اهمیتی فزاینده پیدا ‌کرده‌است.

  1. عوامل شکل دهنده ادراکات مشتری از خدمت:

عوامل زیر، ادراکات کلّی مشتری را از کیفیت، رضایت و ارزش شکل می‌دهند:

۱) ارائه خدمت: رفتارهای کلامی و غیرکلامی(در حین ارائه خدمت) که مهم تر از عوامل فیزیکی از قبیل تجهیزات و محیط فیزیکی می‌باشد.

۲) خدمات جانبی: به دلیل نامحسوس بودن خدمت و همزمانی تولید و مصرف آن، مشتریان در جستجوی عواملی هستند که به آن ها در شناخت خدمت کمک کند.از مهمترین این عوامل عبارتند از:

– کارکنان: نحوه پوشش،جذّابیت شخصی،نگرش و رفتار آن ها.

– فرایند: پیچیدگی و دیوانسالاری در ارائه خدمت (Chumpitiez&Papridams,2004)

– شواهد فیزیکی: کلیه جوانب محسوس خدمت از قبل گزارش‌ها،تجهیزات،گفته ها و در مواردی از قبیل بندر، تجهیزات فیزیکی.

۳) اعتبار و تصویر خدمت: برخی عوامل در ذهن مشتری باقی می مانند.این عوامل می‌تواند مشخص باشد ازقبیل(ساعات کاری ودسترسی آسان)؛یا ماهیت غیرمحسوس داشته ‌باشد از قبیل(عرف و اعتماد). تصویر مناسب می‌تواند تأثیر مثبتی بر ادراکات مشتری از کیفیت،ارزش و رضایت داشته باشد (Chumpitiez&Papridams,2004).

۴) قیمت: چنانچه قیمت خیلی بالا باشد، مشتریان احتمالاً انتظار کیفیت بیشتری دارند.و در صورتی که قیمت خیلی پایین باشد،ممکن است مشتریان ‌در مورد کیفیت خدمت دچار تردید شوند(Rajpoot,2004).

  1. عوامل شکل دهنده انتظارات مشتری از کیفیت خدمت:

انتظارات مشتری عبارت از اعتقادات وی درمورد خدمت که نتیجه مقایسه عملکرد و استاندارد است. منابع متعددی انتظارات را شکل می‌دهد.

از جمله: نیازها و تمایلات فردی مشتری؛ دیدگاه شخصی مشتری ‌در مورد خدمت؛ وعده ها (کارکنان،تبلیغات و دیگر ارتباطات)؛ وعده های ضمنی خدمت(قیمت،موارد محسوس همراه خدمت)؛ ارتباطات دهان به دهان(با سایر مشتریان،دوستان و متخصصین) و تجربه پیشین از خدمت Winested,K.F,2000)).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ با هدف شناسایی عوامل مرتبط با قصد استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی، در این بخش به بررسی پذیرش بانکداری اینترنتی می پردازیم.

۲-۳-۲) پذیرش[۲۷]۱

قبول کردن[۲۸]۲ و استفاده مستمر از یک محصول، خدمت یا ایده را پذیرش گویند. ‌بر اساس نظر راجرز و شومیکر[۲۹]۳، مصرف کنندگان قبل از آنکه آماده پذیرش محصول یا خدمتی شوند، مراحل دانش[۳۰]۴، ترغیب[۳۱]۵، تصمیم[۳۲]۶، اجرا[۳۳]۷ و تأیید[۳۴]۸ را پشت سر می‌گذارند. آن ها معتقد هستند که در مرحله آگاهی یا دانش، پذیرش کنندگان قدیمی بیشتر از پذیرش کنندگان جدید اطلاعات رسمی مربوط به فناوری را در اختیار دارند. همچنین نگرش های بالقوه افراد در مرحله ترغیب ایجاد می شود. به وسیله پیش‌بینی رضایت و خطر ناشی از پذیرفتن و استفاده از فناوری در آینده، پذیرش کنندگان جدید، اطلاعات رسمی مربوط به فناوری را در اختیار دارند. در مرحله اجرا، فعالیت های ذهنی، به اتمام رسیده و فرد در صورت پذیرش، عملاً از فناوری استفاده می‌کند. مرحله تأیید، پس از استفاده از فناوری و مقایسه انتظاراتی که فرد در مرحله ترغیب پیش‌بینی ‌کرده‌است، با نتایج تصمیمش جهت استفاده از فناوری رخ می‌دهد. در این مرحله اگر فرد سطح رضایت خود را در سطح مطلوبی که پیش‌بینی کرده و یا بالاتر از آن ببیند، استفاده از آن فناوری را ادامه خواهد داد، در حالی که اگر رضایت استفاده از فناوری توسط استفاده کننده در سطح مطلوبی ارزیابی نشود، استفاده از فناوری مذکور، قطع خواهد شد. [صیاد آذری، ۱۳۸۹، ص۵۳].

۲-۳-۳) پذیرش بانکداری اینترنتی

پذیرش تکنولوژی از جانب کاربران، طی دهه ها از دیدگاه های گوناگونی بررسی شده است. فناوری، بخشی از زندگی روزمره افراد بشر گردیده و بیشتر شرکت ها انتظار دارند مشتریان، تأمین کنندگان و کارمندانشان مایل و قادر به استفاده از این فناوری به طرق مختلف باشند. ‌بنابرین‏، اینکه تحقیقات انجام شده در این زمینه، هم اکنون اهمیت فزاینده ای یافته است، موضوعی قابل درک می‌باشد. ادبیات پذیرش نوآوری های تکنولوژیکی خصوصاًً در بخش بانکداری از اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ با ظهور فناوری های جدید که دسترسی از راه دور به بانک ها را ساده می کرد، توسعه یافت. نوآوری هایی مانند بانکداری تلفنی، دستگاه های خودپرداز، رشد استفاده از کارت های بدهی، بانکداری خانگی و بانکداری اینترنتی علاقه و توجه محققان و همین طور شاغلان این عرصه را برانگیخت. این ادبیات به ویژه روی چهار حوزه تمرکز دارد که عبارتند از: ۱) خدمات بانکی خرده فروشی مدرن، ۲) کانال های توزیع انتخاب شده برای این خدمات، ۳) ادراک بانک و بانکداران از فناوری های بانکداری جدید و ۴) ادراک مشتریان درباره پذیرش آن ها. [کریمی شاد، ۱۳۸۷، ص ۶۱].

در اواخر دهه ۱۹۹۰، همه چشم ها به سوی بانکداری اینترنتی و پذیرش آن معطوف گشت. با مرور مجدد مقالات منتشر شده درباره این موضوع در ۱۰ سال گذشته، دیده می شود ادبیات بانکداری اینترنتی در دو طبقه توصیفی و رابطه ای گنجانده شده است: [لیاو[۳۵]۱، ۱۹۹۹، ص ۵۶].

مطالعات توصیفی روی شناسایی ویژگی های پذیرندگان بانکداری اینترنتی، واکنش آن ها، نگرش ها، موانع پذیرش و یا ویژگی هایی که بانکداری اینترنتی را برای پذیرندگان آتی جذاب تر می‌سازد، تمرکز دارد. هدف مطالعات رابطه ای، منحصراًً کشف متغیرهای تأثیرگذار روی پذیرش بانکداری اینترنتی و در کل استفاده از یکی از مدل های پذیرش فناوری های جدید می‌باشد. [لیاو، ۱۹۹۹، ص ۵۶].

در نظریه اول به نظر می‌رسد تحلیل این دسته از مطالعات نشان می‌دهند که ادبیات پذیرش بانکداری اینترنتی از قبل کامل شده و به صورت تئوریک سازگاری دست یافته است، اما تحلیل های بیشتر و کامل تر نشان خواهد داد که استفاده از مجموعه متنوعی از مدل های نظری و ابزارهای مختلف جمع‌ آوری اطلاعات و تحلیل ها، به دشواری و پیچیدگی ادغام و ترکیب نتایج این بررسی ها می افزاید. ‌بنابرین‏، علی رغم وجود تعداد زیاد بررسی های موجود، متغیرهایی که واقعاً تعیین کننده پذیرش بانکداری اینترنتی باشند، خیلی کم شناخته شده است. از طرف دیگر، بخش غالب و برجسته تحقیقات در ادبیات انتشار نوآوری، روی فرآیندی که پذیرش و تقاضای انتشار اتفاق می افتد، تمرکز ‌کرده‌است. این دیدگاه نشان می‌دهد که پذیرش یک نوآوری، عمدتاًً نتیجه فرایند یادگیری و ارتباط است. بانکداری اینترنتی به عنوان یک نوآوری تکنولوژیکی در حوزه بانکداری، به دقت از لحاظ انتشار بررسی نشده است، اگرچه مطالعاتی در زمینه پذیرش فناوری های اطلاعاتی در بانکداری وجود دارد. انتشار بانکداری اینترنتی به عنوان فرآیندی که به وسیله بانکداری اینترنتی از طریق یک کانال معین در طول زمان در بین اعضای یک سیستم اجتماعی منتقل می شود، تعریف شده است. در این تعریف چهار مؤلفه اساسی وجود دارد که عبارتند از: ۱) بانکداری اینترنتی، ۲) کانال های ارتباطات، ۳) زمان و ۴) افراد یک سیستم اجتماعی. از آنجایی که پذیرش یک تکنولوژی خاص، به عوامل متعددی وابسته می‌باشد، پذیرش بانکداری اینترنتی موضوعی پیچیده است. [لیاو، ۱۹۹۹، ص ۶۷].

تحقیقات و پروژه های پژوهشی متعددی بر عوامل اثرگذار روی پذیرش بانکداری اینترنتی از جانب مشتریان انجام شده است، اما کارهای محدودی در زمینه یافتن عوامل اثرگذار روی پذیرش این کانال جدید بانکداری از سوی مشتریان در کشورهای در حال توسعه و همچنین ایران صورت پذیرفته است. از سوی دیگر با توجه به سرعت افزاینده ارائه و بهبود خدمات بانکداری اینترنتی از سوی ‌گروه‌های جهانی بانکداری، به نظر می‌رسد زمان مناسب جهت بررسی پذیرش بانکداری اینترنتی از سوی کاربران فرا رسیده است. [کریمی شاد، ۱۳۸۷، ص۶۲].

۲-۳-۴) ضرورت به کار گیری پذیرش تکنولوژی در ارائه خدمات بانکداری اینترنتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




تعداد شرکت­های مورد بررسی قرار گرفته در مدل اول این تحقیق ۱۰۱ شرکت و دوره زمانی تحقیق ۱۰ سال بوده است و این یعنی اینکه تعداد سال – شرکت مورد مشاهده برابر ۱۰۱۰ بوده است که از ضرب شرکت­ها در دوره زمانی تحقق به دست آمده است. پس از حذف داده ­های پرت تعداد مشاهداتی که مورد آزمون قرار گرفتند به ۹۹۱ مشاهده رسیدند. همچنین تعداد شرکت­های مورد بررسی در مدل دوم نیز ۱۰۱ شرکت و دوره زمانی آن ۹ سال بوده است که تعداد سال – شرکت مورد مشاهده برابر ۹۰۹ مشاهده می­گردد. تعداد مشاهدات برای آزمون این مدل نیز پس از حذف داده ­های پرت به ۸۸۹ مشاهده رسیدند.

در ادامه به بررسی جدول­های ۴-۱ و ۴-۲ می­پردازیم.

همان‌ طور که در جدول ۴-۱ مشاهده می­گردد میانگین اقلام تعهدی اختیاری برابر ۰۱۴/۰ و دارای میانه ۰۰۴/۰ ‌می‌باشد همچنین ماکزیمم و مینیمم به ترتیب برابرند با ۶۴۸/۱ و ۲۶۸/۳-. بازده سهام نیز دارای میانگین و میانه به ترتیب ۶/۲۱ و ۷۷/۷ و دارای ماکزیمم ۴۱/۲۴۱ ‌درصد و مینیمم ۲۸/۱۳۲- درصد ‌می‌باشد. میانه محاسبه شده برای متغیر مصنوعی برابر صفر ‌می‌باشد که بیانگر کمتر بوده شرکت­های با رشد بالا نسبت به شرکت­های با رشد پایین در تحقیق ‌می‌باشد.

جدول شماره ۴-۱:آمار توصیفی برای متغیرهای مدل اول

انحراف معیار

مینیمم

ماکزیمم

میانه

میانگین

علامت اختصاری

عنوان متغیر

۲۲۱/۰

۲۶۸/۳-

۶۴۸/۱

۰۰۴/۰

۰۱۴/۰

DAC

اقلام تعهدی اختیاری

۰۳۶/۰

۳۸۷/۰-

۵۶۷/۰

۰۲۱/۰

۰۲۳/۰

NDAC

اقلام تعهدی غیر اختیاری

۲۵۹/۳

۹/۱۲-

۴۸/۴۵

۰۸۵/۰

۷۳/۰

OCF

جریان وجوه نقد عملیاتی

۴۳/۵۲

۲۸/۱۳۲-

۴۱/۲۴۱

۷۷/۷

۶/۲۱

RI

بازده سهام

۴۹۸/۰

۰

۱

۰

۴۵۴/۰

GROW

رشد

جدول شماره۴-۲: آمار توصیفی برای متغیرهای مدل دوم

انحراف معیار

مینیمم

ماکزیمم

میانه

میانگین

علامت اختصاری

عنوان متغیر

۱۹۲/۰

۸۶۸/۲-

۳۴۲/۱

۰۰۴۶/۰

۰۱۸۶/۰

DAC

اقلام تعهدی اختیاری

۰۳۲/۰

۳۸۷/۰-

۵۱۹/۰

۰۲۱/۰

۰۲۳/۰

NDAC

اقلام تعهدی غیر اختیاری

۴۹۹/۰

۰

۱

۰

۴۷۱/۰

GROW

رشد

۲۱۵/۳

۶۸۴/۷-

۴۸/۴۵

۰۸۴/۰

۷۱۷/۰

OCFt+1

جریان وجوه نقد عملیاتی آتی

۲۲۶/۳

۹۰/۱۲-

۴۸/۴۵

۰۸۱/۰

۶۹۷/۰

OCF

جریان وجوه نقد عملیاتی

۰۶/۵۱

۴۵/۸۲-

۴۱/۲۴۱

۳۲/۷

۱۸/۲۱

RI

بازده سهام

۶۲۴/۰

۰

۹۶۰/۷

۸۴۶/۰

۹۵۵/۰

SALE

فروش

۴۷۴/۰

۸۰۸/۶-

۲۹۲/۷

۱/۰

۱۲۱/۰

ΔSALE

تغییرات فروش

۱۵۳/۰

۰۰۰۰۱۱۱/۰

۶۲۳/۲

۰۰۸/۰

۰۳۶/۰

PRICE

قیمت سهام

۷۴۳/۰

۹۲۴/۵-

۲۳۲/۷

۶۱۰/۰

۷۴۲/۰

B/P

ارزش دفتری به قیمت

۸۵/۱۲

۰۰۰۸/۰

۱/۱۷۱

۵۷۶/۰

۲۱۲/۴

SIZE

اندازه

همان‌ طور که در جدول ۴-۲ مشاهده می­گردد میانگین اقلام تعهدی اختیاری برابر ۰۱۸۶/۰ و میانه برابر ۰۰۴۶/۰ ‌می‌باشد. همچنین ماکزیمم و مینیمم به ترتیب برابرند با ۳۴۲/۱ و ۸۶۸/۲-و همچنین میانگین و میانه برای جریان وجوه نقد آتی به ترتیب برابر است با ۷۱۷/۰ و ۰۸۴/۰ و دارای ماکزیمم ۴۸/۴۵ و مینیمم ۶۸۴/۷- ‌می‌باشد. میانه محاسبه شده برای متغیر مصنوعی رشد برابر صفر ‌می‌باشد که در اینجا نیز بیانگر کمتر بودن شرکت­های با رشد بالا نسبت به شرکت­های با رشد پایین است. کمتر از ۵/۰ بودن میانگین متغیر مصنوعی رشد نیز نشان دهنده کمتر بودن شرکت­های با رشد بالا ‌می‌باشد. آمار توصیفی مربوط به سایر متغیرها نیز در جدول ۴-۲ مشاهده می­گردد.

۴-۳٫ آزمون فرضیه ­ها و تجزیه و تحلیل داده ­ها

در این بخش، به تجزیه و تحلیل متغیرهای مطرح شده در فصل سوم پرداخته و فرضیه ­های تحقیق مورد آزمون قرار خواهند گرفت. برای آزمون فرضیه ­های تحقیق حاضر از رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است.

معمولاً استفاده از داده ­های آماری به سه روش مقطعی، سری زمانی و ترکیبی امکان­ پذیر است:

۱-داد­ه­های مقطعی: در داده ­های مقطعی، مقادیر یک یا چند متغیر برای چندین واحد اقتصادی (مشاهدات نمونه ­ای) برای یک زمان مشخص جمع ­آوری می­ شود.

۲-داده ­های سری زمانی: در داده ­های سری زمانی، مقدار یک یا چند متغیر در طول یکدوره زمانی مشاهده می­ شود.

۳-داده ­های ترکیبی: در داده ­های ترکیبی، عناصر هر دو دسته از داده ­های سری زمانیو مقطعی وجود دارد. یعنی، اطلاعات مربوط به داده ­های مقطعی در طول زمان مشاهده می‌شود. به بیان دیگر،چنین داده­هایی دارای دو بعد هستند که یک بعد آن مربوط به واحدهای مختلف در هر مقطع زمانی خاص است و بعد دیگر آن مربوط به زمان می‌شود. یعنی، روش داده ­های ترکیبی، روشی برای تلفیق مشاهدات مقطعی در خلال چندین دوره زمانی است (گجراتی، ۱۳۷۸).

در این پژوهش با توجه به نوع داده ­ها و روش­های تجزیه و تحلیل موجود، از روش »داده های ترکیبی« استفاده شده است. روش داده های ترکیبی خود دارای دونوع روش تلفیقی و روش تابلویی می‌باشد. برای انتخاب بین روش داده های تلفیقی و تابلویی از آزمون چاو استفاده شده است. چنانچه سطح معناداری حاصل از آزمون چاو کمتر از ۰۵/۰ باشد، روش داده های تابلویی پذیرفته می‌شود در غیر این صورت روش داده های تلفیقی مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین روش داده های تابلویی خود دارای دوروش اثرات ثابت و اثرات تصادفی می‌باشد که برای انتخاب بین این دوروش از آزمون هاسمن استفاده می‌شود. در صورتی که سطح معناداری حاصل از آزمون هاسمن کمتر از ۰۵/۰ باشد، روش اثرات ثابت پذیرفته می‌شود و در غیر این صورت روش اثرات تصادفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. قبل از آزمون فرضیات بایستی با بهره گرفتن از آزمون چاو (Fلیمر) و آزمون هاسمن نوع تخمین مدل را تعیین نمود. نتایج حاصل از این آزمون‌ها در جدول شماره ۴-۳ ارائه شده است.

جدول شماره۴-۳: آزمونچاووهاسمنبرایتخمیننوعمدل

مدل

آزمون چاو

آزمون هاسمن

نتیجه

آماره F

سطح معناداری

آماره کای دو

سطح معناداری

مدل اول

۸۹۴/۰

۷۵۶/۰

داده های تلفیقی

مدل دوم

۱۲۹/۲

۰۰۰/۰

۷۱۱/۱۹۴

۰۰۰/۰

داده های تابلویی به روش اثرات ثابت

۴-۳-۱٫ آزمون فرضیه ­های اول و دوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




ازدواج با سایر مناسبات زندگی تفاوت دارد. وقتی زوجی با هم زندگی ‌می‌کنند و متعهد به حفظ زندگی مشترک هستند، توقعاتی از هم پیدا ‌می‌کنند. هر کدام انتظار دارند که از عشق بی­قید و شرط، صمیمیت و وفاداری و حمایت دیگری برخوردار باشند. زن و شوهر، به طور

فصل دوم: پیشینه پژوهش

صریح، یا غیر مستقیم، کلامی و غیرکلامی خود را به رعایت این نیازهای عمیق متعهد کرده ­اند هر اقدام زن یا شوهر مفاهیمی مشتق از این امیال و انتظارات‌ دارد(کوزن و روزنبرگ، ترجمه فرهنگ، ۱۳۷۸؛ بوون، ۱۹۶۶).

به خاطر شدت احساسات و توقعات و تحت تأثیر وابستگی عمیق و معانی سمبلیک و اغلب دلبخواهی، که زن و شوهر برای اعمال یکدیگر در نظر می­ گیرند. احتمال برداشت سوء تفسیر و نادرست رفتارهای آن ها ازهم زیاد است. وقتی دراثر سوء تفاهم اختلافاتی بروز ‌می‌کنند، زن و شوهر به جای توجه به مسئله، درمقام سرزنش یکدیگر حرف می­زنند، وقتی مشکلات

نمایان می­شوند و خصومت و سوءتفاهم بالا ‌می‌گیرد، زن و شوهر جنبه­ های مثبت و قوت یکدیگر را از یاد می­برند و به­تدریج کار به جایی می­رسد که اصل زندگی مشترک زیر سؤال می­رود و گرفتاری اصلی و عامل سوءتفاهم فراموش می­ شود آرون بک، سوءتفاهم را مهمترین علت مشکلات زناشویی و روابط انسانی می­داند به اعتقاد او تفاوت در نحوه نگرش افراد باعث بروز اختلاف و پی­آمدهای ناشی از آن می­ شود (بک، ترجمه قراچه‌داغی، ۱۳۸۲).

طبق تحقیقات مایکل­گورین که بیش از۲۰ سال به طول انجامید، مغزانسان در جریان مراحل مختلف ازدواج تغییرات زیادی را تجربه می­ کند. همین تغییرات مغزی سبب ایجاد تغییرات رفتاری می­گردد. ادراک صحیح این تغییرات همان کلید دستیابی به ازدواج موفق است.

این تغییرات شامل ۴ مرحله به شرح زیر می‌باشد:

الف ) مرحله عشق: وقتی زن و شوهر احتمالی، با یکدیگر آشنا می­شوند و رابطه عاطفی بین آن ها برقرار می­ شود، مغز آن ها وارد مرحله « عاشق شدن » می­گردد. در این مرحله، بدن آن ها ماده­ای موسوم به فرومونز[۲۴] تولید می­ کند. به عنوان مثال، هنگامی که زن و مرد به یکدیگر نگاه ‌می‌کنند، خود را به هم بسیار نزدیک و وابسته می­بینند و احساس ‌می‌کنند که یک روح در دو جسم­اند در این میان هورمون اکسیتوسین نقش بسیار مهمی ایفا می­ کند این هورمون را هورمون ایجاد وابستگی می­نامند. این هورمون همان هورمونی است که در بدو زایمان مادر در بدن او ترشح می­ شود و عامل به وجودآمدن وابستگی عمیق مادر به نوزادش است. به همین دلیل این هورمون، زن و مردی را که عاشق یکدیگر هستند به هم وابسته می­سازد. اکسیتوسین باعث می­ شود که طرفین رابطه، رفتارهای ناخوشایند یکدیگر را نبینند.

فصل دوم: پیشینه پژوهش

ب) مرحله دلسردی: چندمین ماه یا حتی یک سال پس از ازدواج، هورمونها و شیمی مغز دچارتغییراتی می­گردند، بخش« فکرکردن » در مغز به وجود نقاط ضعف درشریک زندگی پی می­برد. در این مقطع است که زن و شوهر به راحتی از رفتارهای یکدیگر ناراحت می­شوند. اگر زوجین در مرحله اول با یکدیگر ازدواج کرده باشند، در مرحله دوم نسبت به انتخاب خود دچار شک و تردیدی جدی خواهند شد و به سادگی در می­یابند که ازدواج آن ها با مشکلی روبه­رو شده است اما این مرحله کاملاً طبیعی است و این دلسردی ناشی از تغییرات شیمیایی بدن است و گذر از این مرحله، به منظور همگام کردن دو دیدگاه متفاوت الزامی است (بک، ترجمه قراچه‌داغی، ۱۳۸۲).

ج ) مرحله قدرتمندی: زن و شوهری که مرحله دلسردی را پشت سر می­گذارند معمولاً وارد این مرحله می‌شوند. به منظور مقابله با دلسردی، زوجین تلاش ‌می‌کنند تا با تغییر طرف مقابل او رابه مرحله اول بازگردانند اما این کار بیهوده است. به همین دلیل، تلاش زوجین درجهت تغییر یکدیگر، به پیچیدگی مشکل آنان دامن می­زند. اما آنچه مسلم است این است که شیوه تفکر، عملکرد و رفتار زن و مرد متفاوت است. این بخش دردناک­ترین قسمت ازدواج است. اما زوجینی که در این مرحله باقی می­مانند باید بدانند که تفاوت‌های مغزی آنان خود کلیدی در رسیدن به ازدواج موفق است. باید به خاطر داشت که مرد، مرد است و زن، زن، آن ها دو روح در دو جسم کاملاً جدا از یکدیگر هستند. پس از تضعیف عشق، شوهر به فعالیت­های مستقل بیشتری احتیاج پیدا می­ کند و زن نیز به تقویت ارتباط با دوستان خود روی ‌می‌آورد. ‌بر اساس تحقیق گورین، یکی ‌از دلایلی که مردان و زنان در مرحله قدرت­نمایی یکدیگر را سرزنش ‌می‌کنند، عدم درک و تعریف مشترک از مفهوم استقلال در زندگی زناشویی است. بسیاری از طلاق­ها در هفتمین یا هشتمین سال پس از ازدواج روی می­ دهند، درست زمانی که زوجین سعی در « تغییر » یکدیگر دارند.

د ) مرحله بیداری: طی مراحل عشق، دلسردی و قدرت­نمایی، زن و مرد به یکدیگر بسیار نزدیک می­شوند. حال آنکه غالب زوجها ‌به این موضوع توجهی ندارند. در حقیقت، به حدی به یکدیگر نزدیک می­شوند که هر یک فردیت طرف مقابل را نادیده ‌می‌گیرد. مرد نیازهای عاطفی و هیجانی و توجه زن به کارهای خانه را بیهوده تلقی می­ کند. از سوی دیگر، زن نیز عادات، سرگرمی­ها، پرکاری و استقلال­خواهی مرد را خودخواهانه و زنگ خطری برای ازدواج ارزیابی می­ کند. در این مرحله،‌ زوج بیدار می‌شوند آن ها در می­یابند که نزدیکی آن ها بسیار غیرمنطقی و خارج ‌از چارچوب بوده است و اینک باید از نظر روانشناختی از یکدیگر جدا شوند.

فصل دوم: پیشینه پژوهش

به عنوان مثال، مرد ممکن است در قبال رفتار ناراحت کننده همسرش سکوت اختیار کند. زن نیز ممکن است به دلیل انجام کارهای خانه، از رفتن به میهمانی صرفنظر کند. در نهایت مرد متوجه می­ شود که حق با زن است، اگر زن و مردی در ارتباط خود همدیگر را یاری نکنند، ارتباط به شکست می­انجامد. ازسوی دیگر زن نیز حق را به جانب شوهر خود می­دهد، اگر استقلال کافی در رابطه وجود نداشته باشد ارتباط با مشکل مواجه خواهد شد. وقتی زوجین از یکدیگر فاصله می­ گیرند، ‌رابطه قوی که در ابتدا وجود داشت، کمرنگ می­ شود ضمناً نزدیکی بیش از اندازه به گونه ­ای که هر یک فردیت دیگری را نادیده بگیرند، ‌پیامدی مشابه را به همراه خواهد داشت.

ه ) مرحله ازدواج مادام العمر: با ایجاد توازن درنحوه ارتباط زن و مرد، ازدواج نیز به توازن خواهد رسید. قدرت­نمایی از بین می­رود و یک ارتباط رشدیافته و بالغ، زن و مردرا به یکدیگر پیوند می­دهد. در این شرایط، آن ها ضمن آنکه به هم ‌نزدیک اند، ازهم جدا هستند به همین دلیل آن را ارتباط متوازن می­نامند. در این حالت، زوجین نه ‌به این دلیل که یکی ‌شده‌اند، ‌بلکه به دلیل شناخت و احترام به هم زندگی ‌می‌کنند (کوزن و روزنبرگ، ترجمه فرهنگ، ۱۳۷۸).

۲-۱-۱-۵- فرسودگی در زندگی زناشویی

تعارض پدیده­ای است که همراه با عشق و به موازات آن در ارتباطات زندگی زناشویی به وجود می‌آید، به همزیستی خود در کنار آن ادامه می‌دهد و گاهی همچون سرطان تمامی رابطه را فرا می‌گیرد. در تمام دوران‌های تاریخ بشر، تعارض بین مرد و زن مشهود است. از همان ابتدا درگیری و کشمکش آدم و حوا بر سر خوردن میوه معرفت نشانگر اجتناب‌ناپذیر بودن تعارض است(گودرزی، ۱۳۷۸: ۱۹-۱۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




نمونه آماری این تحقیق برای جامعه مورد بررسی ‌بر اساس رابطه (۳-۱) جامعه آماری محدود (کوکران) انتخاب شده است.

در این رابطه علائم به­کاررفته به شرح زیر می‌باشند:

جدول (۳-۱):علائم آماری

تعداد اعضای جامعه آماری

۹۰ N=

تعداد اعضای نمونه آماری

۷۳n=

خطای برآورد

۰۵/۰ = e

نسبت عدم وجود صفت خاص در جامعه مورد بررسی

۵/۰= Q

نسبت وجود صفت خاص در جامعه مورد بررسی

۵/۰= P

توزیع نرمال استاندارد

۹۶/۱= (۰۲۵/۰) Z

مطابق با فرمول (۳-۱) تعداد نمونه تحقیق عبارت است:

۳-۶- ابزار سنجش تحقیق

ابزار مورد استفاده در این تحقیق مصاحبه و پرسشنامه بوده است که یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روشی مستقیم برای کسب داده های تحقیق است. علت انتخاب پرسشنامه در این تحقیق این است که زمان و هزینه کمتری نیاز دارد و اطلاعات بیشتری از افراد زیادتری را می‌توان جمع‌ آوری کرد، و امکان تجزیه تحلیل کمی داده ها را فراهم می‌کند(خلیلی شورینی، ۱۳۷۵، ۸۹). پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روشی مستقیم برای کسب داده های تحقیق است. پرسشنامه مجموعه سؤالات مکتوبی است که حول متغیر های یک مسأله تحقیق تنظیم شده است(سرمد،۱۳۸۱ ، ۲۵).

پرسشنامه این تحقیق در دو بخش طراحی شده است :

الف ) سؤالات عمومی: در بخش سؤالات عمومی سعی شده است که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با پاسخ دهندگان همچون سن، تحصیلات، سابقه کار و … جمع‌ آوری گردد، این قسمت شامل ۵ سؤال ‌می‌باشد.

ب ) سؤالات تخصصی: این بخش شامل ۵۰ سؤال است و سؤالات آن به سه دسته تقسیم می‌شوند: (۱) سؤالات مرتبط با رهبری تحول آفرین (۲) سؤالات مرتبط با توانمندسازی ساختاری (۳) سؤالات مرتبط با توانمندسازی روانشناختی.

برای سنجش سبک رهبری تحول آفرین از پرسشنامه باس و آولیو[۹۴] (۱۹۹۴) استفاده شده که این پرسشنامه تا کنون چندین بار مورد ویرایش قرارگرفته است. در این پژوهش از ویرایش دوم آن ( ۲۰۰۰ ) استفاده شده است. پرسشنامه ۲۰ سؤالی مربوط به سبک رهبری تحول آفرین پاسخ دهندگان را در موقعیتی قرار می‌دهد تا گویه ای را که به واقعیت نزدیک تر است، انتخاب کنند.

همچنین جهت سنجش شاخص­ های توانمندسازی ساختاری ازپرسشنامه کانتر و پرسشنامه سنجش توانمندسازی روانشناختی از اسپیریتزر، استفاده گردید.

جدول (۳-۲): جدول شماره سؤالات مربوط به هر بعد در پرسشنامه

ردیف

ابعاد

مؤلفه ها

شماره سؤالات مربوطه در پرسشنامه

۱

رهبری تحول آفرین

ترغیب ذهنی

۱ تا ۵

نفوذ آرمانی

۶ تا ۱۲

انگیزش الهام بخش

۱۳ تا ۱۶

ملاحظات فردی

۱۷ تا ۲۰

۲

توانمندسازی ساختاری

دسترسی به فرصت یادگیری

۱ تا ۳

دسترسی به حمایت

۴ تا ۶

دسترسی به اطلاعات

۷ تا ۹

دسترسی به منابع

۱۰ تا ۱۲

قدرت غیررسمی

۱۳ تا ۱۵

قدرت رسمی

۱۶ تا ۱۸

۳

توانمندسازی روانشناختی

احساس معناداری

۱۹ تا ۲۱

احساس شایستگی

۲۲ تا ۲۴

احساس خود سامانی

۲۵ تا ۲۷

احساس مؤثر بودن

۲۸ تا ۳۰

در طراحی این قسمت سعی گردیده است که سؤالات پرسشنامه تا حد ممکن قابل فهم باشد . برای طراحی این بخش از طیف پنج گزینه­ای لیکرت استفاده گردیده است که یکی از رایج ترین مقیاس های اندازه گیری به شمار می­رود .

شکل کلی و امتیازبندی طیف لیکرت در این پرسشنامه به صورت زیر است :

جدول (۳-۳): شکل کلی و امتیاز بندی پرسشنامه تحقیق

شکل کلی

همیشه

اغلب

گاهی

به ندرت

هرگز

امتیازبندی

۵

۴

۳

۲

۱

۳-۷- روایی[۹۵] وپایایی[۹۶] پرسشنامه

الف) روایی(اعتبار)

پس از تدوین طرح مقدماتی پرسشنامه تلاش گردید تا میزان روایی و پایایی پرسشنامه تعیین شود.

روایی پرسشنامه این پژوهش از نوع روایی محتوا است. روایی محتوا نوعی اعتبار است که برای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار اندازه گیری به کار برده می شود. روایی محتوای یک ابزار اندازه گیری به سؤالهای تشکیل دهنده آن بستگی دارد. اگر سؤالهای پرسشنامه معرف ویژگی ها و مهارت های ویژه ای باشد که محقق قصد اندازه گیری آن ها را داشته باشد، آزمون دارای روایی محتوا است. برای اطمینان از روایی محتوا باید در موقع ساختن ابزار چنان عمل کرد که سؤال های تشکیل دهنده ابزار اندازه گیری معرف قسمت های محتوای انتخاب شده باشد. ‌بنابرین‏ روایی محتوا، ویژگی ساختاری ابزار اندازه گیری است که همزمان با تدوین آزمون در آن تنیده می شود. روایی محتوای یک آزمون معمولاً توسط افرادی متخصص در موضوع مورد مطالعه تعیین می شود. ‌در مورد سنجش روایی پرسشنامه این تحقیق می توان گفت که در این پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد استفاده شده است: پرسشنامه رهبری تحول آفرین از باس و آولیو، پرسشنامه سنجش توانمندسازی ساختاری از کانتر و پرسشنامه سنجش توانمندسازی روانشناختی از اسپیریتزر، با این وجود، جهت اطمینان بیشتر از روایی، پرسشنامه تحقیق در اختیار جمعی از اساتید رشته مدیریت قرار گرفت و از آن ها خواسته شد ‌در مورد میزان وضوح، گویایی و مربوط بودن هر یک از سؤالات پرسشنامه نظر دهند که در نهایت نظر آنان مؤید روایی پرسشنامه بود.

ب) پایایی (قابلیت اعتماد)

مقصود از پایایی آن است که اگر ابزار اندازه گیری را در یک فاصله زمانی کوتاه چندین بار و به ‌گروه‌های واحدی از افراد بدهیم، نتایج حاصل نزدیک به هم باشد. برای اندازه گیری پایایی از شاخصی به نام ضریب پایایی استفاده می‌کنیم و اندازه آن معمولاً بین صفر تا یک تغییر می‌کند. ضریب پایایی صفر معرف عدم پایایی و ضریب پایایی یک ، معرف پایایی کامل است (خاکی، ۱۳۷۹، ۲۴۵).

در این پژوهش به منظور تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمره های هر زیرمجموعه سوال های پرسشنامه و واریانس کل را محاسبه کرد سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا محاسبه شود.

که در آن :

= تعداد زیرمجموعه های سوال های پرسشنامه

= واریانس نمرات هر زیرمجموعه

= واریانس کل

معمولاً آلفای کمتر از ۰٫۶ پایایی ضعیف، ۰٫۶ تا ۰٫۸ قابل قبول و بالاتر از ۰٫۸ نشان دهنده پایایی بالا می‌باشد. بدیهی است که هر چه این عدد به یک نزدیک تر باشد ، بهتر است. در این پژوهش ابتدا یک نمونه اولیه شامل ۳۰ پرسشنامه پیش آزمون گردید و سپس با بهره گرفتن از داده های به دست آمده از این پرسشنامه‌ها و به کمک نرم افزار آماری spss میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. در جدول (۳-۴) آلفای کرونباخ هر یک از پرسشنامه ­ها به تفکیک آمده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




بعدازاین توضیحات درموردتوانمندسازی این تعریف کلی مصداق پیدامی کند:توانمندسازی بیانگرفرایندها ‌و شرایطی است که کارکنان خودرا برانگیخته فرض می‌کنند،اعتمادشان به دانش وتخصص خودافزایش می‌یابد،احساس امیدحرکت ‌و اقدام کردن بااستفاده ازانعطاف رادارند،‌باور به امکان کنترل رویدادهارادارند،وانجام دادن کارهاواموری راکه درراستای اهداف سازمان مناسب ومعنی دارمی یابند،تامین می‌کنند.

این تعریف کلی نشان می دهدکه توانمندسازی ،بیانگردادن قدرت به کارکنان است .کارکنان توانمندشده یارفتارتوانمندسازی شده[۳۳] شخص یارفتارمناسب ‌با تعریف مذکوراست.

توانمندسازی قدرت مقام قدرت تخصص،قدرت منبعوقدرت شخصی رابه کارکنان می‌دهد.

اگرازاین زاویه نگریسته شودامکان تحقق بخشیدن توانمندسازی باافزایش قدرت مقام کارکن وبادادن حق انتخاب بیشتر،بالندگی مداوم تخصص باآموزش وتوسعه،داده شدن امکان حصول به دانش واطلاعات مربوطه واستفاده ازآن برحسب ‌در راس بودن وقسمت کردن دانش،اطلاعات ودرنهایت باافزایش اعتمادبه نفس وانگیزش به دست خواهدآمد.

نوآوری[۳۴] وخلاقیت[۳۵]

خلاقیت نوآوری ‌و کارآفرینی[۳۶] مفاهیمی هستندکه اغلب اشتباه بجای یکدیگربه کاربرده می شونددرحالی که هرکدام ازاین واژه ‌ها دارای معانی مشخص هستندخلاقیت راظهوریک ایده نو،وتوانایی تلفیق ایده هابه شیوه ای منحصربه ‌فرد برای برقراری ارتباط غیرمعمول بین ایده های مختلف،ونوآوری رافرایندبکاربردن یک ایده خلاق وتبدیل آن به یک محصول،خدمت یا شیوه مفیدتعریف کرده‌اند.به تعبیردیگرخلاقیت اشاره به «ارائه چیزی نو»دارد،درحالی که نوآوری اشاره به «کاربردشیوه ایی نو»می‌کند.کارآفرین نیزکسی است که تمایل به پذیرش ریسک داردتاسازمانی ‌را تاسیس کند،ویک محصول جدید،خدمت جدید یا فرایندجدیدرادرسازمان بکاراندازد.

مراحل خلاقیت

مرحله اول آمادگی : آمادگی شامل توجه دقیق ومتمرکزبرروی مسئله تحتبررسی ‌و شاخص‌های مختلف آن به منظورحل مسئله است

مرحله دوم نهفتگی : (خواب برروی مسئله)عبارت است اززمان تفکروواکنش به طورکلی یک دوره ای است که توجه ضمیرخودآگاه ازتمرکزبرروی موردنظردورمی شود.

مرحله سوم اصراروپافشاری : در این مرحله تلاش بیشترمی شود،اطلاعات گرددویامسئله دوباره تعریف می‌گردد.تانتایج جدیدی ایجادگردد.علاوه برآن ‌نیاز است تاجسارت وپشتکاردرمواجهه با مشکلات وبحرانهابخرج داده شود.

مرحله چهارم بینش وبصیرت : بینش وبصیرت حاصل تلاش‌های بی وقفه درجهتیافتن راه حل منحصربه ‌فرد برای مسئله است وبه عنوان نقطه واقعی حل مسئله،نتیجه مرحله آمادگی ونهفتگی می‌باشد.در این مرحله فردایده ای رامی ‌یابد که همواره درجستجوی آن بوده ولی ازآن غفلت کرده بود.

مرحله پنجم رسیدگی وتحقیق : این مرحله یک مرحله حیاتی است،زیرابینش وایده جدیدبرای اطمینان ازاینکه معتبرومناسب است موردآزمون قرارمی گیرد،حال اگرایده ای به کار برده شودبدون آنکه مطلوبیت بالقوه آن موردسنجش قرارگیرد،ممکن است خطرات جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد.

آرامش زندگی در گرو برآوردن نیازهاست. نیازها به طور کلی به ۵ گروه تقسیم می‌شوند:

نیازهای فیزیولوژیکی

نیاز به امنیت

نیازهای اجتماعی

نیاز به احترام

نیاز به خودیابی

که بترتیب نیازهای اولی نیازهای رده پایین و نیازهای آخری نیازهای رده بالا به حساب آمده و نیاز به خودیابی حد بالای نیازهاست. برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای به وجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوه ها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند که خلاقیت در نیاز متولد می‌شود همان گونه که بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشکلی خاص بلکه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمده‌اند.

اصول اولیه خلاقیت

به طور کلی خلاقیت فرایندی است که طی زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق‌پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می‌آیند و می‌تواند جوابگویی برای مشکلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده‌اند: اول اینکه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنکه احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. اما باید توجه داشت که نو بودن و اصالت با آنکه شرط لازم خلاقیت است اما کافی نیست. زمانی یک پاسخ را می‌توان بخشی از یک فرایند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه‌ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد. دوم خلاقیت باید گره‌ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد. سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتکاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله‌ای کوتاه می‌توان اینگونه بیان کرد «خیلی‌ها ایده های خوب دارند اما عده کمی آن ها را عملی می‌کنند». همچنین یکی از عواملی که معمولاً با خلاقیت مربوط می‌دانند موضوع هوش است.

وجوه هوش [۳۷]

یک مبنای طبقه‌بندی، نوع فرایند و یا نحوه عملکرد خاصی است که انجام می‌گیرد. این نوع طبقه‌بندی شامل ۵ گروه اصلی از ‌توانش‌های هوشی می‌باشد که عبارتند از عوامل :

شناخت

حافظه

تفکر همگرا[۳۸]

تفکر واگرا[۳۹]

ارزشیابی

شناخت، کشف و یا کشف دوباره و بازشناسی است. حافظه عبارت از حفظ آن چیزی است که درک شده است. در تفکر واگرا ما در جهات متفاوت تفکر می‌کنیم، گاهی به تفحص می‌پردازیم و گاهی در جستجوی تنوع هستیم در حالی که در تفکر همگرا اطلاعات به یک جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و قراردادی منتج می‌گردد. واضح است که یکی از ‌توانش‌های تفکر واگرا گوناگونی پاسخهایی است که تولید می‌شود. این نوع تولید تماماً زاده اطلاعات ارائه شده نیست. در اینجا است که مبحث انعطاف‌پذیری در تفکر پیش می‌آید که از مباحث اصلی خلاقیت به شمار می‌آید.
با این حال در بررسی افراد خلاق این نتیجه به دست آمده است که اگر چه داشتن حد معینی از هوش لازم است ولی شرط کافی نیست و لزوماًً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالی که افراد با هوش متوسط می‌توانند افراد خلاق برجسته‌ای باشند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزش‌هایی این توانایی را در خود افزایش داد.

خصوصیات افراد بسیار خلاق

از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آن ها‌ است نه اینکه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد:

تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند

اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی‌نظمی در دریافتهای خود هستند بدون آنکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست که آنان فی نفسه بی‌نظمی را دوست دارند بلکه پرمایگی موجود در بی‌نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می‌دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند. کارهای آن ها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می‌شود.

شوخ‌طبعی و بذله‌گویی از صفات بارز این افراد است. باید ‌به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




مسئولیت اجتماعی شرکت

تعاریف مسئولیت اجتماعی

مسئولیت اجتماعی سازمان، مفهوم پر اهمیت در دهه های گذشته محسوب می شود .تعریف یکسان، استاندارد و روشنی برای آن وجود ندارد. در تنوع واژگان به کار رفته در مسئولیت اجتماعی شرکت ها مفاهیم پایداری، اخلاق تجاری، همکاری شهروندان و ‌پاسخ‌گویی‌ وجود دارد .

تعریف به کاررفته از طرف سازمان های پیشرو به صورت زیر می‌باشد:

۱- شورای تجاری جهانی توسعه پایدار ([۶]WBCSD) مسئولیت اجتماعی سازمان را اینگونه تعریف می‌کند: تعهد تجاری برای مشارکت و همکاری توسعه اقتصادی پایدار، کار با کارگران، خانواد ه هایشان، جوامع محلی و جامعه در سطح وسیع تر، برای بهبود کیفیت زندگی.

۲- تجارت برای مسئولیت پذیری اجتماعی ([۷]BSR) مسئولیت اجتماعی شرکت ها را روشی برای دستیابی به موفقیت تجاری از طریق ارزش های اخلاقی و محترم شمردن مردم، تعهدات و محیط طبیعی تعریف می‌کند.

۳- از نظر دفتر بین‌المللی تجاری ([۸]ICC) مسئولیت اجتماعی شرکت ها عبارت است» تعهدات داوطلبانه از طریق تجارت برای مدیریت کردن فعالیت های شرکت در امر ‌پاسخ‌گویی‌.«

۴- انجمن کیفیت آمریکا» ([۹]ASQ) مسئولیت اجتماعی« را به عنوان رفتار و مشارکت تجاری مردم و سازمان ها از نظر اخلاقی با درنظر گرفتن جامعه، فرهنگ و اقتصاد تعریف نموده و آن را تلاشی می‌داند که افراد، سازمان ها و دولت ها از طریق آن می‌توانند اثر مثبتی بر توسعه، تجارت و جامعه داشته باشند.

۵- کمیسیون اروپایی ۲۰۰۲ ، مسئولیت اجتماعی شرکت ها را به عنوان مفهومی که از طریق آن تعامل اجتماعی و اهمیت محیطی در عملیات تجاری و تعاملاتشان با سهام‌داران مقایسه می شود، تعریف می‌کند. جدول (۲-۱) نیز نمایی از نظرات مختلف را با توجه به نقش مناسب کسب و کار در جامعه نشان می‌دهد. در یک طرف، کسانی هستند که معتقدند کسب و کار تنها مسئولیت اقتصادی دارد، در میانه کسانی هستند که از مدیران می خواهند نسبت به اثرات اجتماعی به ویژه ‌در مورد زیان های بالقوه آن ها حساس باشند و در طرف دیگر، کسانی که می خواهند نقش شرکت ها را به طور فعال در برطرف کردن مشکلات جامعه مشاهده کنند.) امیدوار ۱۳۸۴: ۱۷۵)

جدول( ۲-۱)دیدگاه های مختلف نسبت به csr

نویسنده
دیدگاه
چگونگی نقش کسب وکار در جامعه

آلبرت کار[۱۰]

دیدگاه سوددهی خالص CSR

اقتصادی

کسب وکار از استانداردهای اخلاقی پایینی نسبت به جامعه برخوردار است و هیچ مسئولیت اجتماعی جز پیروی از قانون ندارد.

آلبرت کار[۱۱]

دیدگاه سوددهی خالص CSR

اقتصادی

کسب وکار از استانداردهای اخلاقی پایینی نسبت به جامعه برخوردار است و هیچ مسئولیت اجتماعی جز پیروی از قانون ندارد.

میلتون فریدمن[۱۲]

دیدگاه سوددهی معینCSR اقتصادی

کسب وکار باید دارایی سهامدار را به حداکثر برساند، از قانون پیروی کند و اخلاقی باشد (خودداری از کلاهبرداری و ‌فریب‌کاری/ بازی جوانمردانه و قانونی/….)

ادوارد فریماه[۱۳]

دیدگاه آگاهی اجتماعی CSR اخلاقی

کسب وکار باید در مقابل زیان های بالقوه فعالیت هایش بر ‌گروه‌های مختلف ذی نفع هوشیار باشد.

آرچیو کارول[۱۴]

دیدگاه خدمات اجتماعیCSR بشردوستانه

کسب وکار باید از منافع گسترده اش برای خدمت به جامعه استفاده کند.

تاکنون از مسئولیت اجتماعی، تعریف های مختلفی ارائه شده است که یکی از مهم ترین آن ها، عبارت است از انجام کلیه تعهدات قانونی، حرفه ای و تجاری مدیران شرکت ها، به طوری که بتوانند محصولات و خدمات با کیفیت به قیمت معقول به بازار ارائه کنند. همچنین شرکت ها با توجه به مسئولیت اجتماعی شان باید محصولات و خدمات سالم، به قیمت معقول به جامعه ارائه کنند و در این مسیر، حقوق مصرف کنندگان را نیز به نحوه مطلوب رعایت کنند .هر یک از دانشمندان از مسئولیت اجتماعی برداشت های متفاوتی داشته اند که به برخی از آن ها اشاره می شود:

۱- گریفین و بارنی در کتاب مسئولیت اجتماعی بیان می‌کنند: مسئولیت اجتماعی مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی» در حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می‌کند انجام دهد«. (گریفین و بارنی، ۱۹۹۲)

۲- درک فرنج و هینر ساورد در کتاب فرهنگ مدیریت اظهار می دارند» : مسئولیت اجتماعی وظیفه ای است بر عهده مؤسسات خصوصی، ‌به این معنا که تأثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می‌کنند نگذارند، برای مثال آلوده نکردن محیط، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیت های غیر اخلاقی و مطلع کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. (فرنج و ساورد، ۱۳۷۲)

۳- ریچارد رابینسون در کتاب مدیریت می نویسد: مسئولیت اجتماعی یکی از وظایف و تعهدات سازمان در جهت بهره مند ساختن جامعه است، به نحوی که هدف اولیه سازمان یعنی حداکثر کردن سود را صورتی متعالی ببخشد.

۴- ساموئل سترو و مکس داگلاس در کتاب تجارت می‌گویند: »مسئولیت اجتماعی از تعهدات مدیریت است که علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومی جامعه نیز انجام می‌گیرد. (سترو و داگلاس، ۱۹۸۷)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




  1. مهیا ساختن شرایط خلاقیت از طریق فراهم ساختن مواد خام لازم

فکرها و طرح­های جدید مبتنی بر دانش؛ اندیشه­ ها، و تجربه ­های افراد است. این منابع از طریق مطالعه، مشاهده، مصاحبه با اشخاص آگاه مسافرت و رسانه­های گروهی توسعه می­یابد. جستجوی واقعیات باید در دامنه­ای وسیع انجام شود و همه اجزای مسأله را مدنظر قرار دهد تا گنجینه­ای از اطلاعات فراهم گردد؛ به گونه ­ای که ذهن بتواند غنچه­های تفکرات جدید را در گلستان آن بشکفاند؛ زیرا فکرها در خلأ شکل نمی­گیرند. در این مرحله از فراگرد خلاقیت، بر ضرورت وجود زمان، اهتمام به کار و سعی و تلاش، ایجاد نظم واصرار بر تحقق هدف تأکید می­ شود. گاهی اوقات دسترسی به اطلاعات دشوار است و مجموعه اطلاعات موجود نیز ناقص است؛ البته اگر همه واقعیات شناخته شده باشند، دیگر نیازی به خلاقیت نخواهد بود. به هر حال، اطلاعات موجود یا مواد خام تفکر باید طبقه بندی و دسته­بندی شوند تا قابل استفاده باشند.

  1. ایجاد سلاست فکر

سلاست فکر بر توان گردآوری فکرها و طرح­های متنوع و متعدد ‌در مورد مسأله دلالت دارد؛ ارزش این کار در آن است که با افزایش میزان فکرهای موجود، احتمال یافتن راه ­حل عملی افزایش می­یابد. به همین دلیل، در فراگرد خلاقیت، کمیت فکرها و طرح­ها نیز حائز اهمیت است یکی دیگر از عوامل مهم محرک خلاقیت، تعیین کردن یک « موعد یا زمانی» برای ایجاد و گردآوری طرح­ها و فکرهاست؛ زیرا انسان معمولاً تمایل به مسامحه دارد. طرح­ها و فکرهای به دست آمده را نباید ارزیابی کرد؛ زیرا ارزیابی موجب متوقف ساختن روند ارائه فکرهای جدید می­گردد. از این رو بهتر است ارزیابی هنگامی انجام شود که مقدار قابل توجهی از فکرها و طرح­ها گردآوری شده باشد. این مرحله تا زمانی ادامه یابد که امکان گردآوری هیچ نوع طرح و اندیشه مفید دیگری وجود نداشته باشد. در واقع این یک اصل خلاقیت است که «تا یک موعد معین باید تلاش شود که حتی المقدور طرح­ها و فکرهای مفید گردآوری شوند. در این مرحله از فراگرد خلاقیت اجتناب از ارزیابی طرح­ها و افکار جدید ضروری است».

  1. استمرار فعالیت ضمیر ناخودآگاه بر روی مسأله

پس از کار مداوم بر روی یک طرح، ممکن است در آدمی حالت عجز پدیدار شود؛ در این حالت بهترین کار پرهیز از اعمال فشار و اجتناب از تشدید فعالیت ذهنی است، یعنی بهتر است که ذهن خودآگاه خود را از مسأله فارغ کنیم و آن را برای مدتی آسوده بگذاریم. یافته ­های علم روانشناسی مؤید آن است که ذهن خودآگاه، فقط بخش کوچکی از قدرت ذهنی آدمی را به کار ‌می‌گیرد؛ یعنی در بخش عمده­ای از ظرفیت ذهنی انسان، میزان نا­مشخص و مجهولی از اطلاعات؛ واقعیات، و معانی وجود دارد که در فراگرد ضمیر ناخودآگاه، مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد. به همین جهت اگر پس از پدیدار شدن حالت عجز، به ذهن خودآگاه فراغت کافی داده شود؛ این فرصت ایجاد می­ شود که ذهن ناخوداگاه به یافتن راه حل برای مسأله مورد نظر بپردازد. این مدت زمان از فراگرد یادگیری را «خواب بر روی مسأله[۱۳] می­نامند. در این مرحله، فرد به طور مستقیم نقشی ایفا نمی­کند، بلکه از طریق استراحت، عدم تمرکز بر مسأله، و اندیشیدن به مسائل دیگر، ذهن خود را از کار بر روی مسأله منصرف می­سازد.

  1. درخشش ناگهانی یک فکر

شاید بتوان گفت که اکثر ابتکارات و نوآوری­های افراد خلاق، حاصل جرقه­زدن یک فکر جدید در یک حالت غیر قابل انتظار بوده است؛ نظیر کشف قانون وزن حجمی جامدات، توشط ارشمیدس در حمام. البته این امر به شرایط محیط و میزان توجه و دقت به جهان پیرامون نیز بستگی دارد. زمان پیدایش این حالت نا مشخص است؛ به طوری که گاهی ممکن است پس از گذشت چند لحظه، چند ساعت یا چند روز از مرحله قبلی، پیدا شود و گاهی ممکن است سال­ها طول بکشد تا ذهن در­مورد یک مسأله طرح یا راه ­حل جدیدی را پیدا کند؛ در واقع به نظر می­رسد که نمی­ توان با اعمال زور موجب ارائه طرح­های ابتکاری شد؛ یعنی افراد خلاق نمی ­توانند به طور اجباری به خلاقیت بپردازند، ولی داشتن زمینه، موقعیت شناسی، هوشیاری، و استقبال از طرح­های ابتکاری کمک می­ کند تا مرحله خلاقیت آغاز شود (رضائیان،۱۳۸۳).

۲-۲-۶ سطوح خلاقیت

دو سطح خلاقیت شامل خلاقیت اولیه و خلاقیت ثانویه است که به شرح زیر می‌باشد:

الف: خلاقیت اولیه: این سطح از خلاقیت از ناخودآگاه سرچشمه ‌می‌گیرد و در زمان کودکی در همه انسان­ها وجود دارد .اکثر افراد پس از گذراندن دوران کودکی خلاقیت اولیه را از دست می­ دهند. افراد به واسطه ضمیر ناخودآگاه، قادر به خیال بافی، تخیل و تولید رفتارها و اعمال تازه بوده که از آن ها لذت می­برند.

ب: خلاقیت ثانویه: خلاقیت ثانویه ناشی از ضمیر خودآگاه و یا به عبارتی مبتنی بر عقل و منطق است.

هر چند این دو سطح خلاقیت با هم تفاوت اساسی و واضحی دارند، اما به یکدیگر وابسته و مرتبط­اند.

فرد سالم و خلاق کسی است که موفق به پیوند این دو سطح فرایند خودآگاه و ناخودآگاه شود(صادقی مال امیری، ۱۳۸۶). به نظر محققین و صاحب نظران، خروجی خلاق طیف وسیعی از چیزها را در بر دارد که مهمترین آن ها عبارتند از: ایده­ ها، محصول، راه ­حل، رویه، و خدمت.

محصول خلاق با توجه به سطوح مختلف درجه­بندی می­ شود. تیلر با توجه به محصولات فکری بشر و تحقیق در کیفیت آن­ها پنج سطح خلاقیت را به شرح زیر شناسایی ‌کرده‌است که هر یک از آن ها شامل درجات مختلفی از خلاقیت است(میرقیداری،۱۳۸۲).

    1. خلاقیت بیانگر: این نوع خلاقیت بیان و اظهار وجود آزادانه شخص را امکان­ پذیر می‌سازد. نقاشی فی­البداهه کودکان و ابتکارات آنان به هنگام بازی با یکدیگر یا با اسباب بازی­های مختلف از جمله این نوع خلاقیت محسوب می‌شوند که در آن­ها کیفیت محصول اهمیت چندانی ندارد لیکن این اظهار وجود برای تظاهر خلاقیت در سطح بالاتر لازم است.

    1. خلاقیت مولد: در این سطح فرد کوشش­های نسبتأ زیادی و در عین حال هدف مندی برای تولید یک شیء جدید یا حل مشکلی به خرج می­دهد.

    1. خلاقیت اختراعی: این نوع خلاقیت به وسیله توانایی شخص در تجزیه و تحلیل موقعیت و ساختن ترکیبات جدیدی از عناصر شناخته شده مشخص می­ شود، در این نوع خلاقیت هیچ­گونه اثری از عقاید زیربنایی جدید دیده نمی­ شود.

    1. خلاقیت نوآورانه: به­وسیله این خلاقیت تغییرات معنی­دار و مفیدی در اصول و مبانی اولیه نظری، با ساخت و کنش ماشینی یا هنری به عمل می ­آید.

  1. خلاقیت شهودی: محصول این سطح از خلاقیت، تولید چیزی کاملأ تازه و متفاوت از آنچه که تا به حال وجود داشته است، ‌می‌باشد (رضاییان، ۱۳۸۳).

۲-۲-۷ انواع خلاقیت

خلاقیت می ­تواند در همه دوره­ ها و زمینه­ ها روی دهد. برحسب موضوع و نوع حوزه انواع خلاقیت را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود:

    1. خلاقیت علمی: در هر یک از رشته­ های علم را ‌می‌توان خلاقیت علمی نامید. کشفیات و نظریات علمی مانند: نظریه­ های علوم فیزیک، شیمی، روان­شناسی، اقتضاد و غیره خلاقیت­های علمی محسوب می­شوند. ‌بنابرین‏ بر حسب اینکه کدام رشته علمی درنظر گرفته شود انواع خلاقیت وجود دارد مانند: خلاقیت شیمی و ریاضی و غیره.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




چنین وضعیتی در قراردادهای باز نیز وجود دارد. در زمان انعقاد، وضعیت ثمن در آینده نامعلوم است، مقدار مبیع به درستی مشخص نیست و زمان و مکان تحویل نیز با ابهام روبه‌رو است. ‌بنابرین‏ هرگاه استفاده از شروط باز در قراردادهای با شیوه­ هایی پوشش داده شوند، عدم پذیرش صحت آن­ها چیزی جز اصرار بر امری ناموجه نخواهد بود.

۴٫۱٫۴٫۲ مفهوم ریسک

۴٫۱٫۴٫۲٫۱ معنای لغوی و اصطلاحی ریسک

واژه ریسک از کلمه ایتالیایی «riscare» به مفهوم «to venture» گرفته شده است که به معنای پذیرش ریسک در اتخاذ آگاهانه تصمیم است. به عبارتی احتمال ضرر آتی که از هر تصمیم یا پدیده بالقوه ناشی می­ شود[۲۰۳]. ریسک،، معانی لغوی و اصطلاحی متعددی دارد. به گونه‌ای که در فرهنگ­ها و کتب حقوقی به معنای خطر[۲۰۴]، قبول مسئولیت چیزی[۲۰۵]، بیم زیان[۲۰۶] و در معرض خسارت قرار گرفتن[۲۰۷] آمده است. از نظر عرفی، خطری است که ریشه در نااطمینانی به وضعیت آینده دارد[۲۰۸]. از نظر اقتصادی، یک تصمیم زمانی با ریسک همراه است که نتایج محتمل مختلفی با احتمالات مفروض و معینی بر آن مترتب باشد[۲۰۹].

از نظر حقوقی ریسک معانی متعددی دارد. زمانی که مورد معامله مجهول باشد و در اثر آن زیانی وارد شود، ریسک به معنای خسارت است و با غرر مطابقت دارد. در قانون بیع کالامصوب ۱۹۷۹[۲۱۰] به موجب ماده ۲۰-۱۱۱هرگاه کالایی مورد معامله واقع می­ شود اما بعد دولت نقل و انتقال آن را ممنوع می­ کند، خسارات که همان ریسک است برعهده شخص معینی قرار ‌می‌گیرد، ریسک به معنای مسئولیت است. در کنوانسیون راجع به قانون اعمال بر قراردادهای بیع بین‌الملل کالا ۱۹۸۶ ریسک به معنای خطرات مربوط به کالا است[۲۱۱].

برخی با لحاظ جوانب اقتصادی و حقوقی معتقدند هر گونه نوسان احتمالی بازدهی اقتصادی در آینده ریسک است[۲۱۲]. برخی دیگر احتمال تغییر در مزایا و منافع پیش‌بینی شده یک تصمیم، واقعه یا حالت در آینده را ریسک می­دانند[۲۱۳]. گروهی از محققان با ارائه تقسیم بدیعی از ریسک دسته­ای از ریسک­ها را با مبانی حقوقی در اسلام سازگار دانسته و از شمول معاملات غرری خارج می­دانند. از نظر او ریسک بر دو دسته است: ریسک مشروع و نامشروع. ریسک مشروع زمانی است که به خلق ارزش منتهی شود ولی هرگاه ارزش افزوده­ای ایجاد نشود، شرط­ بندی است. برای روشن­تر شدن بحث ارائه یک مثال راهگشا است. مشقت و سخت کوشی در بسیاری از افعال و کارها وجود دارد ولی خوب بودن افعال به دلیل سخت بودنشان نیست بلکه ریشه در مفید بودن آن­ها دارد. هرگاه سخت کوشی زیاد باشد، ممکن است مفید بودن هم افزایش یابد. این مطلب حاکی از آن است که انجام عمل مستلزم سخت کوشی است نه این که سخت بودن، هدف عمل باشد. ریسک زیاد نیز از آن جهت مطلوب است که به ایجاد ارزش افزوده منتهی شود نه این که فی حد نفسه دارای ارزش باشد.

در ادامه شرایطی برای ریسک قابل تحمل بیان شده است. ریسک باید غیرقابل اجتناب، غیر مهم و غیر عمدی باشد.

۱- اجتناب ناپذیر بودن ریسک. به طور طبیعی ریسک از فعالیت­های اقتصادی و تجاری جداناپذیر است.«تمایل به پذیرش ریسک برای رشد اقتصاد بازار آزاد ضروری است. اگر همه پس­اندازکنندگان و واسطه­های مالی آن­ها فقط در دارایی­ های بدون ریسک سرمایه ­گذاری می­کردند، پتانسیل رشد کسب وکار وجود نمی­داشت»[۲۱۴].

وجود ریسک عاملی است که انگیزه افراد را در روی آوردن به فعالیت­های تجاری در قالب قراردادها افزایش می­دهد. در غیر این صورت خلاقیت و پیش­رفت منتفی می­ شود و رفاه در جامعه کاهش می­یابد. از این رو ریسک از معاملات جداناشدنی است و حذف آن اقتصاد را بی­ثبات­تر می­ کند.

۲- غیرمهم باشد. زمانی ریسک قابل تحمل است که احتمال شکست کم­تر از موفقیت باشد. در مواردی که احتمال شکست زیاد است به دلیل وجود مبلغ هنگفتی به عنوان جایزه، توهمی ایجاد می­ شود و افراد را نسبت به واقعیت موجود بی­توجه می­ کند. به گونه‌ای که فرد به صرف آن مبلغ، فریب خورده و گمان می­ کند احتمال زیادی برای بردن جایزه دارد اما در واقع این احتمال ناچیز است.

در ریسک قابل تحمل کافی است احتمال موفقیت بیش از شکست باشد نه این که منتهی به نتیجه نهایی شود[۲۱۵]. هم­چنین از منظر اسلامی لازمه عدم اطمینان انجام اقدامات مناسبی است که نتایج مطلوب به بار ‌می‌آورد و توکل به خدا در ادامه آن است[۲۱۶].

۳- غیر عمدی بودن. زمانی که ریسک به دلیل ایجاد ارزش از معاملات جداناپذیر باشد و احتمال موفقیت بیش از شکست باشد، ریسک غیرعمدی وجود دارد. بدین صورت که هدف اصلی از فعالیت­های اقتصادی خلق ارزش است و نه روی آوردن به ریسکی که ارزش لازمه آن باشد.

۴٫۱٫۴٫۲٫۲ ارتباط ریسک و نااطمینانی

نااطمینانی حالتی است که سنجش احتمالات در آن ممکن و مفید نیست ‌و اشاره به وضعیتی دارد که در آن احتمال وقوع حوادث آتی را نمی­ توان مشخص کرد[۲۱۷]. برخلاف حوادثی که وقوع آن قطعی است، نااطمینانی ریسک را به همراه ‌می‌آورد. ‌می‌توان گفت زمانی که حادثه­ای احتمالی و غیر قطعی باشد، این حالت بروز می­ کند و در این شرایط ریسک­ها به وجود می­آیند.

تردیدی که اشخاص نسبت به وقوع یک نتیجه از میان نتایج ممکن دارند، مفهوم عدم اطمینان را روشن می­ کند. هرگاه تخمین افراد از این نتایج با یقین همراه شود، عدم اطمینان ایجاد نمی­ شود. ‌بنابرین‏ با روشن بودن وضعیت آینده ریسک منتفی می­ شود. این مطلب نشان­گر تفکیک ناپذیری ریسک و عدم اطمینان است به گونه‌ای که عدم اطمینان مضمون ریسک را تشکیل می­دهد[۲۱۸].

برخی، ریسک و عدم اطمینان را مترادف می­دانند و بر این باورند که ریسک، عدم اطمینان ذهنی نسبت به وقوع حوادث است و عدم اطمینان ریشه در ذهنیت افرد دارد و این ذهنیت با دو خصیصه تردید و ناآگاهی نسبت به پیامد امور همراه است. از این نظر به خوبی بر می ­آید که ریسک به عنوان تابعی از تمایلات روانی و ذهنی افراد قرار گرفته است[۲۱۹].

ریسک امری عینی است که با دنیای خارج از ذهن در ارتباط است.درحالی که عدم اطمینان امری ذهنی است. همچنین ریسک محصول شرایط مخاطره­آمیزی است که در خارج وجود دارد و با بهره گرفتن از احتمالات سنجش می­ شود اما عدم اطمینان با باورهای افراد ارزیابی می­ شود. در پدیده ­های ریسکی احتمال وقوع با بهره گرفتن از روش­های آماری محاسبه می­ شود. درحالی که در پدیده ­های نامطمئن، نمی­ توان از استنباط­های ریاضی بهره برد. علت این امر تعدد وقوع حادثه یا وجود عوامل ناشناخته و غیر قابل پیش‌بینی است. استفاده از برخی پدیده ­های طبیعی برای روشن­تر شدن تفاوت این دو کمک زیادی می­ کند. احتمال بارندگی در بازه زمانی و مکانی خاص پدیده­ ریسکی­ است زیرا با وجود اطلاعات هواشناسی ‌می‌توان احتمال بروز بارندگی را با درجه اطمینان مشخص تعیین کرد. اما وقوع زلزله پدیده­ای نامطمئن است که اطلاعات گذشته اثری در پیش‌بینی آن ندارد. هر چند متعدد اتفاق می ­افتد.

وانگهی اطلاع از وجود ریسک­ها عدم اطمینان را به همراه ‌می‌آورد نه این که عدم اطمینان منتهی به ایجاد ریسک­ها شود[۲۲۰].

۴٫۱٫۴٫۲٫۳ ارتباط غرر و ریسک
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




یکی دیگر از نگرش های مثبت در سازمان های اخلاقگرا، تعهد سازمانی است.کارکنان متعهد اهداف و ارزش های سازمانی را پذیرفته اند (Martin&Cullen,2006).

جو اخلاقی بالا به عنوان متغیر مستقل در افزایش رضایت شغلی و تعهد سازمانی(متغیرهای میانجی) نقش زیادی دارد و آن ها نیز موجب کاهش ترک خدمت(متغیر وابسته)می‌گردند (Schwepker,2001).

با تو جه به مطالب مطرح شده، میانگین قصد ترک خدمت در میان پرستاران در ایران و جهان قابل توجه است که یکی از دلایل آن به جو اخلاقی سازمان برمی گردد، بیمارستان های شهر رشت نیز از این امر مستثنی نیستند. لذا با توجه به اهمیت موضوع، به بررسی ارتباط بین جو اخلاقی با رضایت شغلی، تعهد سازمانی ونیت ترک خدمت درمیان پرستاران بیمارستان های دولتی شهر رشت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان، می پردازیم و به دنبال پاسخی برای این پرسشیم که:

آیا ارتباطی میان جو اخلاقی، رضایت شغلی تعهد سازمانی ونیت ترک خدمت درمیان پرستاران وجود دارد؟

۱-۳) ضرورت و اهمیت تحقیق

بیمارستان ها مهم ترین سازمان بهداشتی و پزشکی جوامع محسوب شده، متولی امور سلامت انسان ها می‌باشد (شاکری نیا،۱۳۹۱). در اکثر سازمان های مراقبت بهداشتی، پرستاران بزرگترین منابع بوده و نقش عمده ای را در کیفیت ارائه خدمات به عهده دارند، لذا رضایت و کارایی آنان به طور معنی داری موفقیت سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و رسالت آنان ارائه خدمات بهداشتی، درمانی، توانبخشی در بالاترین سطح استاندارد جهت تامین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه است. اکنون سراسر دنیا با بحران نیروی کار روبرو است که یکی از بارزترین مصادیق آن کمبود پرستار است. گسترش کمبود پرستار و خروج بالای پرستاران از این حرفه یک معضل جهانی است که هم در کشورهای توسعه یافته و هم در حال رشد وجود دارد(احمدی، مبارکی و عسکری نژاد،۱۳۹۱).کمبود نیروی پرستار، موجب بازماندن از دستیابی به اهداف جهانی نظام های بهداشتی و نارضایتی حرفه ای پرستاران خواهد شد. مسوولین سازمان های بهداشتی که زمان و منابع انسانی و مالی زیادی صرف استخدام پرستاران می‌کنند، باید توجه داشته باشند به همان اندازه نیز مهم و مقرون به صرفه است که تلاش های مشابهی را جهت جذب و حفظ کارکنان خود به کار بندند. (احمدی و همکاران،۱۳۹۱).کارکنانی که اندیشه ترک خدمت را در سر می پرورانند، نمی توانند افرادی پر ثمر در جهت نیل به اهداف سازمان باشند(ابراهیمی نژاد، ابراهیمی نژاد ویاری ناصریه،۱۳۸۸). با توجه به هزینه های مالی و انسانی ترک خدمت پرستاران در سازمان های بهداشتی و درمانی، پیش‌بینی آن قبل از وقوع به منظور جلو گیری از ترک خدمت پر هزینه و غیر ضروری، بسیار مهم به نظر می‌رسد. چرا که پژوهش ها نشان داده است که بین ترک خدمت پیش‌بینی شده و ترک خدمت واقعی پرستاران رابطه مستقیم برقرار می‌باشد( حریری، یغمایی، زاغری تفریشی و شاکری،۱۳۹۱). بررسی ها نشان می‌دهند، عدم رضایت شغلی یکی از عوامل مؤثر در ترک حرفه پرستاری است، یک سوم از پرستاران انگلستان و اسکاتلند و بیش از یک پنجم پرستاران آمریکا تمایل به ترک این حرفه داشته اند، در ایران نیز نتایج حاکی از آن بودکه تنها یک سوم پرستاران از شغل خود راضی هستند، محیط کار حمایتی به پرستاران جهت ارائه مراقبت شایسته، کمک کرده، رضایت شغلی را افزایش می‌دهد(احمدی و همکاران،۱۳۹۱). امروزه بیشتر افراد تقریبا نیمی از ساعات بیداری خود را را در محیط کارشان می گذرانند و ‌بنابرین‏ رضایت از کار و محیط کار بسیار مهم ضروری است در یک مطالعه مشخص گردید که ناهماهنگی بین اهداف شخص یعنی عدم تناسب بین شخص و سازمان، نارضایتی شغلی را به همراه دارد و باعث افزایش تمایل به ترک خدمت می شود؛ {چون} منابع انسانی سرمایه ارزشمند هر سازمان است، ‌بنابرین‏ لازم است مدیریت سازمان سرمایه انسانی را به درستی شناخته و استعداد های نهفته او را پرورش داده و به نحو مؤثری آن را در پیشبرد هدف های سازمان بسیج کند(ابراهیمی نژاد، ۱۳۸۸). جو اخلاقی نیز باعث می شود که کارکنان نسبت به شغل خود دید مثبتی نشان دهند و مدت بیشتری را در سازمان بگذرانند و کمتر به فکر ترک خدمت باشند (نادی وحاذقی،۱۳۹۰). تحقیق دیگر هم نشان داد که هماهنگی اخلاقی منجر به پایین آمدن سطح معتمد سازمانی و افزایش خروج از سازمان می شود (احمدی و همکاران، ۱۳۹۱). اهمیت ایجاد جو اخلاقی مناسب در متون پرستاری مورد تأیید قرار گرفته است در این راستا السون[۴] اظهار می‌دارد جو اخلاقی، زمینه ای برای عملکرد حرفه ی پرستاری ایجاد می‌کند و بر برآیند مراقبت از بیماری و حتی خود پرستار تاثیر داشته و در ابقاء پرستاران در حرفه خویش نقش دارد(خزنی و همکاران،۱۳۹۲). و سایر شواهد نیز نشان می‌دهد که جو اخلاقی بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی و قضاوت اخلاقی پرستاران، تاثیر دارد ‌بنابرین‏ ضرورت وجود جو اخلاقی مثبت در حرفه پرستاری اجتناب ناپذیر است و بسیاری از مدیران تصور می‌کنند که مهم ترین و شاید دلیل تداوم خدمت کارکنان مربوط به عوامل محیطی از قبیل نبودن فرصت های شغلی بهتر در دیگر سازمان های می‌باشد اما شایان توجه است که مجموعه ای از متغیر ها در تداوم خدمت و بقاء کارکنان مؤثر است ‌و ساده اندیش است اگر یک متغیر را به تنهایی بر ماندگاری یا ترک خدمت یک کارمند (پرستار) مؤثر بدانیم، هم چنین بدیهی است که چنانچه یکی از نیروهای کارآمد به دلیل عدم رضایت و یا عدم تحقیق اهداف خود، سازمان را ترک کند، جایگزینی آن نیرو باعث صرف وقت اداری، انرژی و هزینه می‌گردد، به علاوه با این جایگزینی ها، میزان بهره وری هم تقلیل پیدا می‌کند و از سوی دیگر حیثیت سایر پرسنل تضعیف می‌گردد و انگیزه های منفی آنای ایجاد می شود(ابطحی، ۱۳۸۲ص۳۸). از آنجا که ترک خدمت به سازمان لطمه وارد می‌کند و منجر به مختل شدن آن و نیز وضعیت نا مناسب درمان می شود، از این رو ضروری است با ایجاد و حفظ جو اخلاقی در حرفه و عملکرد پرستاران، و با توجه به روابط بین جو اخلاقی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی با نیت ترک خدمت، تعهد و رضایت پرستاران را بهبود بخشیده و نیت ترک خدمت در آنان را کاهش دهیم.

۱-۴) اهداف تحقیق

اهداف این تحقیق از نظرکاربردی در جامعه ی مورد نظر یعنی بیمارستان های دولتی شهر رشت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی گیلان شامل: بیمارستان های الزهرا(س)، پورسینا، ولایت، رازی، هفده شهریور، شفا، حشمت و امیر المومنین(ع) به شرح ذیل است:

    • سنجش میزان جو اخلاقی با تعدیل متغیرهای دمو گرافیک در پرستاران بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در شهر رشت

    • سنجش میزان رضایت شغلی با تعدیل متغیرهای دمو گرافیک در پرستاران بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در شهر رشت

    • سنجش میزان تعهد سازمانی با تعدیل متغیرهای دمو گرافیک در پرستاران بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در شهر رشت

    • سنجش میزان نیت ترک خدمت با تعدیل متغیرهای دمو گرافیک در پرستاران بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در شهر رشت

  • سنجش رابطه جو اخلاقی بر نیت ترک خدمت از طریق رضایت شغلی و تعهد سازمانی با تعدیل متغیرهای دمو گرافیک در پرستاران بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در شهر رشت

۱-۵) چارچوب نظری تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




از این رو ، این سوال به ذهن متبادر می شود که آیا کاهش رضایت شغلی و کاهش تعهد سازمانی به هم وابسته اند؟ به عبارت بهتر آیا بین میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان رابطه ای وجود دارد؟ یا تغییر در هرکدام از این پارامترها مستقل از دیگری است؟

    1. تشریح و بیان مسئله

در حال حاضر نگرش منابع محور[۲] ( RBV ) یکی از مفاهیم بسیار مهم برای سازمان هاست. مطابق این نگرش ، سه شکل از منابع که برای سازمان مانند ستون خیمه عمل می‌کنند ، عبارتنداز : سرمایه سازمانی ، سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی. در این بین اهمیت سرمایه انسانی از سایر سرمایه ها بیشتر است ؛ زیرا می‌تواند به سازمان مزیتی رقابتی ، ناشی از منحصر به فرد بودنش را بدهد. ( هالند[۳] و دیگران، ۲۰۰۷ )

پیشرفت علوم و تکنولوژی ممکن است که نوع و ماهیت کار نیروی انسانی را عوض کند اما به هیچ وجه نمی تواند سازمان ها را از منابع انسانی بی نیاز سازد. دستیابی به اهداف سازمانی ، افزایش بهره وری و کارایی سازمان ، کسب مزیت رقابتی ، خلق دانش ، استفاده مؤثر از دانش ، به کارگیری تکنولوژی های جدید ، اجرای برنامه های مدیریتی و تغییرات سازمانی ؛ همه در گرو خواست و مشارکت فعالانه نیروی انسانی است.

به نقل از ادریسی (۱۳۸۰)نیروی انسانی به عنوان مهم ترین و با ارزش ترین سرمایه سازمان ، عوامل سازمان مندی هستند که می‌توانند با استفاده بهینه از سایر منابع ، سازمانی قدرتمند و پویا ایجاد نمایند.

از این رو ، امروزه مهم ترین منبع مزیت رقابتی در سازمان ها ، کارکنان متعهد ، با انگیزه و وظیفه شناس هستند. ( باکسل[۴]، ۱۹۹۶ )

نیروی انسانی همواره برای سازمان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و سالیان متمادی است که مطالعات محققین در حوزه رفتار سازمانی ، بر روی شناخت ویژگی ها و نیاز های این منبع با ارزش و چگونگی استفاده مؤثر و کارا از این منبع متمرکز شده است.

با این وجود عارضه هایی مانند تمایل به ترک خدمت ، غیبت ، تأخیر ، درخواست بازنشستگی پیش از موعد ، افزایش نرخ جابجایی ها ، افزایش رفتار انحرافی در محیط کار ، بی انگیزگی و بی اعتمادی ؛ که می‌تواند ناشی از نارضایتی شغلی و عدم تعهد سازمانی باشد ، باعث ناتوانی بعضی از سازمان ها در حفظ این منبع مزیت رقابتی شده است.

محققین از دیرباز به بهره وری ، غیبت از محل کار ، جابجایی و رضایت شغلی توجه خاصی داشته اند. (رابینز[۵]، ۱۳۸۹، ۴۱)

‌بر اساس تحقیقات ویلیام[۶] و همکاران ، رضایت شغلی و تعهد سازمانی بر ساخته های مرتبط اما متمایز استوار هستند.اما به منظور فراهم آوردن مبنایی برای تصمیم گیری مدیران منابع انسانی ، در زمینه‌های برنامه ریزی ،جذب و نگهداری نیروی انسانی و کاهش هزینه های ناشی از ترک خدمت کارکنان از سازمان ، به صورت مشترک مورد سنجش قرار می گیرند که از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ( به نقل از نحریر و همکاران، ۱۳۸۹ )

امروزه از صنعت برق به عنوان یک صنعت مادر نام برده می شود. یعنی رشد و توسعه صنایع مختلف ، فناوری اطلاعات ، آموزش ، تجارت الکترونیکی و… در گرو پویایی و بالندگی این صنعت است.انرژی برق حاصل زحمات افراد بسیاری در بخش های تولید ، انتقال و توزیع است و در این میان بخش توزیع به دلیل گستردگی شبکه های توزیع و ارتباط مستقیم با مصرف ‌کنندگان بی شمار ، از اهمیت بیشتری برخوردار است . لذا پرداختن به دغدغه های فکری و کاری منابع انسانی شرکت های توزیع برق علاوه بر ایجاد رشد و بالندگی در این صنعت ، باعث رشد سایر صنایع از طریق تامین برقی مطمئن و پایدار خواهد شد.

مشاهدات و تجارب حاصل از ده سال سابقه خدمت در شرکت توزیع برق استان لرستان و از طرفی مصاحبه های موردی با کارکنان این شرکت ، بیانگر وجود نوعی کسالت و بی انگیزگی در بین تعدادی از کارکنان این شرکت است و از همین رو است که تمایل به جابجایی ، ترک خدمت ، غیبت ، تأخیر و تلاش برای بازنشستگی پیش از موعد در بین این دسته از کارکنان قابل ملاحظه است واین گونه رفتارها نیز می‌تواند ناشی از نارضایتی شغلی و عدم تعهد سازمانی باشد.

    1. ضرورت انجام تحقیق

همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد ، نیروی انسانی مهم ترین سرمایه هر سازمانی است که باعث کسب مزیت رقابتی برای سازمان می شود.

به طوری که ادعا شده است ، موثرترین راه به دست آوردن مزیت رقابتی در شرایط فعلی کارآمدتر کردن کارکنان سازمان ها می‌باشد. ( میرسپاسی،۱۳۸۳ )

بنا براین پرداختن به دغدغه های فکری و کاری کارکنان و تلاش برای بهبود زندگی کاری آنان ، می‌تواند سبب افزایش بهره وری و بهبود عملکرد سازمان باشد. ناهنجاری هایی از قبیل غیبت ، تأخیر ، جابجایی ، بازنشستگی پیش از موعد و… به عنوان آسیب های سازمانی ، می‌تواند ریشه در نارضایتی شغلی و عدم تعهد سازمانی داشته باشد. خاصه آن که در صنعتی مانند صنعت برق که به دلیل شرایط کاری ویژه ، بیشتر کارکنان آن در معرض خطراتی مانند برق گرفتگی ، سقوط از ارتفاع و سایر حوادثی هستند که منجر به وارد آمدن آسیب به جان افراد و تاسیات الکتریکی می‌باشد ؛ مطالعه و بررسی رضایت شغلی و تعهد سازمانی در کاهش استرس شغلی و کاهش حوادث ناشی از آن نقش بسیار مهمی ایفاء می کند .

اگر چه شرکت های توزیع برق به خاطر اهمیت تعداد و شدت حوادث در ارزیابی های سالیانه ؛ هیچ گاه آمار دقیقی از حوادث به وقوع پیوسته و خسارات جانی و مالی ناشی از آن ها را ارائه نمی نمایند ؛ اما تجربه محقق در سمت کارشناس ایمنی این شرکت نشان می هد که علاوه بر خسارات جبران ناپذیر جانی ؛ سالانه در حدود یک میلیارد تومان زیان ناشی از آسیب وارده به تأسیسات و نیروی کار از دست رفته به شرکت توزیع برق لرستان تحمیل می شود.

غیبت[۷] را عدم حضور در محل کار تعریف کرده‌اند. غیبت کارکنان هزینه گزاف و مشکلات بسیاری را به کارفرمایان تحمیل می‌کند. به عنوان مثال در بررسی که اخیراًً انجام شده ، مشخص ‌گردید که متوسط هزینه های مستقیم غیبت های برنامه ریزی نشده کارمندان در آمریکا ، به ازای هر شاغل ۷۸۹ دلار در سال است. این رقم شامل بهره وری از دست رفته یا هزینه های اضافی پرداخت شده برای اضافه کار یا به کارگیری کارمندان موقتی جهت جبران غیبت کارمندان نیست. ( رابینز، ۱۳۸۹ ،۴۲ )

همچنین جابجایی[۸]، خروج دائمی داوطلبانه یا غیرداوطلبانه کارمندان از سازمان است. نرخ بالای جابجایی باعث افزایش هزینه های استخدام ، گزینش و آموزش می شود. برای مثال هزینه جایگزین کردن یک تحلیل گر سیستم یا برنامه نویس در یک شرکت فناوری اطلاعات در آمریکا ۳۴۲۰۰ دلار است. ( همان منبع، ۴۳ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




شادمانی یک عامل مؤثّر در سلامت روان و بهبود و ارتقای عملکرد فردی و اجتماعی است (گلستانی بخت، ۱۳۸۶). افراد اگر در جامعه‌ خود نتوانند این نیاز را برآورده کنند، روبه جوامع دیگر می‌برند، در نتیجه به تدریج از فرهنگ ملّی و دینی خود دور می‌شوند، به تدریج فرهنگ و ارزش‌های غربی در جامعه رواج یافته و جامعه مسخ می‌شود. با وجود اینکه دین مبین اسلام به شاد بودن و شاد کردن دیگران تأکید زیادی نموده است، ‌متاسفانه شمار زیادی از جامعه‌شناسان بر این عقیده‌اند که جامعه‌ ایرانی شاد نیست و از نبود بسترها و زمینه‌های لازم برای ابراز شادمانی به شکل جمعی و عمومی رنج می‌برد و فرهنگ غالب، فرهنگ غم است و شادی حالت عرضی و فرعی دارد. ‌بنابرین‏ ما بیشتر برای سوگ اجتماعی آمادگی داریم و هیچ برنامه‌ای برای شادمانی نداریم.

راستی چگونه یک نوجوان می‌تواند شاد باشد؟ آیا فقط با کسب موفّقیّت‌ها و کامیابی‌هایی که مورد تأیید جامعه است می‌توان به شادی و نشاط رسید؟ یا عوامل دیگر نیز می‌توانند موجب شادی در نوجوانان شوند؟ پاسخ‌گویی ‌به این سؤال و سؤالات مشابه اهمّیّت این‌گونه تحقیقات را می‌رساند چرا که برنامه‌ریزی و مدیریّت شادی در کشور برای جوانان و نوجوانان از جمله نیازهایی است که تاکنون کمتر به آن توجّه شده است، لذا برای سازماندهی و فراهم‌آوردن شرایط شادی‌آور و تحقّق شادی در جوانان به بررسی رابطه‌ آن با عوامل مختلف پرداخته می‌شود که در این پژوهش نیاز به بررسی رابطه‌ سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی مورد توجّه قرار گرفته است.

    1. اهداف تحقیق

      1. اهداف اصلی

۱ـ تعیین رابطه‌ بین سبک‌‌های هویّت و ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان استان گلستان است.

۲ـ ارائه‌ رهنمودها و پیشنهاداتی مبتنی بر نتایج تحقیق به دست‌اندرکاران.

      1. اهداف جزئی

۱ـ تعیین رابطه بین سبک هویّت اطّلاعاتی با شادمانی در دانش‌آموزان.

۲ـ تعیین رابطه بین سبک هویّت هنجاری با شادمانی در دانش‌آموزان.

۳ـ تعیین رابطه بین سبک هویّت سردرگم/اجتنابی با شادمانی در دانش‌آموزان.

۴ـ تعیین رابطه بین هویّت تعهّد با شادمانی در دانش‌آموزان.

۵ـ تعیین رابطه بین ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان.

۶ـ پیش‌بینی شادمانی از طریق سبک‌‌های هویّت (اطّلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی و تعهّد) و ‌‌تاب‌آوری در دانش‌آموزان.

    1. سؤالات تحقیق

۱ـ آیا بین سبک هویّت اطّلاعاتی با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

۲ـ آیا بین سبک هویّت هنجاری با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

۳ـ آیا بین سبک هویّت سردرگم/اجتنابی با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

۴ـ آیا بین هویّت تعهّد با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

۵ـ آیا بین ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد؟

۶ـ آیا سبک‌‌های هویّتی (اطّلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و تعهّد) و ‌‌تاب‌آوری پیش‌بینی‌کننده‌ شادمانی در دانش‌آموزان هستند؟

    1. فرضیّات تحقیق

۱ـ بین سبک هویّت اطّلاعاتی با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

۲ـ بین سبک هویّت هنجاری با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

۳ـ بین سبک هویّت سردرگم/اجتنابی با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

۴ـ بین هویّت تعهّد با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

۵ـ بین ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.

۶ـ سبک‌‌های هویّتی (اطّلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و تعهّد) و ‌‌تاب‌آوری پیش‌بینی‌کننده‌ شادمانی در دانش‌آموزان هستند.

    1. متغیّرهای مورد مطالعه

۱ـ متغیّر مستقل یا پیش‌بین: سبک‌های هویّت و تاب‌آوری.

۲ـ متغیّر وابسته یا ملاک: شادمانی.

    1. تعاریف نظری و عملیّاتی متغیّرها

      1. تعاریف مفهومی (نظری)

سبک هویّت:

به راه‌کارهایی اشاره دارد که یک فرد به طور مشخّص به هنگام تصمیم‌گیری و حلّ مسأله از آن‌‌ها استفاده‌‌ می‌کند. افراد بر حسب استفاده از فرآیندهای شناختی و اجتماعی و تئوری‌‌های خودساخته برای حلّ مسائل شخصی و تصمیم‌گیری‌‌ها با یک‌دیگر در استفاده از سبک‌‌ها تفاوت دارند (برزونسکی و کوک، ۲۰۰۵).

سبک هویّت اطّلاعاتی:

جست‌وجوگر اطّلاعات بوده، ‌در مورد مفاهیم «خود» شکّاک و نسبت به آگاهی‌‌های مربوط به خود گشاده‌اند و به پردازش و ارزیابی اطّلاعات قبل از تصمیم‌گیری‌‌ می‌پردازند (برزونسکی و کوک، ۲۰۰۵).

سبک هویّت هنجاری:

ارزش‌‌های مراجع قدرت و والدین را‌‌ می‌پذیرند. آن‌ ها انعطاف‌ناپذیرند و دارای هدف‌‌های کاری و آموزشی مشخّص‌اند که از بیرون کنترل‌‌ می‌شوند (برزونسکی و کوک، ۲۰۰۵).

سبک هویّت سردرگم/اجتنابی:

همواره به درخواست‌‌های موقعیّتی واکنش نشان‌‌ می‌دهند و با تعلّل و درنگ زیاد در تصمیم‌گیری مسائل شخصی و هویّتی مشخّص‌‌ می‌شوند (برزونسکی و کوک، ۲۰۰۵).

تعهّد:

تعهّد به رفتار فرد در موقعیّت‌‌هایی که وسوسه می‌شود به شکل دیگری رفتار کند، ثبات‌‌ می‌بخشد. تعهّدات برای افراد احساس هدفمندی و جهت‌گیری به همراه داشته و به مثابه یک چارچوب مرجع عمل می‌کنند که در محدوده آن‌ ها رفتار و بازخورد، ارزیابی و تنظیم می‌گردد (شکری، شهرآرای، دانش‌پور و دستجردی، ۲۰۰۶).

تاب‌آوری:

‌‌ تاب‌آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب‌‌ها یا شرایط تهدیدکننده نیست. بلکه فرد ‌‌تاب‌آور، ‌مشارکت کننده‌ فعّال و سازنده محیط پیرامونی خود است. ‌‌تاب‌آوری قابلیّت فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی ـ معنوی، در مقابل شرایط مخاطره‌آمیز‌‌ می‌باشد (کانر و دیویدسون،۲۰۰۳). کامپفر (۱۹۹۹) معتقد است ‌‌تاب‌آوری یا بازگشت به تعادل پایه است یا رسیدن به تعادلی در سطح بالاتر (در شرایط تهدیدکننده) و قاعدتاّ باید موجبات سازگاری موفّق در زندگی را فراهم آورد.

شادمانی:

داینر (۲۰۰۲) معتقد است که شادکامی، نوعی ارزش‌یابی است که فرد از خود و زندگی‌اش دارد و مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان و خلق مثبت، فقدان افسردگی و اضطراب را شامل‌‌ می‌شود و جنبه‌‌های مختلف آن نیز به شکل شناخت‌‌ها و عواطف مثبت متجلّی‌‌ می‌شود.

      1. تعاریف عملیاتی (عملی)

سبک هویّت:

منظور از سبک‌‌های هویّت نمره‌ای است که آزمودنی‌ها در پرسشنامه‌ی ۴۰ سوالی سبک‌‌های هویّت برزونسکی (ISI-6G) به ‌دست‌‌ می‌آورند. این پرسشنامه از ۴ زیر مقیاس اطّلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و تعهّد تشکیل شده است.

سبک هویّت اطّلاعاتی:

در پژوهش حاضر سبک هویّت اطّلاعاتی نمره‌ای است که آزمودنی در مقیاس هویّت اطّلاعاتی در آزمون سبک‌های هویّت برزونسکی کسب می‌کند.

سبک هویّت هنجاری:

سبک هویّت هنجاری نمره‌ای است که آزمودنی در مقیاس هویّت هنجاری در آزمون سبک‌های هویّت برزونسکی کسب می‌کند.

سبک هویّت سردرگم/اجتنابی:

سبک هویّت سردرگم/اجتنابی نمره‌ای است که آزمودنی در مقیاس هویّت سردرگم/اجتنابی در آزمون سبک‌های هویّت برزونسکی کسب می‌کند.

تعهّد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




      1. توضیح آنکه این فرصت طلبی ارتباط تنگاتنگی با درجۀ هوش و صلاحیت حرفه ای و شغلی مرتکبین و میزان اعتماد افراد به آن ها دارد. این بزهکاران برای جامعه خطرناک ترند چون هم جامعه پذیرند، هم از سازگاری اجتماعی بالایی برخوردارند. ↑

    1. مفهوم جرم اقتصادی در اسناد بین الملل ↑

    1. مطابق دستورالعمل رئیس قوه قضائیه در مورخ ۱۰/۵/۸۰ مبنی بر تشکیل مجتمع قضایی ویژه جهت رسیدگی به جرایم اقتصادی، مورد رسیدگی در این مجتمع ↑

    1. Pinatel, Jean ↑

    1. Robert King Merton

    1. Norbert Geis ↑

    1. Delmas Marty ↑

    1. توضیح آنکه: پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرماید:صنفان اذ اصلحا، صلحت الامه و اذا فسدا فسدت الامه، قیل من هما یا رسول اللّه ؟ قال العلماء والرؤساء.

      دو صنف هستند که هرگاه صالح باشند، امت صالح خواهند بود، و هرگاه فاسد شوند، امت فاسد خواهد شد. سؤال شد یا رسول اللّه ، این ها چه کسانی هستند؟ فرمود: دانشمندان و رئیسان (مدیران جامعه).

      بر این اساس کسانی که رهبری فکری و معنوی مردم را بر عهده دارند و آنان که مسئولیت اوضاع اجتماعی و امور اجرایی را پذیرفته اند، در فساد و یا اصلاح جامعه نقش اول را ایفا می‌کنند.(غلامرضا ویسی ، اصول انتصابات در سازمان‌ها با رویکرد دینی،مجلات>انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، شماره ۵، ۱۳۸۴،صفحه ۱۶۵) ↑

    1. توضیح آنکه طبق گزارش سازمان بین‌المللی شفافیت، ۱۰ کشور تراز اول در فساد دارای میزان ابهام گریزی پایین هستند. ( بهار ساروی ، ۱۳۹۱) ↑

    1. فساد، نه تنها باعث اخلال در حوزه ­های دیگر زندگی می­ شود بلکه دین و معاد انسان را نیز تحت تأثیر خود قرار می­دهد. امام علی (ع) در این رابطه می فرماید: فَإِنَّ اَلْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّینِ مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَهٌ لِلْمَقْتِ-فقر سبب نقص در دین است و سرگردانى عقل و ایجاد کننده دشمنى است.- (نهج البلاغه، کلمات قصار حضرت علی ۳۱۹) در حدیث دیگری می­خوانیم: من لا معاش له لا معاد له- اگرکسی زندگی مادی او تامین شد و نتوانست به امور مادی خود مسلط شود دنبال معاد و دین هم نخواهد رفت.-

    1. GunnareMyrdall ↑

    1. J.S.Nye ↑

    1. VITO TANZI ↑

    1. World bank ↑

    1. Transparency International ↑

    1. Garry Becker ↑

    1. Secretary–General ofIAnnan, message to Third Global Forum on Fighting Corruption and Safeguarding integrity, delivered by Dileep Nair (Under- Secretary –General for Internal Oversight services),29-31May 2003. ↑

    1. United Nations Convention Against Corruption ↑

    1. Convention on Combating Bribery of Foreign Public Officials in International Business Transactions,on November 27, 1997 ↑

    1. در دسامبر ۲۰۰۰ در پالرمو ۱۲۳ دولت از جمله ایران و تا اواسط مارس سال ۲۰۰۳ بیش از ۱۴۷ دولت اقدام به امضای آن نمودند و ۳۲ دولت نیز آن را تصویب نمودند. ↑

    1. درخصوص تفصیل این مصادیق، رک. صادق سلیمی، جنایات سازمان یافته فراملی، انتشارات تهران صدا، بهار ۱۳۸۲ ،۱۰۲ ـ ۶۹ . ↑

    1. United Nations Convention Against Corruption ↑

    1. علاوه بر جرم انگاری «رشا و ارتشا در بخش خصوصی» توسط این کنوانسیون ، مراجع بین‌المللی مانند UNODC نیز دول عضو کنوانسیون را به تسری ترتیبات پیشگیری و مبارزه با فساد با بخش خصوصی ترغیب می‌کنند: تقوی، حسین، «فساد بخش خصوصی»، مجله تخصصی مدیریت، ش ۷، تهران، ۱۳۸۴، ۱۸-۱۷، اما برخی از نویسندگان معتقدند از آنجا که نمی توان تدابیر قضایی مبارزه با فساد را به تمامی بخش خصوصی تسری داد، لذا تمامی فعالان بخش خصوصی که مشمول یکی از این معیارها شوند، در حوزه تدابی مبارزه با قرار می گیرند: ۱) معیار مدیریتی (بخش هایی که یکی از اعضای هیات مدیره، مدیرعامل، بازسی و ناظ آن در کم ت از ۵ سال قبل از تأسيس بخش و یا شروع به فعالیت وی در آن بخش، در استخدام دولت به عنوان مدیرکل یا بالاتر بوده اند)، ۲) معیار ارتباط (بخش هایی که برای دولت یا نهادهای وابسته به دولت و یا از طرف آن ها فعالیت می‌کنند). ۳) معیار گردش ماشلی (بخش هایی که فعالیت آن ها تاثیر بسزایی بر اقتصاد کشو به عنوان کل دارند. ر.ک.Peter, Stefan, “Case Study of Corruption in the Transaction of the Private Sector”, Global Forum III on Fighting Corruption and –Safeguarding Integrity, Seoul, paper No 44-45. ↑

    1. TheAmericanConvention Against Corruption, 29March (1996) ↑

    1. Convention Against Corruption officials of the European Communities or officials of Member States of the Union,on November 21, 1997 ↑

    1. Passive corruption ↑

    1. Active corruption ↑

    1. Convention on Combating Bribery of Foreign Public Officials in International Business Transactions,on November 27, 1997 ↑

    1. CivilLawConventiononCorruption, 4 November1999 ↑

    1. CriminalLawConventiononCorruption, adopted 27 January1999 ↑

    1. African Union Convention on Preventing and Combating Corruption summit 12 July, 2003 ↑

    1. The Declaration of Basic Principles of Justice for Victims of Crime and Abuse of Power, November 1985 ↑

    1. علت این امر را می توان در ارتباط با نام « جنایت سازمان یافته فراملی » و « گروه جنایی سازمان یافته » جستجو کرد که این دو لازم و ملزوم هم می‌باشند. ↑

    1. اصطلاح «سیاست جنایی» که وضع آن در سال ۱۸۰۳ ، به فوئر باخ، حقوقدان آلمانی، نسبت داده شده است، به مجموعه روش‌هایی تعبیر می شود که قانون‌گذار در زمان و کشور معین ، برای مبارزه با بزهکاری در عمل مورد استفاده قرار می‌دهد. بر همین اساس در هر کشوری، نحوه مقابله با جرایم اقتصادی و تعیین مجازات ها در خدمت بینش و تلقی خاصی از واکنش اجتماعی علیه جرم قرار دارد. از این رو سیاست های جنایی کشورها، متفاوت و ‌بر اساس گونه های آزادمنش، اقتدارگرا و واقع گرا اعمال می شود. ↑

    1. Supreme AuditInstitutionsInternational ↑

    1. Supremeauditinstitutionsin Asia ↑

    1. تعالی حقوق: این امر مطلق نیست. به طور مثال، قانون پولشویی ایران، به طور تلویحی اصل برائت را پذیرفته است. برای مطالعه بیشترر.ک :کردانی، حسین، «اصل برائت در جرم و پولشویی»، تعالی حقوق، اهواز، دادگستری استان خوزستان، شماره ۳۴-۳۳ ، خرداد و تیر ۱۳۸۸، ۳۵٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




بدین ترتیب یکی از مسائل مهم در صنعت بانکداری، احتمال ورشکستگی و ناتوانی بانک ها در انجام تعهدات مالی ایجاد شده است که با شدت گرفتن روند خصوصی سازی و دور شدن نظام بانکى از فضای امن مالکیت دولتی، بانک ها را با چالشی بزرگ در زمینه ادامه فعالیت های خود مواجه ساخته است. در این راستا، مهم ترین عواملی که می‌تواند بانک ها را در مقابل خطرهای ناشی از ورشکستگی و ناتوانی مصون سازد، وجود عواملی از قبیل نسبت کفایت سرمایه نقدینگی ، تامین مالی پایدار خالص های بانک است.

( محمد موسویان و همکاران ۱۳۹۱، ۳۶)

‌بنابرین‏ مسئله اصلی مطالعه حاضر این است تمرکز مالکیت بانک تا چه اندازه بر رفتار ریسک پذیری بانک ها و مؤسسات مالی تاثیرگذار است؟ و این رفتار ریسک پذیری از چه عواملی تشکیل می شود؟ میزان اهمیت هریک از عوامل تا چه حد است؟ وضعیت موجود هریک از عوامل در فضای کسب و کار بانک ها و مؤسسات مالی ایران به چه صورت می‌باشد؟

    1. اهمیت و ضرورت تحقیق

در سال های اخیر سیستم بانکی در سطح بین‌المللی مورد شدیدترین نقد و بررسی قرار گرفته است. عدم وجود ساختارهای مناسب قانونگذاری و نظارت موجب بحران های مالی، ورشکستگی بانک ها و نوسانات شدید اقتصادی حال حاضر شده است. ‌بنابرین‏ بحران های مالی اخیر تجدید قانونگذاری و تغییر در چارچوب های قانونی در بازارهای مالی را به منظور توسعه و رشد اقتصادی ایجاب نموده است. قانونگذاری بانکی عموما به عنوان چارچوب کنترل ریسک اعتباری، عملیاتی و نقدینگی سیستم بانکی در اقتصاد تعریف می شود. در این ارتباط می توان بانک مرکزی هر کشوری را به عنوان نهاد نظارتی بر این چارچوب معرفی نمود. در تئوری ها، نظارت و قانونگذاری را می توان به دو سطح، رویکرد نظارتی اداری و رویکرد نظارت خصوصی تفکیک نمود. در رویکرد اول از نظارت و قانونگذاری به دنبال کاهش ریسک عملیاتی، نقدینگی و اعتباری سیستم بانکی و ممانعت از ورشکستگی و تامین ثبات و پایداری بانک با بهره گرفتن از قوانین و مقررات متحدالشکل، حداقل در سطح کشور و حداکثر در سطح بین‌المللی بوده، ولی در رویکرد دوم قدرت نظارت به تشخیص انحراف، تقلب یا سایر عوامل ممانعت از عملیات درست بانکی می پردازد و قانون گذار با توسعه نظارت خصوصی نتایج بهتری را برای مشتریان بانک فراهم نموده و سطح رضایتمندی آن ها را افزایش می‌دهند. عموما قانون گذاران بانکی سعی می‌کنند چارچوب یکپارچه ای را برای اطمینان از بیمه و امنیت سیستم های پرداخت بانکی و مشتریان بانک در شرایطی که بحران های مالی به طور مسری در سطح بین‌المللی رخ داده است، فراهم نمایند. همواره اثر قانونگذاری و نظارت بانکی به سوی کفایت بوده و اثر مثبت آن بر بخش بانکی با کاهش ریسک نقدینگی و عملیاتی همراه شده است. هر چند بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که بانک ها در حال حاضر با توجه به کمیاب بودن منابع به سوی رفتارهای پر خطر و ریسک پذیر تر تامین سرمایه تمایل دارند. تامین سرمایه همراه با وام های غیر عملیاتی است که این موضوع از قدرت سرمایه تامین شده و به تبع از ثبات، توسعه و بهبود عملکردهای بانک کاسته و ریسک عملیاتی سیستم بانکی را افزایش می‌دهد. ‌بنابرین‏ کنترل، تدوین یا تغییر سیاست های نظارتی و قانونگذاری در این زمینه ضروری می‌باشد.

تعدادی از قوانین جدید بانکی برای مقابله با بحران های بانکی و تغییرات شرایط در صنعت بانکداری در حال حاضر بررسی و تصویب شده اند. این قوانین شامل الزامات جدید سرمایه و نقدینگی به منظور حل و بازیابی مجدد برنامه ها و فرایند های تجاری در حال حاضر و اهرم های نوین ایجاد شده و با هدف تغییر ساختارهای بنیادی بازار و بهبود اعتماد و حمایت از سرمایه گذاران و در راستای موج جدید تغییرات در قوانین بانکی می‌باشد. اخیراً نیز با مطرح شدن بحث بانکداری اسلامی و الزامات شریعت اسلامی در مدیریت و اداره بانکداری، قوانین به منظور جذب سپرده گذاران و انجام فعالیت های سرمایه گذاری اختصاصی برای مسلمانان نیز رفته است؛ و برای این منظور ابزارهای مالی اسلامی نظیر صکوک را به منظور مدیریت ریسک به بازار بانکی و مالی ارائه داده است. بخصوص با توجه به نابهنجار ی های اخیر در سیستم بانکی و ورشکستگی تعداد زیادی از بانک های بزرگ بر اثر بحران مالی اخیر، تلاش در راستای یکسان سازی مقررات بانکی و کاهش ریسک صنعت بانکداری است. اما پیاده سازی این موضوع بسیار مشکل و گذشته از مشکلات عملی، رویکردهای مختلف در ساختارهای بنیادی سیستم کشورها اعمال هر گونه تغییری را با مشکل مواجه نموده است. برای مثال قوانین و استانداردهای متنوع برای نکول و رژیم های ورشکستگی وجود دارد که بانک ها مجاز به انجام آن هستند. علاوه بر این سایه قوانین دیگر نیز بر سیستم بانکی مؤثر است( علی رضا یادی پور وهمکاران۱۳۹۰، ۲۱)

۱-۴- اهداف کلی

شناخت تاثیر تمرکز مالکیت بر رفتار ریسک پذیری بانک ها و مؤسسات مالی

۱-۴-۱- اهداف ویژه

    1. شناخت تاثیر تمرکز مالکیت دولتی و خصوصی بر کفایت سرمایه بانک ها و مؤسسات مالی

    1. شناخت تاثیر تمرکز مالکیت دولتی و خصوصی بر نقدینگی بانک ها و مؤسسات مالی

  1. شناخت تاثیر تمرکز مالکیت دولتی و خصوصی بر تامین مالی پایدار خالص بانک ها و مؤسسات مالی

۱-۴-۲- اهداف کاربردی

این پژوهش می‌تواند مورد استفاده افراد و سازمان‌های زیر قرار گیرد:

    1. کلیه شرکت‌ها و مؤسسات پولی و مالی و بانکی کشور

    1. کلیه پژهشگران ، دانشجویان ، محققین و مراجع علمی و دانشگاهی در حوزه مدیریت و اقتصاد و حسابداری

۱-۵- فرضیه‌های پژوهش

۱-۵-۱ فرضیه اصلی اول

تمرکز مالکیت دولتی بر رفتار ریسک پذیری بانک ها و مؤسسات مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد

۱-۵-۱۱- فرضیات فرعی

۱۵-۱-۱- ۱- تمرکز مالکیت دولتی بر کفایت سرمایه تاثیر مثبت و معناداری دارد.

۱-۵-۱۱- ۲- تمرکز مالکیت دولتی بر نقدینگی تاثیر مثبت و معناداری دارد.

۱-۵-۱-۱- ۳- تمرکز مالکیت دولتی بر تامین مالی پایدار خالص تاثیر مثبت و معناداری دارد.

۱-۵-۲- فرضیه اصلی دوم

تمرکز مالکیت خصوصی بر رفتار ریسک پذیری بانک ها و مؤسسات مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد

۱-۵-۲-۱- فرضیات فرعی

۱-۵-۲-۱- ۴- تمرکز مالکیت خصوصی بر کفایت سرمایه تاثیر مثبت و معناداری دارد.

۱-۵-۲-۱-۵- تمرکز مالکیت خصوصی بر نقدینگی تاثیر مثبت و معناداری دارد.

۱-۵-۲-۱-۶- تمرکز مالکیت خصوصی ‌بر تامین مالی پایدار خالص تاثیر مثبت و معناداری دارد.

۱-۶- مدل مفهومی پژوهش

تمرکز مالکیت (متغیر مستقل)

رفتار ریسک پذیری بانک ها (متغیر وابسته)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




عامل بسیار مهم دیگر در بهزیستی و تفاوت‌های فرهنگی، روابط اجتماعی می‌باشد. در بسیاری از جوامع، به خصوص جوامع جمع گرا، داشتن روابط اجتماعی صمیمی و خوشبینانه برای شادی و احساس بهزیستی اهمیت دارد. مقایسه شاد ترین افراد با آنهایی که کمتر شاد هستند. نشان می‌دهد که افراد شاد تمایل به داشتن کیفیت بالای دوستی، حمایت خانوادگی و روابط عاشقانه دارند. شاد ترین افراد، دلبستگی اجتماعی قوی دارند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴). از روابط اجتماعی با دیگران راضی هستند و زمان کوتاه را نسبت به متوسط افراد در تنهایی می‌گذرانند (داینر و سلیگمن، ۲۰۰۲).

رابطه صمیمانه با دیگران، به سلامتی بیشتر، وضعیت عاطفی و فیزیکی بهتر منجر می‌گردد. سهیم شدن احساس لذت با دیگران در یک رابطه صمیمانه، به خصوص اگر فرد یا جامعه ای که فرد در آن به سر می‌برد، این گونه روابط را به عنوان ارزش مطرح کند و بر آن صحه گذارد، می‌تواند آن احساس را تشدید کند (آنومی موس، ۱۹۹۳).

در یک مطالعه مقایسه ای در باره بهزیستی، روابط اجتماعی ساکنین پیاده روها در کلکته را با بی خانمان‌های امریکا بررسی کردند. ساکنین محله فقیر نشین کلکته در فقر تکان دهنده ای زندگی می‌کردند، دارایی اندکی داشتند، پول کمی به دست می‌آورند، از شرایط جسمانی سختی رنج می‌بردند و به آرامش کامل، تجهیزاتی جهت مراقبت از سلامتی، آب تمیز و غذای مغزی دسترسی نداشتند ؛ بی خانمان‌های امریکا، به نسبت فقیر نشنین‌های کلکته دسترسی آسانتری به سر پناه، غذای مجانی، پتو و فرآورده‌های بهداشتی داشتند. بر خلاف رفاه نسبی، بی خانمان‌های امریکا، بهزیستی پایین تری را نسبت به ساکنین پیاده روهای کلکته گزارش کردند. نگاه دقیق تر ‌به این داده ها نشان می‌دهد که بخش عظیمی از احساس بهزیستی ساکنین پیاده روهای کلکته مربوط به کیفیت بالای روابط اجتماعی آن ها می‌باشد که به عنوان یک ارزش نیز در آن جامعه تقویت شده است. حال آنکه بی خانمان‌های امریکا فاقد آن بودند و این احساس خلاء را گزارش کردند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).

بنابر آنچه گفته شد ؛ وجود تفاوت‌های وسیع فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف، برداشت واحد و یکسان از مقوله بهزیستی را به چالش می‌کشد. لذا احساس بهزیستی یک موضوع فرهنگ وابسته است و بالتبع مطالعات و پژوهش‌های بیشتری را نیز طلب می‌کند. شایان ذکر است که از میان عوامل گوناگون و نقش آن ها در شادی و بهزیستی، بیشترین تفاوت‌ها در فرهنگ مشاهده گردیده است ( کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).جامعه ایرانی ارزش‌های فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی متفاوتی نسبت به دیگر جوامع دارد. پس مطالعه بهزیستی در جامعه ایرانی ممکن است نشانگر خصوصیات متمایزی نسبت به دیگر فرهنگ‌ها باشد و این در حالی است که تحقیقات نظام داری در این خصوص صورت نگرفته است. اگر به مسأله شادی و نشاط در جهان امروز توجه کنیم، ملاحظه می‌شود که شادی هم به شکل فردی و هم به شکل جمعی ارضا می‌شود و بسیاری از برنامه ریزان در سطح جهان، در صدد بر آمده اند روش‌هایی را که به شادی و ارضای دسته جمعی افراد می‌ انجامد، بیش از پیش گسترش دهند؛ زیرا اهمیت این روش‌ها بیشتر از روش‌های ارضای فردی شادی افراد است. ممکن است فردی افسرده و منزوی باشد و خود به خود طرف شادی‌های موجود در جریان زندگیش نرود، ولی شادی‌های جمعی، فضایی پدید می‌آورند که اگر به فرض کسی هم منزوی باشد، جریان شادی جمعی، فرد منزوی را در خود تحلیل برده، حل می‌کند (منطقی، ۱۳۸۳).

«اگر به مسأله شادی در محیط خودمان توجه کنیم، در می‌یابیم که در جامعه پس از انقلاب، با دیده نفی و تردید به مسأله شادی نگریسته شده است. این روند شک و تردید بدانجا انجامیده است که ما به دشواری‌ تن به پذیرش فردی افراد دادیم و جامعه این امکان را نیافت تا روی شادیهای دسته جمعی فکر کند، طرح بدهد و مردم را به سوی شادی و نشاط هر چه بیشتر متمایل سازد.» (منطقی، ۱۳۸۳، ص.۶۴).

«بایسته‌ بودن عرضه های شادی و نشاط اجتماعی فرا روی جوانان، ارضای هیجان جویی آن ها در مسیر‌های غیر متعارفی محقق می‌شود. ‌به این معنا که جوان جویای شادی و نشاط در صورت بسته دیدن عرصه‌های تحقق شادی به شکل صحیح آن، شادی را در شکل مرضی آن محقق کرده، از این رهگذر، به آرامش خاطر خویش می‌پردازد» (منطقی، ۱۳۸۳، ص.۶۴).

«از طرف دیگر، جوامع مختلف درگذر سنت[۲۱۸] به تجدد[۲۱۹] نیز با تنگناها و دشواری‌های خاصی مواجه می‌شوند. به اعتقاد دورکیم [۲۲۰]در جوامع ابتدایی کارهای گروهی، از تنوع چندانی برخوردار نیست، اما در جوامع متمدن، در نتیجه پیدایش تخصص، تقسیم کار صورت گرفته، هر فرد یا دسته به کار مستقلی می‌پردازند. به عبارتی، بر خلاف همکاری که در جامعه ابتدایی، خود به خودی است، در جامعه متمدن همکاری آگاهانه و همراه با میل و اراده است » (نقل از منطقی، ۱۳۸۳،ص.۸۱).

دورکیم تصور می‌کرد که در صورت در هم شکسته شدن جامعه سنتی بر اثر تقسیم کار اجتماعی و نوسازی، جامعه جدید بلافاصله شکل نمی گیرد و گذر از جامعه سنتی به جامعه مبتنی بر همبستگی، ‌مدت زمانی دراز به طول می‌ انجامد. که در این مرحله، جامعه در حال گذر از سنت به جامعه صنعتی، دچار بی هنجاری[۲۲۱]شده، نظم، ارزش‌ها و اخلاق پیشین دچار تزلزل و فروپاشی می‌شود و این در حالی است که نظم، ارزش‌ها و اخلاق جدید نیز شکل نگرفته است. در این حالت شاهد فزونی گرفتن مواردی مانند اضطرار، بی قراری، سردرگمی، به خود وانهادگی، پوچی و مانند آن ها می‌باشیم. با افزایش این موارد و نیز عدم توجه و حتی مقابله برخی از مسئولان فرهنگی جامعه به مسئله شادی و نشاط افراد، جوانان و مردم جامعه با حساسیت زیادی با مسئله اخیر برخورد کرده و در اثر کاهش آستانه تحریکشان در این زمینه، در برخورد با کمترین تحریکی بیشترین واکنش را از خود نشان می‌دهند، ثانیاًً افراد در برخورد با عرصه‌های بسته، محدود و نفی شده شادی و هیجان، درصدد بر می‌آیند به شکل فردی به نیازهای طبیعی خودشان پاسخ دهند و دلیل فقدان امکانات، ارضای هیجان جویی آنان به شکل انحرافی و یا حتی مرضی انجام می‌پذیرد (منطقی، ۱۳۸۳، ص. ۸۲).

لذا با توجه ‌به این که بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، فشار روانی، افسردگی و خودکشی در دوران نوجوانی و جوانی نمایان می‌شود و نوجوانان و جوانان نیز یک زمان در حالت شادی و یک زمان در حالت غم قرار دارند و جامعه ما هم به دلایلی که عنوان شد با محدودیت‌های بسیاری در ارضای هیجانات خوشایند که منجر به شادی و نشاط می‌شود ؛ روبروست، می‌بایست ‌به این سازه توجه مبرمی داشته و آن را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی و پژوهش قرار دهد. تحقیق حاضر نیز برای به دست آوردن چنین رابطه ای انجام شده است.

به طور خلاصه : در این بخش احساس بهزیستی، مؤلفه‌‌های آن، ویژگی‌های افراد شاد، رویکردهای نظری، شیوه های ارزیابی بهزیستی، عوامل و همبسته‌های آن را از نظر گذراندیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




    1. -going beyond the fact ↑

    1. -misinterpreting the facts ↑

    1. -not considering all the facts ↑

    1. -dichotomous categories ↑

    1. -should ↑

    1. -using emotion to verify belief ↑

    1. structure ↑

    1. framework ↑

    1. outline ↑

    1. stoic Logicians ↑

    1. Frosippus ↑

    1. Inference schmata ↑

    1. Kant ↑

    1. – Mediate ↑

    1. -Representatio ↑

    1. – Piaget ↑

    1. -linguistic schema ↑

    1. -cultural schema ↑

    1. -cognitve consistency ↑

    1. toxic ↑

    1. dysfunctional ↑

    1. abandonment/Instability ↑

    1. mistrust/Abuse ↑

    1. emotional deprivation ↑

    1. defectivess/shame ↑

    1. traumatic ↑

    1. noxious ↑

    1. dimensional ↑

    1. Erikson ↑

    1. attachment ↑

    1. autonomy ↑

    1. spontaneity ↑

    1. self-control ↑

    1. unclear family ↑

    1. social isolation ↑

    1. toxic frustration ↑

    1. -emotional deprivation ↑

    1. – abandonment ↑

    1. -mistrust/Abuse ↑

    1. -defectiveness/shame ↑

    1. -vulnerability to harm ↑

    1. -dependence/ Incomptence ↑

    1. -selection internalization ↑

    1. -Identification with significant others ↑

    1. -mode ↑

    1. -optimistic style ↑

    1. -disposition ↑

    1. Kagan ↑

    1. Reznink ↑

    1. snidman ↑

    1. emotional temperament ↑

    1. Inborn ↑

    1. nonreactive ↑

    1. labile ↑

    1. optimistic ↑

    1. dysthymic ↑

    1. calm ↑

    1. Anxious ↑

    1. -distractible ↑

    1. obsessive ↑

    1. aggressive ↑

    1. Passive ↑

    1. cheerful ↑

    1. Irritable ↑

    1. social ↑

    1. shy ↑

    1. painful ↑

    1. resiliant ↑

    1. disconnection ↑

    1. rejection ↑

    1. alination ↑

    1. – manipulate ↑

    1. – nurturance ↑

    1. – empathy ↑

    1. -protection ↑

    1. – public ↑

    1. -disconnection & Rejection ↑

    1. – abandonment/Instability ↑

    1. – mistrust/Abuse ↑

    1. -emotional Deprivation ↑

    1. -deprivation of Nurturance ↑

    1. -deprivation of Empathy ↑

    1. -deprivation of Protection ↑

    1. -defectiveness/Shame ↑

    1. -social Isolation/Alienation ↑

    1. -dependence/Incompetence ↑

    1. -vulnerability to Harm or Iilness ↑

    1. -enmeshment/Undeveloped self ↑

    1. -failure ↑

    1. -Impaired limits ↑

    1. – entitlement/Grandiosity ↑

    1. – Insufficient self- control/self- discipline ↑

    1. -other- Directedness ↑

    1. – subjection ↑

    1. -self- sacrifice ↑

    1. -acting out ↑

    1. -approval-seeking/Recognition- seeking ↑

    1. -negativity/Pessimism ↑

    1. -emotional inhibitation ↑

    1. Unragenting Standars/Hypercriticalnass ↑

    1. punitveness ↑

    1. parent figure ↑

    1. conditional accaptence ↑

    1. self-esteem ↑

    1. self- expression ↑

    1. self – denial ↑

    1. Ledoux ↑

    1. automatic ↑

    1. survival value ↑

    1. Beck ↑

    1. Emery ↑

    1. mind reading ↑

    1. personalization ↑

    1. labeling ↑

    1. fortune telling ↑

    1. catastrophizing ↑

    1. dichotomous thinking ↑

    1. all-or – nothing thinking ↑

    1. Leahhey ↑

    1. Holland ↑

    1. Seagal ↑

    1. Williams ↑

    1. Teasdale ↑

    1. Kuhn ↑

    1. George Kelly ↑

    1. man as scientist ↑

    1. -poper ↑

    1. kohan & koten ↑

    1. Grassi ↑

    1. Lilijana Sprah and Mojca Sostaric ↑

    1. Seyyed Jalal Younesi , Akramsadat Mirafzal,Mahdieh Tooyserkani ↑

    1. Koovaks, Churchard ↑

    1. Pinto – Gouveria ↑

    1. Muris ↑

    1. Rijkeboer ↑

    1. Valer ↑

    1. Price ↑

    1. Mason,Platts,& Tyson ↑

    1. – saniah AR zainal NZ ↑

    1. Gurbuz Aktas, Filiz Ogce ↑

    1. Chris R.Brewin,James D.Gregory, Michelle Lipton, and Neil Burgess ↑

    1. Bevaynez ↑

    1. Geng ↑

    1. earlymaladaptiveschemas ↑

    1. cancer patients ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




فصل سوم: روش اجرای تحقیق

فصل سوم:روش اجرای تحقیق

۳-۱ مقدمه

تحقیق از نظر لغوی به معنای بررسی و پیدا کردن حقیقت است ولی در تعریف اصطلاحی و از نظر علمی عبارت است از تلاش و انجام یک فعالیت منظم و هدفدار برای رسیدن به حقیقت و پاسخ به سؤال و دستیابی به دانش و آگاهی بیشتر ‌در مورد یک پدیده و یا یک مسئله به منظور چاره جویی با بهره گرفتن از مراحل و روش علمی. در علوم اجتماعی روش های متفاوتی برای تحقیقات علمی وجود دارد (تحقیقات آزمایشی، تجربی، مشارکتی و …)، که هر محقق با توجه به موضوع مورد بررسی و شرایطی که در آن قرار دارد، یک یا چند شیوه را برای موضوع مورد مطالعه انتخاب می‌کند. در تحقیق حاضر که از نوع کاربردی می‌باشد، با توجه به شرایط و موضوع مورد بررسی از روش می‌دانی-توصیفی استفاده شده است.

۳-۲) روش تحقیق

هر پژوهش، فعّالیتی نظام مند است که طی آن، یا دانش گسترش می‌یابد یا وضعیتی توصیف و تبیین می‌گردد و یا در نهایت برای مسأله یا مشکل خاص راه حل جویی می شود با توجه به اینکه هر تحقیق با یک مسأله و هدف خاص آغاز می‌گردد لذا بر پایه ماهیت مسائل مطرح شده و هدفی که پژوهشگر از تحقیق دنبال می‌کند، آن ها را طبقه بندی می‌کنیم. این نوع طبقه بندی بر میزان کاربرد مستقیم یافته ها و درجه تعمیم پذیری آن به شرایط مشابه دیگر تأکید می‌کند.(خاکی،۱۳۸۷). پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی و از نظر شیوه گرد آوری اطلاعات ، تحقیقی توصیفی و از نوع همبستگی است. کاربردی ‌به این جهت که دانش جدیدی را که کاربرد مشخصی درباره فرآورده یا فرآیندی که واقعیت دارد دنبال می‌کند. توصیفی از آن جهت که آنچه را که هست توصیف و تفسیر می‌کند و به شرایط یا روابط موجود ، عقاید متداول ، فرایند های جاری ، آثار مشهود یا روند های در حال گسترش توجه دارد. همبستگی هم به آن جهت که رابطه بین متغیر ها را بر اساس هدف تحقیق تحلیل می‌کند چرا که رابطه همبستگی زمانی وجود دارد که تغییرات یک متغیر با تغییرات متغیر دیگر همراه باشد .

در این تحقیق به بررسی رابطه تامین مالی از طریق بدهی(LEV) و افزایش کارایی شرکت

ها (uit ) در شرکت های بورس اوراق بهادار پرداخته می شود. مدل تحقیق به صورت زیر است:

معادله ۱)

متغیر وابسته

LEV: بدهی مالی شرکت i در زمان t بوده که برابر است با نسبت کل بدهی طولانی مدت به دارایی های کل.

متغیر مستقل

Log uit: کارآفرینی که لگاریتم عدم کارایی مدیریتی شرکت i در زمان t بوده است که از معادله ۲-۱ تخمین زده می شود

: INVOPPit فرصت های سرمایه گذاری شرکت که از طریق نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری دارایی ها منهای ارزش دفتری کل بدهی ها محاسبه می شود

متغیرهای کنترل

TASSET it : دارایی های مشهود که از طریق نسبت کل دارایی های ثابت به دارایی های کل محاسبه می شود.

PROF it : رشد سوددهی که از طریق درصد تغییرات سود ویژه محاسبه می شود.

LIQD it : نقدینگی که از طریق حاصل جمع حجم معاملات دریافتی و حجم معاملات موجود منهای حجم معاملات قابل پرداخت محاسبه می شود.

SIZE it : اندازه شرکت که از طریق لگاریتم دارایی های کل محاسبه می شود.

۳-۳ تعریف متغیرهای تحقیق

لگاریتم عدم کارایی مدیریتی(uit):

لگاریتم عدم کارایی مدیریتی شرکت i در زمان t بوده است. کارآفرینی در این تحقیق همان عدم کارایی مدیریتی است که نشان دهنده این موضوع است افزایش فعالیت های کارآفرینی ،تمایل شرکت های را برای گرفتن وام از بانک ها افزایش خواهد داد و افزایش یافتن استقراض شرکت ها از بانک ها به صورت غیرمستقیم مدیریت را وادار خواهد کرد که مؤثر و کارا تر و بهره ورتر شوند(Chowdhury etal,2013).

محاسبه متغیر مستقل( Log uit: لگاریتم عدم کارایی مدیریتی)

در این تحقیق متغیر مستقل از طریق معادله ۲-۱) محاسبه می شود. معادله ۲-۱) از طریق تابع تاثیرات ثابت محاسبه می شود. مدل رگرسیونی آن به صورت زیر است:

معادله ۲-۱)

Yit : درآمد فروش محاسبه شده شرکت i در زمان t بوده است

wit : از مجموع متغیرهای ورودی( COGS و SGA ) شرکت i در زمان t بوده است.

COGS : عبارت است از هزینه های نیروی کار و مواد اولیه که برای تولید کالا یا خدمات صرف می شود.

SGA: هزینه های مربوط به تبلیغات و فروش و توزیع می‌باشد.

Qit : از مجموع متغیرهای کنترل( TA و FA ) شرکت i در زمان t بوده است.

TA : کل دارایی شرکت ها ست

FA : دارایی های ثابت شرکت ها ست

فرصت های سرمایه گذاری(INVOPPit) :

فرصت های سرمایه گذاری شرکت که از طریق نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری دارایی ها منهای ارزش دفتری کل بدهی ها محاسبه می شود.

سرمایه‌گذاری دامنه وسیعی از فعالیت‌ها را در بر می‌گیرد و شامل سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مالی قابل دادوستد و غیرقابل دادوستد است. در مطالب حاضر، منظور از “سرمایه‌گذاری” سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مالی به خصوص اوراق بهادار قابل دادوستدی است که توسط دولت‌ها یا شرکت‌ها منتشر می‌شود. اوراق بهادار قابل دادوستد دارایی‌های مالی‌ای هستند که به آسانی و با حداقل هزینه در بازارهای مالی انسجام‌یافته قابل خرید و فروش هستند. سرمایه‌گذاری روشی برای حفظ ارزش پول و کسب عایدی می‌باشد. به هر حال، دو ویژگی اصلی سرمایه‌گذاری؛ زمان و ریسک است. از دست دادن منافع در حال حاضر قطعی و مبلغ آن معین است. اما، پاداش سرمایه‌گذاری مربوط به آینده است و مبلغ آن اغلب نامشخص است.

در واقع سرمایه‌گذاری خرید اقلام دارایی و یا‌ ‌‌‌اوراق بهاداری است که با گذشت زمان منجر به ایجاد درآمد و افزایش ارزش برای سرمایه‌گذار خواهد شد. از این رو، هنگامی که فرد یک ورقه بهادار را خریداری می‌کند، سرمایه‌گذاری صورت پذیرفته ‌است، اما خرید یک خانه به قصد سکونت سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود. چرا که خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، بازده معینی در طی زمان برای ما به وجود نمی‌آورد، اما خرید ورقه‌ بهادار به طور بالقوه دارای بازده است. هر فردی که در بازارهای مالی سرمایه‌گذاری می‌کند دارای هدف مشخصی است. او برای به دست‌آوردن سود و کسب منافع بیشتر در این بازار گام می‌نهد. در حقیقت شخص سرمایه‌گذار به امید به دست‌آوردن ارزشی در زمان آینده از ارزش‌های کنونی چشم‌پوشی می‌کند. اگر عوامل ‌ترغیب کننده برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته باشد، افراد به طور معمول مصرف کنونی را به مصرف آینده ترجیح می‌دهند. ‌بنابرین‏ فرد سرمایه‌گذار باید از سرمایه‌گذاری کنونی خود انتظار به دست‌آوردن بازده مثبت داشته باشد و بهره‌مندی از ثروت و فرصت‌های مصرف در آینده ‌ترغیب کننده وی خواهد بود.

تامین مالی از طریق بدهی(LEV):

بدهی مالی شرکت i در زمان t بوده که برابر است با نسبت کل بدهی طولانی مدت به دارایی های کل.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




۳-۴-۶-پایایی پرسشنامه چندوجهی جنسی ………………………………………………………………………………………………۷۶

۳-۵-نحوه اجرا:……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۷

۳-۶-تجزیه وتحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………………………………………۷۷

فصل چهارم: یافته های تحقیق

۴-۱- یافته های توصیفی متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………………………….۷۹

۴-۲ – ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………………………..۸۱

۴-۳- بررسی یافته های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………۸۴

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها

۵-۱-خلاصه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۹

۵-۲-بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۰

۵-۳ جمع بندی و نتیجه گیری نهایی……………………………………………………………………………………………………….۱۱۳

۵-۴-محدودیات………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۴

۵-۵-پیشنهادات ……………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۴

پیوست ها

پیوست-الف: پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی………………………………………………………………………………………………..۱۱۷

پیوست-ب: پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ …………………………………………………………………………………………۱۲۱

پیوست-ج: پرسشنامه چند وجهی مسائل جنسی……………………………………………………………………………………۱۲۵

منابع

منابع فارسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۳۵

منابع لاتین …………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۴۵

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۴۹

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول ۳-۱: فراوانی، درصد و درصد تراکمی پاسخگویان بر اساس میزان تحصیلات ………………………..۷۱

جدول ۳-۲: فراوانی، درصد و درصد تراکمی پاسخگویان بر اساس شغل …………………………………………..۷۱

جدول ۳-۳: فراوانی، درصد و درصد تراکمی پاسخگویان بر اساس تعداد فرزندان …………………………….۷۲

جدول ۳-۴- توصیف سن و مدت زمان ازدواج پاسخگویان ………………………………………………………………..۷۲

جدول ۴-۱: میانگین و انحراف استاندارد مهارت‌های ارتباطی ……………………………………………………………..۷۹

جدول ۴-۲: میانگین و انحراف استاندارد مسائل جنسی ……………………………………………………………………۸۰

جدول ۴-۳: میانگین و انحراف استاندارد رضایت زناشویی ………………………………………………………………..۸۱

جدول ۴-۴: ماتریس همبستگی متغیرهای مهارت های ارتباطی با رضایت زناشویی ……………………….۸۲

جدول ۴-۵: ماتریس همبستگی متغیرهای مسائل جنسی با رضایت زناشویی …………………………………۸۳

جدول۴-۶ . رگرسیون خطی ساده رضایت زناشویی روی مهارت های ارتباطی زنان متأهل ………………۸۴

جدول ۴-۷: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی نمره کلی رضایت زناشویی از روی
مهارت‌های ارتباطی ……………………………………………………………………………………………………………………………….۸۵

جدول ۴-۸: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد رضایت زناشویی از روی مهارت‌های
ارتباطی………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۶

جدول ۴-۹: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد ارتباطات از روی مهارت‌های ارتباطی ……۸۷

جدول ۴-۱۰: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد حل تعارض از روی مهارت‌های
ارتباطی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۸۸

جدول ۴-۱۱: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد تحریف آرمانی از روی مهارت‌های
ارتباطی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۹

جدول ۴-۱۲: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی نمره کلی رضایت زناشویی از روی مسائل جنسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۰

جدول ۴-۱۳: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد رضایت زناشویی از روی مسائل
جنسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۲

جدول ۴-۱۴: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد ارتباطات از روی مسائل جنسی ………..۹۳

جدول ۴-۱۵: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد حل تعارض از روی مسائل جنسی ……۹۴

جدول ۴-۱۶: رگرسیون با ورود همزمان برای پیش‌بینی بُعد تحریف آرمانی از روی مسائل جنسی .۹۵

جدول ۴-۱۷: رگرسیون قدم به قدم برای پیش‌بینی رضایت زناشویی از روی مهارت‌های ارتباطی و مسائل جنسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۶

رابطه بین مؤلفه‌های جنسی و مهارت‌های ارتباطی با رضایت زناشویی

در زنان متأهل شهر گچساران

به وسیله ی: مرضیه حسینی

چکیده

این تحقیق به منظور بررسی رابطه بین مؤلفه‌ های جنسی و مهارت‌های ارتباطی بارضایت زناشویی ‌در زنان متاهل انجام گرفت. تحقیق حاضر از نوع همبستگی جامعه مورد نظر کلیه ی زنان (زنان متاهل) شهرگچساران و تعداد نمونه مورد نظر۲۰۰ نفراز آنهایی که به مراکز مشاوره مراجعه و تمایل به همکاری داشتند به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش شامل: پرسشنامه رضایت زناشویی، مقیاس مهارت‌های ارتباطی، پرسشنامه چندوجهی مسائل جنسی می‌باشد که بر روی آزمودنی ها اجرا شد و داده های به دست آمده به کمک نرم افزارspss نسخه ۱۹ و با روش های آمار توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (مثل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون ساده، رگرسیون چندگانه همزمان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که : بین مهارت های ارتباطی و رضایت زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین مؤلفه‌ های جنسی و رضایت زناشویی رابطه معنادار وجود ندارد. مسائل جنسی و مهارت‌های ارتباطی پیش‌بینی کننده رضایت زناشویی می‌باشد.از بین ابعاد مهارت‌های ارتباطی، تنها مهارت‌های ارتباطی سخن گفتن و مهارت‌های ارتباطی تفسیر و شفاف‌سازی صحبت‌های مخاطب، پیش‌بین معنی‌داری برای نمره کلی رضایت زناشویی، بودند. در نتیجه سلامت جامعه به سلامت و پویایی نظام خانواده وابسته است و سلامت و تعادل و تعالی نظام خانواده نیز به کیفیت روابط بین زن و شوهر، و رضایت زناشویی بستگی دارد.

کلمات کلیدی: مهارت های ارتباطی، مؤلفه‌ های جنسی، رضایت زناشویی

فصل اول:

مقدمه و کلیات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




      1. خلاقیت : نوجوان خویشتن ساز یک انسان طغیان گرخلاق است . وی جرات آن را دارد که به صورت سالم طغیان نماید . طغیان وی با سمبل های خارجی نظیر موی بلند ، شلوار تنگ ، پوتین و امثال آن نیست بلکه با منظور ، جهت دار و معنی دار در رفتار فردیش همراه می‌باشد . ‌بنابرین‏ به جای آن که ویرانگر یا منفی باشد ، آفریننده و خلاق است .

  1. حساسیت درارتباط شخصی : وی نه فقط از احساسات گروه همسالان خودآگاه است ، بلکه با والدین و سایر بزرگسالان نیز همدلی دارد . لباس پوشیدنش مناسبت او را در درک موقعیت ها نشان می‌دهد .

۳- آگاهی : وی می‌خواهد تا حد امکان از امروز لذت ببرد ، خوش باشد و تجربه ‌بیاندوزد ، ولی در عین حال لازم می بیند در دنیای بزرگسالان وارد شود . هدف برای او مهم است . در اینجا و حال زندگی می‌کند . او همچون ناخدائی است که نه فقط از قایقرانی لذت می‌برد ، بلکه قدرت امواج ، وزش باد و وسعت دریا هم او را به نشاط می آورد. نوجوان هم مانند همه ما سلطه جویی است که سعی دارد به مرحله خویشتن سازی برسد . بزرگترین وظیفه والدین این است که خودشان را از سر راه او کنار کشیده و به او آزادی عمل بدهند تا شکوفا شود( شوستروم ، ۱۹۶۷، ص ۹۷ تا ص ۱۲۰).

تنوع فرهنگی در رابطه با فرزند پروری

به رغم اتفاق نظر زیاد ‌در مورد مزایای فرزند پروری مقتدرانه ، ‌گروه‌های قومی اغلب عقاید وشیوه های فرزند پروری خاص خودشان را دارند . برخی از آن ها توقعات متفاوتی دارند که وقتی ارزش‌های فرهنگی و شرایط زندگی خانوادگی آن ها را در نظر می گیریم ، سازگارانه هستند. برای مثال ، بزرگسالان چینی ، شیوه های تربیت خود را بسیار پرتوقع توصیف می‌کنند . آن ها از نظر آموزش و برنامه های اوقات فرزندانشان ، رهنمود بیشتری می‌دهند – این تأکید ، بیانگر عقاید کنفوسیوسی به اهمیت انضباط قاطع ، احترام به بزرگترها و آموزش رفتار جامعه پسند است( برنت و همکاران ۱۹۹۳، چائو ،۱۹۹۴ ، هانت سینگر ، خوزه ، و لارسون ، ۱۹۹۸) . در خانواده های آمریکای لاتینی و جزایر آسیایی اقیانوس آرام ، کنترل شدید والدین ( مخصوصا توسط پدر) با محبت شدید مادر همراه می شود . اعتقاد بر این است که این ترکیب ، فرمانبرداری و تعهد خانوادگی قوی در کودکان ایجاد می‌کند ( هاریسون و همکاران ، ۱۹۹۴).

گرچه بین آمریکاییهای آفریقایی تبار ، تنوع زیادی وجود دارد ، مادران سیاه پوست ( به ویژه آنهایی که جوانتر ، کمتر تحصیل کرده و مجرد هستند) ، اغلب به شیوه بزرگسال محوری متکی هستند به طوری که انتظار دارند فرزندانشان بی چون و چرا اطاعت کنند ( کلی ، پاور و ویمباش ، ۱۹۹۲) . والدین سیاه پوست برای ایجاد اعتماد به نفس ، خویشتنداری و هوشیار بودن ، نسبت به شرایط زندگی مخاطره آمیز ، از شیوه فرزند پروری بسیار قاطع استفاده می‌کنند ( برودی و فلور ، ۱۹۹۸). هماهنگ با این دیدگاه ، در چندین تحقیق معلوم شد که انضباط بدنی در اوایل کودکی ، پرخاشگری در سال‌های دبستانی را فقط در کودکان آمریکایی قفقازی تبار و نه کودکان آمریکایی آفریقایی تبار ، پیش‌بینی کرد (دی تر- دکارد و دوج ، ۱۹۹۷، دی تر – دکارت و همکاران ، ۱۹۹۶) . این بدان معنی نیست که کتک زدن روش مؤثری است ، بلکه حاکی از آن است که تفاوت‌های قومی در نحوه ای که کودکان رفتار والدین خود را در نظر می گیرند می‌تواند پیامدهای آن را تغییر دهد . (سید محمدی ، ۱۳۸۵، ۳۸۴).

تحقیقات انجام شده[۲۱۸] در ارتباط با موضوع پژوهش

لازم است که پژوهشگر قبل از جمع‌ آوری اطلاعات و داده های پژوهش ، پیشینه پژوهش خود را به صورت مفصل مطالعه و تهیه کرده ، سعی نماید که از تجارب پژوهشگران قبلی به نفع اجراء هرچه بهتر تحقیق خود ، سود جوید( عباس زاده ، ۱۳۸۰، ص ۱۳۳ ). همانطوریکه قبلا ذکر شد خلاقیت و تفکر خلاق در عرصه زندگی اجتماعی انسان و تعیین سرنوشت جوامع بویژه از نظر دسترسی به توسعه و رفاه بس مهم و ارزشمند است چرا که فرض براین است که بیش از هرچیز پیشرفت جوامع و سعادت انسان با این عنصر فکری مرتبط است . بنا براین جنبه‌های مختلف خلاقیت (از جمله خلاقیت فردی و سازمانی و…) و نتایج آن در طول تاریخ و در تمامی جوامع بویژه کشورهای توسعه یافته مورد تحقیق و توجه بوده و براین اساس پروژه های فراوان تحقیقاتی ، کتب ، مجلات ، و سایت ها ی اینترنتی ‌در مورد موضوع وجود دارد .

بدون استثناء تمامی نظامهای آموزشی پویا ، مراکزعلمی – پژوهشی مشهور، بنگاه های بزرگ اقتصادی – تولیدی موفق ، حتی سازمان‌های اداری موفق دنیا و… جهت حفظ موجودیت خود و همراهی با قافله پیشرفت وهمچنین دستیابی به سازگاری مؤثر، نه تنها ‌به این امر مهم توجه دارند بلکه با تشکیل واحدهای حمایتی هزینه های سنگینی خرج و با انجام تحقیقات علمی از هر گونه فکر و عمل خلاقانه پشتیبانی می نمایند . بنابرآنچه ذکر شد خوشبختانه با بررسی کتب ، لیست پایان نامه ها ، مقلات علمی ، سایت های رایانه ای و… مشخص می شود موضوع خلاقیت از پیشینه وسابقه علمی غنی برخوردار است که ذیلا عناوین تعدادی از منابع موجوداعلام می گرد.

تحقیقات داخلی[۲۱۹]

      1. تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطه خلاقیت و حساسیت هیجانی دانش آموزان دختر و پسر پایه اول و دوم مقطع دبیرستان مدارس پرورش استعدادهای درخشان شهر بیرجند ” در سال ۱۳۸۵ توسط احدی ، مظاهری و فخری انجام و نتایج حاکی است در افراد خلاق تر ، حساسیت هیجانی بیشتر است . از نظر ویژگی‌ها نیز دختران با خلاقیت بیشتر ، سلطه جو و پسران با خلاقیت کمتر ببیشتر به ‌ماجراجویی گرایش دارند .

      1. تحقیقی تحت عنوان ” مقایسه موانع شخصی خلاقیت بین دبیران تربیت بدنی مرد و زن شهرستان نیشابور” توسط گودرزی و صادقی در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته و این نتیجه حاصل شده که به موازات افزایش سن و تجربه ، تفاوت معنی داری در بین دبیران مرد وزن از نظر خطرپذیری ، اعتمادبه نفس ، موفقیت کاری و استفاده از امورذهنی در حل مشکلات وجود دارد .

      1. تحقیقی تحت عنوان : بررسی توصیفی تاثیر آموزش بارش مغزی بر خلاقیت ” در سال ۱۳۸۳ توسط حسن زاده در ارومیه صورت گرفته و ‌به این نتیجه رسیده است که آموزش و کاربرد تکنیک بارش مغزی در مدارس ، روش مناسبی در جهت پرورش قوه خلاقیت دانش آموزان بوده و به آسانی قابل اجراست .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




فصل چهارم

تجزیه و تحلیل و یافته های تحقیق

۴-۱) مقدمه

هدف اساسی تحقیق حاضر، بررسی تاثیر نوسانات سطح نقدینگی ناشی از شوک‌های اقتصادی بر بازده غیر عادی و اعتبار تجاری شرکت‌های پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران می‌باشد. با توجه به هدف مذکور، دو فرضیه مطرح شد که در این فصل، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

تجزیه و تحلیل به ‌عنوان مرحله ای از روش علمی، از پایه های اساسی هر تحقیق می‌باشد. در این مرحله از تحقیق، کلیه فعالیت‌ها برای رسیدن به نتیجه کنترل و هدایت می شود. بعبارت دیگر، تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق عبارت است از روشی که به وسیله آن کلیه داده های گردآوری شده در یک فرایند علمی آزمون می‌شوند و اطلاعات مربوط جهت استفاده در تصمیم گیری حاصل می شود. در فصل سوم روش تحقیق و نحوه آزمون فرضیات مطرح شد. در این فصل، ابتدا متغیرهای تحقیق بلحاظ آماری توصیف و همبستگی بین داده‌آموزش‌ها بررسی می شود. در ادامه، آزمون فرضیات تحقیق با توجه به الگوی علمی مطرح شده در فصل قبل و از طریق نرم افزار spss19 اجرا و نتایج حاصل ارائه می شود.

۴-۲)نتایج تحلیل توصیفی متغیرهای تحقیق

تحلیل توصیفی به بررسی شاخص‌های مرکزی و پراکندگی داده های تحقیق می پردازد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، ابتدا لازم است آماره های توصیفی داده های تحت بررسی محاسبه شود. در جدول ۴-۱ شاخص های مرکزی و پراکندگی مربوط به متغیرهای تحقیق در کل دوره تحقیق نشان داده شده است.

جدول ۴-۱: نتایج تحلیل توصیفی متغیرهای تحقیق

انحراف معیار میانگین حداکثر حداقل تعداد متغیرهای تحقیق ۸۵۳۸۸۶۹ ۰۱۷۱۲۷- ۸٫۰۸۹۵ ۵٫۷۸۵۹- ۸۱۲ بازده غیرعادی ۷۰۶۳۹۰۴ ۴۳۰۳۴۱ ۹٫۳۳۶۸ ۰۰۰۰٫ ۸۱۲ اعتبار تجاری ۰۳۸۷۷۵۵ ۰۳۸۹۸۱ ۶۴۱۸ ۰۰۰۶٫ ۸۱۲ نقدینگی ۴۹۵۱۷۶۷ ۴۲۸۵۷۱ ۱٫۰۰۰۰ ۰۰۰۰٫ ۸۱۲ شوک های اقتصادی متغیر مجازی ۵٫۸۷۰۶۱۲۶ ۱٫۹۰۹۷۳۸ ۳۱٫۶۳۸۱ ۱۴۵٫۸۰۳۹- ۸۱۲ نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ۱٫۴۵۲۶۸۱۶ ۱۳٫۴۰۵۷۹۴ ۱۸٫۶۰۳۶ ۱۰٫۵۰۴۵ ۸۱۲ اندازه شرکت ۲۱۳۰۲۵۳ ۰۸۱۵۱۷ ۸۰۹۴ ۸۲۹۲- ۸۱۲ خالص سرمایه در گردش ۲٫۱۸۸۲۲۹۲ ۱۰۶۰۱۹ ۳۳٫۷۴۰۳ ۵۲٫۱۷۶۰- ۸۱۲ جریان نقدی ۲٫۴۵۹۴۴۳۷ ۲۷۳۱۳۳ ۶۸٫۸۶۰۹ ۹۹۹۱- ۸۱۲ مخارج سرمایه ای ۲۱۱۸۷۴۷ ۶۲۴۱۸۶ ۱٫۶۱۷۷ ۰۹۶۴ ۸۱۲ اهرم مالی ۳۵۹ ۸۵ ۱ ۰ ۸۱۲ متغیر مجازی تقسیم سود ۱۰٫۷۶۲۵۶۴۰ ۸۲۱۸۸۷ ۱۹۶٫۲۵۶۶ ۵۳٫۸۸۱۱- ۸۱۲ انحراف معیار جریان نقدی
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




با ارزش ترین اقلامی که در هنگ کنگ به فروش می‌رسند شامل تجهیزات الکترونیکی ، دوربین ، ساعت ، اثاثیه ، عتیقه های چینی و جواهرات است که هر ساله هزاران نفر برای خرید این اقلام به اینجا سفر می‌کنند (واکابایاشی ۱۹۹۵)[۷۴] . محبوبیت این کالاها نشان دهنده قیمت پایین تر آن ها در هنگ کنگ نسبت به اروپا و امریکای شمالی است (تنزر ۱۹۹۶) [۷۵]. بر اساس یک تحقیق از خریداران هنگ کنگی ، ۶۸ درصد از پاسخ دهندگان لباس و کفش ، ۵۰درصد جواهرات ، ساعت و هدیه ، و ۲۲ درصد لوازم الکتریکی خریداری کرده بودند .

هر چند قیمتهای جذاب ، دلیل اولیه خرید بوده اند اما این کالاها اکثر خریدها در هنگ کنگ را به خود اختصاص داده‌اند . تنوع کالاها ، کیفیت ، مد بودن نیز عوامل مهمی در در تصمیم گیری برای خرید هستند (اداره مدیریت هتل و گردشگری ۲۰۰۱) .

۲-۱۱-۲مقصد

هزاران مقصد گردشگری در دنیا به دلیل ارائه کالاهای مطلوب قابل خرید به مسافران ، مورد توجه قرار گرفته اند . این مقاصد خود شامل انواع زیر هستند :

۱-۲-۱۱-۲ مقاصدی که دارای کالاهای خاصی هستند

کالاهای خاص و منحصر به فرد معمولا جذبه زیادی برای جذب گردشگران به مقاصد خرید ایجاد می‌کنند . اماکن زیادی در سراسر جهان با طرحهای هدفمند و یا خود به خود به مقاصد معروفی تبدیل شده اند و این موضوع تنها به دلیل عرضه کالاهای مهم به گردشگران است (بگلی ۱۹۹۹)[۷۶]. به طور کل مقصدهای خرید به یک یا چند کالا مرتبط هستند . ونیز به خاطر کالاهای شیشه ای و هنگ کنگ به دلیل لوازم الکتریکی (لمبرت ۱۹۹۶)[۷۷]. اغلب مقاصد خرید در جهان از تولید یا عرضه یک نوع کالای خاص برخوردارند و این کالا برای انجا نوعی برند به حساب می اید .

۲-۲-۱۱-۲مقاصدی که دارای مناطق خرید معروفی هستند

دوبی محبوبترین مقصد خرید در خاورمیانه و یکی از محبوب ترین آن ها در جهان است که دلیل عمده ان نقش ترانزیتی این شهر است که در بین اروپا و اسیا قرار گرفته است . فرودگاه دوبی خود به دلیل عرضه کالاهای لوکس بدون مالیات یا با مالیات کم به یک مقصد خرید بزرگ تبدیل شده است (هانت ۲۰۰۱)[۷۸] . هنگ کنگ یکی از ‌جذاب‌ترین و مهمان نوازترین مقاصد خرید در جهان است که دارای تنوع کالاهاست این شهر را بهشت خریداران می‌نامند . در سال‌های اخیر گردشگری ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی هنگ کنگ را تشکیل می‌دهد و در عین حال خرید نصفی از درامد گردشگری هنگ کنگ را در دهه های ۸۰ و ۹۰ شامل می شود (هونگ و چنگ ۲۰۰۰)[۷۹]. اگر چه هنگ کنگ به خاطر داشتن کالاهای خاصی معروف است ، اما محیط شهر با داشتن مراکز خرید فریبنده ، فروشگاه های چینی و محیط تاریخی ان تصویری را به وجود اورده که خریداران مصمم به سختی می‌توانند ان را نادیده بگیرند . به تازگی برای بسیاری از مرفهین اسیا و امریکای شمالی سفر به هنگ کنگ رایج شده است . طی سال‌های متمادی سفرهای اخر هفته از ایالات متحده امریکا به هنگ کنگ به دلیل خرید بوده است . امروزه تورهای خرید چهار روزه ، فراوانند که به صورت خروج از ایالات متحده در روز اول ، ورود به هنگ کنگ در روز دوم ، بازدید از اماکن در روز سوم و بازگشت به ایالات متحده در روز چهارم است . هزینه چنین سفری معمولا ۱۰۰۰-۱۵۰۰ دلار ‌آمریکاست ، خرید اجناس کافی با قیمت پایین توجیه برای این گونه سفرهاست . تانزر و تاکر (۱۹۹۶)[۸۰] اشاره دارند که خرید فعالیتی نیست که در ضمن فعالیت‌های دیگر انجام شود . خرید خود نوعی فعالیت گردشگری است و مکان‌های خرید در بناهای تاریخی و دیدنی شهر قرار دارند . چانه زنی بالاترین مالیاتی است که شما می توانید به شهروندان محلی پرداخت کنید . گردشگری خرید به تغییرات در مناطق دیدنی هنگ کنگ کمک کرد و مراکز خرید بزرگ ، دست فروشان خیابانی و مغازه های سوغاتی افزایش یافتند . طبق نظر تانزر دیگر یافتن ماهیت چینی در شهر و ساختمان‌های تاریخی سخت شده است و این به دلیل مدرن شدن چهره شهر است که برجهای اداری و مراکز خرید را شامل می شود . سنگاپور دومین مقصد خرید اسیاست که همانند هنگ کنگ به کانون اصلی خرید تبدیل شده است (تیموتی ۲۰۰۵ : ۴۷) . مردم اسیای جنوب شرق ، مهمترین خریداران در سنگاپور هستند ، به ویژه مسافران مرفه اندونزی ، تایلند و مالزی که بیشترین خرید را انجام می‌دهند (دالیوال ۱۹۹۸)[۸۱] . بر اساس بررسی اداره بازرگانی امریکا [۸۲] ، با توجه به پاسخ پاسخ گویان پنج مقصد عمده خرید گردشگری مشخص شدند که شامل کالیفرنیا (۲۵ درصد) ، نیو یورک (۲۱ درصد)، هاوایی (۱۴ درصد ) و نوادا (۱۵ درصد) است . البته مقاصد بسیار معروف دیگری در امریکا مثل نیویورک ، لاس وگاس و لس انجلس وجود دارند که محبوبیت و شهرت خود را عمدتاً مدیون مراکز خرید بزرگ و پیچیده خود هستند .

۳-۲-۱۱-۲مقاصد خرید موضوعی

گردشگری خرید موضوعی[۸۳] نوعی از گردشگری است که طی ان گردشگران از مقصد هایی خرید می‌کنند که نوع خاصی از کالا در انجا تولید می شود . گردشگری خرید موضوعی از پدیده‌های قرن جدید است که ‌برآمده از قلب صنایع تولیدی پیشرفته در جنوب شرق چین است و چهار ویژگی عمده دارد : خوشه بندی صنایع تولیدی ، مقیاس بندی بازار ، محصولات موضوعی متنوع و ارزان و خدمات حرفه ای به گردشگران

توسعه گردشگری خرید موضوعی ، به روزامد کردن خوشه های صنایع تولیدی کمک قابل توجهی می‌کند(جیامینگ و ران ۲۰۱۰) . این نوع گردشگری بیشتر در شهرها و مکانهایی توسعه پیدا می‌کند که در صنایع تولیدی دارای شهرت جهانی هستند و بازارهای حرفه ای تبادل کالا دارند . این نوع گردشگری دارای چند متغیر اساسی است :

    • اختلاف قیمت کالاهای خاص بین مبدأ و مقصد گردشگری

    • متوسط هزینه حمل و نقل

    • کشش قیمتی تقاضا

    • قیمت نهایی که هر گردشگر حاضر است متقبل شود

    • تعداد شبهایی که یک گردشگر در مقصد خرید موضوعی[۸۴] اقامت می‌کند

  • سطح قیمت اقامت در مقصد خرید موضوعی

۴-۲-۱۱-۲مراکز خرید معروف بزرگ[۸۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




اولویت‌بندی کارها: در این میان فعالیت های مهم از غیرمهم و فوری از غیرفوری باید مجزا شده و به ترتیب اهمیت در دستور کار کارکنان قرار داده شوند.

برنامه‌ریزی زمان: مانند تهیه فهرستی از اهداف راهبردی، میان مدت، کوتاه مدت، اقتضایی و بحرانی و اولویت‌بندی اهداف و تعیین اهداف اولویت‌دار، تهیه فهرستی از کارهای لازم برای دستیابی به اهداف اولویت‌دار، تهیه برنامه زمانی انجام کارهای اولویت‌دار با بهره گرفتن از جدول مدیریت زمان (فیتسیمون[۴۶]، ۲۰۰۸،به نقل از موغلی و عزیزی،۳۰۹:۱۳۹۰).

رهبری تحول‌آفرین[۴۷]: رهبری تحول‌آفرین، فرایند نفوذ آگاهانه در افراد یا گروه‌ها برای ایجاد تغییر در موقعیت فعلی (وضع موجود) و کارکردهای یک سازمان به عنوان یک کل است. رهبران تحول‌آفرین تمایل به ایجاد یک اثر دائمی بر سازمان دارند، آن ها ممکن است نگرش اعضا را به خودشان و سازمان و قوانین آن متحول کنند. رهبر به طور بالقوه یک باور را از طریق به کارگیری مهارت‌های تواناسازی به پیروان می‌قبولاند. وی سطوح سازمانی زیردستان را از طریق تفویض اختیار و تصمیم‌گیری بهبود می‌دهد. رابطه رهبر و پیرو به عنوان یک همکار توصیف شده است و برخلاف رهبری تمایلی که رهبر پیروان را برای مشارکت به وسیله انگیزش و بهبود شغلی و به بیان دقیق‌تر از طریق یک پرداخت مالی یا مراوده‌ای ساده ترغیب می‌کند. شیوه مدیریتی تحول‌آفرین بر پیش‌بینی افراد (زیردستان) از قدرت اختیارشان تأثیرگذار است. رهبران تحول‌آفرین زیردستانی دارند که رضایت بیشتر و اغلب اوقات تلاش بیشتری را گزارش می‌کنند و ‌گروه‌های کاری دارند که فعالیت و عملکرد بهتری داشته و درجات بالاتری از کارایی و عملکرد را به خود اختصاص می‌دهند و نیز نشان می‌دهند که هر قدر اعضای یک تیم اختیار بیشتری را تجربه کنند، تیم کاراتری را خواهد ساخت (اوزارالی[۴۸]، ۲۰۱۲: ۳۴۰).

مدیریت دانش[۴۹]: یکی دیگر از راهبردهای مدیریتی برای توانمندسازی کارکنان فراهم نمودن بیشتر اطلاعات سازمانی بخصوص اطلاعاتی که نقش محوری و راهبردی در سازمان دارند. بلانچارد و همکاران (۱۹۹۶)، اولین کلید توانمندسازی را سهیم کردن همه کارکنان در دانش و اطلاعات موجود در سازمان می‌دانند. دانش چگونگی انجام کار، سوددهی، اطلاعات مربوط به ضایعات، بودجه، سهم بازار، بهره‌وری، نواقص و… مدیران با فراهم نمودن اطلاعات برای کارکنان، در آنان اعتماد به نفس به وجود آورده و به آن ها کمک می‌کنند تا بیشتر احساس مسئولیت کرده و توانمندی‌های خود را در زمینه مورد نظر افزایش دهند (موغلی و عزیزی، ۱۳۹۰: ۳۰۶).

مدیریت کیفیت فراگیر[۵۰]: یک روش جدید مدیریت است که هم فلسفه و هم روش مدیریت سازمان‌ها است و شامل یک سری اصول، ابزار و روش‌هایی است که برای هدایت علمی هر سازمانی تهیه شده است. مدیریت کیفیت فراگیر برای همه اعضای سازمان ابزار کنترل و بهبود نحوه انجام کار را فراهم می‌کند و همه شاخه‌ها، گروه ها و سطوح سازمان را در بر می‌گیرد. مشارکت فراگیر، مشتری ‌مداری و بهبود مستمر از اصول فلسفی مدیریت کیفیت فراگیر است. در مدیریت سنتی روابط محدود است و الگوهای تصمیم‌گیری بر مبنای مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری طراحی نشده است در بسیاری از موارد به کارکنان گفته می‌شود که چه کار کنند تا این که آن‌ ها درک کنند که چه کاری را باید انجام بدهند، اما در مدیریت کیفیت فراگیر کارکنان در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت دارند و روابط گسترده‌ای بین کارکنان وجود دارد. به عبارت دیگر در مدیریت سنتی سلسله مراتب و مشارکت وسیع کارکنان در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرد(مدرس، ۱۳۸۹: ۴۰۲).

سبک رهبری مشارکتی: یکی از فنون و راهبردهایی را که با توانمندسازی کارکنان ارتباط مستقیم دارد، سبک‌های رهبری کارآمد است. سبک رهبری کارآمد، لازمه ایجاد و محیط پرورش کارکنان توانمند است. مدیران مستبد، به دلیل نگرشی سنتی به قدرت، هرگز قادر به توانمندسازی زیردستان نخواهند بود، زیرا توانمندسازی کارکنان را به مثابه قدرت بخشیدن به رقیب می‌دانند. سبک مدیریتی مستبدانه، کنترل و اظهارنظر کارکنان را محدود کرده و حس ناتوانی را در آنان القا می‌کند و موجب وابستگی، انکار عقاید، بی‌معنی بودن اهداف و در نهایت ناتوانی کارکنان می‌شود. برخلاف مدیریت مستبدانه، مدیریت مشارکتی، سعی در تقویت این احساس در افراد دارد که آن ها مرکز رویدادهای سازمان‌اند و نه پیرامون آن. این امر به طور مؤثری باعث می‌شود که هر فرد در سازمان احساس کند در موفقیت سازمان نقش بسزایی داشته و در فرهنگی زندگی می‌کند که دارای احترام و منزلت بوده و بدون آنکه از مافوق کسب تکلیف کند، می‌تواند کارها را انجام دهد (موغلی و عزیزی، ۱۳۹۰: ۳۱۴).

جدول شماره ۲-۴ مقایسه سبک آمرانه و مشارکتی

سبک آمرانه
سبک مشارکتی

ـ شما رأساً مسئولیت دارید.

ـ در مسئولیت سهیم می‌شوید.

ـ ترغیب توأم با فشار زیاد

ـ تشویق توأم با کمترین فشار

ـ مدیر، دستور می‌دهد چه کاری را انجام دهید.

ـ مدیر، کشف راه ‌حل ‌ها را توسط گروه آسان می‌کند.

ـ حداقل بازخورد دریافت می‌شود.

ـ ارتباطات و نظرات متعارف وجود دارند.

ـ تصحیح سبک رهبری در اواسط کار مشکل است.

ـ انعطاف وجود دارد و تغییر جهت آسان است.

ـ این سبک زمانی به کار می‌رود که تعهد کم باشد.

ـ این سبک زمانی اعمال می‌شود که هر کسی در دستیابی به اهداف تسهیم باشد.

ـ هیچ فرقی برای آزمودن مقدماتی وجود ندارد.

ـ از آزمون مقدماتی استفاده می‌شود و به ارزیابی مستمر نتایج می‌پردازد.

ـ ارتباط از بالا به پایین است.

ـ ارتباطات دو جانبه است.

منبع: (اسکات و ژافه، ۱۹۹۱،به نقل ازموغلی ‌و عزیزی،۳۱۵:۱۳۹۰).

۲-۲-۱۶ عوامل سازمانی ـ سیستمی مؤثر بر توانمندسازی

۱-منابع انسانی

حمایت مدیریت: یک سازمان برای توانمند شدن می‌بایست رویه‌ها، سیاست‌ها و خط‌مشی‌های توانمندساز انتخاب کند. اولین و مهم‌ترین اقدام نهادینه کردن روح توانمندسازی و تعهد در مدیران ارشد و مدیران میانی سازمان می‌باشد و بدون وجود تعهد در مدیران ارشد سازمان نمی‌توان انتظار فراهم شدن بسترهای لازم برای اقدامات توانمند را داشت (کاتب و امین، ۱۱۸:۱۳۸۹).

یک مدیر برای توانمند کردن دیگران، حداقل یکی از موارد زیر را در ارتباط با آن ها انجام می‌دهد:

    1. به آن ها کمک می‌کند تا نیرویی که قبلاً ‌داشته‌اند را شناسایی کنند.

    1. نیرویی که قبلاً در آن ها وجود داشته و آن را از دست داده‌اند را مجدداً بازیابی می‌کند.

  1. به آن ها نیرویی می‌دهد که قبلاً هرگز نداشته‌اند(کانونی[۵۱]،۲۰۱۳).

۲- در دسترس بودن منابع

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




استقرار حاکمیت قانون رابطه ی مستقیمی با پیشگیری و کاهش فساد که از موانع نهادی توسعه اقتصادی است دارد در شرایط برقراری حاکمیت قانون ـقدرت مسئولان دستگاه های اجرایی برای انجام دادن اقدامات دلبخوا هانه محدود می‌گردد.بر مبنای تحقیقی که درمورد فساد اداری در روسیه پس از فرو پاشی شوروی انجام شده به صراحت آمده که فقدان حاکمیت قانون ،به معنای آن است که حتی حقوق مالکیت نیز در ابهام قرار دارد ممکن است دارایی یک سهامدار یک شبه به غارت رود.آمارهای به دست آمده ارتباط میان نبود امنیت در حقوق مالکیت ورشد اقتصادی را به روشنی نشان می‌دهد.کارگزارانی که تولید ارزش می‌کنند خواستار اصلاحات وبرقراری قانون هستند زیرا حاکمیت قانون تنها نظام حقوقی است که حقوق مالکیت را تعیین می‌کند.غارت کنندگان دارایی که از راهبرد ((پول را بدزد و فرار کن))تبعیت می‌کنند ومیتوانند از حق کنترل خود به طور نامشروع بهره گیرند،حامی اصلاحات وبرقرای حکومت قانون نیستند.

درک کارکرد دیوان در گرو فهم نقش تعیین کننده ی آن در تامین و صیانت از برتری قانون اعم از اساسی یا عادی در برابر اقدامات دولتی است .

با توجه به مطالب گفته شده دیوان عدالت اداری با کنترل واحدها و مامورین دولتی در اشکال مختلف خود با ابطال آیین نامه ها ،تصمیم نامه ها ،بخشنامه ها و … با بهره گرفتن از معیارهایی که به آن ها جهات بازنگری می‌گویند که این جهات بازنگری قضایی تحت عناوین کلی((عدم صلاحیت)) ((خروج از صلاحیت)) ((تجاوز وسوء استفاده از صلاحیت )) ((برخلاف قانون بودن)) در عبارات والفاظ دیوان عدالت اداری و همچنین آرای هیئت عمومی دیوان که در واقع ابطال آیین نامه ها ،مصوبات ،بخشنامه ها، بر عهده ی این هیئت می‌باشد نقش پیشگیرانه از فساد اداری را دنبال می‌کند . بررسی تارخ عملکرد دیوان عدالت اداری نشان می‌دهد که دیوان در بسیاری از آرای و تصمیمات خود مانع از رفتار های خودسرانه بی ضابطه و برخلاف قانون بسیاری از مأموران و دستگاه های اداری شده است.

چه بسا آیین نامه ها ،بخشنامه ها و مصوباتی زمینه ها و شرایط فساد اداری را فراهم میکرده اند که دیوان با ابطال آن ها پیشگیری از جرایم را انجام داده است .

۲-۱۰-۵نمونه هایی از ابطال آیین نامه ها،مصوبات … توسط دیوان عدالت اداری

نمونه هایی از ابطال آیین نامه ها،مصوبات وبخشنامه هایی که بر خلاف قانون بوده و با ابطال آن توسط هیئت عمومی دیوان عدالت اداری زمینه ها وشرایط جرایم اداری را ازبین برده است .

ابطال عبارت((به شرط رضایت از خدمات آنان)) از ‌تصویب‌نامه ی شماره ی۳۳۰۰۵۱ ت/۵۹۹۶۲ه مورخ ۱۸/۱۱/۸۲ هیئت زیران در خصوص پرداخت عیدی به کارکنان اداری به علت مغایرت آن با حکم مقرر در ماده واحده ی قانون نحوی پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب ۷۴ که مفید تکلیف دولت به پرداخت عیدی به کلیه ی کارکنان دولت به منظور مساعدت به آنان در تامین قسمتی از هزینه های خاص ایام نوروز بدون ذکر قیود و شرایط رضایت است خدمات آنان است )).

(شماره دادنامه ی ۳۷۹ ف تاریخ۱۰/۸/۸۳)

از آنجایی که پرداخت عیدی به کارکنان دولت مصوب۷۴ که مفید تکلیف دولت به پرداخت عیدی به کارکنان به منظور مساعدت به آنان جهت تامین قسمتی از هزینه های ایام نوروز بدون ذکر قیود وشرط رضایت از خدمات آنان است. پرداخت عیدی در جهت رفاه و ‌تامین هزینه های زندگی باشد در این مصوبه مقید آن به شرط رضایت از خدمات آنان خود می‌تواند باعث فقر در بین کار کنان و در پی آن انحرافات اجتماعی و جرم باشد . فقر و انحرافات اجتماعی از جمله پدیده هایی هستند که به نظر بسیاری از صاحب‌نظران با هم مرتبط می‌باشند . میان فقر و انحرافات همبستگی وجود دارد ،فقر انگیزش روی آوری به کج روی را افزایش می‌دهد ،مشکلات فقر صرفا منحصر به پیامدهای خود فقر نیست مشکلات این مسئله ی اجتماعی ،زمانی شدت پیدا می‌کند که آن بستر ساز انحرافات می‌گردد . تأکید دین مقدس اسلام بر رفع فقر و مبارزه با آن در کنار جلوگیری از انباشت ثروت و زر اندوزی نشانگر ان است که این دو پدیده یعنی فقر و غنا آثار و پیامدهای منفی و مشکل زایی دز زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها دارند .،به طوری که اگر نسبت به آن ازسوی فرد ،جامعه و دولت اقدام مناسب صورت نگیرد معضلات و مشکلات گسترده ای در جامعه ایجاد می‌گردد .در متون دینی برای هرکدام از این دو پدیده آثار منفی بیان شده است رفاه طلبی و زندگی مرفهانه سبب طغیان در برابر خدا،سیطره ی شهوت بر انسان،همراهی با ظالمان،لذت گرایی ،غرق شدگی در کامیابی ها ونیز اقدام کجروی ها می شود علاوه بر آن پیامبر اکرم (ص) میفرمایند :من از ثروت بیش از حد بیشتر از فقر برای شما هراسانم در مقابل فقر و نداری آثار گسترده ای در جامعه دارد از جمله ی این آثار میتوان به ضعف شخصیت، تحقیر ،بی ارزش شدن در اجتماع ،وایجاد عقده های روحی برای فرد اشاره کرد . هرکدام می‌توانند در بالا رفتن کج روی ها نقش زیادی ایفا کنند . امام صادق (ع) میفرمایند :((غنا یحجزک عن الظلم،خیر من فقر یحملک علی الاثم )) ثروتی که تورا از ظلم وستم بازدارد بهتر از فقری است که تو را به گناه وزشتی وادارد . این آیه تأکید دارد که فقر می‌تواند زمینه ساز بروز جرایم و کج روی ها شود [۱۰۹]۱٫( مجلات تخصصی نور ۱۳۹۱ ،۲۲)

‌بنابرین‏ ابطال عبارت ((به شرط رضایت از خدمات آنان )) از تصویب نامه ی شماره ی ۳۵۱ ت /ه مورخ ۱۸/۱۱/۸۲ توسط دیوان عدالت اداری نقش بسیار مهمی در پیشگیری از جرم و فساد اداری دارد . چه بسا ذکر این شرط در مصوبه فرصت وزمینه ی بسیاری از جرایم را فراهم می آورد وباعث اعمال سلیقه ی مدیران در پرداخت عیدی به کارکنان و در پی آن اخذ رشوه از کارکنان جهت قید رضایت از خدمات آنان در پرونده می‌باشد که دیوان عدالت اداری با ابطال این قسمت از مصوبه زمینه و فرصت ارتکاب جرم از مدیران را گرفته ونقش پیشگیرانه دارد.

بند سوم :نمونه دوم

((سازمان به تامین و پرداخت بخشی از هزینه های دارویی و درمانی اشخاص بیمه شده عنایت به مدلول ماده ی۱۷ قانون بیمه ی همگانی مصوب ۱۳۷۳ که علی الاطلاق و بدون هر قید وشرطی کلیه ی بیمارستان‌ها ،مراکز بهداشتی و درمانی و مرکز تشخیص پزشکان را موظف به پذیرش و مداوای بیمه شدگان و ارائه و انجام خدمات و مراقبت‌های پزشکی لازم بر اساس ضوابط و مقررات قانون مذبور کرده ومفید جواز مراجعه بیماران مراجعه شده به مطلق بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی و درمانی و مراکز تشخیص و پزشکان کشور به انتخاب خود می‌باشد . مفاد مصوبه ی شورای عالی بیمه خدمات در مانی که تحت شماره ی۱۴۵۴۵۹ / س مورخ۶/۱۱/۱۳۸۱ به مدیر عامل سازمان خدمات درمانی صورت نپذیرد ‌و نتیجتا سبب ایجاد محدودیت حق بیمه شدگان در جهت انتخاب بیمارستان،مراکز بهداشتی درمانی و مراکز تشخیص و پزشکان کشور… مسئولیت مطلق آن سازمان در تامین در پرداخت بلاقید و شرط هزینه های پزشکی،دارویی و درمانی بیمه شدگان است. مغایر هدف و حکم مقنن تشخیص داده می شود و مستندا به قسمت دوم ماده ی ۲۵ دیوان عدالت اداری ابطال می‌گردد. ))

(شماره دادنامه ی ۴۸۱ الی ۴۸۵ ،تاریخ ۲/۷/۸۵ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




بارزترین و معمولی ترین نشانه افسردگی نوعی احساس ذهنی غم واندوه است یعنی احساس بدبینی و نا امیدی ، احساس تنهایی و بی‌تفاوتی و عدم علاقه فرد ممکن است در شرایطی که دلیلی برای گریه و اندوه ندارد دچار گریه شود. و برعکس در مواقعی که اتفاق واقعاً غم انگیزی رخ داده است نتواند گریه کند. فرد افسرده ممکن است در خوابیدن اشکال داشته باشد یا دائماً احساس خستگی کند و بیش از حد عادی بخوابد او ممکن است خود را آدم بیچاره و بی‌کی تصور کند و خود را به خاطر کمبودها و قصورهای جزئی سرزنش کند.

برای درمان افسردگی متخصصان روانی از روش های متنوعی استفاده می‌کنند که از روان‌کاوی عمیق و دراز مدت تا دارو درمانی و استفاده از شوک الکترونیکی و شیوه سایکودرام و مشاوره درمانی و بستری کردن در بیمارستان را ممکن است در بر گیرد در سال‌های اخیر استفاده از روش های درمان روانی و رفتاری کوتاه مدت برای درمان افسردگی مورد توجه قرار گرفته و ارزیابی دقیق این روش‌ها نتایج امیدوار کننده‌ای را به دست داده است. از جمله این روش های موفق روش درمان شناختی است که توسط پرفسور آرون بک و شاگردان او در دانشگاه پنسیلوانیا در آمریکا ایجاد شده است.

بیقراری:

بیقراری را باید یک اختلال فعالیت عمومی شمرد، بیقراری حرکتی مرحله‌ای طبیعی از نمو حرکتی است. در اواخر اولین سال کودکی زمانی که کودک شروع به راه رفتن می‌کند فعالیت عقلانی وی افزایش می‌یابد طفل لاینفع در حرکت است ، به همه چیز دست می‌زند، هر شیء را می‌گیرد و بدون اینکه اهمیت دهد پرتاب می‌کند و می‌شکند.در حالت طبیعی این خصوصیت کم کم تخفیف پیدا می‌کند اما در کودکان بیقرار این حالت مستقر می‌ماند. در دوره دبستان در چنین کودکی ضعف دقت به وجود می‌آید کودک گاهی چیزی را سریع یاد می‌گیرد اما به سرعت توجهش از آنچه که گفته شده قطع می‌شود، به محض کوچک‌ترین اتفاق سربه هوا و گیج می‌شود. احتیاج فوق‌العاده‌ای به حرکت احساس می‌کند و طاقت نمی‌آورد که مدت زیادی در جایی بنشیند، این بیقراری با نشان‌های ایدیوپاتیک (ساق‌های بیقراری )همراه داست. ساق‌های بیقرار دریافت های حسی ناراحت‌کننده‌ای است که نیاز شدید به حرکت پاها را به وجود می‌آورد. این دریافت‌ها با راه رفتن موقتاً آرام می‌گیرد ولی وقتی که ساق‌ها بی‌حرکت می‌مانند ناراحتی از سرگرفته می‌شود این دریافت‌ها می‌توانند خواب را به تأخیر اندازند یا فرد را از خواب بیدار کنند. اختلال بی‌نظم در عین حال هم بر روی فعالیت حرکتی و هم بر روی فعالیت هوشی گسترش می‌یابد بعد همین بیقراری در سنین جوانی و بلوغ تظاهر می‌کند چنین شخصی بعلت احتیاج به تغییر و تبدیل چندین شغل شروع می‌کنند و بدون انکه درباره‌ آن ها بتواند تصمیم قطعی بگیرد میل می‌کند برای دیدن ممالک در نیروی دریایی استخدام شود و اغلب در خانه به دوش زندگی می‌کند. باید خاطر نشان کرد بین افرادی که تغییر شغل می‌دهند نوع دیگری از بیقراری یافت می‌شود که دارای سرشت‌های پارانوئید هستند افراد مذبور بدون اینکه بیقرار باشند یک «من هیپرتروفی» دارند. آن ها احساس می‌کنند که موقعیتشان با لیاقتی که دارند موفق نمی‌کند لذا اغلب برای بهتر کردن موقعیت خود تغییر شغل می‌دهند.

علل بیقراری متنوع است که می‌توان با آزمایش دقیق آنسفالیتهای جنبی به بعضی از علل آن پی برد، به‌ خصوص در مواردی که بیقراری حرکتی شدید توأم با حرکات ناگهانی و عدم‌هماهنگی حرکتی وجود داشته باشند.

بیقراری در نوجوانان

اختلال بیقراری می‌تواند یکی ازعلائم روان گسسیختگی باشد مثلاً اختلال پرسیون در نوجوانان حالت هیجانی و بیقراری عمده‌ترین علامت متساوی دپرسیون به‌شمار می‌رود نوجوانان مدام بیقرار است، مایل نیست توجه خود را به چیزی جلب کند، در یک لحظه علاقه خود را به کار و یا شی‌ای معطوف می‌دارد و در لحظه‌ی دیگر به کار دیگری می‌پردازد. بیمار نمی‌تواند در اتاقی تعفا و آرام حتی برای چند دقیقه بنشیند و مطالعه کند. بعبارت دیگر به طور مداوم دنبال تحلیل می‌گردد نوجوان از خستگی زیاد شکایت دارد و درعین حال به طور خستگی‌ناپذیر به فعالیت مشغول است. بعضی از نوجوانان از عدم قدرت برای تمرکز حواس و حافظه خود نسبت به دروس شکایت می‌کند و مجبورند هر صفحه کتاب را چندین بار بخوانند. علت پیدایش دپرسیون از دست دادن یک شی و یا چیزی است که کودکان و نوجوان به آن علاقه مفرط داشته است این علاقه ممکن است به صورت آگاه باشد مثل از دست دادند پدرومادر و دوست صمیمی و یا چیزی باشد که به صورت ناخودآگاه بوده و یک معنای سمبلیکی برای کودک داشته است.

وسواس

روان‌شناسان وسواس را نوعی بیماری از سری نوروزهای شدید و سخت می‌‌دانند که تعادل روانی و رفتاری را از بیمار سلب و او را در سازگاری با محیط دچار مشکل می‌سازد، ماهیت وسواس یک محتوای نفسانی به صورت تفکر، خیال، میل، کشش و حرکت به‌همراه یک احساس اجبار درونی مقاومت‌ناپذیر است که اساس آن هیجانی شدید و دورنی است و به صورت اعمال بی‌رویه‌ای در فرد ظاهر می‌شود که در خودآگاه ذهن است و با من در تضاد است که باعث اضطراب می‌گردد. علائم این بیماری مشکل از آداب و رسوم خشک و غیرقابل انعطاف است که اغلب جنبه سمبولیک و سحرآمیز دارد. در آن اعمال الزام، شگفت‌انگیزی، تکرار کلمات و اعداد اهمیت زیادی پیدا می‌کنند از علائم اولیه آن ترس، تکرار یک طرز فکر و اندیشه، تردید در عقاید و تصورات و در صورت نهائی احساس اجبار است ضعف روحی از نشانه های اصلی مرض است.

صورت‌های وسواس‌:

۱) اجتناب: رفتار وسواس به صورت پرهیز و اجتناب از اشیاء، امور و برخوردها پدید می‌آید بیشترین جلوه این نوع در پرهیز از آلودگی است.

۲) تکرار و مداومت: عمل بی‌حاصل و بیهوده‌ای تکرار می‌شود گویی که نیرویی از درون او را مجبور می‌کند که عملی را انجام داده تکرار نماید.

۳) تردید (بی‌تصمیمی و دودل بودن) : تردید در امور از صورت دیگر وسواس است مانند بستن در و شک در اینکه آیا آن را بسته یا نه؟

۴) شک در عبادت: جلوه دیگر از تردید شک در عبادت است مثلاً می‌خواهد نماز بخواند و شک می‌کند که آیا تکبیره‌الاحرام را درست گفته یا نه؟

۵)ترس: ترس بی‌ریشه و اساس که اغلب به صورت ترس از ناپاکی و یا در مواردی ترس‌های مبهم مثل ترس از کشتن کودک خود.

۶) دقت و نظم افراطی: همه چیز باید دقیقاً ‌بر اساس ترتیب‌های خاص قرار بگیرد تا هیچ چیز غلط و پیش‌بینی نشده‌ای پدید نیاید.

۷) اجبار و الزام: همه اعمال و آداب خود را به صورت جبر انجام می‌دهد مثلاً فرد خود را ناگزیر می‌بیند که فردی را از بالای ساختمان هل دهد.

۸) احساس بن‌بست: فرد حس می‌کند که در مسئله‌ای به بن‌بست خورد و تلاش‌های مکرر و یکنواخت انجام می‌دهد و فکر می‌کند عدم انجام این اعمال گناه بزرگی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




در خصوص قانون حاکم بر قابلیت ارجاع دعوا به داوری، برخی صاحب‌نظران، قانون حاکم بر قرارداد اصلی را حاکم می‌دانند.[۱۱۴]

در حقوق ایران محل انعقاد قرارداد عاملی برای تعیین قانون حاکم است.ماده ۹۶۸ قانون مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد:«تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر این که متعاقدین اتباع خارجه بوده و آن را صریحاً یا ضمناً تابع قانون دیگری قرار داده باشد.

‌بر اساس ماده ۲۷ قانون داوری تجاری بین‌المللی: «در صورت عدم تعیین قانون حاکم از جانب طرفین داور ‌بر اساس قانونی به ماهیت اختلاف رسیدگی خواهد کرد که به موجب قواعد حل تعارض مناسب تشخیص دهد.

۲ـ۴ـ۱۰ـ۶ قانون محل تنظیم سند

قرارداد سرمایه‌گذاری خارجی مورد اختلاف در هر کشور تنظیم شده باشد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم است.از این رو ماده ۹۶۹ قانون مدنی مقرر می‌دارد:«اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود می‌باشند».با وجود این، سند از نظر ماهوی می‌تواند تابع اراده طرفین باشد.

۲ـ۴ـ۱۰ـ۷ قانون محل اجرای تعهد

قانون محل اجرای تعهد نیز یکی از قوانین مطرح برای اعمال در اختلاف است.به موجب ماده ۳۰۶ قانون تجارت: «اعتراض و به طور کلی هر اقدامی که برای حفظ حقوق ناشیه از برات و استفاده از آن در خارج باید به عمل آید تابع قوانین مملکتی خواهد بود که آن اقدام باید در آنجا انجام بشود.

ملاحظه می‌شود که ‌در مورد تعهدات ‌بر اساس اراده طرفین یا بنا بر الزام قانون ممکن است قانون محل اجرای تعهد ملاک عمل قرار گیرد.

نتیجه‌گیری

    1. قرارداد بین‌المللی عبارتند از نوعی توافق به منظور شناسایی ایجاد، تغییر یا اسقاط تعهد و یا انتقال حق است که بین دو یا چند سازمان بین‌المللی منعقد می‌شود.

    1. به منظور تامین منابع مالی شرکت‌های دولتی ایرانی طرف قرارداد مجاز شدند با سرمایه‌گذاران خارجی و ایرانی در چارچوب روش‌های سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی با اولویت سرمایه‌گذاری ایرانی اقدام کنند.

    1. پنج نوع سرمایه‌گذاری خارجی در ایران مجاز می‌باشد که فاینانس نخستین روش سرمایه‌گذاری مستقیم است.

    1. یکی از روش‌های تامین مالی، روش پرداخت در تجارت خارجی است که خود شامل اعتبار اسنادی، اعتبار اسنادی صادراتی، برات، روش پرداخت نقدی سرمایه‌گذاری و ضمانت‌نامه می‌باشد.

    1. برای انتخاب مناسب روش تامین مالی از تجهیز مالی استفاده می‌شود.

    1. عمل تهیه منابع مالی برای امور تجاری، خرید یا سرمایه‌گذاری را تامین مالی می‌گویند.

    1. تامین مالی ساختار یافته بخش مهمی از صنعت مالی محسوب می‌شود که این شیوه تامین مالی منجر به افزایش نقدینگی و انتقال ریسک در بازارهای مختلف می‌شود.

    1. یک شرکت تامین سرمایه مجموعه‌ای از دارایی‌های مالی خود را جمع کرده و اوراق بدهی را برای تامین مالی آن مجموعه به سرمایه‌گذاران بیرونی می‌فروشد.از جمله می‌توان به اوراق بهادار با پشتوانه دارایی و اوراق مشارکت با پشتوانه رهنی اشاره کرد.

    1. استفاده از اوراق بدهی و تامین مالی مبتنی بر سرمایه از روش‌های اصلی تامین مالی قلمداد می‌شود.

    1. منابع تامین مالی از لحاظ مدت به کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تقسیم می‌شود.

    1. تامین مالی کوتاه مدت برای پشتیبانی سرمایه‌گذاری موقت در دارایی‌های جاری مورد استفاده قرار می‌گیرد و از وام کوتاه مدت استفاده می‌شود.

    1. در تامین مالی بلندمدت از وام‌های دارای سررسید بیش از یک تا دو سال استفاده می‌شود.

    1. فاینانس (اعتبار اسنادی بلندمدت) و ریفاینانس (اعتبار اسنادی کوتاه مدت) است.

    1. از سازمان‌های تامین مالی می‌توان به بانک‌ها، بیمه، شرکت‌های بین‌المللی و بانک توسعه اسلامی اشاره کرد.

    1. فاینانس یک روش انتقال سرمایه به کشور است.قرارداد تامین مالی از منابع بین‌المللی را فاینانس می‌گویند. تامین مالی از منابع بین‌المللی (تامین مالی شرکتی/تامین مالی پروژه).

    1. واجدان شرایط دریافت فاینانس اشخاص حقوقی دولتی و اشخاص حقوقی خصوصی هستند.

    1. روش پرداخت فاینانس به طور معمول ۱۵ درصد مبلغ اعتبار اسنادی به عنوان پیش پرداخت و میان پرداخت است و ۸۵ درصد مبلغ اعتبار اسنادی از محل تسهیلات فاینانس با توجه به قوانین مربوطه خواهد بود.

    1. دوره استفاده از تسهیلات با توجه به خط مشی دولت و سازمان‌های توسعه و همکاری اقتصادی OECD خواهد بود.

    1. مراحل اعطای فاینانس در بخش دولتی و غیر دولتی با هم تفاوت دارد.

    1. فاینانس خودگردان تعریف خاصی ندارد اما ویژگی اصلی این فاینانس ماهیت عدم اتکا و یا اتکا محدود آن بر حامیان متولیان، صاحبان سرمایه است.

    1. فاینانس خودگردان نوعی حلقه حفاظ مالی پروژه ها است که فعالیت‌های سرمایه‌گذاران را از خطرات شکست مصون می‌دارد.

    1. در فاینانس خودگردان مجموعه‌ای از ساختارهای قراردادی به گونه‌ای در یکدیگر تلفیق می‌شوند که اطمینان خاطر لازم را به اعتباردهندگان ‌در مورد بازپرداخت اعتبارات می‌دهد.

    1. در فاینانس خودگردان اعتباردهندگان حق نظارت و کنترل بیشتری در روند اجرای پروژه برای خود قائلند.

    1. اگر شرکت‌های متعهد اجرای پروژه به تعهد خود عمل نکنند اعتباردهندگان می‌توانند وثائق و ضمانت‌نامه‌ها را به جریان بیاندازند.

    1. مهمترین ویژگی تامین مالی از طریق فاینانس عدم مشارکت کشور سرمایه‌گذار در سود و زیان ناشی از اجرای طرح به وسیله کشور سرمایه‌گذار است.

    1. با توجه به نرخ ارز و نوسانات آن در کشور مهمترین شرط دریافت وام ارزی برای طرح‌هایی است که دارای توجیه اقتصادی بوده و نرخ بازگشت سرمایه‌ای معقولی را داشته باشد.در صورت عدم توجه ‌به این موضوع امکان ایجاد بحران بدهی در سال‌های آینده به چشم می‌خورد.

    1. در کشور ما به دلیل نوسانات نسبتاً زیاد ارزی، به کارگیری روش فاینانس جهت تامین مالی طرح‌ها به ویژه در طرح‌های دولتی باید با نظارت و کنترل بیشتری صورت گیرد.

  1. از جمله راهکارهای تامین منابع مالی در شرایط کنونی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

ـ پیش‌بینی تمهیداتی به منظور منابع مالی مورد نیاز بخش‌های داخلی طرح‌ها.

ـ تامین منابع ارزی مستقل از بانک‌های بین‌المللی توسط بانک‌های تجاری ایرانی جهت بخش‌های داخلی.

    1. سرمایه‌گذاری خارجی به کارگیری سرمایه خارجی در یک بنگاه اقتصادی جدید یا موجود پس از اخذ مجوز سرمایه‌گذاری است.

    1. سرمایه‌گذاری در ایران اغلب محور صنایع نفت و پتروشیمی بوده است.

    1. در دوره بعد از انقلاب از سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی خصوصی‌سازی، آزادسازی نرخ ارز، آزادسازی تجارت خارجی و ابلاغ سیاست‌های اصل ۴۴ بوده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




اسلام بیش از هر آیینی برای حفظ خانواده ها از تزلزل، اهمیت فوق العاده قایل شده است و راهکارهای مختلفی برای جلوگیری از توسعه آن پیشنهاد ‌کرده‌است. اسلام به مرد ها توصیه می‌کند، حتی المقدور با همسران خود سازش کنند و در برابر برخی تندی ها و ناملایمت هایی که ممکن است ایجاد شود، بردباری نشان دهند و به اصطلاح زود از کوره بیرون نروند و طریق جدایی و طلاق را به سرعت انتخاب ننمایند. چنانچه خداوند در قرآن مجید می فرماید۱: ( ای اهل ایمان ، برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید ( مانند جاهلیّت ) ، و بر آنان سخت گیری و بهانه جویی مکنید که قسمتی از آنچه مهر آن ها کرده اید به جور بگیرید ، مگر آنکه عمل زشتی از آن ها آشکار شود. و در زندگانی به آن ها به انصاف رفتار نمایید ، و چنانچه دلپسند شما نباشند ( اظهار کراهت مکنید ) چه بسا چیزها ناپسند شما است و حال آنکه خدا در آن خیر بسیار مقدّر فرماید.)( سوره نسا آیه ۱۹ )

۱- « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیراً »

با این حال بسیاری از افراد اقدام به طلاق می‌کنند، این امر از دیدگاه حقوقی این چنین تعریف می شود که « طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به موجب آن شوهر به اذن یا حکم دادگاه همسر دائمی خود را رها می‌سازد.» ( کاتوزیان ، ۱۳۸۴، ص ۲۲۰ )

بر اساس این تعریف، طلاق عمل حقوقی است یک طرفه که تنها به اراده مرد یا نماینده او واقع می شود. البته منظور از این عبارت این نیست که زن هرگز نمی تواند درخواست طلاق کند، بلکه زن می‌تواند با شرایطی معین اجبار مرد را به طلاق درخواست کند و دادگاه در چنین مواردی حکم به طلاق دهد.

اما نکته این است که در این مورد هم این مرد است که باید صیغه طلاق را بگوید و آن را واقع سازد و اگر مرد حکم دادگاه مبنی بر طلاق را اجرا نکند، دادگاه مطابق اصول کلی به واسطه نمایندگی قانونی از طرف مرد، زن را طلاق می‌دهد.

در اینجا باید خاطرنشان کرد که مبحث طلاق کاملاً مرتبط با مفاهیم و مصادیق نظم عمومی است و لذا افراد نمی توانند خدشه ای در این راستا به طلاق و نکات مندرج آن وارد آورند و بر خلاف آن تراضی نمایند.

۳-۲-۱ طلاق با اراده مرد

بر اساس فقه اسلامی مرد هروقت که بخواهد، می‌تواند زن خود را طلاق دهد . این امر در قانون مدنی ایران در ماده ۱۱۳۳ مورد اشاره قرار گرفته است:« مرد می‌تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد ».

یکی از مباحث چالش برانگیز احوال شخصیه که فقها و حقوق ‌دانان را با آن همواره مواجه ‌کرده‌است این سوال است که چرا اسلام و حقوق ایران اختیار از هم گسیختن نظام خانواده را به دست مرد داده است؟ آیا با عدالت سازگار است که هرگاه مرد اراده کند بنیان این نهادرا براندازد و زن را آواره و فرزندان را از نعمت کانون مهر و عاطفه محروم سازد و ‌آسیب‌های جبران ناپذیری را متوجه نهاد خانواده و جامعه نماید؟

شاید بتوان در توجیه این امر که چرا طلاق به دست مرد سپرده شده است گفت که ؛ زنان اغلب حساس تر و زود رنج ترند. مرحوم مطهری در این زمینه می‌گوید: «هرزمان که شعله محبت و علاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبیعی مرده است. » بی‌علاقگی مرد، سردی و بی‌علاقگی زن را در پی دارد.

برخلاف زن که بی‌علاقگی زن اگر از او شروع شود تأثیری در علاقه مرد ندارد، بلکه احیاناً آن را تیزتر می‌کند. از این‌رو بی‌علاقگی مرد منجر به بی‌علاقگی طرفین می‌شود، ولی بی‌علاقگی زن منجر به بی‌علاقگی طرفین نمی‌شود. . . به هر حال تفاوت زن و مرد در این است که مرد به شخص زن نیازمند است و زن به قلب مرد» ( مطهری ، ۱۳۹۰، ص۲۶۲ )

گاهی مرد از این حق سوء استفده می‌کند و بدون دلیل موجه و به صورت ناجوانمردانه زن را طلاق می‌دهد و گاهی هم بر عکس زن را نه طلاق می‌دهد و نه با او حسن معاشرت می کند. در این زمینه برای جلوگیری از این نوع سوء استفاده ها تدابیری جهت حل اختلاف زوجین اندیشه شده است:

۳-۲-۱-۱ ارجاع به داوری

با توجه به اهمیت حفظ بنیان خانواده و اهتمام شرع مقدس اسلام به حفظ آن ، قرآن کریم در زمان بروز اختلاف و نزاع بین زوجین می فرماید۱: (و چنانچه بیم آن دارید که نزاع سخت بین آن ها پدید آید ، از طرف کسان مرد و کسان زن داوری برگزینید ، که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدا میان ایشان موافقت و سازگاری برقرار کند ، که خدا دانا و آگاه است.) ( سوره نساء آیه ۳۵ )

ارجاع امر طلاق به داوری در مواد ۲۷و۲۸ قانون حمایت خانواده مصوب۱/۱۲/۱۳۹۱ نیز مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا ماده ۲۷ مقرر می‌دارد: «در کلیه موارد درخواست طلاق، به جز طلاق توافقی، دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش، موضوع را به داوری ارجاع کند. دادگاه در این موارد باید با توجه به نظر داوران رأی صادر و چنانچه آن را نپذیرد، نظریه داوران را با ذکر دلیل رد کند»

۱- سوره نساء آیه ۳۵:« وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُریدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً خَبیراً »

در ماده ۲۸ نیز آمده است: «پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری، هریک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ، یک نفر از اقارب متأهل خود را که حداقل سی‌ سال داشته و آشنا به مسائل شرعی و خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند»

با این توضیح در صورت طرح دعوای طلاق از طرف زوجین یا یکی از آن ها، دادگاه نمی تواند در بدو امر، نسبت به ارجاع طرفین به داور اقدام کند، بلکه ابتدا باید خود تلاشش را برای حل و فصل اختلاف به کار گیرد. اگر دادگاه در حصول نتیجه ناکام ماند و اختلافات با مداخله مـستقیم برطرف نگردید، رسـیدگی به دعوا از طریق ارجاع امر به داوری ادامـه پیدا می‌کند. پس داوران در طلاق، قائم مقام دادگاهند و زمانی در دعوا مداخله می‌کنند که دادگاه در رفع اختلاف به بن بست رسیده باشد.

با این حال سوالی مطرح می شود که میزان اعتبار نظریه داوران و التزام یا عدم التزام دادگاه ‌به این نظریه در قانون مشخص نشده است؛ به عبارت دیگر مشخص نیست که آیا دادگاه ملزم به پذیرش نظریه دوران مبنی، بر امکان ادامه زندگی است؟

در پاسخ باید گفت که آنچه از مواد قانون حمایت خانواده استنباط می شود، هدف از ارجاع دعوی طلاق به داور، صرفاً ایجاد صلح و سازش است و نظر داوران تکلیفی برای دادگاه به در نظر گرفتن آن برای صدور حکم ندارد. اما اینکه بگوییم که دادگاه کلاً بدون ارجاع امر طلاق به داوری مبادرت به صدور حکم طلاق نماید، بر خلاف قوانین است. زیرا این دسته از قوانین امری هستند و خلاف این امور ممکن نخواهد بود.

۳-۲-۱-۲ لزوم دخالت دادگاه و اجازه دادگاه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




میرکمالی و همکاران (۱۳۸۶) به دنبال بررسی رابطۀ هوش هیجانی با گرایش به تحول سازمانی در مدیران آموزش و پرورش استان اصفهان و همچنین، بررسی وجود تفاوت معنادار بین مقادیر رابطه هوش هیجانی کلی با گرایش به تحول سازمانی مدیران مذکور بر اساس متغیرهای تعدیل کننده بودند. ایشان از روش پژوهش از نوع همبستگی بهره برده و جامعه آماری نیز شامل کلیه مدیران آموزش و پرورش استان اصفهان در سال ۱۳۸۴ بوده است. ۶۳ نفر از مدیران آموزش و پرورش استان اصفهان با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و طبقه بندی به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها، شامل پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی مایر و سالووی (۱۹۹۰) و پرسشنامه محقق ساخته گرایش به تحول سازمانی بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و ابعاد آن با گرایش به تحول سازمانی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد.

قلی پور و همکاران (۱۳۸۸) به منظور بررسی تأثیر الگوی رهبری خدمتگزار بر اعتماد و توانمندسازی در سازمان های دولتی پژوهشی را انجام دادند و رهنمودهایی را برای اثربخشی هر چه بیشتر مدیران دولتی ارائه کردند. از این رو رابطه متقابل رهبری خدمتگزار با اعتماد سازمانی و توانمندسازی از طریق تحلیل تحقیق همبستگی مورد بررسی قرار گرفت، نتایج حاصله بر وجود رابطه ای قوی میان رهبری خدمتگزار، اعتماد سازمانی و توانمندسازی دلالت دارند. همچنین یافته های تحقیق بیانگر آنند که تفاوت معناداری میان ادراک کارکنان و مدیران از رهبری خدمتگزار وجود دارد.

فرهنگ و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی به بررسی ارتباط اعتماد سازمانی با یادگیری سازمانی پرداختند. در این پژوهش پرسشنامه های یادگیری سازمانی و اعتماد سازمانی میان ۲۴۰ نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی پزشکی و غیر پزشکی جنوب شرق کشور که به صورت تصادفی انتخاب شدند، توزیع شد. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه بین مؤلفه‌ اعتماد عمودی و مؤسسه‌ ای با یادگیری سازمانی معنادار است . همچنین، رابطه بین مؤلفه‌ اعتماد سازمانی افقی با مؤلفه‌ اعتماد سازمانی عمودی و مؤسسه‌ ای معنادار است ، اما رابطه بین مؤلفه‌ اعتماد سازمانى افقی و یادگیری سازمانی معنادار نیست و به همین دلیل، این رابطه از مدل نهایی پژوهش حذف شد.

دهشیری (۱۳۸۳)، به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی و مدیریت زمان با استرس شغلی معلمان مقطع متوسطه پژوهشی را انجام داده است. برای این منظور از بین معلمان مقطع متوسطه شهرستان یزد ۲۰۶ معلم به طور تصادفی انتخاب شدند (۱۲۸ نفر مرد، ۷۸ زن). ابزارهای اندازه گیری پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه استرس شغلی، پرسشنامه هوش هیجانی سیبر یا شرینگ و پرسشنامه مدیریت زمان. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که هوش هیجانی و مدیریت زمان به طور معنی داری استرس شغلی معلمان را پیش‌بینی می‌کند، این دو متغیر با هم ۵۷ درصد از تغییرات استرس شغلی را تبیین می‌کنند. همچنین نتایج تحلیل نشان داد که مؤلفه های هوش هیجانی به ویژه مؤلفه‌ های خود کنترلی، همدلی، خودآگاهی در پیش‌بینی استرس شغلی نقش معنی داری دارند و به همراه مدیریت زمان ۷۸ درصد از تغییرات استرس شغلی را تبیین می‌کنند. از بین این مؤلفه ها خود کنترلی بیشترین نقش را درتبیین استرس شغلی دارد و حدود ۵۷ درصد از تغییرات استرس شغلی را تبیین می‌کند، بعد از خود کنترلی، همدلی ۱۳ درصد از تغییرات استرس شغلی را تبیین می‌کند و متغیرهای خودآگاهی و مدیریت زمان نیز به ترتیب ۳ و ۲ درصد از تغییرات استرس شغلی را تبیین می‌کنند و اثر آن ها در پیش‌بینی استرس شغلی معنا دار است.

اسدی، برجعلی، جمهری (۸۶)، به منظور بررسی رابطه بین عامل های هوش هیجانی، فرسودگی شغلی و سلامت روان کارکنان یک مجتمع صنعتی برنامه ریزی شد. برای این منظور کارکنان مرد شرکت ایران خودرو به عنوان جامعه آماری این تحقیق انتخاب شدند و نمونه مورد نیاز تحقیق در حدود ۱۵۰ نفر با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقه ای منظم انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق عبارتند از سه پرسش نامه هوش هیجانی، سلامت روان (GHQ) و فرسودگی شغلی. برای تحلیل داده ها از شیوه های آماری تحلیل رگرسیون گام به گام، همبستگی و سایر شاخص های آمار توصیفی استفاده شد. در بررسی فرضیه اول نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که عامل هوش هیجانی نقش تعیین کننده ای در تبیین تغییرات و پراکندگی متغیر فرسودگی شغلی ایفا می‌کند و به طور کلی در حدود ۶۱% از تغییرات آن را تبیین می‌کند. فرضیه دوم تحقیق نیز مبنی بر وجود رابطه مثبت بین عامل هوش هیجانی و عامل سلامت روان به خوبی تأیید شد و بررسی ها علاوه بر رابطه معنادار بین زیرعامل های هر دو عامل نشان داد که هوش هیجانی در حدود ۵۰% از تغییرات و پراکندگی عامل سلامت روان را تبیین می‌کند، اما رابطه بین عامل های سلامت رون و فرسودگی شغلی در تحلیل رگرسیون معنادار به دست نیامد.

ثمری و طهماسبی(۸۶)، با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی، سن و جنسیت در دانشجویان، یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی انجام دادند. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته روان شناسی بالینی مشغول به تحصیل در سال ۸۶-۸۵ در دانشگاه آزاد کاشمر و نمونه موردنظر شامل ۱۱۲ نفر بوده است که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیده اند. برای جمع‌ آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد شده هوش هیجانی بار- آن و به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی از معدل دانشجویان استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین نمره کلی هوش هیجانی و برخی مؤلفه‌ های آن با پیشرفت تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین سن با هوش هیجانی رابطه وجود دارد. ‌در مورد رابطه هوش هیجانی با جنسیت، نتایج پژوهش نشان داد که بین دختران و پسران، در نمره کلی هوش هیجانی تفاوت معنی داری وجود ندارد، اما در دو مؤلفه‌ آن تفاوت معنی دار وجود داشت.

وطن خواه، رئیسی، کلهر (۸۶) به منظور تعیین همبستگی هوش هیجانی با راهبردهای مدیریت تعارض بین مدیران بیمارستانهای آموزشی قزوین، پژوهشی را به روش همبستگی انجام دادند. نمونه مورد پژوهش ۷۸ نفر از مدیران بیمارستانهای آموزشی قزوین بود. داده ها با بهره گرفتن از پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ و پرسشنامه راهبردهای مدیریت تعارض رابینز؛ و پرسشنامه ویژگی‌های دموگرافیک به شیوه لیکرت جمع‌ آوری؛ و با بهره گرفتن از شاخص‌های آمار توصیفی، آزمون هبستگی پیرسون، آزمون تی و آنالیز واریانس تحلیل شد. یافته ها نشان می‌دهد که بین میزان هوش هیجانی مدیران مورد مطالعه با راهبرد عدم مقابله در مدیریت تعارض همبستگی از لحاظ آماری معنی دار معکوس وجود دارد. بین میزان هوش هیجانی مدیران با دو راهبرد راه حل گرایی و راهبرد کنترل همبستگی معنی دار از لحاظ آماری مشاهده نشد. همچنین همبستگی هوش هیجانی با هیچ یک از ویژگی‌های فردی مدیران (سن، جنس، سابقه خدمت، سابقه مدیریت و میزان تحصیلات) از نظر آماری معنی دار نیست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




در این تحقیق از پنج متغیر اصلی به ‌عنوان متغیر های کلیدی مستقل استفاده گردیده است . دو متغیر سودمندی و سهولت استفاده ، که شامل تصور و برداشت ذهنی از مفید بودن و برداشت ذهنی ازآسانی استفاده توسط کاربر بوده و باور های اصلی در مدل پذیرش فناوری می‌باشند. (دیویس و دیگران ؛ ۱۹۸۹) همچنین سه عامل مهم در تجارت الکترونیک ، اعتبار طرف تجاری ، اعتماد مشتری به وی و سازگاری می‌باشد . اعتبار به عنوان حدی که مصرف کننده اعتقاد دارد فروشنده ، خبرگی، درستکاری و قابلیت اعتماد لازم برای انجام معامله را دارد، تعریف می شود. اعتبار عامل مهمی در شکل گیری تصور مصرف کننده از محیط های آنلاین است . ( ال گهتانی ؛ ۲۰۱۱ : ۵۲) اعتماد نیز یک عنصر مهم و مؤثر بر رفتار مصرف کننده و تعیین کننده موفقیت پذیرش فن آوریهایی از قبیل تجارت الکترونیک است. (گولز ، راو ، لی و وارن [۲۲] ؛ ۲۰۰۹) سازگاری نیز عبارت است از میزان برداشت فرد از هماهنگی نوآوری با ارزش های موجود، تجربه های گذشته و نیازهای گیرنده نوآوری است. )یغمایی و شیرازی ؛ ۱۳۹۰ : ۱۴ )

بخش اول :

مبانی گردشگری الکترونیکی

۲-۲ مبانی گردشگری الکترونیکی

۲-۲-۱ تعریف گردشگری

گردشگری مجموع پدیده ها و ارتباط های ناشی از کنش متقابل میان گردشگران، سرمایه، دولت و جوامع میزبان، دانشگاه های جامعه و سازمان‌های غیردولتی در فرایند جذب، حمل و نقل، پذیرایی و کنترل این گردشگران و دیگر بازدید کنندگان می‌باشد.

از دیگر تعاریف گردشگری می توان به تعاریف فنی اشاره کرد که توسط[۲۳] WTO یا سازمان جهانی گردشگری ارائه گردیده است. این تعاریف بر اساس تمایز قائل شدن در رویکرد به مکان بازدید، تقسیم بندی را پیرامون گردشگری در ابعاد مختلف انجام داده‌اند که به صورت زیر می‌باشد:

    • گردشگری عبارت است از فعالیت‌های افرادی که برای استراحت، کارودیگر دلایل به خارج از محیط سکونت معمول خویش سفرکرده وحداکثربرای یکسال متوالی درآنجا اقامت می‌کنند.

    • گردشگری داخلی)یا بومی) : اشخاص مقیم یک کشور که حداکثر برای مدت ۱۲ ماه به محلی درکشورخودشان که خارج ازمحیط معمول زندگی آن ها می‌باشد،سفر کنندوهدف اصلی آنهاازاین سفرانجام کاری نیست که سرانجام آن دریافت مزداز محل مورد بازدید باشد.

  • گردشگری خارجی) یا بین‌المللی ) : افرادی که برای حداکثر مدت ۱۲ ماه به کشوری که محل اقامت معمول آن ها نیست و خارج از محیط معمول زندگیشان قرار دارد، سفر کنند و هدف اصلی آن ها از این بازدید سرانجام اش دریافت مزد از کشور مورد بازدید باشد.

برای گردشگری تعاریف مختلفی ارائه شده است که در (جدول ۲-۱ ) به چند مورد از آن ها به طور اختصار اشاره می شود . (کلانتری و فرهادی ؛ ۱۳۸۷)

نویسنده

تعریف گردشگری

مک کین (۱۹۷۷)

یک تمایل ژرف و گسترده انسانی برای شناخت دیگران از طریق برخورد متقابلی که ما طی آن خودمان را می‌شناسیم. یک جستجو و یک سیر و سلوک برای دیدن و شاید درک کلی سرزمین‌های قابل سکونت زمین

جعفری (۱۹۷۷)

مطالعه بشر دور از محل سکونت معمولی‌اش، همچنین دور از صنعتی که به نیازهایش پاسخ می‌دهد و اثراتی که گردشگر و صنعت گردشگری بر محیط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی میزبان دارد

ماتیسون و وال(۱۹۸۲)

یک پدیده چند عاملی که حرکت از محل اقامت معمول و ماندن در آن جا را شامل می‌شود؛ مقایسه عناصر پویا و ایستا و نتایج آن ها

پیرس (۱۹۸۲)

گردشگری می‌تواند ترکیبی از عناصر نسبتاً مرتبط صنعتی باشد که از حرکت مردم از محل سکونت و ماندن در مکان‌های دور از محل اقامت ناشی می‌شود. گردشگری در اساس یک پدیده مرتبط با جوامع فراغتی است.

مورفی (۱۹۸۵)

مجموعه مسافرت‌های افراد به سوی مکان‌های مورد نظر با طول مدت مشخص، ترکیبی از تفریح و تجارت

اوری (۱۹۹۰)

مصرف کالا و خدمات در مسافرت؛ مصرف ابژه‌های مادی و غیر مادی به دلیل احساس مطبوع و تجربه خوشایند آن در مقابل زندگی روزمره

دین (۱۹۹۱)

تجربه مکان برای گردشگر و تجربه دیگران برای میزبان

لی‌یر (۱۹۹۵)

آرا و نظرات افراد ‌در مورد این که کجا بروند، چه کاری بکنند یا نکنند و چگونه با بقیه ارتباط برقرار کنند

میدلتون (۱۹۹۸)

گردشگری بازار است؛ خواست جمعی و الگوهای مصرف بازدید کنندگان برای یک طیف گسترده از تولیدات مرتبط با مسافرت را بازتاب می‌دهد

جدول ۲-۱ . تعاریف مختلف گردشگری – (کلانتری و فرهادی ؛ ۱۳۸۷)

از تمامی تعاریفی که در زمینه گردشگری شده است می توان گفت تعریف میل و موریسون[۲۴] در سال ۱۹۹۲ ، کامل ترین و جامع ترین تعریف می‌باشد . (میل و موریسون ؛ ۱۹۹۲ ) طبق این تعریف: واژه گردشگری به فعالیتی اطلاق می شود که زمان سفر گردشگران به وقوع می پیوندد.این واژه دربرگیرنده همه چیز از قبیل برنامه ریزی سفر، مسافرت به مکان مورد نظر،اقامت در آنجا، بازگشت و یادآوری خاطرات سفر، بعد از بازگشت می‌باشد. همچنین شامل فعالیت هایی است که مسافر به عنوان بخشی از سفر، انجام می‌دهد، نظیر خریدهای انجام شده و تعاملاتی که میان میزبان و مهمان به وجود می‌آید. خلاصه آنکه، گردشگری تمامی فعالیت ها و تأثیراتی است که در طول سفر برای بازدیدکننده، به وقوع می پیوندد. (لامزدن[۲۵] ؛ ۱۳۸۷ )

به طور کلی گردشگری را می توان بر مبنای عوامل مختلفی تعریف کرد و در بررسی آن از این تعاریف استفاده نمود ، ولی پیرامون این تعاریف باید این نکته را مدنظر داشت که گردشگری صرفاً یک پدیده یک بعدی نیست که در تعاریف خطی قابل بحث باشد، بلکه در برگیرنده ابعاد بسیاری در زمینه‌های گردشگری مختلفی همچون ابعاد اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و نظیر این ها می‌باشد. همچنین عوامل دیگری همچون طول مدت اقامت، وسیله سفر، مقاصد، تقاضا و نظیر این ها نیز باید در تعریف گردشگری مدنظر قرار گیرد.

۲-۲-۲ تاریخچه گردشگری

چنین به نظر می‌رسد که جهانگردی پدیده ای نو در تاریخ زندگی بشر است در حالی که این صنعت در تاریخ زندگی جمعی ریشه دارد و از دوره های کهن، صورت های مختلف جهانگردی و گردشگری وجود داشته است. از گذشته های دور مردم به منظور خرید، گشت و گذار، بازدید از اماکن تاریخی و شهرهای بزرگ با ابتدایی ترین وسایل به سفرمی رفتند، آنان اغلب در قالب کاروان و به طور دسته جمعی سفر می‌کردند. شاید بتوان سومریان را اولین قومی دانست که اقدام به سفرهای تجاری می‌کردند، در مصر حدود پنج هزار سال پیش سفرهای دریایی آغاز شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




در قانون مدنی ایران، هیچ گاه از واژه نقض استفاده نشده است، اما واژه عدم ایفای تعهد را به کار برده است که می توان آن را در مواد مختلف قانون مدنی از جمله مواد ۲۲۱، ۲۲۲ و ۲۲۶ به بعد یافت. در واقع، می توان گفت که نقض قرارداد با توجه به قانون مدنی، یکی از مصادیق ایفای تعهد می‌باشد[۱۹]. در حقوق ایران اگر وصف خاصی ‌در مورد مبیع در قرارداد بیاید لازم الاتباع است و مبیع باید مطابق آن باشد، مشروط بر این که آن وصف در قلمرو تراضی طرفین قرارداد وارد شود. ‌بنابرین‏ اگر خریدار هدف خاصی را در استفاده از کالا بیان می‌کند و فروشنده پاسخی ندهد، به صرف بیان این وصف از ناحیه مشتری، نمی توان فروشنده را متعهد به آن دانست، مگر این که از قرائن و اوضاع و احوال حاکم یا عرف حاکم بر آن معامله، رضایت ضمنی فروشنده استنباط شود. در تأیید این نظر می توان به ماده ۲۲۰ قانون مدنی هم استناد کرد، زیرا مناسبت کالا با هدفی که بدان منظور خریداری شده عرف مسلم و در حکم تصریح در قرارداد است[۲۰].

بند دوم: انواع نقض

الف: نقض جزئی

در نقض جزئی قرارداد، با این که یکی از طرفین از برخی شروط و مفاد قرارداد تخطی کرده و حتی به طرف مقابل زیان وارد آورده است، اما نقض عهد به گونه ای نیست که مطلوبیت قرارداد برای طرف مقابل را از بین ببرد و وی را از منافع عمده ای که انتظارش را داشته محروم کند، لذا اجرای قرارداد هم چنان بر فسخ آن ارجح است. ‌بنابرین‏ اختلافات جزیی ‌در مورد کیفیت یا کمیت کالای مورد توافق، به خریدار این حق را نمی دهد که قرارداد را فسخ کند. در این فرض او صرفاً حق دارد از سایر طرق جبران خسارت که پیش‌بینی شده است سود جوید[۲۱].

یکی از تفاوت های ظریف و پنهان بین نقض اساسی و نقض جزئی در این است که اصولاً نقض اساسی همراه با ورود خسارت به طرف مقابل است، در حالی که در نقض جزئی ممکن است خسارتی به وجود نیاید. به همین علت، عدم ورود خسارت به هنگام نقض یک تعهد، اماره و قرینه ای قوی و مؤثر مبنی بر عدم نقض اساسی قرارداد است. برای مثال، در قراردادی شرط می شود که کالاها باید در جعبه های نو بسته بندی و تحویل شود و قبلاً نیز در مواردی که فروشنده کالاها را در جعبه های مستعمل ارسال کرده، خریدار آن را رد ‌کرده‌است. حال اگر فروشنده علی رغم شرط یاد شده از جعبه های مستعمل استفاده کند، باید بداند که مرتکب نقض تعهدی شده است که برای طرف مقابل اساسی است. با این حال، اگر کالاها بدون تحمل هیچ خسارتی به مقصد برسند، نقض چنین تعهداتی، لزوماً به معنای تحقق نقض اساسی قرارداد نیست، زیرا خریدار به طور عمده آنچه را که از قرارداد انتظار داشته، دریافت ‌کرده‌است[۲۲]. آن چه در خصوص نقض جزئی گفته شد ‌به این معنی نیست که زیان دیده در این نوع نقض، هیچ حقی در اقدام علیه پیمان شکن ندارد، بلکه تقسیم نقض به اساسی و جزئی تنها از جهت داشتن حق فسخ است که در نقض جزئی چنین حقی وجود ندارد. با این حال، ضمانت اجراهایی مانند گرفتن خسارت یا کاستن ثمن و درخواست کالای جایگزین برای زیان دیده از نقض جزئی کماکان محفوظ است.

ب: نقض اساسی

نقض اساسی قرارداد، نقضی است که به اساس و جوهر قرارداد لطمه وارد می آورد و طرف زیان دیده از نقض را از آن چه انتظار دریافت آن را داشته محروم می‌کند. در کلیه قراردادها به ویژه بیع، ضمانت اجراهای ناشی از نقض، یکی از چالش برانگیز ترین مسائل در جریان مذاکرات مقدماتی، تنظیم و امضای قرارداد بوده و به همین جهت یکی از مباحث بسیار مهم حقوق قراردادها را در اکثر نظام های حقوقی تشکیل می‌دهد. از آنجا که در حوزه تجارت بین الملل، فسخ قرارداد، آثار و پیامدهای نامطلوب فراوان برای طرف نقض کننده از جهت تحمیل هزینه های بیمه، حمل، انبارداری و امثال آن در پی دارد و از طرفی اعتلا و توسعه تجارت اقتضا دارد که قرارداد حتی الامکان اجرا شود، لذا طبیعی است که استفاده از این ضمانت اجرا محدود به اسباب و شرایط مشخص و ویژه باشد[۲۳]. در این راستا اصولاً اسناد بین‌المللی در زمینه قراردادهای تجاری، فسخ قرارداد را محدود به حالتی می‌کنند که در آن حالت نقض اساسی اتفاق افتاده باشد. یک دیدگاه که هم می‌تواند معیاری برای ایجاد نقض اساسی و هم معیاری برای قابلیت اصلاح مورد تعهد باشد این است که قابلیت اصلاح یک عیب را به عنوان یک عامل در تعیین این که آیا خریدار حق فسخ را دارد یا نه به حساب آوریم. اگر این امکان وجود داشته باشد که عیب یک کالا را برطرف کنیم، این می‌تواند به عنوان علامتی برای این که نباید مجوز فسخ داده شود لحاظ شود، حداقل تا زمانی که فروشنده فرصت انجام اصلاح را داشته باشد. اگر پذیرفته شد که نقض نمی تواند در جایی که امکان اصلاح وجود دارد اساسی به حساب آید، آن گاه قابلیت اصلاح مورد تعهد می‌تواند در نظر گرفته شود[۲۴].

در اصول قراردادهای تجاری بین‌المللی و اصول حقوق قراردادهای اروپایی، فسخ قرارداد راه حلی استثنایی بوده و بقا و اجرای آن اصولاً ترجیح دارد. بر همین اساس، هر دو اصول هر گونه نقض قرارداد را موجب فسخ آن نمی دانند. در واقع هر چند که فسخ قرارداد در شمار ضمانت های اجرایی ناشی از نقض قرارداد است، ولی شرایط استفاده از آن دشوارتر از سایر طرق و ضمانت اجراهای پیش‌بینی شده است. اساساً در هر دوی این اصول، فسخ قرارداد تنها در صورتی ممکن است که طرف مقابل مرتکب نقض اساسی قرارداد شده باشد. قاعده ای که در پی حفظ و بقای قرارداد می‌باشد که در تجارت بین الملل بسیار حائز اهمیت است و باعث می شود متعهد فرصت اصلاح مورد تعهد یا تعهد اجرا نشده را داشته باشد. در ماده ۱-۳-۷ اصول قراردادهای تجاری بین‌المللی و ماده ۱۰۳-۸ اصول حقوق قراردادهای اروپایی نیز «عدم اجرای اساسی» بدون آن که تعریفی از آن ارائه شود معادل با نقض اساسی قرارداد است[۲۵].

اینک که روشن شد یکی از اسباب مهم و شاید مهم ترین سبب فسخ قرارداد از نظر اصول اروپایی و اصول یونیدغوا، نقض اساسی قرارداد است. باید دید که تعریف و مفهوم این نهاد چیست و عناصر اصلی تشکیل دهنده آن کدامند؟ نقض اساسی الزاماًً مستلزم این نیست که اجرای قرارداد به طور فیزیکی غیرممکن شود، لذا شرایط بیشتری باید در نظر گرفته شود تا تعیین کند که آیا نقض، اساسی است یا نه[۲۶]. برخی از حقوق ‌دانان[۲۷] عناصر تشکیل دهنده نقض اساسی را سه امر دانسته اند : ۱- ورود خسارت عمده ۲- محرومیت اساسی طرف مقابل از منافع مورد انتظار ناشی از قرارداد ۳- قابلیت پیش‌بینی خسارت وارده. اما به عقیده برخی دیگر[۲۸]، محرومیت اساسی طرف مقابل از منافع مورد انتظار، در واقع برای احراز فاحش و شدید بودن خسارت وارده مورد توجه قرار می‌گیرد نه به عنوان شرطی مستقل و جداگانه.

۱- عناصر تشکیل دهنده نقض اساسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




دلایل اهمیت موضوع و ضرورت نقش حساسیت منابع خارجی به جریان نقدی را ‌می‌توان در آن دید که صورت­های مالی که ارائه می­شوند، چه کمکی در پیش ­بینی جریان نقد آتی، به عنوان ملاک ارزیابی و ارزش­گزاری یک شرکت، می ­توانند داشته باشند. وجود جریان­های نقد، بدون در نظر گرفتن حساسیت­ها. محدودیت­های مالی، سبب گمراهی و عدم تشخیص درست و واقعی وضعیت مالی موجود شرکت می­ شود.

در این پژوهش، سعی می­ شود که با آشکار ساختن حساسیت منابع خارجی به جریان نقدی و محدودیت­های مالی، که عامل تعیین کننده­­ای در بهبود و افزایش سودآوری و ارزش آفرینی برای شرکت­ها و استفاده کنندگان از صورت­های مالی ‌می‌باشد، گام بلندی برداشته شود.

یکی از اهداف اصلی مدیریت واحد تجاری افزایش ثروت سهام‌داران و همچنین افزایش ارزش و بازده سهام است. عوامل زیادی بر بازده سهام شرکت­ها تأثیر می­گذارند که انتخاب یک روش تأمین مالی مناسب یکی از این عوامل می‌باشد. مدیریت شرکت در راستای تأمین منابع مالی مناسب و بهینه و برای به حداکثر رساندن بازده سهام از طریق اجرای پروژه های سودآور باید هزینه این منابع مالی را مشخص نموده و بین ریسک و بازده سهام تعادل برقرار نماید. افزایش و کاهش بازده سهام واحدهای انتفاعی می ­تواند ناشی از عوامل اطلاعاتی باشد که از داخل واحد تجاری گزارش می­ شود و می ­تواند بر تصمیم گیری سهام‌داران، سرمایه ­گذاران و تحلیل­گران مؤثر باشد، که یکی از این اطلاعات می ­تواند تصمیم ­گیری­های شرکت در ارتباط با ساختارسرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تأمین مالی و ترکیب آن باشد.

هدف از این پژوهش، بررسی رابطه همبستگی بین بررسی حساسیت منابع خارجی به جریان نقدی، تحت محدودیت مالی است و تلاش می­ شود تا حساسیت منابع خارجی به جریان نقدی در بهبود قدرت پیش ­بینی جریان­های نقدی آتی مدل­های پیش ­بینی شناسایی و ارزیابی گردد .به­عبارت دیگر در تحقیق قدرت پیش ­بینی داده ­های نقدی و قدرت پیش ­بینی داده ­های تعهدی برای پیش ­بینی جریان­های نقدی آتی با بهره گرفتن از اطلاعات مالی میان دوره­ای شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با بهره گرفتن از مدل رگرسیونی مقایسه می­ شود، تا ‌به این سوال که کدام یک از داده های نقدی و تعهدی، قدرت پیش ­بینی بهتری نسبت به دیگری برای جریان­های نقدی آتی دارند، پاسخ داده شود. هدف از پیش‌بینی درتصمیم­گیری­های اقتصادی، حداقل سازی ریسک تصمیم ­گیری و افزایش اثر بخشی تصمیم­ها است. جریان نقدی، عاملی کلیدی برای تعیین ارزش شرکت­ها ‌می‌باشد، به­ طور مثال: سرمایه ­گذاران، ازپیش­بینی­های خود درباره سودهای آتی و جریان­های نقدی آتی، برای تعیین قیمت اوراق بهادار شرکت­ها و ارزش فعلی سرمایه ­گذاری در تاریخ تحصیل، استفاده ‌می‌کنند) رایت و همکاران، ۲۰۰۷). ‌بنابرین‏، می ­تواند به اشخاص ذینفع یک سازمان کمک شایانی کند، که از این حیث برای اعتبار­دهندگان و سرمایه ­گذاران در بورس اوراق بهادار تهران می ­تواند مفید واقع شود. از دیدگاه سهام‌داران: با تبیین تأثیر گذاری سیاست­های روش­های تأمین مالی(افزایش سرمایه، وام) بر بازده سهام و در نهایت در جمع ثروت سهام‌داران، سهام‌داران در هنگام تصمیم ­گیری­های مربوط به افزایش سرمایه شرکت بهتر و منطقی­تر می ­توانند عمل نمایند. از این­رو انجام تحقیقی در این زمینه می ­تواند به عنوان راهنمایی جهت سرمایه­گذارای مورد استفاده واقع شود.

    1. فرضیه ­های تحقیق و مبانی نظری فرضیه ­ها

تحقیقات قبلی ‌در زمینه ساختار سرمایه اثر حیاتی محدودیت­های مالی را در زمان جستجوی سرمایه برجسته ساخت. تعدادی از این مطالعات بر این تأکید دارند که شرکت­های با محدودیت مالی وجوه نقد کم با هزینه زیاد دارند. متون ترجمه اخیر فرض می­ کند شرکت­های فرض نشده کاملاً با محدودیت بوده و خاطر نشان می‌سازد که آن ها با مشکلات عدم تقارن شدید اطلاعات مواجه بوده و به نسبت نمونه های دیگر و رقبا ادعای کمی درباره انعطافی پذیری مالی دارند.

در عین حال این شرکت­ها با هزینه بالاتر انتشار اوراق بهادار و هزینه­ انتخاب مواجه بوده و شرکت­های فهرست شده عمدتاًً با هزینه های انتشاراوراق بهادار مواجهند. از این رو هرچه نمونه قبلی کوچکتر باشد تنوع کم تر شده و وضعیت مبهم بیشتر می شود از این رو هزینه های نمایندگی در شرکت­های با محدودیت بیشتر است. در دهه­های گذشته تئوری سلسله مراتبی به صورت انتقادی حفظ شده و وجود هزینه عدم تقارن اطلاعاتی تعین کننده سلسله مراتب تمایلات در زمانی می‌باشد که به انتخاب منابع ساختار سرمایه می پردازد. در این حالت وجوه نقد داخلی یا جریان نقدی انتخاب اول می‌باشند. منطق مشابه شرکت­ها را وادار به انتخاب بدهی نسبت به انتشار سهام می کند. در نتیجه تئوری سلسله مراتبی برای شرکت­های بامحدودیت به نسبت بدون محدودیت به خاطر عدم تقارن اطلاعات اثر گذار بر نمونه قبلی تا حد زیادی منطقی تر است. تحقیقات تجربی اخیر خاطرنشان می‌سازد که هزینه اطلاعات نقش مهمی را ایفا می­ کند اگر چه آن ها کل قضیه را بیان نمی­کنند ( لوپزگارسیا و میرا، ۲۰۱۴). کامپلو (۲۰۱۰) می­گوید عدم تقارن اطلاعات برای شرکت های بامحدودیت حیاتی است اما برای شرکت­های بدون محدودیت بی اثر است. نمونه دوم جریان نقدی را به عنوان گزینه اول انتخاب می­ کند. صرفاً ‌به این خاطر که وجود هزینه­ های تعدیلات به ویژه هزینه انتشاراوراق بهادار حاکم ‌می‌باشد.

لذا چگونه می­بایست این جریان­ها برداشت ما از فرضیه سلسله مراتب مطلوب را تغییردهد. بر طبق کامپلو (۲۰۱۰) شرکت­های بامحدودیت کاملاً به جریان نقدی داخلی وابسته­اند و درباره تصمیم ­گیری در سرمایه ­گذاری آزاد نیستند. به عبارتی سرمایه ­گذاری داخلی شرکت تنها برای زمانی است که تصمیم ‌می‌گیرد سرمایه ­های تولید شده داخلی آن مشخص باشد. در مقایسه شرکت­های بدون محدودیت در انتخاب سرمایه ­های خود آزاد بوده و با عوارض گوناگون یا هزینه­ های نمایندگی مواجه نیستند.

از این­رو سرمایه ­گذاری برای شرکت­های بدون محدودیت خارجی است. متعاقباً شرکت­های بامحدودیت می­بایست شوک­های جریان نقدی را جذب کرده و سپس مقدار سرمایه ­گذاری و تامین مالی را مشخص کند. همان گونه که شرکت­های بامحدودیت احتمالاً قادر به افزایش وجوه نقد خارجی در آینده نیستند آن ها به حفظ مازاد جاری جریان نقدی به جای بازپرداخت بدهی می­پردازند. در مقایسه شرکت­های بدون محدودیت زمانی بدهی را پرداخت ‌می‌کنند که جریان نقدی بیش از نیاز خود تولید نمایند. (لوپزگارسیا و میرا، ۲۰۱۴).

در نتیجه این رفتار هر دو شرکت رابطه منفی بین تأمین مالی خارجی (بدهی و انتشار سهام) و جریان نقدی را نشان می‌دهند. این یک اثر جایگزینی است. چنین اثری برای شرکت­های بدون محدودیت شدیدتر است.

با توجه به مطالب ذکر شده فرضیه اول و دوم مطرح می­گردد:

    1. بین تأمین مالی برون سازمانی( بدهی و انتشار سهام )و جریان­های نقدی تولید شده داخلی شرکت­ها رابطه منفی وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




یک بررسی انجام شده در زمینه ی تعداد توریست در استرالیا و نیوزلند در سال ۱۹۹۶، نشان داد که بیش از ۳% از کل تعداد بازدید کنندگان را بازدید کنندگان ورزشی و تفریحی تشکیل می‌دهند که میزان هزینه های انجام شده توسط آن ها در استرالیا ۲۳۴ تا ۴۳۰ میلیون دلار بوده است (هنرور و همکاران، ۱۳۸۴). سازمان گردشگری، میراث و رسانه های انگلستان مدعی است که بیش از ۲۰% سفرهای گردشگری در انگلستان به طور مستقیم به مشارکت های ورزشی مرتبط است (فرزین، ۱۳۸۴) .رشد و رواج روز افزون مسافرت های تفریحی با ورزش و رواج شیوه ی زندگی فعال باعث شده است که مردم در مسافرت هم به ورزش بپردازند. (جنینگ[۸]، ۱۹۹۸).

گردشگری ورزشی فعالیت ‌های مرتبط با ورزش است و از آنجا که این بخش تنها دربرگیرنده پیگیری حوادث و رویدادهای ورزشی نیست، به گردشگری ورزشی نه فقط به عنوان تماشای یک حادثه ورزشی، بلکه به عنوان عامل سفر نیز توجه می‌شود .گردشگری ورزشی طیف گسترده ای از گردشگری ماجراجویانه تا گردشگری تفریحی را در بر می‌گیرد.

از آنجا که گردشگری پسامدرن گونه ای حق گذران اوقات فراغت را در عصر فرا ـ پسامدرن شکل می‌دهد(پاپلی یزدی وسقایی، ۱۳۸۲)گردشگری ورزشی نیز گونه ای از گردشگری پسامدرن محسوب می شود.از این رو دو مقوله گردشگری و ورزش از ارتباط متقابل، تنگاتنگ و تاثیرگذاری سود می‌جویند، به گونه‌ای که ورزش حجم قابل توجهی از افراد را به سفر وا می‌دارد و رویدادهای بزرگ ورزشی، به خودی خود از مهمترین جاذبه‌های دوره‌ای کشورها به حساب آمده و تاثیر بسزایی در وجهه گردشگری کشورهای میزبان دارد.

علاوه بر آن فواید اقتصادی گردشگری ورزشی نیز یکی از دلایل توجه ‌به این مقوله می‌باشد. به گونه ای که گردشگری ورزشی یک تجارت چند میلیون دلاری است که دارای سریعترین رشد، یعنی حدود ۵/۴ تریلیون دلار در سطح دنیا است و تا سال ۲۰۱۱ میلادی انتظار می‌رود که حدود ۱۰ درصد اقتصاد بومی را در برگیرد. رویدادهای ورزشی که در کشورهای مختلف برگزار می شود خود می‌تواند به عنوان جاذبه اصلی گردشگری ورزشی، ضمن جذب گردشگران ، سبب شکل گیری فواید اقتصادی بسیاری گردد.

گردشگری ورزشی در چارچوب ژئو پلتیک گردشگری(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۵) می‌تواند ده‌ها میلیون تماشاگر (گردشگر) را به سمت رقابت‌های المپیک و جام جهانی جذب کنند. به عنوان مثال استرالیا برای المپیک ۲۰۰۰ سیدنی، ۷/۱ بیلیون دلار هزینه کرد و در طول ۱۰ سال ۵/۴ بیلیون دلار درآمد از این راه به دست آورد. فواید کوتاه مدت و مستقیم حضور گردشگران ورزشی در کشور میزبان ،پول و ثروت و ایجاد فرصت‌های شغلی و فواید بلند مدت و غیرمستقیم آن، رشد و توسعه زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی کشورها است که این امر از طریق حضور متمادی و مستمر گردشگران در مناطق مختلف حاصل می شود. بر این مبنا می توان گردشگری ورزشی را ‌بر اساس یک نگرش پسا ساختاری مورد بررسی قرار داد و بیان نمود که گردشگری ورزشی در عصر پسامدرن یکی از اهرم های ژئوپلیتیک گردشگری برای کشورها در جذب سرمایه و درآمد است.

برگزاری تورنمنت‌های ورزشی در سطح بالای بین‌المللی آوردن تحولات عظیم اقتصادی، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی برای کشور میزبان به ارمغان می آورد و این موضوع به حدی برای دولتمردان کشورهای توسعه یافته و مترقی دارای اهمیت است که برای دست‌آوردن میزبانی رقابت‌های بین‌المللی نظیر المپیک ،جام‌جهانی و.. به انواع راه‌ و روش‌ها متوسل می‌شوند.

بابرگزاری مسابقات مختلف در دنیا علاقمندانی برای شرکت در این مسابقات به کشور میزبان سفر می‌کنند که موجب می شود گردشگران با فرهنگ، قابلیت‌ها و جاذبه‌های گردشگری کشور میزبان آشنا شده و این موضوع باعث تبادل فرهنگی میان کشورهای مختلف می‌شود .بدین ترتیب که با حضور گردشگران در آن کشور علاوه بر دیدن مسابقات ورزشی، با فرهنگ ، آداب و سنن و رسوم ، جاذبه های تاریخی و طبیعی و امکانات آن کشور آشنا خواهند شد واین مهم وقتی اتفاق خواهد افتاد که مسئولین برگزاری مسابقات برای گردشگران برنامه ریزی مدون و دقیقی راتنظیم نمایند و در صورت خوشایند بودن سفر برای آن ها سفیران خوبی برای تبلیغ آن کشور برای هم میهن نان خود خواهند بود و این باعث خواهد شد که سایر افراد آن منطقه نیز به کشور میزبان در مدت زمان دیگر سفر کنند.برای رسیدن ‌به این امر نباید فراموش کرد که ورزش تنها وسیله سرگرمی نیست، بلکه سلامت و بهداشت فردی و اجتماعی یک جامعه را نیز دربر می‌گیرد.

با توجه ‌به این که رویدادهای ورزشی موجب بالا رفتن کیفیت زندگی می‌شود،باشگاه‌های ورزشی که برای این رویدادها ساخته می‌شوند فرصت‌های تفریحی مناسبی را فراهم می‌کنند. تماشای رویدادهای ورزشی الگوها و منابع الهامی را به کودکان و جوانان ارائه می‌دهند که نتیجه آن افزایش عملکرد مشارکت در ورزش است. شهری که میزان مشارکت بالایی در ورزش و فعالیت های تفریحی مربوط به آن دارد به طور معمول سالم تر ازشهری است که میزبان مشارکت کمتری دارد.

کارشناسان معتقدند که جامعه ما باید رویدادهای ورزشی را توسعه دهد چرا که ورزش و پیامدهای آن می‌تواند به درک بیشتری از جامعه کمک می‌کند. همچنین این امکان را برای ورزشکاران ما فراهم می‌کند که به پتانسیل‌های خود برسند، درک بهتری از ویژگی محلی منطقه ای و استانی را ایجاد و به احیای ورزش اجتماعی کمک می‌کند،نظام ‌های اقتصادی محلی قویتری رامی‌سازدومشاغل جدید خلق می شود. برگزاری رویدادهای ورزشی بخش‌های غیر انتفاعی را به رقابت فرا می‌خواند، به بازسازی شهری کمک می‌کند و کیفیت بهتری از زندگی را به وجود می آورد.

ایران یکی از دیدنی ترین کشورهای جهان می‌باشد. کشور ما جزء ده کشور اول جهان از لحاظ جاذبه های گردشگری و جزء ۵۰ کشور اول جهان از نظر تنوع گردشگری و جز سه کشور اول از نظر تنوع صنایع دستی است. همچنین ایران پس از هندوستان بالاترین رتبه گردشگری را در منطقه جنوب آسیا دارد (سازمان تجارت جهانی، ۲۰۰۰). با توجه ‌به این مسئله اهمیت بیش از پیش این مهم مورد توجه قرار می‌گیرد. در این میان استان اصفهان با داشتن سرزمین چهار فصل و سابقه ی تاریخی دیرینه و موقعیت خاص طبیعی و جغرافیایی، امکانات بالقوه، ویژگی های زیست محیطی و جاذبه های طبیعی و تاریخی از پتانسیل های بالایی در زمینه طبیعت گردی و گردشگری برخوردار است.همچنین استان اصفهان به عنوان یکی از مهم ترین مقاصد گردشگری کشور دارای ظرفیت های بسیاری در زمینه انواع گردشگری است.ویژگی های فرهنگی خاص استان اصفهان، وجود ابنیه های تاریخی در استان و…. موجب شده که اهمیت اقتصادی صنعت گردشگری شناخته شده و از سوی سیاست گذاران و مردم مورد حمایت قرار گیرد، ‌بنابرین‏ شناخت و برنامه ریزی و توجه به قابلیت های توریسم آن می‌تواند باعث جذب گردشگران و ارتقای سطح اقتصاد اجتماعات محلی با ایجاد اشتغال و درآمد مناسب گردیده و به توزیع متعادل درآمد در این استان کمک نماید.

دلایل دیگری که ضرورت انجام تحقیق در زمینه گردشگری ورزشی را آشکار می‌سازد عبارت است از:

۱)توسعه فرهنگ و توسعه سلامت فردی و اجتماعی.

۲)بازسازی و زیبا سازی مکان های طبیعی و محیط زیست.

۳) رشد سریع گردشگری ورزشی در ابعاد مختلف در ایران و جهان.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




گفتار دوم: اثر شرط مجهول در عقود مسامحه و معاینه

با بررسی متون قانونی در می یابیم که در قسمت اخیر ماده ۲۱۶ قانون مدنی قانون‌گذار راجع به علم داشتن به مورد معامله اینگونه عقیده داشته که در موارد خاصه علم اجتماعی به مورد معامله کفایت می‌کند، پس برای صحت قرارداد، همین مقدار از علم کافی شناخته شده است، در گونه ای از معاملات، به لحاظ طبیعت خاصی که دارند، جهل به موضوع معامله، به صحت قرارداد خللی نمی رساند برای مثال هر عقد صلح که بنیانش بر تسامح باشد، و در معاملاتی که مبنای آن بر مسامحه و محابات است. جهل در موضوع معامله یا هوفی قراردادی، موجب بطلان عقد نیست. در ماده ۶۹۲ قانون مدنی آمده است علم ضامن به مقدار و اصاف و شرایط عینی که شمالست آن را می کند شرط نیست. ‌بنابرین‏ هرکس ضامن دین شخصی بوده بدون این که بداند آن دین چه مقدار است، ضمان صحیح است….» از صراحت این ماده فهمیده می شود که جهل به موضوعه معامله در ضمان، موجب بطلان آن نیست. حال اگر هر ضمن چون معامله ای، شرط مجهولی مطرح شود. این که ماهیت شرط به عمل آوردیم شرط را عبارت از التزام و تعهد تیمی دانستیم که در ضمن عقدی مطرح شده و بالاصاله نیز منظور متعاهدین نیست، نتیجۀ تبعیت شرط از عقد که از لوازم ماهیت آن است. این خواهد بود که اگر در عقد علم اجمالی به موضوع معامله برای صحت قرارداد کافی باشند در خصوص شرایطی نیز که تابع عقد مذبور است علم اجمالی برای صحت شرط کفایت می‌کند و جهل به موضوع شرط به صحت آن خللی وارد نمی سازد.[۱۲۷] این نکته را باید افزود که شرط مجهول هر چند مربوط به موضوع اصلی باشد، عقدی را باطل می‌کند که معلوم بودن مورد از شرایط درستی آن است، در عقودی که بر مبنای مسامحه واقع می شود و علم اجمالی به عوض در آن ها کافی است، شرط مجهول به عقد صدمه نمی زند.[۱۲۸] برای مثال در بیمه عمر یا صالحی که برای پایان دادن به دعاوی فرضی و احتمالی انجام می شود، شرطی که سبب مبهم ساختن موضوع عقد است آن را باطل نمی کند. مگر اینکه اجرای تعهد ممکن نباشد بر این اساس در بحث از شرط مجهول، موضوع را باید به شروطی اختصاص داد که در ضمن معاملاتی واقع می‌شوند که جهالت مخل به صحت آن ها است. لازم به ذکر است که به عقیده برخی سمان مجهول باطل است خواه ضمان راجع به واجبات باشد یا غیر آن و شافعی و احمد ابن حنبل نیز آن را تأیید کرده‌اند. دلیل آن نیز حقیقت مالهوز نهی قدیمی عن الغفور می‌باشد و ضمان مجهول در قلمرو امر قرار می‌گیرد و دلیل بر صحت آن وجود ندارد. لازم به توضیح است که گاهی عقد مسامحه به صورت شرط ضمن یک عقد متمایز می‌باشد. و با توجه به وحدت ملاک شرط و عقد همان شرایطی که در خصوص عقود مسامحه گفتیم در اینجا لازم الاجرا می‌باشد. اما فارغ از حالت مذکور سوال آن است که اگر شرطی در ضمن عقد مسامحه ای ذکر شود آیا تسامح در عقد به شرط هم سرایت می کند یا خیر گاهی بحث ارتباط عقد با شرط به اندازه کافی توضیح داده شده است ولیکن در پاسخ به سوال مذکور به نظر می‌رسد که چون شرط تابع عقد است پس اصولاً تسامح عقد به شرط نیز سرایت می کند. مگر اینکه موضوع شرط امری باشد که قابل تسامح نباشد مثلاً اگر در عقد هبه یا صلح شرط شود که منتهب یا متصالح دستگاه پراید بدون تعیین اوصاف به واهب یا متصالح بدهد و یا آنکه در ضمان شرط شود که مضمون عنه ویلای خود را به ضامن اجاره دهد. در مثال اول به نظر می‌رسد که تسامح عقد به شرط سرایت می‌کند ولیکن در مثال دوم چون اجاره عقد معاینه می‌باشد پس اگر مضمون عنه دارای دو ماشین یا دو ویلا باشد به نظر می‌رسد که شرط مجهول بوده و قابل تسامح نمی باشد. همچنین لازم به ذکر است همان‌ طور که برخی از فقها فرموده اند: «جهالتی که متمتع به علم نمی شود نه تنها در عقود معاینه (بیع و … ) بلکه در عقود مسامحه (صلح) نیز قابل قبول نمی باشد مثل اینکه یکی از دو مال را به نحو نامعین صلح کند. پس حتی اگر قائل باشیم که شروط متفرج در عقود مسامحه نیز به طور مسامحه ای مورد توجه قرار می‌گیرد باید حداقلی از علم که واقع جهالت است وجود داشته باشد. و این حداقل علم همان است که اصطلاحاً علم اجمالی نامیده می شود.

مبحث پنجم- اثر شرط بنائی مجهول در عقد

مرحوم بجنوردی در پاسخ ‌به این سوال که اگر شرط فاسد که شرط مجهول نیز یکی از مصادیق آن می‌باشد قبل از عقد ذکر شود و در عقد نباید مقصد عقد است یا نه؟ بنا به عقیده مفسد بودن شرط عقد) می فرمایند دو اصل در این زمینه وجود دارد: یکی قائل به افساد و دیگری عدم افساد طرفداران عدم افساد معتقدند که شرط خارج از عقد مطمئناً (خواه صحیح باشد خواه باطل) اثری ندارد زیرا وجود آن کافی می‌باشد اما اگر قائل باشیم که شرط متقدم واجد اثر است بویژه که عقد بر مبنای آن شرط واقع شده باشد پس عقد باطل و فاسد می‌باشد زیرا شرط خارج عقد در حکم شرط داخل عقد است. مرحوم شهید ثانی در مسالک قائل به تفکیک می‌باشد ایشان معتقدند که اگر طرفین بدانند که شرط متقدم بر عقد مؤثر نیست پس عقد نیست و اگر ندانند مفسد است و لیکن به نظر می‌رسد که صحت و فساد تأثیر شرط را نمی توان تماما وابسته به اراده، اشخاص نمود در مجموع به نظر می‌رسد علی‌رغم اینکه قول مشهور این است که شرط خارج از عقد اثری ندارد ولیکن همان‌ طور که قبلاً نیز گفته شد این عقیده مخالفانی نیز داشته و با کم رنگ شدن اثر شکل و قالب هر تعهدات نمی توان اثری برای شرط خارج از عقد قائل شد پس اگر شرط مقدم بر عقد مجهول باشد همان آثار شرط مجهول ضمن عقد را دارد[۱۲۹].

مبحث ششم- اثر قسم ضمیمه بر شرط مجهول

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




یادگیری: یادگیری در این پژوهش به صورت عملیاتی عبارت است از تفاضل نمرات پس آزمون و پیش آزمون دانش آموزان در آزمون‌های اولیه و پایانی، که نشان دهنده ی میزان رشد یادگیری آنان در انتهای پژوهش نسبت به ابتدای آن است.

یادداری: در این پژوهش به منظور تعیین میزان یادداری دانش آموزان در مفاهیم مورد نظر پژوهشگر برای تدریس، آزمونی مرکب از سؤالات پیش آزمون و پس آزمون در نظر گرفته شده است که به فاصله ی زمانی سه هفته پس از پایان پژوهش، بر روی دانش آموزان مورد مطالعه اجرا خواهد شد. منظور از یادسپاری در این پژوهش، نمرات دانش آموزان مورد مطالعه در این آزمون است.

زبان انگلیسی: منظور از زبان انگلیسی به شکل عملیاتی آن در این پژوهش، تعداد ۳ درس از زبان انگلیسی سال اول دبیرستان است. که در قالب یک درس افزار به شیوه ی الگوی دریافت مفهوم درآمده و مورد آموزش قرار می‌گیرد.

فصل دوم

ادبیات و پیشینه پژوهش

۲-۱ مقدمه:

در این فصل در ابتدا به بیان مبانی نظری موجود در خصوص آموزش های مبتنی بر رایانه، آموزش الکترونیک، فناوری های آموزشی، چند رسانه های آموزشی و به طور کلی استفاده از فناوری در آموزش می‌پردازیم و در ادامه به معرفی الگوهای تدریس و الگوهایی که با الگوی دریافت مفهوم هم خانواده می‌باشند و همچنین الگوی دریافت مفهوم، اصول این الگو، مراحل تدریس در این الگو و … مطالبی در زمینه ی آموزش زبان انگلیسی می‌پردازیم؛ و در انتها مبانی تجربی موجود در داخل و خارج از کشور در خصوص موضوع پژوهش (استفاده از چند رسانه ای های آموزشی مبتنی بر الگوی دریافت مفهوم و سایر الگوهای آموزشی) و تأثیر آن بر یادگیری و یادداری دانش آموزان در درس زبان انگلیسی بیان می‌گردد.

۲-۲ مبانی نظری

۲-۲-۱ نقش فناوری در آموزش و یادگیری:

لغت نامه وبستر تکنولوژی را نحوه انجام کار با بهره گرفتن از فناوری تعریف ‌کرده‌است. پل ساتلر، فناوری‌های آموزشی را بیشتر فرایند می‌داند و نه محصول. استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات برای یادگیری به بیش از ۵۰۰۰ سال قبل بر می‌گردد. اختراع نوشتن با ابزارهای نوک تیز اولین انقلاب اطلاعات بود که ساخت، انباشت اطلاعات و برقراری ارتباط با نسل‌های بعد را ممکن ساخت. انقلاب اطلاعات دوم پس از اختراع چاپ (۱۴۵۹) میلادی آغاز شد. انقلاب اطلاعات سوم تنها ۵۰ تا ۶۰ سال پیش با اختراع رایانه شروع شد که امکان تبدیل داده های خام به اطلاعات سازمان بندی شده، تبدیل اطلاعات به دانش و تبدیل دانش به عمل را با بهره گرفتن از نرم افزار هوشمند و روبات فراهم ساخت. بیل گیتس، مدیر اجرایی شرکت مایکروسافت نیز بر این نکته اشاره دارد که رایانه ابزاری قدرتمند برای آموزش و پرورش و دست یافتن یادگیرندگان به دنیای جدید اطلاعات، ایجاد خلاقیت و تسهیل ارتباط غنی و همکاری گسترده از راه دور است. آموزش مبتنی بر فناوری به دو ارتباط برخط و نا برخط تقسیم می‌شود. منظور از برخط، مجموعه فرصت‌هایی است که یادگیرنده‌ها با یکدیگر، با یاد دهنده و با مواد یادگیری به طور همزمان از طریق رایانه و اینترنت تعامل برقرار می‌کنند و در ارتباط نا برخط این تعامل در زمان‌های متفاوت است. کلاس‌های مبتنی بر فناوری، یادگیرنده را قادر می‌سازد تا یادگیری مورد نیاز خود را انتخاب و دنبال کند و به جای یادگیری در زمان و مکان خاص، یادگیری در زمان مناسب فراهم شود (فرج اللهی و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۱۶۹).

آموزش الکترونیکی با وجود عمر کوتاه، به خوبی در تمام جوانب سیستم آموزشی وارد گردیده و همه گیر شده است. این سیستم از آموزش به خاطر ویژگی‌های خاص خود، به خوبی جایگاه خویش را در میان متخصصین آموزشی یافته و مورد توجه نظام‌های آموزشی بی‌شماری قرار گرفته است (رضوی، ۱۳۸۶). گزارش‌های گوناگونی که سازمان‌هایی مانند یونسکو منتشر ‌کرده‌است، حاکی از آن است که فناوری اطلاعات موجب ایجاد تغییراتی اساسی در فرایند یادگیری شده است. امروزه با توجه به گوناگونی جوامع، انسان‌ها، خلاقیت‌ها و علاقه‌مندی‌های آنان، نیاز به وجود تنوع روش‌های یادگیری وجود دارد و این امر نیازمند یک قالب جدید از آموزش است که انعطاف کافی را در این زمینه داشته باشد (حداد و جورچ، ۲۰۰۰، نقل از نوروزی و همکاران، ۱۳۸۷، ص ۱۲).

سیوین-کاچالا[۸] (۱۹۹۸) در یک فرا تحلیل ۲۱۹ بررسی انجام شده در طی سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، تأثیر تکنولوژی رایانه بر یادگیری و پیشرفت را ارزیابی و گزارش کرد که اولاً دانش آموزان عادی و دارای نیازهای ویژه در محیط غنی تکنولوژی، پیشرفت زیادی در دوران پیش دبستانی تا سطوح بالاتر نشان می‌دهند و ثانیاًً نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری و عزت نفس مثبت است (همان منبع، ص ۳۳۱). تحقیقات روان شناختی نشان می‌دهد دانش آموزان تنها ۱۵ درصد اطلاعات خود را از طریق گوش دادن، ۲۵ درصد از طریق تصاویر و ۶۵ درصد از طریق شنیدن و دیدن تصاویر به صورت همزمان دریافت می‌کنند و در حافظه‌ خود نگه داری می‌کنند. اما برای روش‌های سنتی آموزشی مشکل است که برای یک شخص به صورت همزمان یک مطلب آموزشی را توضیح و نمایش بدهد. ‌بنابرین‏ این فناوری چند رسانه ای است که این مشکل را حل می‌کند و با ترکیب صوت و تصویر باعث ارتقاء کیفیت آموزشی می‌شود (چن و اکسیا[۹]، ۲۰۱۲، ص ۴۲۱۴).

۲-۲-۲ آموزش الکترونیکی:

اساساً آموزش الکترونیکی یکی دیگر از راه های تدریس و یادگیری است. در وسیع ترین تعریف آن، آموزش الکترونیکی شامل آموزش و ارائه یادگیری از طریق تمام رسانه های الکترونیکی ازجمله اینترنت، اینترانت، فرایند آموزش تعاملی اکسترانت، بخش های برنامه های ماهواره ای، نوار صوتی تصویری و تلویزیون، و به طور کلی تلاش برای پیاده سازی آموزش الکترونیکی است (گاوینداسمی[۱۰]، ۲۰۰۲، ص ۲۸۸). واژه ها و اصطلاحات گوناگون نظیر؛ آموزش از طریق رایانه، آموزش مبتنی بر سی دی، آموزش آن لاین، آموزش مجازی، آموزش مبتنی بر وب، آموزش اینترنتی و اصطلاحات دیگری برای تعریف مجموعه آموزش هایی که از طریق عوامل رایانه ای، چندرسانه ای و اینترنت به یادگیرنده ارائه می شود، تحت عنوان آموزش الکترونیکی یا یادگیری الکترونیکی در نظر گرفته می‌شوند (ساماراس[۱۱] و دیگران، ۲۰۰۶، ص ۵).

کلارک و مایر (۲۰۰۸، به نقل از اسدی و بهرنگی ۱۳۸۷) یادگیری الکترونیکی را نوعی یادگیری می دانند که توسط رایانه از طریق «سیدی رام[۱۲]»، اینترنت یا اینترانت صورت می‌گیرد. این نوع یادگیری ویژگی های زیر را در بر دارد:

    1. شامل محتوایی متناسب با اهداف آموزشی است.

    1. جهت تسهیل یادگیری از روش های مختلف آموزشی نظیر مثال ها و تمرین استفاده می‌کند.

    1. برای انتقـال محتوا و روش ها، عناصر رسانه ای نظیر تصاویر و واژه ها را به کار می‌گیرد.

    1. می‌تواند توسط مربی آموزش داده شود (یادگیری الکترونیکی همزمان) یا برای مطالعات خودآموز فردی طراحی گردد (یادگیری الکترونیکی غیرهمزمان).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




۲-۱-۴٫ اصل اعتماد و محرمانه بودن اطلاعات

این اصل را در واقع منشاء دیگر اصول قراردادهای تجاری بین ­المللی می­دانند اعتماد کامل یک اعتماد اولیه در ایجاد قرارداد است و لازم است که در طرف قبل از انعقار قرارداد شرایط منتهی ‌به این اصل را بررسی نمایند معمولاً اعتماد کامل بر اساس برخی از عوامل متداول همانند: حسن شهرت طرف مقابل، میزان نفوذ دولت در حمایت دیپلماتیک و سابقه شرکت طرف قرارداد ایجاد می­ شود و مستلزم گارانتی مناسب مثل ایجاد زمینه ­های نقل و انتقال موضوع مورد معامله و یا تحت پوشش قراردادن بیمه­های مناسب­، ضمانت­های بانکی و LCD. میزان بیمه تخصیص یافته به یک قرارداد بین ­الملل بستگی مستقیم به عوامل خارجی دارد. حفظ اسرار و حفاظت از جمله موارد امنیتی یک قرارداد بین‌المللی بشمار می­رود­. با توجه به اینکه در قراردادهای بین ­المللی دوطرف از دو ملیت متفاوت با دو قانون و شرایط مجزا می­باشند و قرارداد آن ها با توجه به اصول بین ­المللی منعقد

می­گردد و امکان دارد که طرفین ‌به این اصول مسلط نباشند لذا نقش یک واسطه مطمئن جهت نگهداری اطلاعات از اهمیت بسزایی برخوردار ‌می‌باشد. در صورت افشا اطلاعات چون اینگونه اطلاعات حاوی منافع اقتصادی به نفع یکی از طرفین باشد و موجب نقصان طرف دیگر گردد لذا حفظ این اصل در قرارداد­های تجاری بین ­الملل بسیار حائز اهمیت ‌می‌باشد و طرفین بر اساس اراده خود چگونگی حفظ اسرار مربوطه و عدم افشا اطلاعات در مشخص می­نمایند و در مفاد قرارداد می­گنجانند.[۴۵]

۲-۱-۵٫ اصل نسبیت قراردادی

این اصل مدلول مطابقی قانون ۱۰ قانون مدنی است «قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقـد ‌می‌کنند نافذ است» به موجب این اصل اثر قرار داد محدود به کسانی است که آن را منعقد نموده ­اند و دیگران جز در موارد استثنائی در برابر پیمان بیگانه­اند نه سودی می­برند و نه زیانی متحمل می­شوند. عقد قرارداد یک رابطه حقوقی که یک طرف متعهد به انجام و طرف دیگر ملزم به پرداخت می­گردد البته بر اساس قانون فی­ ما بین ظاهراًً اصل نسیبت احکام را تنها به اصحاب دعوی اختصاص می­دهد اگر حقیقتاً چنین باشد در مسئله اعتبار حکم مشکل حل نشده­ای باقی نمی­ماند اصحاب دعوی ملزم به اطاعت از اثر الزام­آور حکم می­گردند اما آنهایی که طرف قرارداد نیستند از چه حمایتی در برابر مفاد قرارداد بهره­مند هستند؟ آیا قانون‌گذار به آن ها حق اعتراض یا تجدید دعوی را می­دهد یا آنکه حکم مذکور با اعتباری مطلق راه هر تردیدی را بر خود می­بندد؟

بنظر نگارنده بررسی این مسئله در حقوق بین ­الملل همانند بسیاری از موارد دیگر حقوق داخلی از خواستگاه مشترکی برخوردار ‌می‌باشد چون هر دو دارای هدف مشترک می­باشند در حقوق داخلی نظام­ها ذیربط به قوانین و مبانی سیاست­گذاری یک کشور ارتباط دارد و محاکم قضائی همان کشور با برخورداری از ضمانت­های اجرایی تعیین شده ‌به این مسئله رسیدگی می­نمایند در صورتی که از بعد بین ­الملل موارد فوق متفاوت است که نیاز به توضیح بیشتر بیان مطالبی است که در فصول دیگر مطرح گردیده است لذا جهت ‌پاسخ‌گویی‌ به سوال فوق در «زمینه قراردادهای تجاری بین ­المللی» می بایست این اصل را از دو منظر مورد بررسی قرارداد:

الف) قابلیت استناد مطلق در پدیده ­های حقوقی

ب) قابلیت استناد در مسائل حقوقی

پدیده ­های حقوقی خاستگاه محدودی دارند یا همچون قرارداد، رخدادی میان دو یا چند شخص معین هستند یا مانند حجر و مالکیت، تنها به وضعیت یک فرد باز می­گردند در صورتی که یکی از طرفین قادر نباشد به سبب مالکیت و یا حق خود بر اساس یک قرارداد استناد کند چیزی از امتیازات او باقی نمی­ماند این همان اثر نسبیت در قراردادها است. دکترین کلاسیک اصل نسبیت احکام که اثراحکام را تنها به طرفین قراردادها و یا دعوی محدود ‌می‌کنند پذیرفته و نتیجه ‌می‌گیرد که وجود احکام تنها میان اطراف دعوی قابلیت استناد دارند اما گروهی دیگر در تلاشند تا به نحوی اصل نسبیت احکام را با قابلیت استناد مطلق آشتی دهد قابلیــت استنــاد بر مبنای اصل نسبیـت: در نظریه های کلاسیک، مفهوم نسبیت احکام در معنای دقیق کلمه اعمال می‌شـود. نه ثالث از حکم سودی می‌برد و نه ذی‌نفع قادر است تا به آن در برابر ثالث استناد کند پس ‌می‌توان نتیجه گرفت: اگر چه اثر الزام آور احکام دادگاه­ها و یا آثار قرارداهای فی ما بین از قلمرو را بطه طرفین فراتر نمی‌رود اما نفس وجود رابطه حقوقی که بر اساس حکم مورد شناسایی قرارگرفته هم از جانب طرفین دعوی و هم از جانب اشخاص ثالث قابل استناد است. از این رو حکم پدیده­ای حقوقی با قابلیت استناد مطلق ‌می‌باشد.

۲-۱-۶٫ اصل لزوم قراردادی (اوفوا بالعقود)

اصل لزوم یکی از قواعد مهم فقهی حاکم بر معاملات و قراردادها است و مفهوم آن این است که هر گاه عقد یا قراردادی صحیحاً واقع شود و شک و تردید حاصل شود که این قرارداد لازم است یا جایز در چنین حالتی اصل لزوم حکم می­ کند که آن عقد و قرارداد را لازم و غیر قابل فسخ دانسته و طرفین قرارداد را ملتزم به مفاد و تعهدات ناشی از آن بدانیم .بناء عقلا (توافق و تبانی عملی خردمندان بر مفهوم فعل یا ترک عمل) بر این است که وقتی قراردادی را منعقد ‌می‌کنند به حفظ آن ملتزم شوند و به پایبندی طرف خود اعتماد کنند و بر خلاف نظر برخی از حقوق­دانان مصلحت اجتماعی و اقتصادی عظیمی پشتوانه اصل لزوم قراردادها است زیرا افراد بر این اساس که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند خواهد بود روابط اقتصادی خود را تنظیم ‌می‌کنند و در صورت عدم اعتقاد به اصل لزوم استحکام قراردادها که از مصالح بزرگ اجتماعی است از بین می­رود و نا امنی اقتصادی بر جامعه سایه خواهد افکند هیچ بازرگانی به امید وعده و وعید به تحصیل اعتبار و تحمل هزینه­ ها اقدام
نمی­کند و در برابر دیگران تعهد نمی­پذیرد.[۴۶]

گفتار دوم: شرح و تعریفی بر قراردادهای بین ­المللی نفتی

۲-۲-۱٫ تعریف و ساز و کار قراردادهای بین ­المللی نفت

در ادبیات حقوق نفت قراردادهای بین‌المللی نفت قراردادهایی هستند که بین شرکت­های خارجی نفتی و دولت میزبان منعقد می­گردد، این قراردادها به عنوان قراردادهای بین ­المللی تلقی می­شوند.

در توجیه وصف بین‌المللی برای قراردادهای سرمایه ­گذاری نفت به طور معمول دو دیدگاه مطرح می­گردد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




یک نمونه قابل انکار در این رابطه ، مطالعه «فاما و فرنچ» روی سهام بافت قیمت به ارزش دفتری۵ (P∕B) پایین در یک دوره نسبتا طولانی از ۱۹۶۳ تا ۱۹۹۰ است .

این مطالعه کلیه سهام پذیرفته شده در بورس نیویورک(NXSE) و بورس سهام آمریکا (AMEX) و سهام نزدک (NASDAQ) را مورد بررسی قرار داد . سهام بر اساس نسبت های ارزش بازار به ارزش دفتری P∕B)) در ده گروه طیقه بندی شد . این طبقه بندی در هر سال مجددا تکرار می شد . نتایج نشان داد که سهام دارای کمترین نسبت (P∕B) در مقایسه با سهام دارای بالاترین نسبت (P∕B)، از عملکرد بهتری برخوردار بوده است . همچنین هر دهک نسبت به دهک قبل خود که نسبت (P∕B) بالاتری داشت ، ضعیف تر عمل ‌کرده‌است . آن ها همچنین دهک ها را بر اساس ضریب بتا (β) طبقه بندی کرده و دریافتند که سهام ارزشی ریسک[۵] کمتر و متقابلا سهام با قیمت بازار و بازده حقوق صاحبان سهام بالاتر ریسک بیشتری را به همراه دارد(۱۹۹۲ ، Fama and French ).

محقق دیگری به نام « دیوید در یمن »۱ ‌به این نتیجه[۶] رسید که در یک دوره ۲۵ ساله منتهی به سال ۱۹۴۴،در ارتباط با سهامی که بر اساس نسبت (P∕B) در پنچ گروه طبقه بندی شده بود ، پایین ترین طبقه(۲۰ درصد اول) ، عملکرد بالاتری از متوسط بازار داشته است و متقابلا عملکرد بازار از بالاترین طبقه (۲۰ درصد آخر) بهتر بوده (۱۹۹۲ ، Fama and French).

سهام دارای نسبت پایین به فروش۲ نیز اغلب عملکردی از خود بروز می‌دهند که از دیدگاه تحلیل بنیادی یک خلاف قاعده محسوب می شود . در مقاله ای با عنوان « در وال استریت چه می گذرد؟» محقق نشان داده است که سهام با نسبت های پایین به قیمت فروش۳ ، عملکرد بهتری دارد . نویسنده معتقد است که نسبت قیمت به فروش ، یک عامل قوی موًثر بر بازده اضافی۴ است (۲۰۰۵ ،O haughnessy).

نسبت پایین قیمت به سود هر سهم۵ یکی دیگر از شاخص هایی است که همبستگی غیرمتعارف (خلاف قاعده) با عملکرد دارد. مطالعات بسیاری حاکی از وجود این خلاف قاعده است ، از جمله «دریمن» نشان داد که سهام با P∕E بالاتر،عملکرد بهتری دارد(۱۹۹۲ ، Fama and French ).

شواهد دیگری نشان می‌دهد ، که سهام با نسبت سود تقسیمی بالاتر، نسبت به سایر سهام عملکرد بهتری دارد . استراتژی تقسیم سود «داو»۶ که اخیراً توجهات زیادی را به خود جلب ‌کرده‌است ، توصیه به خرید ده سهمی می‌کند که بر اساس شاخص داو بالاترین سود تقسیمی را داشته است .

۲-۵-۲- خلاف قاعده تکنیکی

چالش دیگری که اکنون در دنیای سرمایه گذاری وجود دارد ، پاسخ این پرسش است که « آیا قیمت های تاریخی اوراق بهادار را می توان در پیش‌بینی آتی قیمت مورد استفاده قرار داد ؟» اصولا «تحلیل تکنیکی۷» به مجموعه روش هایی اطلاق می شود که سعی دارد با مطالعه رفتار قیمت های گذشته ، قیمت ها اتی اوراق بهادار را پیش‌بینی کند . ناسازگاری تحلیل های تکنیکی در مقایسه با فرضیه بازار کارا را «خلاف قاعده تکنیکی» می نامید .

استراتژی های رایج تحلیل تکنیکی بر اساس میانگین های متحرک و قدرت نسبی و نیز سطوح حمایت و مقاومت استوار است . بحث بیشتر در این باره از موضع این پژوهش فاصله می‌گیرد. در مجموع ، تحقیقات مرتبط با اکثر روش های تحلیل تکنیکی (با توسعه شکل ضعیف بازار کارا)‌به این نتیجه رسیده است که قیمت ها سریعا به اطلاعات جدید واکنش نشان می‌دهد و نتیجتا روش های تحلیل تکنیکی – به احتمال زیاد منفعتی برای سرمایه گذاران به همراه ندارد . با این حال طرفداران تحلیل تکنیکی همچنان بر اعتبار و صحت این استراتژی تأکید دارد (یوسفی و شهرآبادی ، ۱۳۸۸).

۲-۵-۳- خلاف قاعده تقویمی (زمانی)

خلاف قاعده تقویمی، نشان‌دهنده اثرات متفاوت زمان در قیمت و بازده سهام است که یکی از رایج ترین خلاف قاعده های تقویمی «اثر ژانویه»۱ است . برخی بررسی های تاریخی نشان می‌دهد که اغلب سهام و بویژه سهم شرکت های کوچک در طول ماه ژانویه ، بازده های غیر عادی بالایی داشته است .«رابرت هاگن» و«فلیپ جوریون»در بررسی خود دریافتند که تاثیر ژانویه ، شناخته شده رفتار غیرعادی در بازارهای سرمایه و سهام اغلب بورس های دنیا است (۱۹۹۶ ،Haugen and Jorion ).

تاثیر ژانویه از این نظر قابل قبول است که علی رغم سابقه تاریخی ۲۵ ساله اش ، هرگز از بین نرفته و دایما تکرار می شود . مطابق تیوری «آربیتراژ»۲ نیز تداوم چنین پدیده ای یک خلاف قاعده آشکار است.

تاثیر ژانویه به عکس العمل سهام‌داران در جهت استفاده هرچه بیشتر از مزایای مالیاتی ، ناشی از منفعت یا زمان سرمایه ای پایان سال نسبت داده شده است . به ویژه سهامی که در اواخر سال دچار رکود قیمتی می شود

به احتمال زیاد به منظور استفاده از منافع مالیاتی به فروش می‌رسد . محققین دیگری به شناسایی «تاثیر دسامبر»۳ پرداخته‌اند که از الزامات گزارشگری بسیاری از صندوق های «سرمایه گذاری مشاع»۴ و نیز استراتژی آن دسته از سرمایه گذارانی است که زودتراز ماه ژانویه و به امید دستیابی به پتانسیل افزایش قیمت ، نسبت به خرید سهام اقدام می‌کنند .

افزون بر موارد پیش گفته ، یک « اثر تغییر ماه » نیز وجود دارد . برخی مطالعات نشان داده است که در چهار روز ابتدایی و انتهایی هر ماه در مقایسه با سایر ایام ، بازده بیشتری[۷] دارد .

مؤسسه‌ « راسل »۱ بازده های شاخص S&P500 ۲ را در یک بازه زمانی طولانی ۶۵ ساله بررسی ‌کرده‌است ، نتایج نشان می‌دهد که سهام شرکت های بزرگ امریکایی ، به طور مداوم در زمان تغییر ماه ،بازده بالاتری دارد[۸] (۱۹۹۶ ، Hensel and Ziemba ).

برخی بر این باورند که این موضوع ناشی از جریان های نقدی آخر ماه مربوط به دستمزد ها ، وام ها ، کارت های اعتباری و نظایر آن است « کریس هنل » و « ویلیام زیمبا » در مطالعات خود ‌به این نتیجه رسیدند که بازده های مربوط به زمان تغییر ماه ، به طور مداوم و به میزان قابل ملاحظه ای از متوسط بازده در دوره زمانی۱۹۲۸ تا ۱۹۹۳ فراتر رفته است ، به علاوه بخش عمده بازده کل شاخص S&P500 در طول یک دوره ۶۵ ساله ، در زمان‌های تغییر ماه تحقق یافته است . این یافته ها مبین آن است که سرمایه گذاران با تنظیم تقویم زمان خریدهای خود قبل از زمان‌های تغییر ماه ، می‌توانند کسب بازده کنند (۱۹۹۶ ، Hensel and Ziemba ).

با توجه به توضیحات پیشین ، ویزگی های مالی رفتاری را می توان به صورت زیر برشمرد، مالی رفتاری:

    • برایند ادغام علوم مالی نئوکلاسیک با علوم روانشناسی و تصمیم گیری است.

    • تلاشی برای توصیف دلایل بروز پدیده‌های غیرمعمول در ادبیات مالی اسست .

  • به مطالعه این که چگونه سرمایه گذاران در قضاوت های خود دچار خطاهای سیستماتیک یا به عبارت دیگر خطاهای ذهنی می‌شوند، می پردازد .

تمامی این خلاف قاعده‌ها با نظریه کارایی بازار ناسازگار است. آنچه دانش مالی رفتاری به عنوان یک شاخه مطالعاتی جدید به دنبال آن است، تلاش برای توضیح پدیده‌هایی است نظیر آنچه که به آن اشاره شد.

(شکل ۲-۲) : طیف بازار کارا و بازار کاملا ناکارا ، منبع : سعیدی و فراهانیان ، ۱۳۹۰ ص۱۲۷

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]





سیستم­های اطلاعات مدیریت تا قرن بیستم با تأنی به حرکت خود ادامه داد و شاید علت آن عدم توانایی بشر در حفظ، نگهداری و بازیابی سریع و دقیق اطلاعات بود. با ابداع و توسعه رایانه به ویژه رایانه­های با ظرفیت، سرعت ودقت بالا در نیمه دوم قرن بیستم، تکامل ‌و کاربرد سیستم اطلاعات مدیریت روند دیگر و سرعت بیشتری یافت که حاصل آن تغییرات در عملیات و فعالیت­ها و وظایف سازمان­ های مختلف در دنیا گردید(موردیک و مانسون، ۱۹۸۶ ص ۷).

MIS سیستمی است که جمع‌ آوری، کنترل و پالایش داده های مورد نیاز سازمان را بر عهده داشته و با به کارگیری روش های مناسب هر سازمان، اطلاعات پالایش شده را به­منظور تصمیم، برنامه ریزی و کنترل کلیه فراینده در اختیار سطوح مختلف مدیران قرار می‌دهد.


هدف MIS افزایش روند ارائه و اداره اطلاعات و کاهش حدس و گمان در حل مشکلات در سطوح مختلف سازمانی از طریق سیستم­های بازخور اطلاعات وبازتاب بازیابی اطلاعات در جهت تکامل داده ­های جدید به سیستم است.

سیستم­های رسمی و غیر رسمی که اطلاعات قدیم، حال و اطلاعات مربوط به برنامه ­های آینده را به صورت کتبی و شفاهی، مرتبط با عملیات داخلی سازمان و محیط آن فراهم می­سازد و سپس به وسیله اطلاعات فراهم شده در چارچوب زمانی مقتضی به منظور به کار بردن در تصمیم گیری، ‌از مدیران، پرسنل و اجزاء کلیدی محیط پشتیبانی می­ کند (بهشتیان وابوالحسنی، ۱۳۷۸ ص ۳۴).

سیستم اطلاعات مدیریت یکی از انواع خاص سیستم­های اطلاعاتی است که اطلاعاتی که مدیران برای تصمیم ­گیری جهت برنامه ریزی و کنترل و اداره سازمان نیاز دارند و فراهم ‌می‌آورد. هدف از طراحی و به کارگیری این سیستم­ها این است که به مدیران در جت تصمیم ­گیری بر اساس آگاهی و دانش، کمک شود (سامرز، ۱۹۹۱ص ۱۷).


اما (سن، ۱۹۹۰ ص ۵۰۱) تعریف دیگری برای (MIS) ارائه می­ نماید وآن اینکه (MIS) عبارت است از سیستم تجمیع شده ای که برای پشتیبانی از امور برنامه ریزی، کنترل و عملیات یک سازمان تهیه و آماده می‌گردد.

این سیستم با ارائه اطلاعاتی از گذشته، حال وآینده درباره عملیات درون سازمانی و آگاهی­ های برون سازمانی، از عملیات، مدیریت و تصمیم ­گیری در سازمان، پشتیبانی اطلاعاتی لازم را به عمل ‌می‌آورد.

۲-۱۰-۲- سیستم های اطلاعات پردازش عملیات (TPS)

(TPS) ها سیستم­هایی هستند که گردآوری و پردازش داده ­های مربوط به تراکنش­ها[۱۹] را بر عهده دارند و بر اساس داده ­های پردازش شده انواع محصولات اطلاعاتی مانند فرم­ها، فهرست­ها، گزارش­ها و غیره.. را تهیه می­نمایند که به عنوان مبنایی برای تهیه گزارش­های بعدی مدیریتی نیز در سیستم­های اطلاعات مدیریت (MIS) مورد استفاده قرار می­ گیرند ( قاضی زاده فرد، ۱۳۸۷ ص ۲۵۱)

۳-۱۰-۲- سیستم های اطلاعات تصمیم یار (DSS)

سیستم­های پشتیبانی تصمیم ­گیری، سیستم­های اطلاعاتی هستند که مدیران را در اتخاذ تصمیم­های غیر عادی و راهبردی و منحصر به فرد و غیر تکراری که غیر ساخت یافته وبدون ساختار یا نیمه ساختار دار هستند، یاری می­ دهند.

یعنی در فرموله کردن وتعریف مسأله، انتخاب گزینه­ ها و راحل­های مختلف وارزیابی نقاط قوت و ضعف هر راه حل و انتخاب بهترین راه حل و گزینه از این سیستم ها بهره­ گیری می­گردد (همان منبع ص ۲۶۵).

۴-۱۰-۲- سیستم­های اطلاعاتی پشتیبانی مدیران عالی (ارشد) (EIS)

چهارمین نوع از سیستم­های اطلاعاتی، سیستم­های اطلاعاتی پشتیبانی مدیران عالی یا ارشد (EIS) است. همان گونه که از نام آن ها مشخص است، (EIS) ها به منظور یاری رساندن به مدیران ارشد در سطوح بالای سازمان، جهت دستیابی و به کارگیری اطلاعات مورد نیاز برای راهبری سازمان، طراحی می­گردند.

این سیستم­ها ضمن گردآوری اطلاعات از منابع داخل و خارج سازمان، اطلاعات آماده شده را در قالب و شکل مطلوب و با توجه به اطلاعات کلیدی در دسترس مدیران کاربر خود قرار می­ دهند (قاضی زاده فرد، ۱۳۸۷ ص ۲۶۷).

۵-۱۰-۲- سیستم های اطلاعاتی پشتیبانی گروه کاری (WGSS)

سیستم های پشتیبانی گروه کاری که پنجمین نوع سیستم های اطلاعاتی است، نوع خاصی از انواع سیستم های اطلاعاتی است که کلیه مدیران وکارکنان را در انجام وظایف و فعالیت‌های اداری روزمره و روزانه، بدون انتقال فیزیکی و رفت و آمد افراد و همچنین بدون استفاده از کاغذ[۲۰] یاری می­ دهند(همان منبع ص ۲۶۹).

۶-۱۰-۲- سیستم های اطلاعاتی خبر (ES)

سیستم­های خبره نوعی از سیستم­های اطلاعاتی هستند که هم به صورت مجزا ومنفرد و هم به همراه سایر انواع سیستم­های اطلاعاتی که در بالا به آن ها اشاره شد مورد استفاده قرار می­ گیرند. سیستم های خبره، از برنامه های رایانه ای که قواعد و حقایق را در خود ذخیره نموده اند و آن ها را پایگاه دانش[۲۱] نام می­نهند، جهت تقلید فرایند تخصص و خبرگی انسان ها استفاده ‌می‌کنند (همان منبع ص ۲۷۱).

۱۱-۲- مشکلات ایجاد سیستم­های اطلاعات مدیریت

ورود سیستم­های اطلاعاتی به سازمان­ها همواره موفقیت­آمیز و بدون دردسر نبوده است. در بسیاری از موارد، سیستم­های ایجاد شده نتوانسته­اند انتظارات بجا و در برخی موارد نابجای متقاضیان را برآورده سازند و همین عدم رضایت به هر حال باعث شده نه تنها مشکلات قبلی سازمان حل نشود، بلکه سیستم دچار اختلال گردیده و علاوه بر صرف هزینه و وقت زیاد، از کیفیت و بازدهی آن نیز کاسته شود. اگر چه این مشکل در کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد، ولی در کشورهای جهان سوم، که دانش فن­آوری اطلاعات سابقه طولانی نداشته و قوانین ومقررات و سیاست­ها و استانداردهای رسمی نیز وجود ندارد و یا هنوز در مراحل اولیه و در حال شکل گیری می‌باشند. حادتر به نظر می‌رسد.

بدون اینکه در اینجا قصد تحلیل جامعی از علل شکست سیستم­های اطلاعاتی وجود داشته باشد، لازم است بر این نکته تأکید شود که تجارب قبلی نشان می‌دهد که مشکلات سازمان­ها در این زمینه، بیشتر جنبه مدیریتی و ساختاری دارد تا فنی.

علت اصلی ناکامی بیشتر سیستم­های اطلاعاتی، عدم اجرای صحیح ‌و کامل مراحل مختلف ایجاد سیستم به ویژه مرحله تجزیه وتحلیل و بررسی اولیه ( انجام کار بدون برنامه ) بوده است.

در بیشتر سیستم­های ناموفق، یا بررسی اولیه انجام نشده و یابه طور بسیار ناقص انجام شده است. به ویژه این که عدم شناخت کافی استفاده کنندگان و همچنین تبلیغات نادرست فروشندگان تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری و شبکه ای سیستم­های رایانه ای نیز تشدید کننده این امر گردیده است (قاضی زاده فرد، ۱۳۸۸).

مشکلاتی که سبب شکست سیستم­های اطلاعاتی می­شوند، در حوزه های چندگانه قرار می­ گیرند. مطابق (شکل ۳-۲) حوزه های اصلی آن عبارتند از طراحی، داده، هزینه و عملیات.

طراحی

داده

هزینه

عملیات

شکل (۴-۲): حوزه ­های مسائل سیستم­های اطلاعاتی

مسائل طراحی، داده، هزینه یا عملیات یک سیستم اطلاعاتی می‌توانند گواهی از شکست یک سیستم باشند.

۱۲-۲- فناوری اطلاعات

واژه فناوری اطلاعات احتمالاً در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی برای اشاره به استفاده از فناوری کامپیوتر برای کار با اطلاعات ابداع شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




یک شخص معتاد به شیشه ابتدا دچار یک قدرت بیش از حد که شاید قدرت او برابر با چهار مرد ورزیده است می شود ، واز لحاظ اراده وقدرت تصمیم گیری شاید در حد یک فرد جنون و چه بسا بدتر می‌باشد. این شخص در ذهن ‌و ادراک خود چیزی به جز توهم را حس نمی کند وتمام حواس او از بین رفته است وبه طور کامل از دنیای خود خارج و در یک دنیای دیگر سیر می‌کند واین حالت تا یک الی سه شبانه روز بسته به نوع مصرف ومقدار آن ادامه دارد. این نظریه را روانپزکان پزشکی قانونی به طور کامل تأیید کرده ‌و بعدا خواهیم آورد که نظریه پزشکی قانونی در خصوص این افراد واهلیت آن ها چه می‌باشد.

فصل چهارم:

بررسی ویژگی‌های فرد معتاد با افراد سفیه و مجنون

در فصل های قبلی تاریخچه اعتیاد و تعریف اعتیاد ،معتاد وانواع مواد مخدر وتاثیر این مواد بر افراد معتاد را بیان کرده ایم تا با کمک آن ها در این بخش بهتر بتوانیم به مسله تطبیق افراد معتاد به سفیه ‌و مجنون بپردازیم.

سفاهت ‌و جنون دو واژه اند که می‌توان با کنکاش در ویژگی های هر کدام می توان حکم حجر معتاد را توجیه کرد پس در این فصل ما در نظر داریم که که ابتدا دو واژه سفیه و مجنون را از لحاظ فقهی وحقوقی مورد بررسی وکنکاش قرار داده وسپس ویژگی های هر کدام را به صورت جداگانه در کنار هم بیاوریم آنگاه با تطبیق آن ها ببینیم فرد معتاد را در کدام یک از این دو واژه می توان جای داد و حکم حجر فرد معتاد را با کمک آن صادر کنیم. البته در این فصل از روانپزشکان پزشکی قانونی هم کمک گرفته تا این موضوع را هر چه بهتر به اثبات رسانده ویک فرضیه ی منطقی و دارای بار حقوقی به نظر برسد.

۴-۱-تطبیق فرد معتاد بر فرد سفیه

در این جا ما فرد معتاد را شناختیم ، انواع مواد مخدر را بیان کردیم وسپس تاثیرات این مواد را بر فرد معتاد ذکر کردیم حال نوبت به آن رسیده تا با نگاهی دوباره و دقیق به ویژگی های فرد سفیه آن را در مباحث بعدی بهتر بشناسیم و در همین حال آن را با ویژگی های فرد معتاد مقایسه کنیم.

۴-۱-۱- ویژگی های فرد سفیه

در این مبحث قصد داریم با تبیین فرد سفیه ‌و مجنون ویژگی های آن ها را مقایسه کرده و در نتیجه با افراد معتاد مقایسه کنیم که آیا افراد معتاد را می توان افرادی سفیه دانست یا اینکه این امکان از لحاظ حقوقی با اشکال روبرو می شود.

۴-۱-۲- تعریف سفیه

از مجموع بیانات فقها و حقوق دانان در تعریف سفیه ، سه عنصر اساسی در شناخت فرد سفیه به وضوح قابل تشخیص است :

۱٫ عاقل بودن فرد سفیه ؛

۲٫ غیر عقلایی بودن تصرف مال توسط او؛

۳٫ مستمر بودن آن .

برای نمونه به بیانات برخی از فقها و حقوق دانان در تعریف سفیه ذیلاً اشاره می‌گردد :

«محقق کرکی در تعریف سفیه چنین فرموده است :« وأما السفیه فهو : الذی یصرف أمواله علی غیر الوجه الملائم لافعال العقلاء المراد : أن شأنه ذلک فلا یعتد بوقوع ذلک مره و نحوها إذ الغلط و الانخداع سار فی أکثر الناس .[۴۷]

سفیه کسی است که اموال خود را به صورتی خرج می‌کند که سازگار با افعال عقلا نیست و مراد این است که این کار را ادامه بدهد . ‌بنابرین‏ اگر یک بار و یا ندرتاً چنین کاری را انجام دهد عنوان سفیه بر او منطبق نمی گردد ،زیرا اکثر مردم در طول عمرشان گاه گاهی مرتکب اشتباه می‌شوند و ممکن است سرشان کلاه برود.»

این تعریف از دو عنصر اساسی که دخیل در عنوان سفیه هستند نام می‌برد یکی غیر عقلایی بودن صرف مال و دیگری استمرار چنین اعمالی .

محقق اردبیلی در این زمینه چنین نگاشته است: « و اما حقیقه السفه فهی معلومه من تعریف الرشد المقابل له و هو الذی اشار إلیه المصنف بقوله: و هو المبذر أی الصارف لامواله فی غیر الاغراض الصحیحه أی فی نظر العقلاء غالبا بالنسبه ألی حاله. [۴۸]

حقیقت سفه از تعریفی که برای رشد – که عنوانی مقابل آن است ارائه دادیم روشن می شود ‌بنابرین‏ سفیه کسی است که به نظر عقلا اموالش را غالباً در غیر اغراض صحیحه به نسبت به موقعیت خود صرف می‌کند.»

در این تعریف علاوه بر آن دو عنصر اساسی در تعریف سفیه ملاک را شخصی گرفته اند یعنی در نزد عقلا ممکن است خرج کردن مال در اموری خاص برای فردی سفیهانه باشد اما برای دیگران چنین نباشد.

محقق سبزواری نیز در تعریف سفیه عبارتشان چنین است : « و اما السفیه فهو الذی یضیع المال أو لا یصلحه أو یصرفه فی غیر الاغراض الصحیحه الایقه بحاله علی وجه یکون شی من ذلک عن ملکه راسخه فی النفس و لا یوجب السفاهه الغلط و الانخداع احیانا[۴۹] .

سفیه کسی است که مال را ضایع می‌کند یا اگر اصلاح و تعمیری می‌خواهد این کار را انجام نمی دهد یا در غیر اغراض صحیحه ای که شایسته موقعیت او است خرج می‌کند البته این در صورتی است که این کارها در او به صورت ملکه درآمده باشد و اگر گاهی اوقات اشتباه کند یا سرش برود عنوان سفیه به او تعلق نمی گیرد. »

در این تعریف توسعه بیشتری در ناحیه ی حفظ مال داده شده است و درست نیز هست چون کسی که مالش احتیاج به تعمیر دارد و این کار را انجام نمی دهد و این عمل او موجب از بین رفتن مال می شود و هم چنین کسی که بدون این که با دیگری معامله کند خودش باعث از بین رفتن اموالش می شود نیز عرفاً سفیه است لذا از این جهت این تعریف از جامعیت بیشتری برخوردار است ؛ نکته دیگری که در این تعریف است همان عنصر تکرار است که محقق سبزواری از واژه ی ( ملکه راسخه ) برای آن استفاده کرد که این هم از نقاط قوت این تعریف است .

صاحب جواهر[۵۰] و محقق بحرانی [۵۱] و دیگران نیز تقریباً تعاریفی مشابه همین تعاریفی که ذکر شد ارائه داده‌اند.

دکتر امامی نیز در تعریف سفیه چنین نگاشته است: «… ‌بنابرین‏ تعریف سفیه عبارت از کیفیت نفسانی انسان است که اموال و حقوق مالی خود را در راه هایی که شایستگی اعمال عقلا را ندارد مصرف می کند از قبیل مصرف نمودن دارایی خود در خوراک و پوشاک و یا مسافرت هایی که شایسته ی مقدار دارایی و وضعیت اجتماعی او نمی باشد به طوری که عرف او را تخطئه می‌کند و ایراد و اعتراض می کند. »[۵۲]

در این تعریف دکتر امامی نیز به دو عنصر اساسی تعریف سفیه اشاره شده است و نقطه ی قوت این تعریف این است که از حقوق مالی به صراحت اسم می‌برد که در تعریف فقها به آن تصریح نشده است البته نقطه ی ضعف تعریف نیز این است که فقط به جنبه ی خرج کردن مال اشاره شده است و تصریح نگرده اند که اگر کسی در تعمیر اموال خود کوتاه کند و این کوتاه موجب از بین رفتن اموال او شود و یا اگرکسی بدون این که با کسی معامله کند با دست خودش اموالش را از بین ببرد نیز عنوان سفیه به او تعلق می‌گیرد .

در کتاب های استاد کاتوزیان نیافتیم که به طور مستقل سفیه را تعریف کرده باشند اما در یکی از کتابهایشان چنین فرموده‌اند : « کلمه رشد در قانون مدنی تعریف نشده است ولی در مفاد ماده ۱۲۰۸ که مفهوم غیر رشید را بیان می‌کند می توان گفت : « رشد چهره ای از عقل است که شخص را از تباه کردن اموال خود باز می‌دارد و به اصلاح آن هدایت می‌کند… »

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:37:00 ب.ظ ]




ج) نقد و ارزیابی نظریه

هر چند که این نظریه اسباب اصلی در ورود خسارت را از سایر شرایط زمینه­ ساز آن جدا­می‌کند و از این حیث قابل تحسین است اما ایرادهایی هم بر نظریه وجود دارد از جمله این­که، این نظریه ضابطه و معیار مشخصی برای تعیین سبب و ایجاد رابطه‌ سببیت، ارائه نمی‌دهد و به نظر می‌رسد دادرس، برای تمیز سبب، باید به عرف مراجعه کند و معیار اصلی گزینش اسباب، احراز عرف می‌باشد به عبارت دیگر، برای تعیین رابطه سببیت باید دید، آیا ضرر وارده منسوب به شخص خطاکار است یا خیر؟ لذا، چون اسباب ایجاد کننده‌ ضرر متعدد هستند ممکن است هر دادگاه با اعمال سلیقه‌ خود در تشخیص ضرر، سبب‌های مختلفی را سبب عرفی و اصلی حادثه در نظر بگیرد و انتخاب سبب مسئول، دست­خوش استنباط­های متفاوت دادرسان قرار گیرد.

به علاوه این­که ، در حالت احتماع اسباب تشخیص عامل یا عواملی که امکان ایجاد حادثه را به طور عینی و به نحو قابل توجهی افزایش داده باشد مشکل و پیچیده است همچنین در این نظریه ملاک مسئول قرار گرفتن زیان زننده «قابلیت پیش‌بینی ضرر» می‌باشد در حالی که نحوه‌ مداخله‌ او را که مستقیم یا غیرمستقیم سبب حادثه شده مورد توجه قرار نمی‌دهد.

عده‌ای از حقوق­دانان در این رابطه معتقدند: «لزوم پیش ­بینی ضرر را با معیار علمی نمی‌توان توجیه کرد مگر این­که گفته­شود تنها در این مورد، تقصیر رخ می‌دهد چرا که شخص به کاری دست می‌زند که کم و بیش احتمال دارد به دیگران صدمه بزند و هم­چنین، عوامل ایجاد­کننده‌ ضرر گاه چندان پیچیده و مبهم است که سبب متعارف و ا صلی از سایر شرایط اتفاقی باز­شناخته نمی‌شود و همین امر سبب می‌شود که دادگاه‌ها نتوانند روش ثابتی در برابر حوادث مشابه در پیش­گیرند».[۲۰۶] برخی دیگر، خطر این نظریه را در اشتباه میان انصاف و عقل دانسته می‌گویند: «وقتی چندین علت منشاء پیدایش ضرر واحدی به نظر برسند، دادگاه‌ها، گرایش دارند علتی را که به عقیده‌ آن‌ ها از لحاظ اخلاقی خطرناک‌تر است ( مثلاً یک تقصیر جزایی) سبب ورود زیان بشناسند و حال آن­که این مسئله به هیچ وجه مطرح نیست».[۲۰۷]

در برابر ایرادهای مذکور آن­جا که گفته شده­بود معیار و ضابطه دقیقی جهت تعیین سبب و رابطه‌ سببیت ارائه نشده­است پاسخ داده‌اند که : در نظریه مذکور یک ضابطه و قاعده کلی ارائه شده­است. چون هر سببی که حسب سیر طبیعی، عادی و متعارف منتج به حادثه زیانبار گردد ضامن جبران خسارت خواهد بود، و منطق هم حکم می‌کند که قاعده بیان شود و تعیین مصداق برعهده قاضی نهاده­شود. همچنین حقوق و دیگر رشته‌های علوم انسانی همچون ریاضی نیستند که بتوان برای تمام مسائل آن‌ ها قاعده و فرمول ایجاد کرد لذا داوری در حقوق نمی‌تواند قاعده­پذیر باشد و بهتر است دادرس در انتخاب سبب اصلی مطابق اصول حقوقی و عرفی دست به انتخاب شایسته بزند. از طرف دیگر در اغلب موارد مشاهده می‌کنیم که مقنن، معیار تصمیم ­گیری دادرس را داوری عرف می‌داند چه، قانون­گذار و دادرس هر دو جزء عرف محسوب می‌شوند. ‌بنابرین‏ این­جا هم اگر مقنن داوری اصلی را به عرف واگذار کند و دادرس مکلف باشد طبق عرف عمل کند مشکلی پیش نخواهد آمد.

بند سوم: نتیجه

‌در مورد این­که شرط ضرر مستقیم با کدام یک از تئوری‌های ارائه شده در تعدد اسباب در تعیین سبب مسئول، شباهت بیشتری دارد، گفته می‌شود که در نگاه اول شاید نظریه سبب نزدیک و بی­واسطه با ضرر مستقیم بسیار به هم شبیه باشند، چرا که در سبب نزدیک و بی­واسطه ضرری که حاصل شده، نتیجه مستقیم فعل فاعل زیان ‌می‌باشد، به طوری که بین عمل عامل زیان و ضرر وارد شده واسطه­ای وجود ندارد، چرا که وجود واسطه، رابطه سببیت را تحت شعاع قرار می­دهد لیکن قبول بی­قید و شرط این نظریه بدون توجه به شرایط اوضاع و احوال منجر به بی­انصافی و بی­ عدالتی‌هایی برای اشخاص می‌گردد. چه­بسا چنانچه سبب مقدم از سبب موخر قوی‌تر باشد مسئول اصلی خواهد بود. ‌در مورد سبب متعارف و اصلی نیز این ایراد وارد شد که این نظریه، ضابطه و معیار مشخصی برای تعیین رابطه سببیت ارائه نمی‌دهد و در این نظریه ملاک، مسئول قرار گرفتن زیان­زننده در قابلیت پیش ­بینی ضرر می‌باشد. در حالی­که نحوه مداخله او راکه مستقیم یا غیر مستقیم سبب حادثه شده مورد توجه قرار نمی‌دهد.

مبحث سوم: استثنائات شرط ضرر مستقیم

گفتار اول: سوء نیت

در برخی از نظام‌های حقوقی و از جمله کامن لا، گفته می‌شود که شرط « مستقیم بودن ضرر» مختص اضرار غیرعمدی است، به عبارت دیگر در اضرار عمدی، مستقیم بودن ضرر شرط نیست. چنانچه طبق قاعده‌ موجود در کامن لا، گفته می‌شود نتایج « عمدی هیچ­گاه دور نیستند». ‌بنابرین‏ کسی که از روی نقشه و قصد به دیگری ضرر می‌زند؛ مسئول عواقب کار خویش است؛ حتی اگر ضرر، اثر مستقیم کار او نباشد. البته احراز اصل رابطه بین آن دو لازم است. همچنین لازم است آن اثر اگرچه با واسطه، مورد خواست شخص عامه باشد.[۲۰۸]

با توجه به مطالب بیان­شده در مبحث بیست، شایان ذکر است که مستقیم و بدون واسطه بودن، بیشتر به عنوان صفت علت و صفت رابطه‌ نسبیت مطرح است تا به عنوان صفتی برای ضرر.

حتی کسانی که در فرض اجتماع اسباب، سبب بی­واسطه و نزدیک را مسئول جبران خسارت می‌دانند معتقدند که در اضرار عمدی، بی­واسطه بودن سبب، شرط نیست و اگر مقصر، نتیجه‌ کار خود را قصد کرده­باشد و برای رسیدن به آن مقدماتی را فراهم کرده­باشد، باید مسئول عواقب آن باشد. به عنوان مثال، اگر کسی دیگری را به عمد مجروح کند مسئول نتایج عمل خود خواهد بود، حتی اگر سبب دورتر باشد.[۲۰۹] چه ضرورت مستقیم­بودن به تحقق رابطه‌ سببیت برگردانده­شود[۲۱۰]، و در واقع مستقیم بودن ضرر به مفهوم عرضی آن تفسیر گردد و نه مفهوم فلسفی یا علمی و چه اساساً نظریه‌ سبب مسئولیت بی واسطه و نزدیک مورد انتقاد قرار گیرد[۲۱۱] ؛ و یا شرط بی واسطه­بودن ضرر را بپذیریم؛ این امر مورد قبول همه­ایست که مورد اضرار عمدی و استیلای نامشروع عامل فعل زیانبار حتی اگر مسبب بی واسطه نباشد و ضرر نسبت به عمل او مستقیم تلقی نگردد، باز هم فاعل، مسئول جبران خسارت خواهد بود.

در اضرار عمدی و غیرعمدی باید گفته­شود، آنچه وجه تمایز این دو است ( قصد نتیجه) می‌باشد پس چون سوء نیت از عناصر فاعلی و ذهنی می‌باشد در تحقق مسئولیت فاعل نقش­دارد. پس ‌در مورد اضرار عمدی رابطه‌ سببیت عرضی، حتی با وجود عوامل دیگری در فاصله‌ میان فعل و ضرر، مستقیماً بین فعل شخص و ضرر ایجاد می‌گردد[۲۱۲].

شیخ طوسی[۲۱۳] و قاضی بن براج[۲۱۴] درباره‌ مسئولیت سبب و مباشر به سبب ملجئ و غیر ملجئ اشاره کرده‌اند ومنظور آنان از سبب ملجئ ، سبب بدون اراده و اختیار بوده و ­منظور از سبب غیر­ ملجئ سبب اختیاری بوده ­است.

نائینی درباره‌ ضابطه‌ سببیت می‌نویسد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




۱-۱- مقدمه

نقّاشی کودک نوعی بازی است: در تمام دوره کودکی و تا مرزهای نوجوانی، اکثر کودکان منظماً به مجموعه ­ای از فعالیّت­های ترسیمی می پردازند و بدین ترتیب روابط متکثّری با واقعیبت ها برقرار می­سازند کودکان با بهره گرفتن از شیوهای مختلف، تصور خود را از جهان به نوعی ترسیم ‌می‌کنند. با این فعالیّت همانند دیگر فعالیّت­های لهوی، لذّت، اکتشاف و تجربه آنچه ممکن است همراهند. نقّاشی، بازی، طنز و هنر به یک خانواده رفتاری تعلّق دارند و ‌به این دلیل به منزله انعکاس مجموعه ساخت هایی هستند که کودک در دسترس خود دارند امّا در هر حال این فعالیّت­ها در چهار راه جهان برونی (واقعیّت برونی) و جهان درونی (واقعیّت درونی) قراردارند و زمینه را برای بیان تعارض ها یا تضادها بین این دو دسته واقعیّت فراهم می‌سازند (دادستان ۱۳۸۷، ۱۳).

از حدود پایان نخستین سال زندگی، بسیاری از کودکان، فعالیّتی که ‌می‌توان آن­را ترسیم با دقیق­تر بگوییم «نگاره گری» نامید از خود نشان می­ دهند. در فرهنگ متداول جهان کنونی، ابزار این نگاره‌گری غالباً یک مداد یا قلم است، امّا ممکن است کودک از انگشت، اسفنج، یک تکّه گچ، یک تیره چوب و یا هر شیء دیگر نیز استفاده کنند. هر چند این نگاره گری یا ترسیم ترجیحاً بر صفحه­ای از کاغذ نقش می­بند امّا ممکن است صفحات کتاب یا سطوح دیگر از قبیل لوازم خانه، دیوارها، پارچه­ها و غیره صحنه عمل باشند و تعارض­های بسیاری با بزرگسالان به وجود آورند غالباً تولید لکّه­های مقدّم بر تولید این خطوط یا نگاره­هاست (دادستان ۱۳۸۷، ۱۳).

بدین ترتیب، در مبنای ترسیم وحتّی قبل از نخستین خط خطی کردن ها و پدیدآوری خطوطی که ظاهراًً واجد معنایی نیستند، مجموعه پیچیده ای از رفتارهای حرکتی، توحید یافتگی های ادراکی و کاربرد اطلاعاتی که از این آثاردوام دار و مشاهده شدنی به منزله تدوام بدن حاصل می‌شوند، قراردارد. مؤلفانی به بررسی شباهت، و تفاوت های بین این فعالیّت «پیش ترسیم» و «هویت پردازی‌ها» کودک پرداخته‌اند. اصواتی که کودک تولید می‌کند زود گذرند امّا به عنوان وسیله ارتباط جزئاً سازماندهی می‌شوند. به عکس نگاره ها بلا اثرند دارای معنای تمایز یافته ای نیستند امّا معّرف «مضاعف سازی» بدنی ارادی هستند. به عبارت دیگر این نگاره ها در شمار آثار قلمداد می‌گردند که از عملی که به تولید آن ها می‌ انجامد، جدا می‌شوند. در شمار آثار قلمداد می‌گردند که از عملی که به تولید آن ها می‌ انجامد، جدا می‌شوند. این نگاره­گری­های عمدی یا ارادی، از دوّمین سال زندگی به منزله ترسیم درهم برهم­اند و ‌به‌تدریج‌ به یک مهار کردن حرکتی ادراکی رکاب می‌دهند. یعنی سپس از مرحله ای که کودک از دست خود تبعیّت می‌کند در یک مرحله بعدی، چشم به هدایت دست می پردازد. به نظر اکثر مؤلفانی در جریان سوّمین سال زندگی است که نخستین بگاره های تقلیدی ظهور می‌کنند ‌و دوران خط خط کردن پشت سر گذاشته می‌شوند.

از ۲تا۳ سالگی، تقلید از موقعیّت ها (نوشتن) همراه با چند عنصر ‌تجسمی (گردی به منزله توپ) و اجرای دستور العمل (نگاره هایی که کم وبیش بر حسب یک الگو دارای جهت اند). سیمای مرحله آغاز حرکت ترسیمی به معنای واقعی کلمه است.از ۳تا۵ سالگی ،قصد یک شکل پردازی آشکار همراه با تدارک یک نحوه بیان ترسیمی به چشم می‌خورد کودک این مرحله تا حدی به الگو توجّه می‌کند امّا غالباً طرحی اجمالی وقالبی را جانشین آن می‌سازد.از۵تا۹سالگی ،شاهد مرحله نسخه برداری با باز پدیدآوری از شکل های هندسی (به ترتیب از دایره، مربع، مثلث، لوزی تا شکل‌های پیچیده تر) هستیم یادگیری خط، تولید نقّاشی هایی که عناصر مختلف تجسّم در آن ها متمایز گردیده‌اند، همراه با ترکیب طرح های پایه با جزئیات بیش از پیش فزاینده، از ویژکی های این مرحله اند در این مرحله، نقّاشی های کودک دقیق­ترند و در وسط صفحه بیشتر تمرکز می‌یابند. از ۹تا ۱۳ سالگی، رها کردن اجمال گری به سود واقع نگری دیداری تری که به شدّت قرار دادی است و در بسیاری از کودکان از لحاظ تحلیل الگو و تجسّم آن رضایت بخش نیست، پایان فرایند ترسیمی را مشخّص می‌کند (دادستان ۱۳۸۷، ۱۴).

روی­آورد بالینی، سوگیری تشخیص: کودکان عواطف خود را در نقّاشی های خود فرفکنی می‌کنند وتفسیر آنچه بدین‌صورت ارتجالاً انعکاس می‌یابد راهی برای سنجش شخصیّت است.

روی آورد بالینی به منظور روان درمانگری، جنبه­ های پالایشی فعالیّت­های ترسیمی، یعنی برون ریزی مکنونات از راه فرافکنی به منزله یک شیوه بیان ارتجالی ویا از طریق فرافکن در قالب تحقیق یک اثر هنری، به گشایش خط بالینی درمانگری ،یعنی روان درمانگری، از راه نقّاشی منتهی شده است (دادستان ۱۳۸۷، ۱۵).

۱-۲- بیان مسأله

فرایند نقّاشی و یا ساختن، فرایند پیچیده ای است که طیّ آن کودک اجزاء گوناگون از تجربیاتش را برای ساختن یک کل معنی دار مورد استفاده قرار می‌دهند. در این فرایند او به ما چیزی بیش از یک تصویر یا یک مجسّمه را می‌دهد. او بخشی از خود را به ما باز می­نمایاند اینکه چگونه فکر می‌کند، و چگونه احساس می‌کند و چگونه می بیند (لونفلید بریتین[۱]۱۹۷۰، به نقل از وودو ویلیامز[۲]۱۹۷۷، ۳۴).

استفاده از هنر درمانی برکودکان معلول می‌تواند موثرترین راه برای رساندن آنان به آگاهی و ساختن پل­های ارتباطی و انگیزشی باشد. کودکی که مورد خشم قرار گرفته می‌تواند یک بیان بدون انتقام داشته باشد. یک کودک خود تخریب می‌تواند چیزی ارزشمندی برای بیان خود پیدا کند.

کودکی که تأخیر در رشد دارد می‌تواند به تدریج وبه شیوه مناسب دنیای پیچیده خود را کشف کند. برای یک مشکل کمک کند که می‌تواند موجب ناسازگاری فرد از طریق ‌شکست‌های متمادی گردد.

هنر، بازی، داستان گفتن و … ابزار های طبیعی هر کودک معلول یا سالمی است که به وسیله آن ظرفیت های خود را گسترش می‌دهد. به وسیله چنین تجارب خلاقیت آمیزی یک کودک به آزمایش ایده های جدید، بیان احساسات، تجربیات، خیالبافی­های و بیان ترس­ها می پردازد. هنر کودکان وسیله‌ای برای آزمایش و بیان فرآیندی یکپارچه سازی واقعیّت با تجربه گذشته ‌می‌باشد (وودو ۱۹۷۷، ۱۳).

کرپلین[۳] ‌در سال‌ ۱۹۱۲و بلورلر[۴] ‌در سال‌ ۱۹۱۸پیشنهاد کردند که از ترسیم نقّاشی می‌تواند به عنوان تشخیص شرایط آسیب شناختی بیماران استفاده کردند. مارگارت نامبورگ[۵] پس از سال­ها تجربه در کار با کودکان دریافت که بین نقّاشی‌های کودکان و روان درمانی، نوعی ارتباط وجود دارد و بیان آزاد هنر کودکان می‌تواند اساس معالجات روان درمانی باشد (لویک[۶] ۱۹۸۳، ۲۹).

از آنجا که کودکانی که رفتارهای پرخاشگرانه دارند، می ­توانند به خود و دیگران آسیب بر سانند و در محیط مدرسه و خانه خطرات جدی به بار بیاورند، لذا ابداع روش­هایی که بتواند به کاهش پرخاشگری این کودکان منجر گردد، مفید خواهد بود. تاکنون پژوهش­هایی برای بررسی تاثیر نقّاشی درمانی در کاهش انواع اختلالات ‌در مورد افراد با هوش بهنجار صورت گرفته است.

در اینجا پرداختن ‌به این سؤال ضروری به نظر می‌رسد که آیا نقاشی درمانی به افسردگی، خود بیمار انگاری، روان پریشی، اضطراب، وسواس، حساسیت بین فردی، فوبیا، کاهش خصومت و پارانویا دانش آموزان کلاس ششم شهرستان گچساران مؤثر است؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




د) تاثیر بدکارکردی فراشناخت ها

موریتز و همکاران نشان دادند که نیاز به کنترل افکار و باورهای منفی درباره نگرانی با شدت وسواس های فکری مرتبط است. ممکن است ارتباط بین باورهای فراشناختی نا کارآمد اول(نیاز به کنترل افکار) و جود وسواس های فکری توسط سرکوب فکر(یک راهبرد برای کاهش پدیده افکار ناخواسته یعنی تلاش برای کنترل افکار خطرناک) تببین شود که نشانه ها را بیشتر می‌کند. فراشناخت های ناکارآمد ممکن است پیش نیاز اصلی برای پدیدایی این پدیده و عوامل نگهدارنده این اختلال را نشان دهد. اکسنر و همکاران نشان دادند که بیماران وسواسی علی‌رغم تمرکز بر محتوای افکارشان تمایل فزاینده ای برای تمرکز روی فرایندهای ذهنی خودشان دارند. به نظر می‌رسد این ویژگی روانشناختی که خودآگاهی شناختی نامیده می شود بر این بیماران اثر می‌گذارد و آن ها را نسب به وسواس های فکری آسیب پذیر تر می‌کند زیرا افکار ناخواسته را برجسته تر می‌کند و در تخریت عملرد وظایف(آزمایه های) شناختی فعال مانند حل مسئله یا حافظه دوره ای نقش دارد. در واقع گروه کاری شناخت وسواس فکری عملی بر اهمیت افکار و نیاز به کنترل افکار به عنوان یک بعد فراشناختی ناکارآمددر بیماران وسواس تأکید می‌کنند(کوچی، ۲۰۱۲).

ه( ابعاد آسیب شناسی فراشناختی و MCQ

داده های پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد فراشناختی که با نتایج MCQ سنجیده شده با ویژگی های آسیب شناسی روانی مانند نگرانی آسیب زا، پیش درآمد توهم های شنیداری و افسردگی در ارتباط است. ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد که فراشناخت ها نه تنها عوامل آسیب پذیری کلی برای آشفتگی های روانشناختی است بلکه برای اختلالاتی که با تخریب در تنظیم تفکر مشخص می شود نیز هست.(فراشناخت ها عوامل آسیب پذیری کلی هم برای آشفتگی های روانشناختی است و هم برای اختلالات همراه با اختلال در تنظیم تفکر) ‌بنابرین‏ انتظار می رود بیماران وسواسی و پانیک نسبت به گروه سالم به طور معناداری نمره بالاتری کسب کنند که این نشان دهنده یک ناکارآمدی فراشناختی مشخص است(کوچی، ۲۰۱۲).

مدل نوروسایکولوژیک

ویژگی تکراری رفتارها و افکار مزاحم، اختلال وسواس فکری – عملی را به بهترین کاندید برای مدل نوروسایکولوژیک تبدیل می‌کند. چنین مدل هایی به توضیح اینکه چگونه ویژگی های سطحی اختلال به نقائص پردازش اطلاعات زیربنابی مرتبط می شود،کمک می‌کند. بهمین نحو پیدایش افکار و رفتار وسواسی در بافت آسیب سر(راوی[۱۰۰] و همکاران، ۱۹۹۶)، ضایعه موضعی به هسته‌های قاعده ای[۱۰۱](چاکو[۱۰۲] و همکاران، ۲۰۰۰) و اختلالات روانی عصبی خود ایمنی[۱۰۳](گید[۱۰۴] و همکاران، ۲۰۰۰)، سؤال مربوط به نقش بالقوه لایه‌های زیستی در شکل گیری و تداوم وسواس را برمی انگیزاند. افکار و رفتار­های عود کننده وسواسی اغلب کیفیت شکست در بازداری الگوی افکار مزاحم ورفتارهای تکراری را دارا است که اکثر ما به راحتی آن ها را نادیده می گیریم و این مشکلات متناظرهای پردازش اطلاعات نیز دارد.(مانند درجاماندگی[۱۰۵] و بازداری[۱۰۶]). مدل سازی این موارد در غالب الگوی نوروسایکولوژیک ممکن است به فهم و درمان این اختلال گمراه کننده کمک کند.

۲-۱-۲-۴-۱- اهمیت دیدگاه تحولی

ساختن مدل های نوروسایکولوژیک برای اختلال وسواس فکری- عملی فرصتی را فراهم ‌می‌آورد تا بتوانیم یک دیدگاه تحولی به اختلال را اتخاذ کنیم؛ چرا که درجه قایل توجهی از پیوستگی بین اشکال کودکی و بزرگسالی وسواس وجود دارد. پژوهش ها نشان داده‌اند که نزدیک به ۸۰ درصد از بزرگسالان مبتلا به وسواس، دارای شروع اختلال در کودکی و نوجوانی بوده اند(پاولز[۱۰۷] همکاران، ۱۹۹۵). همچنین برخی دیگر پیشنهاد کرده‌اند که شروع کودکی وسواس را باید نوع متمایزی از وسواس دانست(گلر و همکاران، ۱۹۹۸). در هر صورت به دلیل شباهت های افکار و رفتار های وسواسی از یک سو و رفتار های خرافی بهنجار تحولی و تفکر جادویی که همه کودکان درگیر آن هستند از سویی دیگر، به نظر می‌رسد اتخاذ یک دیدگاه تحولی در مدل های وسواس منطقی باشد(بولتون[۱۰۸]، ۱۹۹۶؛ لئونارد[۱۰۹] و همکاران، ۱۹۹۰). مدل های نوروسایکولوژیک که به فهم شکل گیری و تداوم افکار و رفتارهای وسواسی کمک می‌کنند، باید بتوانند توضیح دهند چگونه این آیین مندی­های بهنجار و شیوه های تفکر، به شکل گیری اختلال ارتباط پیدا می‌کنند. برای مثل راپاپورت[۱۱۰](۱۹۹۲) ادعا می‌کند که بروز کودکی وسواس عموما شبیه به شروع بزرگسالی است، اما اجبارهای بدون وسواس­های فکری یا حداقل خود اجبار­ها، به لحاظ تحولی اول ظاهر می‌شوند. همان گونه که بولتون[۱۱۱](۱۹۹۶) می‌گوید این مسئله چالشی برای مدل های روانشناختی وسواس است که رفتای های وسواسی را به عنوان کارکردی برای کاهش اضطراب مربوط به افکار وسواسی می­دانند. در این راه تاریخچه طبیعی شروع کودکی وسواس فورمول بندی سنتی زیر را به چالش می کشد:

افکار وسواسی افزایش اضطراب رفتارهای اجباری کاهش اضطراب

اگر رفتار های اجباری به لحاظ تحولی ابتدا ظاهر می‌شوند، ممکن است اینگونه باشد که افکار وسواسی به عنوان پدیده معنابخش ثانویه ای عمل می‌کند که هرچه کودک رشد می‌کند تلاش می‌کند بفهمد چرا او برای انجام چنین رفتارهای مهملی احساس اجبار می‌کند( پس دلیل اینکه من باید همیشه دستانم را بشویم ممکن است این باشد که من باید از آلوده شدن وحشت داشته باشم). همان گونه که اسکولتز[۱۱۲] و همکاران(۱۹۹۹) اشاره می‌کنند این فورمول­بندی جایگزین، احتمال اینکه اجبارها در کودکی شبیه تیک های پیچیده باشد را افزایش می­دهد و این می ­تواند ارتباط بین وسواس و اختلالات تیک مثل سندرم توره را توضیح دهد. به طور بالقوه اتخاذ یک دیدگاه تحولی ممکن است از اینکه وسواس را در مجموع یک اختلال اضطرابی بدانیم دور کند(مونتگموری[۱۱۳]، ۱۹۹۳).

البته هم وسواس­های فکری و هم وسواس­های عملی می ­توانند در مراحل مختلف اختلال غالب شوند و در هر مورد نیاز هست تا پیدایش شناخت واره های مربوط به معنای رفتار، در ارتباط با تحول بهنجار مانند توانایی تفکر انتزاعی در کودکی و بزرگسالی، مدل سازی شود.اسکولتز و همکاران (۱۹۹۹) اشاره می‌کنند که تا زمانی که مطالعات سن شروع را به حساب می آورند نقش آن در نقائص کارکرد های نوروسایکولوژیک همچنان ناشناخته باقی می ماند. همچنین روزنبرگ[۱۱۴](۱۹۹۷) بحث می‌کند که مطالعات در حوزه وسواس کودکی برای تعیین اینکه آیا نابهنجاری های عصبی رشدی در شکل گیری اختلال نقش دارد یا نه، حساس و مهم هستند.

۲-۱-۲-۴-۲ محدودیت های مدل نوروسایکولوژیک

مدل های بالقوه نوروسایکولوژیک دارای محدودیت هایی است که ‌در مورد وسواس شامل موارد زیر می شود:

الف) پایه های نظری
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




    1. استرس های منفی: شامل تمام اتفاقات منفی و ناخوشایند مانند: مرگ یکی از عزیزان، طلاق، بیماری و مواردی از این قبیل.

  1. استرس های مثبت: شامل اتفاقات مثبت و خوشایند مانند: قبول شدن در دانشگاه، ازدواج، ترفیع و پدر شدن.

ج. طبقه بندی استرس ها از نظر مدت:

    1. استرس های کوتاه مدت: مدت زمان تأثیر آن محدود است. مانند: یک بیماری و یا یک بحران مالی موقت.

  1. استرس های مزمن یا طولانی: این استرس ها بلند مدت و طولانی هستند و ممکن است سال ها طول بکشد. مانند: داشتن یک کودک معلول در خانواده. استرس های مزمن نسبت به نوع کوتاه مدت، عوارض روانی و جسمانی و صدمه های سنگین تری دارد (نوری، ۱۳۸۶؛ البرز، ۱۳۸۶).

واکنش ها نسبت به استرس

تجربه ی موقعیت استرس زا واکنش های مختلفی را در فرد منجر می شود که از سه جنبه ی جسمانی، روانی و رفتاری قابل بحث است.

واکنش های جسمانی: اعضای درونی بدن انسان به طور ناخودآگاه به وسیله ی دستگاه عصبی خودکار یا ANS[59] کنترل می شود، که خود شامل دو دستگاه عصبی متناقض به نام های سمپاتیک[۶۰] و پاراسمپاتیک[۶۱] است. اعصاب سمپاتیک بدن را آماده ی دفاع در هنگام بروز استرس می کند و بدن حالت دفاعی به خود می گیرد. متعاقب آن اعصاب پاراسمپاتیک بدن را به شرایط عادی برمی گرداند. این بدان معنا است که دستگاه سمپاتیک باعث بروز برخی از فرایند های جمسانی چون انقباض ماهیچه ای، اتساع مردمک چشم، خشکی دهان، اتساع برونش ها، اتساع منافذ پوستی، افزایش عرق بدن، انقباض روده ها و اتساع مثانه می شود. علاوه بر این ها کبد به منظور تولید ایژی بیشتر فعالتر شده و قند وارد جریان خون می‌کند. و هورمون هایی از قبیل آدرنالین و کورتیکو استروئیدها برای سرعت بخشیدن به تنفس و افزایش ضربان قلب ترشح شده و وارد سیستم گردش خون می شود (پایفر[۶۲]، ۱۳۸۵).

واکنش های روانی و هیجانی: وابستگی تن و روان تاحدی است که علایم ظاهری استرس تأثیر بسزایی بر توانایی روانی و توازن هیجانی می‌گذارد. داشتن افکار و خیال های واهی و غیر قابل کنترل، عدم تمرکز و بی خوابی از جمله واکنش های روانی حاصل از استرس است و این زمانی اتفاق می افتد که میزان استرس از حد نرمال و بهینه ی آن بیشتر باشد. تأثیرات هیجانی جانبی استرس همراه با حالت بیش فعالی ذهن در یک فرد حالت بسیار ناخوشایندی را ایجاد می‌کند، که در نتیجه ی آن، فرد همواره به دنبال راه فرار و یا تسکین است و منجر به واکنش های تغییر خلق، پرخاشگری، و حزن و اندوه می شود (پایفر، ۱۳۸۵).

واکنش های رفتاری: استرس در رفتار برخی از افراد بجای واکنش های هیجانی، بیشتر تغییرات منفی رفتاری ایجاد می‌کند. رفتار و واکنش های افراد به وسیله ی سه عامل کنترل می‌شوند: شخصیت، تجربیات گذشته و شرایط فعلی فرد. شخصیت رفتار و گرایش های فرد را تعیین می‌کند. به عنوان مثال شخصی با تیپ شخصیتی درون گرا، احتمالاًهنگام مواجهه با شرایط استرس زا خود را زیاد درگیر نمی کند و برعکس افراد برون گرا، در رابطه ی با شرایط استرس زا بسیار شتابزده عمل می‌کنند.

تجربیات گذشته بویژه آن هایی که در ارتباط با دوران طفولیت است در شکل دهی به نگرش ها، باورها و انتظارات فرد و چگونگی کنار آمدن با شرایط استرس زا نقش اساسی دارند. همچنین شرایط و محیط فعلی از قبیل زندگی در محیط های پرسر و صدا، باعث واکنش های رفتاری متفاوتی از قبیل سیگار کشیدن، اضطراب، وسواس، پرخوری، کناره گیری از دیگران، بی اشتهایی، کندن مو و ناخن جویدن می شود (پایفر، ۱۳۸۵).

سندرم عمومی سازگاری

تحول اساسی در مفهوم استرس و نقش تعیین کننده ی آن در بیماری ها مدیون پژوهش های دکتر هانس سلیه[۶۳] اهل مونترال کانادا است. سلیه در ۱۹۵۰، مفهوم استرس را با ارائه ی مفهوم دیگری به نام « سندرم عمومی سازگاری[۶۴]» کامل‌تر کرد که مجموعه پاسخ هایی است که هر جانوری در برابر استرس از خود نشان می دهد. به زعم سلیه اگر استرس را به منزله ی مجموعه ی کنش و واکنش تلقی کنیک، سندرم عمومی سازگاری عبارت خواهد بود از جنبه‌های فیزیولوژیک، خونی و هورمونی این واکنش. این نشانگان کلی دارای سه مرحله است (تصویر ۱-۲). این سه مرحله بویژه در زمانی که ارگانیسم، در برابر یک استرس دائمی قرار می گیری بروز می‌کنند.

هشدار مفاوت فرسایش

بیشتر

سطح پایداری طبیعی

کمتر

زمان

تصویر (۱-۲). سندرم عمومی سازگاری(برگرفته از کتاب زمینه ی روان شناسی هیلگارد، ۱۳۸۵)

مرحله ی هشدار[۶۵]: بدن ارگانیسم برانگیخته می شود تا با راه اندازی دستگاه عصبی سمپاتیک وضعیت مواجهه با تهدید به خود بگیرد (اتکینسون و همکاران، ۱۳۸۵). این مرحله خود به دو مرحله ی “شُک[۶۶] و “ضد شُک[۶۷] تقسیم می شود. شُوک عبارت است از حالت غیر منتظره ای که در اثر تهاجم ناگهانی به وجود می‌آید و از علایمی تشکیل می شود که ناشی از تغییرات انفعالی در تعادل کارکرد ارگانیسم و بیانگر یک حالت رنج عمومی شدید، مانند افزایش ضربان قلب، کاهش تونوس عضلانی، کاهش درجه حرارت بدن و … است. این مرحله اگر منجر به مرگ ارگانیسم نشود به مرحله ی ضد شُک می‌ انجامد و ارگانیسم مجدداٌ به تکاپو می افتد و ابزارهای فعال دفاعی خود را به کار می‌گیرد. حجم قسمت قشری غدد فوق کلیوی افزایش یافته و فعالیت سلول های آن افزایش می‌یابد و اکثر علایم مرحله ی شُک برعکس می شود. اکثر اوقات مرحله ی شُک و ضد شُک در هم ادغام شده و اگر محرک هایی که واکنش هشدار دهنده را برانگیخته اند تداوم یابد، ارگانیسم وارد مرحله مقاومت می شود (لو و لو[۶۸]، ۱۳۷۱).

مرحله ی مقاومت[۶۹]: در این مرحله جاندار با یکی از دو واکنش جنگ یا گریز با موقعیت تهدید مقابله می کند و به طور همزمان در برابر تأثیرات سایر عوامل هشدار دهنده حساس تر می شود. به عنوان مثال بدن فردی که یک بیماری عفونی شدید را پشت سر گذاشته است، در مقابل یک شوک عصبی مقاومت کمتری از خود نشان می‌دهد ( لو و لو، ۱۳۷۱ و اتکینسون و همکاران، ۱۳۸۵).

مرحله ی درماندگی[۷۰]: هنگامی که تهدید همچنان پابرجا بماند و فرد با موقعیت استرس زا انطباق پیدا نکند بدن به سوی درماندگی یا فرسایش می رود. این مرحله زمانی است که ارگانیسم قدرت سازگاری خود را در مقابل محرک از دست می‌دهد ( لو و لو، ۱۳۷۱ و اتکینسون و همکاران، ۱۳۸۵).

استرس تحصیلی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




در هر یک از موقعیت‌های تصمیم‌گیری چند اقدام در دسترس است و مدیر باید یک یا چند مورد از بهترین گزینه‌ها را برگزیند. پرسش‌های مهم یا گزینه‌های تصمیم‌گیری که مدیریت در پرداختن به ذینفعان با آن ها روبه‌رو است موارد زیر را شامل می‌شود:

• آیا ما با ذینفعان برخورد مستقیم داریم یا غیرمستقیم؟

• آیا ما در پرداختن به ذی‌نفعان موضع تهاجمی داریم یا تدافعی؟

• آیا ما با مسائل ذی‌نفعان کنار می‌آییم، مذاکره می‌کنیم، آن ها را تغییر می‌دهیم یا در برابرشان مقاومت می‌کنیم؟

• آیا ترکیبی از استراتژی‌های فوق را برای پیگیری یک اقدام واحد به کار می‌گیریم؟

در عمل، مدیران باید تقاضاهای ذینفعان را پیش از انتخاب استراتژی مناسب اولویت‌بندی کنند. افزون بر این، تفکر استراتژیک از جهت شکل‌های برقراری ارتباطات، ایجاد همکاری، توسعه سیاست‌ها و برنامه ها و تخصیص منابع باید به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد.

۲-۶-۱-۱ ذینفعان پشتیبان

ذینفعان پشتیبان ظرفیت بالایی برای همکاری و ظرفیت کمی برای تهدید دارند. این ذی‌نفعان برای سازمان ایده‌آل هستند. در سازمانی که مدیریت خوبی دارد، ذی‌نفعان پشتیبان شامل هیات‌مدیره، مدیران، کارکنان و مشتریان وفادار هستند.گونه‌های دیگری همچون تامین‌کنندگان و خدمت‌دهندگان نیز می‌توانند نقش پشتیبان داشته باشند. استراتژی مورد نظر در این موقعیت جلب مشارکت است. نمونه‌ای از این استراتژی جلب مشارکت کارکنان از طریق مدیریت مشارکتی یا تمرکززدایی از سازمان و تفویض اختیار است.

۲-۶-۱-۲ ذینفعان حاشیه‌ای

این ذی‌نفعان از هر دو جهت همکاری و تهدید ظرفیت کمتری دارند. برای سازمان‌های بزرگ، این ذی‌نفعان شامل انجمن‌های صنفی کارکنان، گروه‌های حافظ منافع مشتریان یا سهام‌داران سازمان‌نیافته هستند. استراتژی‌ای که در برابر این ذی‌نفعان باید درپیش گرفت پایش و مراقبت است، تا اطمینان حاصل شود که وضعیت کنونی این ذی‌نفعان تغییر نمی‌کند و در صورت تغییر بتوان از مشکلات آتی جلوگیری کرد.

۲-۶-۱-۳ ذینفعان غیرپشتیبان

ذینفعان غیرپشتیبان ظرفیت تهدید بالایی دارند، اما ظرفیت همکاری آن ها کم است. نمونه های این گروه‌ها می‌تواند شامل سازمان‌های رقیب،اتحادیه‌ها، سطوح مختلف حکومتی و رسانه باشد.

استراتژی‌ای که برای این‌گونه ذی‌نفعان پیشنهاد می‌شود، دفاع در مقابل آن ها است.

به عنوان مثال، نمونه‌ای از یک گروه منفعت‌ویژه که بسیاری از شرکت‌های آمریکایی آن را یک ذی‌نفع غیرپشتیبان می‌دانند، جنبش جبهه آزادسازی زمین است. در آغاز تا میانه دهه ۲۰۰۰، این جنبش درخواست کرد که برخی مؤسسات مسئولیت آتش‌سوزی در حومه لس‌آنجلس، دیترویت و فیلادلفیلا را بر عهده بگیرند.حملات این جنبش خانه های لوکس و خودروهای SUV را هدف قرار داده بود؛ زیرا این ها از نظر حامیان محیط زیست نماد تخریب زمین هستند. برخی چنین گروه‌های تندرویی را «تروریست‌های زیست‌بوم» خوانده‌اند. زیرا به نظر نمی‌رسد که چنین سازمان‌هایی درپی ایجاد روابط سازنده یا مثبت با شرکت‌ها و صنایع باشند. یکی از گروه‌های فعال به نام «انجمن حمایت از حقوق حیوانات» نیز در آمریکا معمولا به خاطر ظرفیت عظیمی که برای تهدید شرکت‌ها دارد، به عنوان یک ذی‌نفع غیرپشتیبان تلقی می‌شود.

۲-۶-۱-۴ ذینفعان مختلط

ذینفعان مختلط از هردو جهت تهدید و همکاری ظرفیت بالایی دارند. نمونه‌ای از این گروه‌ها در سازمانی که به‌خوبی مدیریت شود، شامل کارکنان کوتاه‌مدت و مشتریان است. یک ذی‌نفع مختلط می‌تواند به یک ذی‌نفع پشتیبان یا غیرپشتیبان تبدیل شود. استراتژی پیشنهادی در اینجا همکاری با این‌گونه ذینفعان است. با بیشینه‌سازی همکاری، احتمال پشتیبان باقی ماندن این ذی‌نفعان بیشتر می‌شود. امروزه بسیاری از شرکت‌ها گروه‌های زیست‌محیطی را به عنوان ذی‌نفعان مختلط در نظر می‌گیرند، نه ذی‌نفعان غیرپشتیبان. این شرکت‌ها با ایجاد هم‌پیمان‌هایی با گروه‌های طرفدار محیط زیست، آن ها را تبدیل به متحدانی برای خود می‌کنند. آن ها دریافته‌اند که با گوش فرا دادن به طرفداران محیط زیست می‌توان هدررفت نیرو و هزینه را کاهش داد.

در جمع‌بندی این چهار نوع از ذی‌نفعان، می‌توان گفت، مدیران باید تلاش کنند که نیاز ذی‌نفعان حاشیه‌ای را به صورت حداقلی برآورده کنند و نیازهای ذی‌نفعان پشتیبان و مختلط را به بیشترین وجه برآورده کنند و پشتیبانی ذی‌نفعان مختلف از سازمان را افزایش دهند.

این چهار نوع از ذینفعان و استراتژی‌های مربوط به هر کدام از آن ها نشان‌دهنده چیزی است که آن را دیدگاه استراتژیک یا ابزاری نسبت به ذی‌نفعان نامیده‌اند. اما باید بیان کنیم که سازمان‌ها با در نظر گرفتن نیازها و نگرانی‌های ذی‌نفعان رفتار اخلاقی کسب‌وکار را در عمل بهبود می‌دهند. یعنی مدیران دارای یک مسئولیت اخلاقی نسبت به‌ ذی‌نفعان هستند که فراتر از دیدگاه استراتژیک است.

۲-۶-۱-۵ استفاده از تخصص ذینفعان

مدیران باید اصطلاحا «مزاحمان» را به «متحدان» تبدیل کنند؛ به‌ویژه ذی‌نفعان پشتیبان و حتی سایر گروه‌های ذی‌نفعان این ظرفیت را دارند.استدلال شده است که گروه‌های منفعت‌ویژه غیرانتفاعی به‌ویژه سازمان‌های فعال غیردولتی (مانند سازمان‌های مردم‌نهاد) ظرفیت بسیاری برای همکاری با مدیریت دارند، مشروط بر آنکه مدیران آن ها را مزاحم تلقی نکنند و از آن ها در راستای اهداف سازمانی استفاده کنند.

این سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند منابعی مانند مشروعیت، هوشیاری نسبت به نیروهای اجتماعی، شبکه های ارتباطی اجتماعی و تخصص فنی ویژه را داشته باشند که می‌توان از آن ها برای کسب مزیت رقابتی بهره گرفت. هر کدام از این گروه‌ها می‌توانند، مزیت رقابتی برای سازمان داشته باشند؛ از جمله کمک به سازمان برای رهایی از دردسرها، کمک به انطباق با استانداردهای صنعتی، شکل‌دهی به قوانین، پیش‌بینی تغییر تقاضای مشتریان و شتاب‌بخشی به نوآوری. چنین شراکت‌هایی با ذی‌نفعان نیازمند تغییر در روحیه و دیدگاه مدیران است. اگر این کار انجام گیرد، در آینده شرکت‌ها آمادگی بهتری برای تعامل با ذینفعان خواهند داشت. یکی از بهترین نمونه های استفاده از تخصص ذینفعان و رابط مبتنی بر همکاری با آن ها طرح شرکت والمارت به نام «پایداری ۳۶۰ درجه»[۱۴] است که در سال ۲۰۰۷ به اجرا گذاشته شد. این شرکت نه تنها تامین‌کنندگان خود را وادار به توجه به محیط‌زیست کرد، بلکه کارکنان و مشتریان خود را در تلاش‌های خود در این جهت دخالت داد. والمارت شرکا و تامین‌کنندگان خود را وادار کرد که روش‌هایی جدید برای زدودن انرژی تجدیدناپذیر از محصولاتی که والمارت می‌فروشد، پیدا کنند. تامین‌کنندگان عمده‌ای همچون یونیلور، پپسی و یونیورسل میوزیک پشتیبانی خوبی از این طرح به عمل آوردند. این طرح چندین گروه فعال زیست محیطی را به هم‌پیمانانی برای و المارت تبدیل کرد.

۲-۶-۲ مسئولیت اجتماعی شرکت ها در قبال ذینفعـان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




۲-۱-۱- تحقیقات داخلی

هم­چنان­که ادبیات نظری نسبتاً گسترده‌­ای درباره هویّت وجود دارد. به همین منوال در زمینه مطالعات تجربی نیز ‌می‌توان رساله‌­ها و پژوهش­های متعددی را یافت که دست کم در عنوان شامل مفهوم هویّت هستند. در این بخش به برخی از این عناوین که در مقاطع بالای تحصیلی و دانشگاه ­های معتبر انجام شده‌اند‌می­پردازیم. مرور این مطالعات در ترسیم چشم‌انداز این حوزه ‌به این پروژه کمک می­ کند. ‌بنابرین‏ ابتدا خلاصه­ای از هر تحقیق را مطرح می­کنیم و سپس تلاش کرده‌ایم مزایا و نقایص آن ها را در بخش روش تحقیق، چارچوب نظری و یافته ­های تحقیق مطرح کنیم. و سپس از هر تحقیق محورهای اصلی مانند مسئله، جامعه آماری، چارچوب نظری و نتایج مهم در قالب دو جدول بررسی شده است. در ابتدا محور­های روشی و بعد محور نظری و یافته­‌های تحقیق ارائه شده است.

محمدی (۱۳۷۹) در پژوهش مورد برّرسی خود به دنبال شناخت پارامتر­های هویّت فرهنگی دانش‏آموزان مورد مطالعه است. همچنین نگارنده درصدد بررسی گرایش افراد مورد مطالعه به پارامتر­های فرهنگ مدرن برآمده و نوسانات هویّت قومی را قبل و بعد از انقلاب بررسی ‌کرده‌است. محقق بعد از تعریفی از هویّت به هویّت جمعی، فردی و فرهنگی پرداخته و به شرح و برّرسی هر کدام از اقسام هویّت مذکور اقدام ‌کرده‌است. وی زبان، دین، سرزمین مشترک و میراث مشترک را به عنوان شاخصه­‏های هویّت فرهنگی برشمرده و هرکدام را توضیح داده است. محمدی از نظریات و آرای مردم‏شناسان زیر ‌در مورد شکل‏­گیری هویّت فرهنگی استفاده ‌کرده‌است:۱- روث بندیکت: هر جامعه‏ای شخصیّت ویژه­‏ای را در افراد خود می­‏پروراند. بر اساس دیدگاه وی هر جامعه‏­ای به تدریج به برخی از الگو­های فرهنگی خود ‌محوریت می‏ دهد، ۲- مارگاریت مید: به اعتقاد مید تمامی فرایند­های جامعه را (حتی بیولوژیک) باید با توسّل به نظام فرهنگی جامعه تبیّین کرد، ۳- کاردینر و لینتون: کاردینر شخصیّت بنیادین را مطرح می‏­کند تا بتواند به مدد آن هویّت فرهنگی جوامع را بشناسد. به نظر لینتون شخصیّت بنیادی از مجموع تمایلات انگیزه­‏ها و خصوصیّات ویژه تشکیل شده است که از طرف گروه بر فرد تحمیل می‏­شود. وی احساس تعلّق و دلبستگی را مبنای شکل‏­گیری شخصیّت پایه می­‏داند.

جامعه مورد مطالعه این پژوهش دانش‏آموزان پایه سوم دبیرستان شهرستان مریوان است. پرسش­های تحقیق ناظر به میزان و کیفیّت گرایش به فرهنگ قومی، فرهنگ ملّی و فرهنگ مدرن است. مذهب، زبان، پوشش، پایبندی به آداب و رسوم نیز به عنوان یک متغییر­های مستقل لحاظ شده است. نتایج این مطالعه نشان می­‌دهد که ‌در مجموع و به ترتیب هویّت فرهنگی دانش‏آموزان از چهار لایه قومی، مدرن، مذهبی و ملی تشکیل شده است. نکته قابل تأمّل تضعیف گرایشات مذهبی شاگردان است.راهکار­های نظام سیاسی در جهت یکسان‏­سازی باعث تشدید گرایشات قومی شده است. ضمن این­که هویّت ملّی و مذهبی برخلاف تصوّر ضعیف شده است و ‌به‌تدریج‌ به سوی متغیر­های فرهنگ مدرن اوج ‌می‌گیرد.

داوود میرمحمدی (۱۳۷۴) به مطالعه و برّرسی مؤلفه­‏های بارز هویّت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و نسبت و رابطه آن ها با هویّت فرهنگی در شهرستان زاهدان می­‏پردازد. هدف از این مطالعه و تحقیق، بررسی عناصر و مؤلفه­‏های تشکیل‏دهنده هویّت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و شناخت میزان همسانی و ناهمسانی هویّت فرهنگی آنان با هویّت فرهنگی ملّی ایران (مرکز‏گرایی و مرکزگریزی) و تبیین جامعه‏‏شناختی آن است.

این رساله از چندین دستگاه نظری استفاده ‌کرده‌است که عبارتند از: ۱) نظریه «هویت‏جوئی» اسمیت(ریشه و منشأ ایجاد قوم‏مداری و مرکز‏گریزی و شکل‏­گیری نهضت‏­های جدائی طلبی قومی ناشی از تمایل و نیاز جامعه قومی به کسب هویّت قومی خود و رسمیت بخشیدن به آن است)، ۲)تئوری «دولت‌ـ‌ملّت» بوئرژ(با رشد مفهوم «ملت ـ دولت» در عصر امروز ارتباط بین ملّت به عنوان مفهوم قومی و دولت به مثابه یک موجودیّت قانونی بسیار گسسته و مبهم شده است.در نتیجه قومیّت‏­گرایی به عنوان حقّ مردمی که احساس می­‏کنند که ملیّت مشترکی دارند و خواستار دولتی هستند که ملیّت آن ها را تحقق بخشد در آمده است)، ۳)تئوری عوامل «ذهنی و عینی» راتچایلد و شاپفلین(عوامل ذهنی و عینی بر مخفی شدن نهضت‏­های قومی اثر گذاشته، ضمن تشدید خواست­‏های قابل مذاکره و غیرقابل مذاکره، ناخشنودی و نارضایتی قومی را بیشتر می­‏کنند و شرایط را فراهم می‏­کند که منجر به شکل‏­گیری «سازمان سیاسی قومی» شده و منبعی برای تسریع در بازسازی هویّت قومی، وحدت و همبستگی قومی، خواست مشارکت عمومی و اصالت فرهنگی از جمله بازگشت به ریشه­‏های نمادین، اسطوره‏های گذشته و یادبود­های تاریخ می‏­گردد و از طریق ایجاد و شکل‏­گیری ناسیونالیسم قومی تبدیل به یک نهضت مرکزگریز قومی می‌­شود) و ۴)تئوری «میدان» کورت لوین(رفتار انسان تابع دو عامل: خصوصیّات شخصی و خصوصیّات محیط است). همچنین در این رساله، از دیدگاه­‏های جامعه شناسانی، همچون دورکیم و الکساندر (همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، وفاق اجتماعی)، ابن خلدون (عصبیّت)، مونتسکیو (روح کلی)، پارسونز (منظومه و ساخت اجتماعی) استفاده و بر آن ها تأکید شده است.

جامعه آماری این تحقیق عبارت است از، کلیه خانواده‏­های بلوچ ساکن شهرستان زاهدان و دارای ۳۰۸ نمونه است. سؤالات اصلی میرمحمدی این است که ۱)مؤلفه­‏های بارز هویّت قومی و فرهنگی مردم بلوچ کدامند؟ و ۲) بلوچ­‏ها به چه میزانی به هویّت قومی و فرهنگی خود تعلّق و دلبستگی دارند (قومیّت­گرا هستند) و چه جایگاهی برای هویّت قومی و هویّت خود در جامعه و هویّت ملّی قایل هستند و نسبت و رابطه هویّت قومی آنان با هویّت ملّی چگونه است (مرکز‏گرائی)؟ و چرا؟

برخی از نتایج مهّم تحقیق به شرح زیر است: الف) آن دسته از افرادی که دارای خاستگاه روستایی بوده و در مناطق روستایی و ایلی زندگی ‌می‌کنند در مقایسه با افراد شهرنشین تمایلات قومی بیشتری دارند.ب) هر قدر سطح تحصیلات بیشتر باشد، قومیّت­گرایی ضعیفتر است.ج) افرادی که دارای مشاغل بالا و متوسط و همچنین کسانی که شاغل در رشته‏­های شغلی دولتی و فروشندگی بوده ‏اند، در مقایسه با افراد صاحب مشاغل پایین و شاغل در رشته­‏های شغلی خدمات، حمل و نقل و دامداری و کشاورزی تمایلات قومی ضعیفتری از خود نشان داده ‏اند.

-رساله کارشناسی ارشد مهدی فرجی(۱۳۸۰) به مطالعه صورتبندی هویّت جدید و تغییر نگرش زنان نسبت به احکام رساله­‏ای می‏­پردازد. نگارنده به استفاده از نظریات گیدنز تأثیر سه عنصر مدرنیته،یعنی جدایی زمان و مکان، جابجایی و از جاکندگی، بازاندیشی را بر دگرگونی در خصلت پدیده­‏ها و کنش‏­های انسانی و تغییر در نگرش‏­ها برّرسی می‌­کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




در این فصل به قوانین و مقرراتی اشاره خواهیم کرد که به موجب آن بانوان ایران می‌توانند با مردان بیگانه در صورت رعایت مقررات مربوطه ازدواج نمایند. ابتدا شرایط ازدواج زن ایرانی با مرد بیگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت سپس از ازدواج مرد ایرانی با زن بیگانه سخن می گوییم.

مبحث اول : ازدواج مسلمان با غیر مسلمان

قانون مدنی تعریفی از کلمه مسلمان و غیرمسلمان ننموده و از اقسام آن ذکر به میان نیاورد، ولی با توجه به آثار و احکام مختلفی که بر انواع آن مترتب می‌باشد به طور اجمال این واژه ها را از نظر فقهی تعریف و سپس احکام هر یک را بیان می نمائیم.

مسلمان کسی است که معتقد به وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر اکرم و ضروریات دین اسلام باشد. در مقابل غیرمسلمان کسی است که به وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر اکرم و یا به یکی از ضروریات دین اسلام اعتقاد نداشته باشد؛ به عبارتی دیگر کفر عبارت از ناباوری به اسلام و کافر کسی است که یکی از اصول اسلام و یا به ضروریات آن اعتقاد نداشته باشد. کافر اقسامی دارد:

الف) اهل کتاب: که پیرو یکی از ادیان الهی می‌باشد، اسلام برای این ادیان پیامبر و کتاب آسمانی قائل است.

ب) مشرکین: که از هیچ دین الهی پیروی نمی کنند، اعم از اینکه هیچ مذهبی را اعتقاد نداشته یا اینکه معتقد به مکاتب دیگری باشند. کافر شدن بعد از اسلام را ارتداد می‌گویند و مرتد بر دو قسم تقسیم می شود:

۱) مرتد فطری : و آن عبارت است از کسی که حین انعقاد نطفه لااقل یکی از ابوین وی مسلمان بوده و او پس از بلوغ، اسلام را پذیرفته و پس از آن کافر شده است.

۲) مرتد ملی: آن کسی است که ابوین او در حال انعقاد نطفه اش کافر بودند و او پس از بلوغ اظهار کفر نموده یعنی کافر حقیقی شده است و سپس اسلام آورده و بعد از آن مجدداً کافر گردیده است.

گفتار اول : ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان :

قانون مدنی به تبعیت از فقه اسلامی، نکاح زن مسلمان را با مرد غیرمسلمان را ممنوع ‌کرده‌است ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی در این باره مقرر می‌دارد: «نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست» با توجه به اتفاق نظر کلیه فقها، اعم از شیعه و سنی مبنی بر باطل بودن چنین ازدواجی، منظور از جایز نیست به معنی باطل بودن آن می‌باشد و مبنای آن علاوه بر اجماع، بعضی از آیات قرآنی[۴۳] و دلائل فلسفی است.

از آنجا که این حکم قانون مدنی ریشه قرآنی دارد و مبتنی بر فقه اسلامی است، فلسفه حکمت آن نیز مبتنی بر حفظ اعتقادات اسلامی زن و بیم تأثیرپذیری از عقیده و رفتار کفرآمیز شوهر است، چون اسلام به حفظ اعتقاد و هویت اسلامی اهمیت زیادی قائل است و ازدواج کافر و مسلمان، طبعاً این تأثیر و تأثر را دارد به ویژه که زن ممکن است تحت تأثیر شوهر، دست از اسلام بردارد.[۴۴]

اسلام برای آنکه ازدواج از پیوند معنوی اصیل، برخوردار باشد و محیط زندگی مشترک زناشویی توأم با هماهنگی فکری و روح تعاون و مسالمت و صفای معنوی گردد، شرط کفو و برابری زن و مرد را در تحقق ازدواج حقیقی، ضروری می شمارد. ولی اسلام هم کفو بودن زوجین و برابری آن دو را با مقیاس‌های مادی و صوری قابل سنجش نمی داند، به همین علت ثروت، مقام، حب و نسب، نژاد، موقعیت خانوادگی، شخصیت اجتماعی و نظیر آن هیچکدام مشخص ی برابری زوجین محسوب نمی گردد. تنها مقیاسی که از نظر اسلام برابری و کفویت زوجین را مشخص می‌سازد ایمان و عقیده است. این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که زن همواره در زندگانی زناشویی روی یک سلسله علل روانی و اجتماعی تابع و مهقور ارادۀ مرد می‌باشد و این واقعیت را اگر ما به عنوان یک قانون طبیعی عمومی نپذیریم، بی شک صدق آن را عادتاً در بیشتر ازدواجها و شرایط محیطی و اجتماعی نمی توانیم انکار کنیم.

بدیهی است که اسلام نمی تواند چنین واقعیتی را نادیده گرفته و در برابر آثار و نتایج آن بی تفاوت باشد زیرا تجویز ازدواج زنان مسلمان با مردان غیرمسلمان به منزله آن است که نسبت به ایمان و عقیده زنان مسلمان با مردان غیرمسلمان، در برابر خطر مسلّمی که آنان را تهدید می‌کند نه تنها ابراز بی تفاوتی
می‌گردد بلکه اصولاً راه انحراف برای گرایش زنان مسلمان به سوی کفر باز شده و بدین وسیله انبوهی از مسلمین در معرض ارتداد قرار میگرند، بدیهی است که این واقعیت تلخ با ‌هدف‌های‌ اصیل و ایده اسلامی کاملاً مغایر بوده و هرگز نمی تواند مورد تأیید آیینی که مدعی رسالت جهانی است قرار گیرد. [۴۵]

ممکن است گفته شود که اگر فلسفه حکم چنین است (تأثیرپذیری زن از شوهر) پس چه مانعی دارد که در شرایطی که با اطمینان چنین خطری وجود ندارد، بلکه شرایط به گونه ای است که زنان می‌توانند شوهرانشان را به پذیرش اسلام متمایل سازد، این ازدواج جایز باشد؛ چنان که مسیحیان نیز در شرایطی که ‌به این امر اطمینان داشته باشند، به زنان خویش چنین اجازه ای را می‌دهند. پاسخ این است که آنچه در فلسفۀ حکم تحریم ازدواج و تفاوت زنان و مردان یاد شده، علت تامه حکم نیست، چه این که ممکن است مصالح و مفاسد بسیار دیگری نیز در وضع حکم فوق مطرح باشد، که ما از آن ها بی اطلاعیم، گذشته از این که ممکن است این تأثیر پذیری به اصطلاح فقها حکمت حکم مذبور بوده باشد، نه علت حکم و هیچ مانعی ندارد که قانون به دلیل ضرر احتمالی در اکثر موارد کاری را بر همگان حرام نماید. ‌بنابرین‏ از آن جا که تشخیص مصالح، احکام و علل آن معمولاً برای ما غیرممکن است، ما نمی توانیم ‌بر اساس تخیل و حتی احتمالات قوی نیز دست از حکم شارع برداریم. شکی نیست که در امر نکاح احتیاط مطلوب موردنظر است چرا که اهداف عالیه دین بر آن مترتب است. [۴۶] صورت دیگری که بر این ماده متصور است این است که هرگاه زن و شوهر هر دو کافر باشند و زن اسلام اختیار کند، نمی تواند به زندگی زناشویی با مرد کافر ادامه دهد و در این صورت نکاح منحل خواهد شد، زیرا کفر هم ابتدائاً و هم استدامتاً مانع نکاح است، یعنی همان طور که زن مسلمان نمی تواند از آغاز با مرد غیرمسلمان ازدواج کند، بعد از عقد نکاح هم زن اگر مسلمان شود، نمی تواند به زندگی زناشویی با مرد کافر ادامه دهد این معنی را از ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی
می توان استنتاج کرد. فقهای امامیه هم در این مورد قائل به انفساخ نکاح شده و گفته اند: اگر اسلام زن قبل از نزدیکی باشد، در همان حال نکاح منفسخ می شود و زن را مهری نیست. لیکن اگر اسلام زن بعد از نزدیکی باشد انفساخ عقد منوط به انقضا عده است و زن استحقاق مهر خواهد داشت.[۴۷]

گفتار دوم : ازدواج مرد مسلمان با زن غیرمسلمان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




به عنوان مثال با بهره گرفتن از این نکته میزان فروش نوعی کرم تا ۱۵۷% در داروخانه و میزان فروش نوعی ‌بیسکوییت در خوار بار فروشی تا ۳۸۸% افزایش یافت (گاگنون و آسترهاوس، ۱۹۸۵).

همچنین(قنبری ومحب) تأکید دارند روشی که اجناس ارائه می‌شوند (به عنوان مثال ماست در مطالعه آن‌ ها)، چه ‌بر اساس نام تجاری و چه ‌بر اساس طبقه یا قفسه‌هایی که به آن اختصاص داده می‌شود، بر انتخاب مشتری اثر می‌گذارد. اگر چه طرز قرار گرفتن و تقدم و تأخر اجناس به وضع کلی قفسه‌ها و موقعیت درب ورودی ارتباط دارد ولی این قانون کلی نباید از نظر دور بماند که بهترین محل باید به جنس یا اجناسی تخصیص یابد که بیشترین استفاده را در بر داشته باشد.

قفسه‌ها و ردیف‌های فروش بر حسب ارتفاع و سایر خصوصیات در میزان فروش مؤثر می‌باشند. طبقاتی از قفسه اجناس که با چشم در یک سطح قرار دارند بیشتر مورد نظر واقع شده و در نتیجه فروش بیشتری خواهند داشت. به طور کلی می‌توان گفت که قفسه‌ها و طبقاتی که کارایی آن‌ ها بیشتر بوده و اجناس پر فروش در آن‌ ها قرار دارند باید طوری مستقر شوند که خریدار برای رسیدن به آن‌ ها فاصله بیشتری بپیماید. دلیل این موضوع این است که مشتری برای خرید آن چه می‌خواهد از کنار ردیف‌ها و قفسه‌های مختلف گذشته و سایر کالاهایی که به نمایش گذارده شده مشاهده نماید. بدین ترتیب ممکن است تقاضای جدیدی در او تحریک شده و بیش از آن که قبلاً تصمیم گرفته بود خرید کند. هر گاه بیش از یک نوع جنس در قفسه یا طبقه ای قرار دارد باید ترتیبی داده شود که از مخفی شدن هر یک از آن‌ ها جلوگیری به عمل آید.

هنگام چیدن اجناس مختلف در ردیف‌های هر قفسه توجه ‌به این نکته لازم است که حرکت چشم از چپ به راست راحت انجام می‌گیرد تا از بالا به پایین یا از راست به چپ (شکل ۱)[۱۶].

هر دو کالا به چشم می خورند

یک کالا به چشم می‌خورد

شکل ۲-۱- مقایسه چیدن اجناس در قفسه‌ها (مکینان، کلی و رابینسون، ۱۹۹۱)

ثبت قیمت فروش بر روی اجناس یکی از ضروریات در هر فروشگاه است. ثبت قیمت بر روی جنس نه تنها فروشنده را از قیمت‌ها مطلع می‌کند بلکه مشتری هنگام بازدید از مغازه به سهولت قادر است از قیمت اجناس مورد نظر اطلاع حاصل نماید. از طرفی فروشنده با اطلاع قبلی از بهای فروش جنس هنگام مواجه با مشتریان کوشش خود را صرف ارائه سایر اطلاعات مربوط به کالا می‌کند.

امروزه از ماشین‌های مخصوص برای برچسب زدن استفاده می‌گردد. برچسب انواع مختلفی دارد که هر نوع آن برای اجناس مخصوص به کار برده می‌شود. انواع برچسب شامل: برچسب‌های چسبی، مناسب برای قوطی‌ها، چینی آلات، شیشه و فلز؛ برچسب‌های سنجاقی، مناسب برای البسه؛ برچسب‌های نخی، مناسب برای اغلب اجناس؛ برچسب‌های مستطیل شکل بزرگ، اغلب برای البسه مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ برچسب‌های ویترینی شامل فلزی و چوبی به صورت با پایه و بدون پایه است.

بر چسبی از نظر قیمت گذاری کامل است که اطلاعات زیر در آن ثبت شده باشد :

۱٫ قیمت فروش

۲٫ اندازه، نوع و رنگ

۳٫ شماره سفارش

۴٫ قیمت خرید به کد (به رمز)

۵٫ شماره یا حرف نشان دهنده بخش مربوطه و شماره طبقه بندی

۶٫ تاریخ خرید به کد

از دیگرمتغیرها، نشانه ها یا علائم مختلف به کار گرفته شده توسط خرده فروش است که می‌تواند هم ارئه کننده قیمت‌ها و هم اطلاعات مفید درباره اجناس یا اقلام موجود در مغازه است.

بیتنر[۱۷] (۱۹۹۰) بیان می‌کند که برنامه ریزی فضا تفاوت بین کسب و کار موفق و ناموفق را مشخص می‌کند.

۲-۵-۳- شایستگی‌های فروشنده و کارکنان و سایر متغیرهای انسانی

این دسته (طبقه) شامل ویژگی‌های فروشنده، ازدحام یا تراکم جمعیت درون فروشگاه، خصوصیات کارکنان یا پرسنل و سیاست‌های فروشنده است. به طور کلی متغیرهای انسانی به دو حوزه قابل تقسیم است، نخست کارکنان خرده فروشی و دوم دیگر مشتریان (تورلی و میلیمان، ۲۰۰۰).

به دلیل آن که کارکنان راه ارتباطی خرده فروشی با مشتریان هستند و بر نگرش‌های آنان اثر گذارند، توجه به ویژگی‌هایشان بسیار حیاتی است. یک محیط خرده فروشی سازمان نیافته، و کارکنانی که جامه مربوط به حرفه خود را به تن ندارند می‌تواند بر توجه و رضایت مشتری اثر گذارد به خصوص وقتی که خدمات نامطلوب ارئه شود (بیتنر، ۱۹۹۰).

هم چنین پوشش کارکنان فروش بر ادراکات مصرف کنندگان از کیفیت سرویس و خدمات در یک فضای خرده فروشی تأثیر دارد (بیکر، گروال، پاراسورامان، ۱۹۹۴).

بر این اساس مجموعه ای از ویژگی‌های یک فروشنده خوب از نظر مشتریان به صورت زیر است :

ظاهر:

ظاهر آراسته فروشنده به دلیل این که وسیله ای برای جذب مشتری و نهایتاًً فروش است بسیار حائز اهمیت است.

بیان:

بیان قوی و شیرین به انضمام یک ‌خوش‌آمد گویی ساده اثر نیکوی ظاهر آراسته را دو چندان می‌کند. یک فروشنده با کلام خود می‌تواند اطمینان و اعتماد خریدار را به نحو مطلوبی جلب نماید تا وی بدون شک و تردید به خرید مبادرت کند.

ادب:

ادب همواره نشانه ی ادای احترام و رعایت حال دیگران است. مودب بودن در مقابل افرادی که رعایت احترام انسان را می‌کنند آسان است ولی رعایت ادب در مقابل بی نزاکتی و خشونت اشخاص مشکل است. مودب بودن در مقابل افراد و شکیبایی در برابر آنان (مشتریان) فضیلت محسوب شده و ضمن آن که آن که عمل فروش را تسهیل می‌کند تحسین دیگران را نیز بر می‌انگیزاند.

شور و شوق:

فروشنده با حرارتی که به کار خود علاقه مند بوده و سعی دارد به بهترین وجهی احتیاجات مشتری را درک و بدان پاسخ گوید، باعث افزایش فروش می‌گردد.

دانش و آگاهی:

فروشنده باید علاوه بر آگاهی نسبت به اجناس مغازه به سایر اجناس موجود در بازار نیز آگاهی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی سؤالات مشتریان و بر طرف کننده نیاز آنان باشد.

علاوه بر موارد فوق صداقت، استقامت و اعتماد به نفس از صفات مطلوب دیگری است که می‌توان برای یک فروشنده لایق قائل شد.

هم چنین فروشندگان باید سیاست‌های گوناگونی جهت جلب مشتریان خود به کار گیرند. لک عیان (۱۳۸۸) این سیاست‌ها را شامل موارد زیر می‌داند :

۲-۵-۴- رسیدگی به شکایات مشتریان

شکایات مشتریان گاهی صحیح و گاهی غیر منطقی است. در هر دو صورت وجود شکایت برای مغازه ناخوشایند بوده و در عین حال وسیله ایست که به نارضایتی مشتریان رسیدگی گردد تا از تقلیل فروش در آینده پیشگیری به عمل آید. مشتری ناراضی تبلیغ کننده بدی برای مغازه محسوب شده و هر کجا که پیش آید به زیان مغازه سخن خواهد گفت و بدین ترتیب به حیثیت و شهرت آن لطمه وارد می‌آورد.

‌بنابرین‏ لزوم هر گونه کوششی جهت استقبال از شکایات و رسیدگی به آن‌ ها به منظور حفظ اعتبار و معروفیت مغازه از طریق تعویض و پس گرفتن کالا و یا دیگر ابزار ضروری است. ‌بنابرین‏ فروشنده وظیفه دارد با کمال علاقه و به طور دوستانه به صحبت‌های مشتری گوش داده و از این که هر عاملی موجبات نارضایتی او را فراهم کرده عذر خواهی نماید و برای رفع شکایت او تمام تلاش خود را بنماید.

۲-۵-۵- پس گرفتن کالا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




  1. نمودار چارک-چارک مشاهدات

در این نمودار ها چارک اول، چارک دوم و چارک سوم متغیرها به نمایش در آمده است چارک اول مقداری است که ۲۵ درصد داده ها و مشاهدات از آن کوچکتر و ۷۵ درصد داده ها از آن بزرگتر هستند. چارک دوم مقداری است که نیمی از داده ها از آن کوچکتر و نیمی از داده ها از آن بزرگتر هستند که به آن میانه نیز می‌گویند. چارک سوم نیز مقداری است که ۷۵ درصد داده ها از آن کوچکتر و ۲۵% داده ها از آن بزرگتر هستند و همان طوری که ‌در نگاره ۴-۲ میانه ها ی متغیر ها ذکر شد در این نمودارها نیز تمام مشاهدات که بر اساس چارکها مرتب شده اند به نمایش در آمده اند به عنوان مثال میانه متغیر SMB -0.01 است که در نمودار نیز (پراکنش های وسطی هر نمودار) به همین مقدار به نمایش در آمده است.

نمودار۴-۷ چارک مشاهدات

پراکنش تمام مشاهداتی که برابر میانه هستند حول میانه ترسیم شده اند و به همین ترتیب میانه بازده اضافی سهام (Ri-RF) -0.1 ، بازده اضافی بازار (MKT) ۰٫۲که به صورت یک نقطه(سومین پراکنش) در نمودار نشان داده شده است میانه HML -0.01 و میانه WML 0.07 می‌باشد که در نمودار ۴-۷ نیز کاملاً مشخص است.

۴-۳ آزمون فرضیه

برای بررسی آزمون فرضیه با بهره گرفتن از روش panel data مدل های تحقیق با متغیر وابسته (بازده سهام) و متغیر های مستقل MKT، SMB، HML، WML مورد برآورد قرار می گیرند.

۴-۴ آزمون بررسی معنی داری ضرایب همبستگی

ضریب همبستگی جهت تعیین این نکته مورد استفاده قرار می‌گیرد که آیا رابطه معنی داری بین دو متغیر وجود دارد یا خیر. ضریب همبستگی صرفا جهت بررسی وابستگی خطی بین دو متغیر استفاده می شود از لحاظ آماری اگر متغیر مستقل و متغیروابسته مستقل باشند ضریب همبستگی آن ها صفر است. هرچند عکس آن صادق نیست بدین معنی که اگر حتی ضریب همبستگی بین متغیر ها صفر باشد نمی توان گفت متغیر ها مستقل اند.

بر حسب مقدار به دست آمده برای r، ‌در مورد رابطه بین متغیر مستقل و متغیروابسته، می توان گفت:

الف –اگر -۱< r<0باشد، رابطه بین متغیر مستقل و متغیروابسته معکوس می‌باشد.

ب-اگر ۱ < r<0 باشد، رابطه متغیر مستقل و متغیروابسته مستقیم می‌باشد.

ج- اگر r|=1 | باشد رابطه بین متغیر مستقل و متغیروابسته کامل و اگر r=0 رابطه ی خطی وجود ندارد و در غیر این دو صورت رابطه ی بین متغیر مستقل و متغیروابسته ناقص است.

همان طوری که در نگاره ۴-۳ قابل مشاهده است ضریب همبستگی بین متغیر ها صفر نیست و رابطه بین متغیر بازده سهام با بتا (MKT) مستقیم و رابطه بین بازده سهام و SMB، HML، WML معکوس است.

نگاره ۴-۳ جدول ضرایب همبستگی

همبستگی

RI-RF

RM-RF

SMB

HML

WML

RI-RF

۱٫۰۰۰۰۰۰

RM-RF

۰٫۲۲۰۸۵۸

۱٫۰۰۰۰۰۰

SMB

-۰٫۱۳۱۷۹۲

-۰٫۶۵۳۴۶۳

۱٫۰۰۰۰۰۰

HML

-۰٫۲۲۶۵۶۵

-۰٫۶۹۴۷۹۶

۰٫۵۱۲۲۰۴

۱٫۰۰۰۰۰۰

HML

-۰٫۲۲۶۵۶۵

-۰٫۶۹۴۷۹۶

۰٫۵۱۲۲۰۴

۱٫۰۰۰۰۰۰

WML

-۰٫۰۶۳۸۰۴

-۰٫۴۲۶۴۴۱

۰٫۶۵۳۹۱۴

۰٫۲۶۸۰۵۷

۱٫۰۰۰۰۰۰

قدرت توضیح دهندگی بازده اضافی سهام بیشتر از عامل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار،عامل اندازه و همچنین عامل گشتاوری است.نکته ای که باید در اینجا توجه داشت این است که حتی در صورتی که r دارای مقدار غیر صفر باشد نیز ممکن است ضریب همبستگی جامعه صفر باشد. از این رو باید ضریب همبستگی جامعه را مورد آزمون قرار دهیم این آزمون به صورت زیر تعریف می شود:

H0: =0همبستگی معنی داری وجود ندارد

H1:0همبستگی معنی داری وجود دارد

نتایج به دست آمده ‌به این نحو تحلیل می شود که در صورتی که سطح معنی داری کوچکتر از ۵% باشد فرض ۰ Hرد می شود و همبستگی معنی داری بین دو متغیر وجود دارد و اگر سطح معنی داری بزرگتر از ۵% باشد فرض ۰H پذیرفته می شود و فرض H1 رد می شود.

نگاره ۴-۴ سطح معنی داری ضرایب همبستگی

سطح معنی داری همبستگی

RI-RF

متغیر وابسته

RM-RF

متغیر مستقل

SMB

متغیر مستقل

HML

متغیر مستقل

WML

متغیر مستقل

RI-RF (بازده اضافی سهام)

…….

RM-RF (بازده اضافی بازار)

۰٫۰۱۰۹

SMB (عامل اندازه)

۰٫۱۳۲۰

۰٫۰۰۰۰

HML (عامل نسبت ارزش دفتری به بازار)

۰٫۰۰۹۰

۰٫۰۰۰۰

۰٫۰۰۰۰

WML (عامل گشتاوری)

۰٫۴۶۷۳

۰٫۰۰۰۰

۰٫۰۰۰۰

۰٫۰۰۱۹

……

همان طوری که قابل مشاهده است سطح معنی داری متغیر SMB و بازده سهام ، WML و بازده سهام بزرگتر از ۵% است وفرض ۱H رد می شود و همبستگی معنی داری بین دو متغیر وجود ندارد.

۴-۵ آزمون دوربین واتسون

این آزمون به منظور بررسی استقلال خطاها از یکدیگر(تفاوت بین مقادیر واقعی و مقادیر پیش‌بینی شده توسط معادله رگرسیون) استفاده می شود. درصورتی که فرضیه استقلال خطاها رد شود و خطاها با یکدیگر همبستگی داشته باشد امکان استفاده از رگرسیون وجود ندارد و چنانچه این آماره در بازه ۱٫۵تا ۲٫۵ قرار گیرد فرض H0 آزمون عدم همبستگی بین خطاها پذیرفته می شود و در غیر این صورت H0 رد می شود. (همبستگی بین خطاها وجود دارد)

نگاره ۴-۵ آزمون دوربین واتسون

مدل اول

(۳-۱)

CAPM

مدل دوم

(۳-۲)

SCAPM

مدل سوم

(۳-۳)

KCAPM

مدل چهارم

(۳-۴)

TFPM

مدل پنجم

(۳-۵)

STFPM

مدل ششم

(۳-۶)

KTFPM

مدل هفتم

(۳-۷)

FFPM

مدل هشتم

(۳-۸)

SFFPM

مدل نهم

(۳-۹)

KFFPM

۲٫۰۰۸۶۰۲

۱٫۹۹۵۲۱۹

۲٫۰۰۲۲۵۴

۲٫۰۱۳۱۶۷

۲٫۰۸۲۹۵۲

۲٫۱۲۰۷۴۴

۱٫۶۹۹۶۰۶

۲٫۰۶۸۵۴۷

۲٫۰۷۱۹۵۱

با استناد به اطلاعات نگاره ۴-۵ این آماره برای مدل های یک تا ۹ به ترتیب برابر با (۲٫۰۰۸۶۰۲، ۱٫۹۹، ۲٫۰۰، ۲٫۰۱، ۲٫۰۸، ۲٫۱۲، ۱٫۶۹، ۲٫۰۶، ۲٫۰۷) است که نشان دهنده ی این است تمام آماره ها در بازه ۱٫۵ تا۲٫۵ قرار می گیرند. ‌بنابرین‏ فرض H0 آزمون برای تمام مدل‌ها (عدم همبستگی بین خطاها) تأیید می شود.

۴-۶ آزمون معنی دار بودن R2 برای مدل ها

ضریب تعیین (R2) برای تعیین اینکه چه میزان از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیر مستقل مشخص می شود، استفاده می شود که همان مجذور ضریب همبستگی است. انتخاب بهترین مدل بر مبنای بالاترین ضریب تعیین است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




ساختار

و رقابت پذیری

۱۲فشردگی رقابت در سطح کشور

۱۳واردات محصولات مشابه۱۴عدم وجود نگرش مثبت برای ساخت محصول رقابتی

۱۵عدم وجود دیدگاه های راهبردی برای حضور در بازارهای جهانی۱۶عدم وجود بینش مدیریت مبنی بر توانایی رقابت با رقبای بین المللی۱۷عدم رعایت استانداردهای معمول بین‌المللی و کنترل های کیفی دقیق۱۸کیفیت محصولات در مقایسه با محصولات رقبای خارجی۱۹آگاهی و آشنایی با محدودیت ها و مقررات بین‌المللی درباره صادرات۲۰آگاهی مدیریت شرکت ها در باره مدیریت صادرات و بازاریابی جهانی۲۱استفاده از تحقیقات بازاریابی برای شناخت مشتریان و رقبای خارجی۲۲فعالیت واحد تحقیق و توسعه در شرکت۲۳شرکت در نمایشگاه های تخصصی و بین المللی۲۴عدم استفاده از شیوه های گوناگون تبلیغاتی در بازارهای خارجی۲۵استفاده از شبکه های اطلاع رسانی بین المللی۲۶عدم آگاهی از نوع و روش تبلیغات در کشور مقصد

ادامه جدول ۲-۳

ابعاد موانع

ردیف

مؤلفه‌ها

شرایط

تقاضای داخلی

۲۷

حساسیت مصرف کننده داخلی

۲۸

عدم تشابه تقاضا با تقاضای بازار خارجی

۲۹

کوچک بودن اندازه تقاضای داخلی

۳۰

الگوی رشد تقاضای داخلی

۳۱

تنوع تقاضا نسبت به تقاضای خارجی

۳۲

توانایی شرکت ها در فروش اعتباری در بازار داخلی

۳۳

ارائه خدمات قبل و پس از فروش به مشتریان

صنایع مرتبط

و پشتیبان

۳۴

برخورداری از صنایع مرتبط رقابتی در بازار داخلی

۳۵

تامین مواد ‌و قطعات مورد نیاز

۳۶

رقابت بین شرکت های عرضه کننده مواد اولیه

۳۷

هماهنگی بین عرضه کنندگان مواد اولیه، تولید کنندگان و توزیع کنندگان

۳۸

همکاری مراکز و نهادهای رسمی توسعه صادرات جهت تأمین مالی

اقدامات دولت

۳۹

کنترل‌های قیمتی توسط دولت- آزادی عمل شرکت ها در قیمت گذاری

۴۰

سیاست‌های مالیاتی دولت

۴۱

اعمال محدودیت بر رقابت پذیری از طریق سیاست‌های کلان

۴۲

حمایت دولت از سرمایه‌گذاری‌های خارجی در بخش های مختلف صنعت

۴۳

قوانین و مقررات تسهیل کننده صادرات

۴۴

سیاست‌های تعرفه‌ای دولت در زمینه واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه

۴۵

سیاست های تشویقی صادرات در زمینه صنعت

رویداد های

شانسی

۴۶

نوسانات نرخ بهره و نرخ ارز در فعالیت های صادراتی

۴۷

تغییرات ناگهانی در هزینه های عوامل تولید محصولات صادراتی

فصل سوم: روش تحقیق

روش تحقیق

۳-۱- مقدمه

هدف تمام علوم شناخت و درک دنیای پیرامون آدمی است . به موازات تکامل دانش بشری روش های شناخت نیز تکامل یافته اند . امروزه بشر برای کسب آگاهی از دنیای اطراف خود از روش های علمی استفاده می کند . از جمله ویژگی های روش علمی که هدف آن کشف حقیقت است ، برخورداری از یک روش تحقیق مناسب و نظام مند است . انتخاب روش تحقیق مناسب ، بستگی به موضوع مورد تحقیق ، ماهیت آن و هدف از انجام تحقیق دارد.

تحقیق را به عنوان کوششی منظم جهت فراهم نمودن پاسخ یا پاسخهایی به سؤالات مورد نظر تعریف کرده‌اند. هدف اصلی هر تحقیق حل یک مشکل یا ‌پاسخ‌گویی‌ به یک سؤال و یا دست یابی به روابط بین متغییرهاست. ‌بنابرین‏ تحقیق به معنای عام، مجموعه ای از عملیات جستجوگرانه است که برای ‌پاسخ‌گویی‌ به سؤال، انجام می شود.(ساعی، ۱۳۷۷)

هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که پژوهشگر مشخص نماید چه شیوه یا روشی را اتخاذ نماید تا او را هرچه دقیق تر و آسان تر به پاسخ های احتمالی برساند. روش تحقیق، بستگی به اهداف، ماهیت موضوع، امکانات و منابع دارد.

به طور کلی هر تحقیق ابتدا در پی طرح مشکل یا مسأله ای مطرح می شود. مشکل و مسأله ای که سوألات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می‌کند و موجب پیدایش فرضیاتی می شود. پژوهشگر با جمع‌ آوری اطلاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آن ها به پاسخ سوألات پژوهشی و تأیید و یا رد فرضیات مطرح شده می پردازد. لذا جمع‌ آوری اطلاعات و چگونگی تجزیه و تحلیل آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است و به عنوان یک مقوله از فرایند علمی است که نظریه ها در قالب آمار و ارقام تجلی یافته، ثمره آن به صورت کمی جلوه گر شده و مدل نظری تحقیق قابل سنجش و محاسبه می شود.

در این فصل به تشریح روش تحقیق مورد استفاده در انجام این تحقیق پرداخته شده است.

۳-۲- طرح تحقیق

قبل از اینکه روش های به کار برده شده توضیح داده شود، ابتدا باید نوع تحقیق مورد شناسایی قرار گیرد. محققان با توجه به زوایای مختلف انواع متفاوتی از تحقیق را بیان می‌کنند. اما در مجموع با در نظر گرفتن هدف، موضوع، ماهیت داده ها و زمان تحقیق می‌توان تحقیقات را دسته بندی کرد (حبیب پور گتابی و صفری شالی, ۱۳۸۸, ص. ۲۲). تحقیق حاضر، به لحاظ استفاده از نتایج آن، برای تصمیم گیری و سیاست‌گذاری مناسب است، لذا تحقیق کاربردی است. به دلیل اینکه به توصیف وضع موجود می‌پردازد، از این رو، توصیفی می‌باشد. زمان گردآوری داده ها، زمان حال است، لذا پیمایشی است و ماهیت داده های مورد بررسی، کمی می‌باشد و چون برای گردآوری داده ها هم از روش کتابخانه ای و هم از طریق رجوع به افراد جامعه، عمل می‌شود، از منظر روش جمع‌ آوری داده ها، می‌دانی و اسنادی است. مشخصات این تحقیق در جدول زیر نشان داده شده است.

جدول ‏۳‑۱- نوع شناسی تحقیق

معیار دسته بندی

نوع تحقیق

هدف

تحقیق کاربردی

ماهیت تحقیق

توصیفی

زمان گردآوری

پیمایشی(زمان حال)

ماهیت داده ها

کمی

روش جمع‌ آوری داده ها

می‌دانی و اسنادی

۳-۳- جامعه و نمونه آماری

۳-۳-۱- جامعه آماری

یک جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحد ها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. معمولاً در هر پژوهش، جامعه ی مورد بررسی یک جامعه آماری است که پژوهشگر مایل است در باره صفت متغیر واحد های آن به مطالعه بپردازد (سرمد، بازرگان،حجازی،۱۳۸۷، ص ۱۷۷).

از نظر قلمرو مکانی تحقیق حاضر در شهر تهران و در شرکت‌های فعال در زمینه‌ی صنایع شوینده، بهداشتی و آرایشی انجام گرفته است.

جهت دستیابی به صاحب‌نظران، شرکت‌های عضو انجمن صنایع شوینده، بهداشتی و آرایشی ایران به ‌عنوان جامعه آماری تحقیق تعریف می‌شود. ‌بر اساس لیست ارائه شده در سایت انجمن، ۱۴۷ شرکت دارای عضویت در این انجمن هستند. از هر شرکت، حداقل یک نفر به ‌عنوان نماینده شرکت در نظر گرفته شده است. از این رو حجم جامعه آماری تحقیق (N=147) تعیین می‌گردد.

۳-۳-۲- ‌گروه‌های نمونه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:36:00 ب.ظ ]




۲-۹-مفاهیم مرتبط با باور

نگرش، دید قالبی، عقیده، باور، تعصب و پیش‌داوری از مفاهیم نزدیک به‌هم اما در واقع جدا هستند که اگر برخی از آن‌ ها در عرف عامه به‌جای هم به کار روند، خیلی دور از انتظار نیست اما در برخی متون علمی و ترجمه‌ای هم گاهی اوقات به جایگاه استعمال این مفاهیم توجه نمی‌شود و بدون ضابطه معینی به‌جای هماستعمال می‌شوند؛ خصوصاًً عقیده و باور «که غالباً مترادف با نگرش تلقی شده‌اند» (کریمی،۱۳۸۹). به‌عنوانمثالدرعبارتزیرکهبهفرقباوربه‌عنوانجزییازنگرشپرداختهاست،باوروعقیدهرابهیکمعنیبه‌کاربردهاست: «عقیدهونگرشدوجنبهمکملیکفرایندهستند. اولیازپویاییوزمینه‌هایعاطفیبیشتریبرخورداراستودومی،بیشترجنبهعقلانیو گفت و شنود و ارتباط شفاهی دارد. این امر نشانگر آن است که نگرش و عقیده،‌ آن‌چنان در هم آمیخته‌اند که سنجش افکار (عقاید) عمومی اغلب از طریق “سنجش نگرش” انجام می‌گیرد و نگرش‌های فرعی گویای این واقعیت است که چرا و چگونه یک گفت و شنود یا یک بحث منطقی قادر به تغییر عقاید نیست و تنها می‌تواند (گاهی) عقاید موجود را تقویت کند» ( روشبلاو و همکاران ،ترجمه دادگران،۱۳۷۱).‌بنابرین‏، لازم است با رویکرد افتراقی، به تعریف مختصری از مفاهیم مرتبط با باور پرداخته ‌شود. از طرف دیگر در منابع موجود روان‌شناسی توجه بسیار ناچیزی به بحث باور شده است و طرح آن در ضمن این مفاهیم مشابه است که البته درهم‌تنیدگی این مفاهیم هم در این مسئله دخیل بوده است. در هر حال، با تشریح اجمالی این مفاهیم با رویکرد افتراقی، این فایده هم وجود دارد که درک بهتری از مفهوم باور به وجود خواهد آمد؛ چنانچه به گفته مک‌گوایر این اصطلاحات «نام‌هایی هستند در جستجوی یک تمایز به‌جای اینکه تمایزی در جستجوی یک اصطلاح باشند.» (کریمی،۱۳۸۹).

۱٫ عقیده[۲۰] ؛ درساده‌ترینسطح، ‌عقیده چیزی است که شخص بر مبنای واقعیات،‌ درست می‌پندارد. بدین‌سان، ‌من عقیده دارم که: کمتر از ۱۵۰۰۰ دانشجو در دانشگاه کالیفرنیا در سانتاکروز ثبت‌نام کرده‌اند؛ بستن کمربند ایمنی از وقوع سوانح اتومبیل جلوگیری می‌کند؛ شهر نیویورک در تابستان گرم است. این قبیل عقاید اساساً شناختی هستند، و در ذهن رخ می‌‌دهند نه در اندرون بدن. همچنین ناپایدارند، ‌یعنی می‌توان آن‌ ها را با شواهد مخالف خوب و روشن، دگرگون کرد. بدین‌سان،‌ اگر رالف‌ نادر (کارشناس مسایل اتومبیل) شواهدی به من عرضه کند که حاکی از اینکه کمربندهای ایمنی با ساخت کنونی خود، ‌سوانح رانندگی را کاهش نمی‌د‌هند،‌ عقیده خود را ‌در مورد مسئله تغییر می‌دهم.» (بدار و همکاران، ترجمه گنجی،۱۳۸۹). در تفاوت عقیده و باور گفته‌اند: «باورها جنبه کلی‌تری نسبت به عقاید دارند. آن‌ ها دنیای فرد را می‌سازند و به او ثبات نظر و عقیده می‌دهند. مجموعه مطالبی که ما درباره یک موضوع خاص می‌د‌انیم و همه قضایایی که برای ما معنایی ندارند و همچنین همه موضوعاتی که ما فکر می‌کنیم واقعیت دارند، باور ما را تشکیل می‌دهند.»( روشبلاو و همکاران،ترجمه دادگران،۱۳۷۱).

برخی هم در تفاوت عقیده و باور گفته‌اند: «اصطلاح عقیده همچنان به گستردگی و به‌ویژه ‌در مورد نظرخواهی از عقاید عمومی، جایی که تمرکز روی نگرش‌های مشترک و اعتقادات گروه‌های بزرگی از مردم است به کار می‌رود. به طور کلی این عقاید عمومی ترکیبی هستند از نگرش‌ها، باورها، و نیت‌های رفتاری، به عنوان مثال در یک نظرخواهی تلویزیونی ممکن است از پاسخ‌دهندگان پرسیده شود آیا کاندیدایX راقبولدارید؟،«آیاتصورمی‌کنیدکهکاندیدایX بهمسایلطبقاتمحرومجامعهعلاقمنداست؟واگرامروزانتخاباتصورتگیرد،آیابهکاندیدایX رأیمی‌دهید؟»(کریمی،۱۳۸۹).

۲٫ نگرش[۲۱] ؛ برایدرکبهترمفهومنگرشوارتباطآنباباوروعقیده،«فرضکنیدشخصیمعتقدباشدکهیهودیانبهاعمالبازرگانی “زیرکانه” اشتغالدارند،‌یااینکهشرقی‌هاآدم‌هایموذی و آب زیر کاه‌اند، ‌یا افراد کمتر از ۲۵ سال دارای خردمندی ویژه‌ای هستند، یا اینکه شهر نیویورک همچون یک جنگل است این‌ها،‌ هم هیجان‌آور و هم ارزیابی کننده‌اند، یعنی، بر دوست داشتن و دوست نداشتن دلالت دارند. اعتقاد به اینکه شرقی‌ها موذی و آب زیرکاهند، ‌قویاً‌ بر این دلالت دارد که فرد علاقه‌ای به آن‌ ها ندارد. عقیده به اینکه شهر نیویورک همچون یک جنگل است، با این عقیده که در تابستان هوای نیویورک گرم است تفاوت می‌کند. عقیده به اینکه شهر نیویورک همچون یک جنگل است صرفاً شناختی نیست، بلکه با ارزیابی کم منفی و قدری هیجان و اضطراب همراه است. عقیده‌ای که شامل یک جزء ارزیابی کننده و یک جزء هیجانی باشد، ‌نگرش نامیده می‌شود. در مقایسه با عقاید، نگرش‌ها خیلی به دشواری تغییر می‌یابند.» (ارونسون،ترجمه شکر کن۱۳۸۹).پس وجود مؤلفه عاطفی،‌ نگرش‌ها را از دانش یا اعتقاد متمایز می‌کند( کریستنسن و همکاران ،ترجمه بشیری و دیگران ،۱۳۸۵).

همچنین نگرش دارای بعد سومی به نام رفتار است. برخی محققان، نگرش را حلقه واسط بین باورها و رفتار دانسته‌اند؛ یعنی باورها وقتی به نگرش تبدیل شوند، می‌توانند در رفتار متجلی گردند. ایشان معتقدند هر نگرشی دارای یک بعد شناختی است که نگرش (که ماهیت عاطفی دارد)، از آن تغذیه می‌گردد. جنبه رفتاری نگرش به هدف‌ها مربوط می‌شود،‌ یعنی اعمالی که در برابر یک موضوع که باور و حالت عاطفی مثبت یا منفی به آن پیدا شده است، نشان داده می‌شود(بدار و همکاران، ترجمه گنجی،۱۳۸۹).

۳٫ دید قالبی[۲۲] ؛ دیدقالبیراحاصلتعمیمبه‌جایانابه‌جاینگرش‌هامی‌دانند. نگرش،ازموادمقدماتیوپیش‌نیازهایتحققدیدقالبیاستکهخودبرآیندیازعقایدوباورهاست. البتهنهاینکههرنگرشیبهشکل‌گیریدبدقالبیمنتهیشود. «نگرش،نخستتعمیممی‌یابدسپسدیدقالبیشکلمی‌گیرد».روان‌شناسان، دید قالبی را یک رشته باورها و عقایدی درباره جنبه‌هایی از رفتار دانسته‌‌اند که تصور می‌شود، اکثر افراد گروه خاصی دارا می‌باشند. چنان‌که عقیده رایج بسیاری از اروپاییان بر این است که مردم سواحل دریای مدیترانه افرادی زودجوش و هنرمند هستند، در صورتی که مردم شمال اروپا خون‌سرد، ولی فعال و پرکارند و ساکنان جزایر دریای جنوب را مردمی بی‌قید، راحت‌طلب و برکنار از هر گونه جاه‌طلبی می‌شناسد( پارسا،۱۳۸۳).

تفکر آدمی همواره منطقی نیست. ما آدمیان با اینکه بر تفکر دقیق و ظریف تواناییم،بههماناندازههمدرمعرضبروزتحریفاتوغرض‌ورزی‌هایبسیاریدرفرایندفکریخویشهستیم. بهمنظورفهمنحوهتغییرنگرش‌ها،لازماستکهنخستپیچیدگی‌هایتفکرآدمیونیزانگیزه‌هاییراکهمردمرابهمقاومتدربرابرتغییر،برمی‌انگیزند،‌بفهمیم». ( ارونسون،ترجمه شکر کن۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




۲ -۳- روش تحقیق:

این تحقیق به صورت شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با هدف بررسی آموزش به شیوه قصه گویی برمیزان هوش کلامی و گنجینه لغات کودکان در مقایسه با روش سنتی با میزان هوش کلامی و گنجینه لغات پیش دبستانی شهرستان سرپل ذهاب انجام گرفته که در آن کودکان گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه آموزش دیدند و گروه کنترل به روش سنتی آموزش قرار گرفتند. تعریفی که کمپل به نقل از سیف (۱۳۸۵) تحقیق شبه آزمایشی، پژوهشی است علمی، که معمولاً در شرایط واقعی و حقیقی و اجتماعی به کار می رود، در این شرایط و موقعیت ها، همه متغیرها در حوزۀ تجربی وجود ندارد. ‌بنابرین‏، مهم ترین وظیفه تحقیق آن است که تا حد امکان استثنا ها،محدودیت ها و عوامل کنترل در تحقیق را شناسایی و آن ها را مورد ارزشیابی کمی و کیفی قرار دهند تا بتواند نتایج تحقیق خود را مستدل تر و عینی تر ارائه دهد. روش مورد استفاده برای این تحقیق از نوع روش شبه آزمایشی است.

۳-۳- روش اجرای تحقیق:

طرح تحقیق مورد نظر ما برای این پژوهش، از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون، با گروه کنترل و آزمایش می‌باشد و از دو گروه آزمودنی تشکیل شده است. اندازه گیری اول با اجرای یک پیش آزمون و اندازه گیری دوم با یک پس آزمون انجام می شود. محقق برای تشکیل گروه ها با بهره گرفتن از روش نمونه گیری در دسترس و درنمونه های کم نیازی به همسان سازی نیست حال که همسان سازی صورت گرفته است که میزان خطای داده ها را کم کنیم برای اینکه داده های هستند میزان خطا را افزایش می‌دهند و منفی هستند باید آن ها را مثبت کنیم وقتی تجزیه و تحلیل می‌شوند همبستگی به دست آمده مثبت می‌شوند. ابتدا افراد رابه صورت گروه هم سن انتخاب کردیم تابه دو گروه اقدام صورت گیرد پیش آزمون روی همه افراد نمونه که شامل ۳۰ نفر می شود انجام گرفته پس از آن جفت سازی صورت می‌گیرد آنهای که شبیه به هم هستند یکی در گروه آزمایش و دیگری در گروه کنترل قرار داده می شودیعنی نیمی از آزمودنی‌ها را در گروه اول و نیمی ‌دیگر را در گروه دوم جایگزین می‌کنند. در گروهی که ‌به این ترتیب شکل می گیرند، مشابه یکدیگرند و اندازه گیری متغیر وابسته برای هر دو آن ها در یک زمان وتحت شرایط یکسان صورت می‌گیرد طرح مورد بحث به دو طریق به کار گرفته می شود.یکی از دو گروه در معرض متغیر مستقل قرار می گیرند و گروه دیگر در معرض آن قرار نمی گیرند که طی ۸ جلسه ۴۵ دقیقه ای صورت گرفته است که گروه اول آزمایش و به گروه دوم کنترل گفته می شود. روش و چگونگی اجرا به دلیل کنترل متغیرهای مزاحم و کسب نتیجه صحیح در شرایط مطلوب، قبل از اجرای برنامه، برنامه ریزی و پیش‌بینی های لازم از جهت برآورد امکانات و تجهیزات، زمان ارائه، آماده نمودن آزمودنی ها، پیش آزمون و پس آزمون، هماهنگی با سایر کادر محل برگزاری آزمایش و سایر عوامل پیش‌بینی نشده ای که موجب تداخل امور می شود شناخته شد. از جمله عوامل مزاحم و احتمالی، غیبت دانش آموزان در روزهای اجرای آزمایش و یا زمان اجرای آزمون ها بود زمان اجرای برنامه آزمایش با کادر محل هماهنگ گردید و از کودک پیش دبستانی درخواست شد که در زمان‌های مذکور حضور داشته باشند. این پژوهش در مدارس پیش دبستانی شهرستان سرپل ذهاب و با همکاری یک روانشناس کودک که در انجام آزمون وکسلر تبحر داشت انجام شد. پیش آزمون را روی نمونه های دردسترس که شامل ۳۰ نفر بودن اجرا شد که به صورت فردی هوش کلامی آن ها به وسیله خرده آزمونه های کلامی سنجیده می شد برای هر کودک پیش دبستانی بین ۵۰ – ۷۵دقیقه زمان در نظر گرفته می شد. این آزمون به وسیله پژوهشگر تکمیل می شود که کودکان پیش دبستانی به سئوالات پاسخ می‌دهند سئوالات از ساده به دشواری تنظیم شده اند پژوهشگر جواب سئوالات را در پرسشنامه می نویسد و در پایان کل جواب های درست را محاسبه می‌کند این آزمون به مدت دو هفته طول کشید.برای گروهی که آزمایش بودند و تعداد آن ها ۱۵ نفر بودند و در طی ۸ جلسه ۴۵ دقیقه ای قصه گوی به صورت گروهی با هماهنگی کادر دفتری انجام شد و از معلم آن ها درخواست شد که برای شا گردانش قصه بخواند. و گره کنترل یعنی۱۵ نفر دیگر هیج قصه ای صورت نگرفت به روش سنتی آموزش داده شدند. پس آزمون آن دو گروه یعنی کنترل و آزمایش دوباره با بهره گرفتن از خرده آزمون های هوش کلامی وکسلر سنجیده شد. نشان دهنده تفاوت بین گروه آزمایش وکنترل بود

طرح پیش آزمون وپس آزمون با گروه کنترل وآزمایش جدول ۱-۳

گروه ها

پبش آزمون

متغیر مستقل

پس آزمون

انتخاب تصادفی

آزمایش

O2

X

O1

R

کنترل

O1

_

O 2

R

۴-۳- جامعه ونمونه آماری وروش نمونه گیری تحقیق:

جامعه آماری را می توان این گونه تعریف کرد جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر ‌و افرادی که در

دریک مقیاس جغرافیایی مشخص(جهانی، منطقه ای، محلی یا مکانی) دارای یک یاچند صفت مشترک

باشندحافظ نیا، ۱۳۸۹).

جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کودکان پیش دبستانی ۵-۶ ساله شهرستان سرپل ذهاب در سال ۹۲-۹۳ است.

تعداد ۳۰ کودک پیش دبستانی حجم نمونه این پژوهش را تشکیل داده‌اند. که به شیوه نمونه های دردسترس انتخاب شده اند که ۱۵ نفر در گروه آزمایش و ۱۵ نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند و به دلیل اینکه گروه ها در یک سطح سنی قرار دارد و پیش آزمونی که انجام شده است افراد نمونه جفت سازی شده اند تعداد دو گروه یکسان می‌باشد. و با توجه به محدودیت در جمع‌ آوری اطلاعات و به ویژه در تحقیقات شبه آزمایشی گرد آوری وسیعی امکان پذیر نیست و برای افزایش دقت و اعتبار اقدام به نمونه گیری از گروه در دسترس به عمل آمد.

۵-۳- ابزار گردآوری داده ها:

ابزار گرد آوری داده ها مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان پیش دبستانی سال ۱۹۶۷ انتشار یافت و در خصوص کودکان ۴ تا ۶ سال می‌باشد فرم تجدید نظر شدۀ ۱۹۸۹ این آزمون نیز منتشر شده است. مقیاس هوش وکسلر برای کودکان پیش دبستانی شامل ۱۱ خرده آزمون است که به دو مقیاس کلامی و غیر کلامی و هوشبهر کل را محاسبه کرد. که در این تحقیق مقیاس کلامی مد نظر است. مقیاس کلامی شامل ۵ خرده آزمون اصلی اطلاعات، لغات، محاسبه عددی، تشابهات، درک مطلب و یک خرده آزمون مکمل (جمله سازی) است یعنی اگر آزمودنی در یکی از خرده آزمون ها شکست بخورد ویا آزمونگر، بنا به دلایلی به نتیجه یکی از خرده آزمون ها نتواند اعتماد کند، می‌تواند ازخرده آزمون مکمل یا پشتیبان استفاده کند.و این آزمونها بر حسب دشواری مرتب شده اند خرده آزمون جمله ها یک آزمون حافظه است که جانشین آزمون حافظۀ عددی ( فراخنای ارقام) در مقیاس کودکان شده است(‌از خوش،۱۳۸۷،ص۶۶).

پایایی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




پس از توسعه و به کار گیری فناوری، فرصت‌های کار در مشاغل جدید به وجود می ­آید که هم ارزش افزوده زیاد دارند و هم سختی آن‌ ها کم است و هم سطح رفاه اجتماعی را باز هم بالاتر می‌برند. البته پیوستن افراد ‌به این مشاغل، آموزش لازم و مهارت‌های جدیدی را نیز طلب می‌کند. برای مثال پس از اختراع ماشین چاپ به علت ارزان شدن قیمت کتاب، ظرفیت تقاضا برای کتاب افزایش یافت و همین موضوع افراد زیادی را به سمت شغل پژوهش و نویسندگی سوق داد. یا در مثال روستای مذکور افرادی که بیکار ‌شده‌اند و یا فرزندانشان پس از گذر از شرایطی به آموزش، طبابت، قضاوت و تجارت و غیره به عنوان مشاغل جدید روی می‌آورند که خود این مشاغل نیز سطح رفاه اجتماعی را در روستا بالاتر می‌برد. این تحلیل نوع نگاه حاصل از با هم دیدن و برآیند سنجیدن امور است و البته تحلیل‌های که بر اساس GDP، کشورها نیز انجام می‌گیرد، بر این اساس است.

ه : عدم پایبندی دولت به تعهدات.

سرمایه بانک ها که حاصل سپرده ­های مردم است، باید به افرادی اعطا شود که منجر به درآمدزایی بانک‌ها شود بانک ها باید به وظیفه خود ‌در مورد پرداخت تسهیلات اشتغال عمل کنند اما موضوع مهم بازگشت سرمایه آنان است که باید تضمین شود و این مقوله موضوعی منطقی است.

به هر حال امروز عزم دولت بر اشتغالزایی و رفع معضل بیکاری است و تحقق این مهم منوط به همکاری تمامی دستگاه‌های ذی‌صلاح و از جمله سیستم بانکی است، اما از طرفی دولت نیز باید شرایطی را فراهم سازد تا مدیران بانک ها با خیالی آسوده تسهیلات را ارائه کرده و مهم‌تر آن که این تسهیلات در اختیار متقاضیان واقعی قرار گیرد تا اشتغال به مفهوم واقعی محقق شود.

ی: پرداخت تسهیلات از سوی بانک‌ها بدون بررسی طرحها.

پرداخت تسهیلات به طرحها باید به صورت کارشناسانه و با بررسی و برآورد هزینه ها صورت گیرد (علیزاده مرزناکی).

۲-۵- پیشینه تحقیق :

مطالعات جهانی متفاوتی پیرامون موضوع تحقیق حاضر صورت گرفته است که برخی از این مطالعات به صورت خلاصه در این قسمت گردآوری شده است:

مطالعات سایر کشورها

منابع اطلاعاتی و داده های موجود در زمینه صنعت تأمین مالی خرد، “اشتغال” را به عنوان یکی از ابعاد مؤثر تأمین مالی خرد لحاظ نمی­کنند. برای مثال MIX از شاخص های مختلفی نظیر متوسط وام ها به ازای هر وا م گیرنده، متوسط پس انداز به ازای هر پس انداز کننده، درصد وام ها بهGNP، درصد پس انداز به GNP ، درصد مشتریان زن، تعداد وام گیرندگان، تعداد پس اندازکنندگان، تعداد وام های کمتر از ۳۰۰ دلار و غیره که نشان دهنده پوشش خدمات مالی خرد است؛ استفاده می­ کند.

به طور کلی مؤسسات تأمین مالی خرد برای اندازه گیری نحوه پوشش برنامه های خود، اطلاعاتی که نیاز به مراجعه و انجام بررسی در سطح خانوارها دارد را انجام نمی­دهند و این مسأله دلیل کمبود اطلاعات در زمینه اشتغال است چرا که این نوع اطلاعات احتیاج به انجام تحقیقات و جمع‌ آوری اطلاعات به صورت مصاحبه یا پرسشنامه ای را دارد.

بعضی نویسندگان اشتغال را به صورت دستمزد کارکنان غیرفامیلی در نظر گرفته اند؛ که می توان آن را جزو اشتغال رسمی به حساب آورد( و بعضی دیگر از محققان نیروی کار فامیلی و کارآموزانی که دستمزد دریافت ‌می‌کنند را نیز در نظر می گیرند و تنها نیروی کار فامیلی که دستمزد دریافت نمی­کنند و نیروی کار کودکان را از محاسبات خود حذف ‌می‌کنند و برخی دیگر از پژوهشگران تمام این موارد (اشتغال رسمی و غیر رسمی) را لحاظ ‌می‌کنند. نتیجه این مطالعات را می توان چنین بیان کرد که اگر مفهوم محدودتر اشتغال را در نظر بگیریم، ارائه تسهیلات اعطایی اثر منفی و اگر مفهوم وسیع تر اشتغال را در نظر بگیریم اثر مثبت بر روی تقاضای نیروی کار دارد.

هولم و موزلی[۱۲] بیان ‌می‌کنند که “تغییرات تکنیکی القاء شده از طریق استقراض و همچنین اثرات استقراض بر اشتغال غیرفامیلی اندک است” و به طور کلی تفاوت بین بنگاه های خرد وام گرفته و ‌گروه‌های کنترل مرتبط[۱۳] کمتر از یک کارگر بوده است.

افزایش سطوح تولید تأمین مالی شده توسط وام ها تنها همراه با افزایش تقاضای نیروی کار فامیلی است. به طور مشابه، نتایج مونتگومری و دیگران بیانگر این است که وامهای BRAC درآمدهای اضافی برای فقرای دیگر ایجاد نمی­کند ولی تأثیر مهمی بر بهره وری نیروی کار وام گیرندگان و اعضای خانواده آن ها دارد.

گروه دوم از محققان که بسیار خوش بین هستند دامنه وسیعی از اشکال اشتغال را متصور هستند. اندازه عملیاتی کسب و کارها در مرحله اول ارتباط با مؤسسه تأمین مالی خرد تعیین کننده تقاضا برای افزایش نیروی کار (با مزد و حقوق) نیز است. مشتریان برنامه KIK در اندونزی زمانی که اولین وام خود را دریافت کردند، به طور کلی بین ۳ الی ۱۵ نفر کارگر (با حقوق و بدون حقوق) داشتند که به طور مشخص تعدادی از این مشتریان را نمی توان جزو کسب ‌و کارهای خانوادگی قلمداد کرد. همچنین تفاوت معنی داری بین بخش ها وجود داشت (شغل های ساختمانی کاهش پیدا کرد اما در شغل های کشاورزی، صنعت و تجاری افزایش وجود داشت). در مجموع ۷۹۱ میلیون دلار اعتبار تزریق شده توسط بانک مرکزی به بانک های تجاری (از طریق تأمین مالی مجدد تسهیلات) در طی دو سال ۲۲۵ میلیون دلار سرمایه گذاری ثابت و ۶۷ هزار شغل ایجاد ‌کرده‌است.

این نتایج در اوائل و اواسط دهه ی ۱۹۹۰ در یک سری مطالعات مربوط به ارزیابی اثرات MFIs که در چارچوب برنامه AIMS بر روی نصف اعضای USAID انجام شد، تأیید گردید. برای مثال بررسی های صندوق زامبوکو در زیمباوه نشان می‌دهد که تأثیر حضور در برنامه ها بر میزان نیروی کار (برحسب نفر- ساعت) و ‌بنابرین‏ بر اشتغال دارای دستمزد مشتریان بیشتر از گروه کنترل است اما تأثیری بر روی اشتغال با مزد و حقوق کسب و کارهای فامیلی ندارد.

در بررسی خاندکر و دیگران که برای ۲۹ منطقه بنگلادش انجام شده است، جایگزینی خوداشتغالی به جای شغل های مزدبگیری گزارش شده است. نویسندگان نتیجه ­گیری کرده‌اند که در اثر ارائه خدمات مالی خرد توسط بانک گرامین، BRAC و RD-12 (سه برنامه مشهور اعتبارات خرد در بنگلادش) ساختار مشاغل (حقوق بگیر) در بخش روستایی غیر رسمی به خوداشتغالی تغییر یافته است اما افزایش تولید و اشتغال کل به علت فقدان تغییرات تکنولوژیکی ثابت باقی مانده است.

با نگاه گذرا به مطالعات تجربی متوجه خواهیم شد که اعتبارات و دیگر خدمات مالی به طور مستقیم و فوری منجر به اشتغال نمی شود و بستگی به نحوه استفاده از منابع مالی دارد.

تصمیم درباره استفاده از این منابع ممکن است از هدف توافق شده قبلی متفاوت باشد. میزان مؤثر بودن تسهیلات در ایجاد و توسعه اشتغال بستگی به درآمد، مصرف و پس انداز/ سرمایه گذاری مشتری دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




در سـال ۱۹۶۲ انیس یکی از برجسته‌ترین متخصصـان تفکر انتقادی، مقاله معروفی را تحت

عنوان «مفهوم تفکر انتقادی[۲۳۱]» ارائه کرد و در آن به جانبداری از آموزش تفکر انتقادی پرداخت. وی در این مقاله بیان کرد که باید یادگیرندگان در پرداختن به تفکری که تأملی و در جهت آن چیزی است که باید به آن اعتقاد داشت یا آن را انجام داد، کمک شوند. به عبارت دیگر، وی تفکر انتقادی را به صورت «تفکر تأملی عاقلانه‌ای که بر تصمیم‌گیری ‌در مورد اینکـه به چه چیز اعتقاد داشته باشیم یا چه کاری را انجام دهیم، متمرکز است» تعـریف کـرد (انیس، ۱۹۸۵، ص. ۴۵).

در سال ۱۹۷۸ بروکفیلد تفکر انتقادی را ترکیبی از چهار عامل تعریف کرد: (۱) شناسایی و به چالش کشیدن مفروضه‌هایی که به عنوان پایه و اسـاس ایده ها، ارزش‌ها و اعمـال عمل می‌کنند، (۲) در نظر داشتن اهمیت بافت، (۳) فرض کردن و کشف کردن حالت‌های احتمالی ممکن و (۴) شک‌گرایی خردمندانه[۲۳۲].

بیر (۱۹۸۵، ص. ۲۱۴) تفکر انتقادی را به صورت «تجزیه و تحلیل دقیق، مصرانه و بی‌طرف هر دانش، ادعا یا عقیده‌ای به منظور قضاوت ‌در مورد اعتبار و یا ارزش آن» تعریف می‌کند (ص. ۲۱۴). مه‌یرز[۲۳۳] (۱۹۸۶) تفکر انتقادی را به عنوان توانایی پرسیدن سؤال‌های مقتضی و مناسب و تجزیه و تحلیل پاسخ‌ها بدون ملزم بودن به ارائه پاسخ‌های احتمالی دیگر تعریف می‌کند. کرفیس (۱۹۸۸) تفکر انتقادی را کندوکاوی به منظور به دقت بررسی کردن یک موقعیت، سؤال، مشکل، یا پدیده در نظر می‌گیرد که به وسیله آن فرد می‌تواند به نتیجه منطقی قابل‌توجیه برسد. بنا به عقیده کرفیس از ویژگی‌های این نوع تفکر آن است که در آن تمام مفروضه‌ها قابل به چالش کشیده شدن هستند، با دیدگاه‌های متفاوت بی‌باکانه مواجهه می‌شود و نسبت به نتیجه‌گیری خاصی سوگیری وجود ندارد.

علی رغم تلاش‌هایی که این متخصصان برجسته در تعریف تفکر انتقادی داشتند، هیچ یک از این تعاریف مورد توافق همگان قرار نگرفت. این امر در سال ۱۹۹۰ منجر به انجام پروژه تحقیقاتی دلفی توسط انجمن فلسفی امریکا به منظور ارائه تعریفی مورد توافق متخصصان تفکر انتقادی شد. گرچه بعد از آن، تعاریف دیگری از تفکر انتقادی مطرح شده است (هالپرن، ۱۹۹۹؛ پل، ۱۹۹۳؛ اسکریون[۲۳۴]، ۱۹۹۷) ولی هیچکدام به اندازه تعریف مورد تأیید انجمن فلسفی امریکا به دلیل پشتوانه محکم این تعریف مبنای مطالعات محققان قرار نگرفته است. به همین دلیل و همچنین به دلیل تمرکز این تعریف بر تقکر انتقادی در سطح دانشگاه پژوهش حاضر نیز این تعریف را مبنای کار خود قرار داده است. در ادامه، پروژه تحقیقاتی دلفی و دستاوردهایش مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرند.

۲-۱-۱-۱- تلاشی در جهت ارائه تعریفی مورد توافق همگان: پروژه تحقیقاتی دلفی در سال ۱۹۹۰

از آنجا که تا اواخر دهه ۱۹۸۰ تعریفی از تفکر انتقادی که مورد توافق همگان باشد، وجود نداشت، انجمن فلسفی امریکا بر آن شد تا برای ارائه تعریفی مورد اجماع همگان زمینه‌ای را فراهم آورد. برای این منظور انجام تحقیقی در قالب تحقیق کیفی دلفی در نظر گرفته شد. از ویژگی‌های روش تحقیق دلفی تشکیل گروهی از متخصصان است که با یکدیگر مشارکت دارند. به بیان دقیق‌تر، این روش به منظور قادر کردن متخصصان به همفکری مؤثر ‌در مورد موضوعی، در حالی که در فواصل مکانی دور از هم قرار دارند، به وجود آمده است. در این روش یک محقق اصلی کار گروه را سازماندهی می‌کند و سؤال اصلی را در اختیار گروه قرار می‌دهد. سپس، محقق اصلی تمام پاسخ‌ها را دریافت می‌کند، آن ها را خلاصه می‌کند و خلاصه‌ها را به همه افراد گروه برای دریافت واکنش‌ها، پاسخ‌ها و یا سؤالات آن ها برمی‌گرداند. اعضای گروه نظر موافق یا مخالف خود را درباره خلاصه‌ها اعلام می‌کنند. زمانی که به نظر رسید توافق اعضای گروه در حال حاصل شدن است، محقق اصلی آن را مطرح می‌کند و نظر دیگران را ‌در مورد آن جویا می‌شود. اگر اعضا نظر موافق نداشتند، نظرات مخالف ثبت و بررسی می‌شوند. به همین ترتیب، کار تا جایی دنبال می‌شود که توافق اعضای گروه حاصل شود (فاسیونه، ۲۰۱۱).

با توجه به فرایند روش تحقیق دلفی انجمن فلسفی امریکـا در سـال ۱۹۸۷ پیتـر فاسیـونه،

فیلسوف و نویسنده برجسته در زمینه تفکر انتقادی، را به عنوان ریاست پروژه تحقیقاتی خود به

کار گماشت. فاسیونه گروهی متشکل از ۴۶ نظریه‌پرداز متخصص در چندین رشته تحصیلی دانشگاهی را در کانادا و امریکا گرد هم آورد و پروژه در سال ۱۹۸۸ آغاز شد. سؤالی که فاسیونه مطرح کرد این بود که تفکر انتقادی در سطح دانشگاه چگونه باید تعریف شود تا افرادی که در این سطح تدریس می‌کنند بدانند چه مهارت‌ها و چه گرایش‌هایی را در دانشجویان پرورش دهند. نتیجه فعالیت‌های این گروه بعد از ۶ دوره بحث و تبادل نظر تدوین توافقی مهم ‌در مورد مفهوم تفکر انتقادی به قصد هدایت برنامه های درسی، آموزشی و سنجش دانشگاهی بود. این توافق در سال ۱۹۹۰ مورد تصدیق و تأیید انجمن فلسفی امریکا قرار گرفت و گزارش دلفی[۲۳۵] نامیده شد (انجمن فلسفی امریکا، ۱۹۹۰؛ فاسیونه، ۲۰۱۱). این توافق در بیانیه‌ای تحت عنوان «تفکر انتقادی: بیانیه اتفاق ‌نظر متخصصان ‌در مورد اهداف سنجش و آموزش تربیتی[۲۳۶]» به صورت زیر منتشر گشت:

«… ما تفکر انتقادی را قضاوت خودتنظیم هدفمندی می‌دانیم که حاصل تعبیر و تفسیر، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و استنباط [یا نتیجه‌گیری] علاوه بر توضیح ملاحظات مستند، مفهومی، روش‌شناختی، معیارشناختی یا بافتی است که قضاوت بر اساس آن ها صورت می‌گیرد. متفکر نقاد ایده‌آل عادتاً فردی کنجکاو، مطلع و آگاه، به دنبال دلیل، نسبت به عقاید نو یا متفاوت گشوده‌ذهن، انعطاف‌پذیر، در ارزیابی بی‌طرف، در مواجهه با سوگیری‌های شخصی با خود روراست و صادق، در قضاوت محتاط، مایل به تجدید نظر، درباره موضوعات دارای نظر روشن و خالی از ابهام، در برخورد با مسایل پیچیده قاعده‌مند، در جست و جوی اطلاعات مرتبط پیگیر و سخت‌کوش، در انتخاب معیارها منطقی و معقول، در کندو کاو و بررسی متمرکز و به دنبال نتیجه‌گیری‌هایی است که تا جایی که موضوع و شرایط امکان می‌دهند، دقیق هستند. ‌بنابرین‏، پرورش متفکر نقاد خوب به معنای کار در جهت این ایده‌آل است. این کار رشد مهارت‌های تفکر انتقادی را با پرورش این گرایش‌ها تلفیق می‌کند که همواره به بینش‌های سودمند می‌ انجامد و پایه و اساس یک جامعه منطقی و ‌دموکرات است» (انجمن فلسفی امریکا، ۱۹۹۰؛ ص. ۲).

‌به این ترتیب، تعریف مورد تأیید انجمن فلسفی امریکا رهنمودهای مهمی ‌‌در مورد اینکه تفکر انتقادی چه هست و چه نیست فراهم آورد. این بیانیه بیان می‌کند تفکر انتقادی تنها شامل مهارت‌های شناختی نیست. بلکه، مؤلفه‌ای گرایشی نیز در آن وجود دارد (انجمن فلسفی امریکا، ۱۹۹۰). در ادامه، مؤلفه‌های تفکر انتقادی بر مبنای تعریف انجمن فلسفی امریکا مورد مطالعه و بررسی قرار خواهند گرفت.

۲-۱-۱-۱-۱- مؤلفههای تفکر انتقادی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




روش ارزش گذاری جامع توسط فیلیپ مک فرسون[۸۸] تدوین شد و ارتباط بین اندازه گیری ارزش شرکت، سرمایه فکری و مقادیر پولی را به منظور ارزش گذاری جامع کسب و کار مورد استفاده قرار می‌دهد. (مک فرسون، ۱۹۹۶) این روش سه دسته ارزش زیر را مورد استفاده قرار می‌دهد:

ارزش اصلی که نمایش دهنده اثربخشی داخلی شرکت است،

ارزش فرعی که توسط اثربخشی توزیع شرکت اندازه گیری می شود، و

ارزش ابزاری که نشان دهنده فشارها در محیط رقابتی می‌باشد.

روش ارزش گذاری جامع، برای تهیه ارزش جامع کسب و کار تلاش می‌کند که حاصل مجموع سرمایه فکری و جریان های نقدی شرکت می‌باشد. به عبارتی، در این روش ، ارزش افزوده مرکب، حاصل ترکیب ارزش افزوده پولی با ارزش افزوده نامشهود است. (مک فرسون و پیک، ۲۰۰۱)

۲-۴-۵-۱۵ حسابداری برای آینده[۸۹]

روش حسابداری برای آینده، توسط ناش[۹۰] تدوین شد و یکی از مدل های حسابداری موشکافانه ای است که در آن دارایی ها برحسب ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار تعریف می‌شوند. در این روش نیازی به تفکیک دارایی های مشهود از دارایی های نامشهود نمی باشد. در حقیقت روش حسابداری برای آینده همانند روش ایجاد ارزش جامع، سیستمی برنامه ریزی شده برای جریان‌های نقدی کاهش یافته است. اساساً مقدار حسابداری برای آینده، ارزش فعلی تمام جریان های نقدی مورد انتظار آتی در هزینه بازاری سرمایه می‌باشد. هزینه بازاری سرمایه نرخ بازدهی است که سهام‌داران پیش از خرید سهام شرکت انتظار دارند به آن برسند. اختلاف ما بین ارزش حسابداری برای آینده در پایان و ابتدای دوره برنامه ریزی (افزایش در هزینه سرمایه) در حقیقت همان ارزش افزوده دوره می‌باشد. ناش در این روش سرفصل های سنتی دارایی ها، بدهی ها و تساوی آن ها را البته با معانی جدید ‌به این صورت به کار برد :

 دارایی ها : به صورت ارزش فعلی تمام جریان‌های نقدی مورد انتظار آتی ورودی به شرکت تعریف می شود.

بدهی ها : به صورت ارزش فعلی تمام جریان‌های نقدی مورد انتظار آتی خروجی از شرکت تعریف می شود.

 حقوق سهامدار[۹۱] : برابر است با دارایی ها منهای بدهی ها. فرایند و نتیجه خالص تعیین حقوق سهامدار برای کل شرکت، ارزش گذاری شرکت نامیده می شود. (ناش، ۱۹۹۸)

۲-۴-۵-۱۶ ارزش بازار تخصیص یافته سرمایه گذار[۹۲]

روش ارزش بازار تخصیص یافته سرمایه گذار، ارزش واقعی شرکت را محاسبه کرده و به عنوان ارزش بازار سهام در نظر گرفته و آن را به سرمایه فیزیکی و سرمایه فکری تقسیم بندی می کند. (استنفیلد[۹۳]، ۱۹۹۸)

۲-۴-۵-۱۷ درآمد سرمایه دانش محور[۹۴]

درآمد سرمایه دانش محور، توسط لیو تدوین شد و در حقیقت همان درآمد مازاد بر درآمد حاصل از دارایی های دفتری است. (لیو[۹۵]، ۱۹۹۹) در این روش ابتدا باید درآمد شرکت را برای سه سال آینده پیش‌بینی کرد، سپس درآمد ناشی از دارایی های سنتی با فرض یک نرخ بازگشت (برای نمونه هفت درصد روی دارایی های فیزیکی) پیش‌بینی می شود، و این درصد در مقدار ارزش دارایی های سنتی در دفاتر حسابداری ضرب می شود. با کسر نمودن درآمد پیش‌بینی شده از درآمد حاصل از دارایی های سنتی، باقی مانده ای حاصل می شود که درآمد سرمایه دانش محور نام دارد. به منظور تبدیل مقدار درآمد حاصل به سطوح دارایی های دانش، ابتدا باید نرخ بازده را بر روی دارایی های دانش حساب کرد، (به عنوان نمونه مجله سی اف او نرخ مذبور را برابر ۵/۱۰ درصد فرض کرد) و سپس درآمد سرمایه دانش محور پیش‌بینی شده را بر این درصد تقسیم کرد، تا دارایی های دانش محور مطلق پیش‌بینی شود. (استرلند[۹۶]، ۲۰۰۱)

۲-۴-۵-۱۸ ایجاد ارزش جامع (فراگیر)[۹۷]

روش ایجاد ارزش جامع (فراگیر) که توسط انجمن حسابداران رسمی کانادا[۹۸] طراحی گردید، برای ردیابی فرایند ایجاد ارزش از میان دارایی های نامشهود تلاش می‌کند. این روش مبتنی بر آشکار نمودن و تجزیه و تحلیل اختلاف درآمد است. اختلاف درآمد ناشی از اختلاف بین بازده جامع سود سهام‌داران و هزینه سرمایه ای است که به ارزش فعلی جریان نقدی کاهش یافته باز می‌گردد. مفهوم ایجاد ارزش جامع به عواملی نظیر رابطه تحقق یا ایجاد ارزش، مدل جریان ارزش، ارزیابی ظرفیت ایجاد ارزش و ایجاد ارزش برای سهام‌داران کلیدی بستگی دارد. روش ایجاد ارزش جامع شباهت هایی با روش ارزش افزوده اقتصادی دارد. بر اساس اظهار نظر نویسندگان، این مدل رویکردی روبه جلو می‌باشد که بر جریان های نقدی کاهش یافته آینده به جای هزینه های گذشته تأکید دارد. به همین علت است که این روش، دارایی های ضروری کسب و کار (نظیر تجهیزات آزمایشگاهی در آزمایشگاه) را به حساب نمی آورد. روش ایجاد ارزش جامع می‌تواند به منظور سازگاری مناسب تر با چهارچوب زیربنایی خود مورد بهینه سازی قرار گیرد.(اندرسن[۹۹] و مک لین[۱۰۰]، ۲۰۰۰)

۲-۴-۵-۱۹ جستجوگر ارزش[۱۰۱]

جستجوگر ارزش، روش حسابداری است که توسط مؤسسه‌ کی پی ام جی[۱۰۲] برای محاسبه و تخصیص ارزش به پنج دسته از دارایی های نامشهود پیشنهاد گردید. این پنج دسته عبارتند از دارایی ها و هدایا، مهارت ها و دانش ضمنی، هنجارها و ارزش های اجتماعی، فن آوری و دانش آشکار و فرآیندهای اصلی و مدیریتی. (اندریسن و تیسن، ۲۰۰۰) این روش بینشی نسبت به توان آتی دارایی های نامشهود با نگریستن به مواردی از قبیل ارزش افزوده برای مشتریان، رقابت پذیری، توان پذیرش فرصت های جدید، قدرت تحمل و قدرتمندی فراهم می‌کند. اهداف این روش بر اساس اظهار نظر مؤسسه‌ کی پی ام جی عبارت است از:

کمک به سازمان ها برای فهمیدن و اندازه گیری ارزش مزیت های رقابتی یا دارایی های نامشهود است که دارای اهمیت راهبردی هستند،

ارزیابی قدرت ها و ضعف های نسبی دارایی های نامشهود با ملاحظه توان آینده، و

تخصیص جریان درآمد سازمان در قالب مزیت های رقابتی.

۲-۴-۵-۲۰ ارزش گذاری دارایی فکری[۱۰۳]

ارزش گذاری دارایی فکری، روشی است که توسط سالیوان برای قیمت گذاری دارایی فکری تدوین شده است (سالیوان، ۲۰۰۰). اساساً این روش دورنمای مناسبی برای درآمدهای پیش‌بینی شده آتی فراهم می‌کند که برخواسته از جنبه تجاری دارایی های نامشهود است. این روش مبتنی بر پیش‌بینی هایی از جریان نقدی در آینده است. محاسبات جریان نقدی، جریان های ورودی شرکت یا محصول را در دوره زمانی اندازه گیری و تمام پرداخت های نقدی را در همان دوره زمانی از آن کم می‌کند. نمودارهای جریان نقدی، وضعیت سلامت مالی کسب و کار را در دوره زمانی مشخص نمایش می‌دهد. روش ارزش گذاری دارایی فکری، بر مبنای جریان های نقدی مورد انتظار آتی مربوط به دارایی خاص بنا می شود. این مدل، درآمدها و هزینه های آتی را به دارایی ها مرتبط می کند (ماتسورا[۱۰۴]، ۲۰۰۴).

۲-۴-۵-۲۱ گزارش منابع انسانی[۱۰۵]

گزارش منابع انسانی به عنوان جنبه کاربردی از حسابداری و هزینه یابی منابع انسانی ابتدا در فنلاند شکل گرفت. حساب سود و زیان منابع انسانی، هزینه های مرتبط منابع انسانی را به سه طبقه هزینه های بازسازی، هزینه های توسعه، و هزینه های آموزش تقسیم می‌کند.۱۵۰ شرکت فنلاندی در سال ۱۹۹۹ گزارش منابع انسانی را تهیه نمودند.(آهونن[۱۰۶]، ۲۰۰۰)

۲-۴-۵-۲۲ رویکرد ارزش کل نگر[۱۰۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




در سیستم داوری اتاق، رویه­ بینابینی برای حل مسئله صلاحیت اتخاذ شده است ‌به این معنی که اگر در آستانه­ شروع دعوی خوانده ‌در مورد وجود یا اعتبار موافقت­نامه­ی داوری ایراد نماید، موضوع به دیوان داوری اتاق ارجاع می­ شود که پیش از این درباره آن صحبت کردیم و گفتیم یکی از مراحل نظارت مؤثر دیوان در همین جا است. در این حالت، اگر دیوان با بررسی قضیه متقاعد شود که موافقت­نامه­ی داوری به صورت ظاهری وجود دارد، همین مقدار برای ادامه­ داوری کافی است، اما چون تصمیم دیوان ماهوی نیست و به صورت ظاهری اتخاذ شده، ایراد کننده می ­تواند ایراد خود را نزد مرجع داوری مطرح کند و ادامه دهد و مطابق قاعده­ صلاحیت به صلاحیت، خود مرجع داوری صلاحیت دارد به مسایل و ایرادات صلاحیتی، رسیدگی نماید. از طرف دیگر، اگر دیوان داوری اتاق ظاهراًً متقاعد نشود که موافقت­نامه­ی داوری وجود دارد، مراتب به طرفین اعلام می­ شود که داوری قابل ادامه نیست، منتهی چون تصمیم دیوان در این مورد نیز تصمیم ماهوی نیست، مانع از این نخواهد بود که مدعی وجود موافقت­نامه­ی داوری، موضوع را نزد دادگاه صالح پیگیری نماید (ماده ۶ (۲) قواعد).

۳ـ تشکیل مرجع داوری

مرجع داوری از داور یا داورانی که طرفین یا دیوان داوری اتاق معرفی یا منصوب ‌می‌کنند، تشکیل می­ شود. یکی از مهمترین امتیازات داوری این است که طرفین می ­توانند داور مورد اعتماد خود را انتخاب کنند و رسیدگی به دعوی را به کسی بسپرند که به نظر ایشان صلاحیت و تخصص و اعتبار کافی دارد. اما اگر همین امتیاز ضمانت اجرایی مؤثری نداشته باشد و به درستی مورد استفاده قرار نگیرد، می ­تواند دشواری­های اساسی را ایجاد کند و حتی انجام داوری را مختل و متعذر سازد، و آن هنگامی است که یکی از طرفین از معرفی داور خود امتناع ورزد یا در مرحله­ انتخاب داور مشترک که مستلزم همکاری و توافق هر دو طرف است، حاضر به همکاری و توافق نشود و بهانه جویی نماید. اگر این مشکل در داوری­های موردی، پیش آید ناگزیر باید به دادگاه مراجعه کرد تا از جانب طرف ممتنع، داور نصب کند که البته مسیر طولانی و وقت­گیری است. اما در داوری­های سازمانی مانند داوری اتاق، ضمانت اجرایی کافی و مؤثر در قواعد داوری اتاق آمده و دیوان داوری آن را به سرعت حل می­ نماید و به جای طرف ممتنع، داور نصب ‌می‌کنند.

به طور کلی طرفین می ­توانند توافق کنند که داوری به صورت یک نفره برگزار شود یا به صورت سه نفره که هیات داوری تشکیل می­ شود (به ندرت ممکن است هیات داوری بیش از سه نفر باشد). در داوری­های یک نفره، داور منفرد را طرفین به اتفاق و با توافق انتخاب و معرفی ‌می‌کنند، اما در داوری­های سه نفره هر یک از طرفین، یک نفر داور خود را معرفی ‌می‌کنند و سپس داور ثالث را ـ که رئیس هیات داوری نیز هست ـ مشترکاً انتخاب و منصوب ‌می‌کنند که معمولا انتخاب او را به عهده­ دو نفر داوران خود واگذار می­نمایند.

انتخاب و معرفی داور منحصر به شروع داوری نیست، بلکه ممکن است در اثنای داوری نیز ضرورت باید، مانند این که یکی از داوران فوت کند یا استعفا دهد یا در اثر جرح یا ناتوانی از انجام وظیفه داوری کنار گذاشته شود که در همه این حالت­ها لازم خواهد بود که شخص دیگری به جای او معرفی شود. ‌بنابرین‏ انتخاب داور، جرح داور و تعویض او سه مطلبی است که باید ذیل «تشکیلات مرجع داوری» مطالعه کنیم.

۳-۱- انتخاب داور

قواعد داوری اتاق برای انتخاب و معرفی داور مقررات روشن و مطمئنی دارد و ضمن این که اصل آزادی اراده و انتخاب طرفین برای معرفی داور را محترم و مقدم دانسته و حقوق مساوی برای ایشان قایل شده است اما ترتیبی داده که عدم معرفی داور مانع از تشکیل مرجع داوری نشود. افزون بر این قواعد داوری اتاق نحوه­ انتخاب داور در داوری­های چند طرفه را نیز پیش ­بینی کرده که از نوآوری­های آن به شمار می­رود.

معرفی داور: مطابق ماده ۸ (۲) قواعد، در صورتی که طرفین درباره تعداد داوران توافق نکرده باشند، اصولا مرجع داوری یک نفره خواهد بود که خود دیوان داوری اتاق او را انتخاب و منصوب می­ کند، مگر این که به نظر دیوان داوری موضوع دعوی و اوضاع و احوال آن طوری باشد که لازم شود هیات داوری سه نفره تشکیل گردد، که در این صورت دیوان به خواهان ۱۵ روز مهلت می­دهد که داور خود را معرفی کند و از تاریخ معرفی داور خواهان ۱۵ روز هم به خوانده فرصت می­دهد که داور مورد نظر خویش را انتخاب و معرفی نماید.

طبق ماده ۸ (۳) قواعد در صورتی که طرفین توافق و شرط کرده باشند که اختلافات فیمابین به داور منفرد ارجاع شود، می ­توانند ظرف ۳۰ روز داور مورد نظر را با توافق انتخاب و معرفی کنند و اگر نتوانند ظرف این مهلت به توافق دست یابند، دیوان داوری او را منصوب می­ کند. چنانچه طرفین توافق کرده باشند که اختلافات فیمابین به هیات داوری سه نفره ارجاع شود، هر کدام می ­توانند داور خود را معرفی نمایند و اگر استنکاف ورزند، دیوان داور او را منصوب می­ کند. رئیس هیات داوری (داور ثالث) هم توسط دیوان انتخاب و معرفی می­ شود، اما طرفین می ­توانند توافق کنند که رئیس هیات داوری به ترتیب دیگری انتخاب شود (مانند این که خود ایشان یا داوران منتخب ایشان، یا احیانا یک مقام ثالث ـ مثلا رئیس اتاق بازرگانی محل ـ داور ثالث را منصوب کند).

در مواردی که طبق قواعد داوری، دیوان باید داور انتخاب کند (اعم از داور منفرد داور رئیس، یا داور طرف ممتنع) ابتدا با کمیته­ی ملی اتاق در کشورهای مربوط مشورت می­ کند و از آن ها می­خواهد فرد یا افرادی را پیشنهاد کنند (مواد ۹ (۳) و ۹ (۶) قواعد). داورانی که اتاق به عنوان داور منفرد یا رئیس هیات داوری انتخاب و منصوب می­ کند نباید با اصحاب دعوی هم تابعیت باشند، و در صورتی که هم تابعیت باشند، ابتدا دیوان باید مراتب را به طرفین اطلاع دهد و اگر اعتراضی نکردند می ­تواند او را انتخاب و نصب کند (ماده ۹ (۵) قواعد).

تأیید داور توسط مدیران: در کلیه­ مواردی که داور یا داوران انتخاب و معرفی می­شوند، باید انتصاب ایشان ‌به این سمت به تأیید و تصویب دیوان داوری برسد. مطابق ماده ۹ (۱) قواعد، دیوان هنگام بررسی و تأیید داور تابعیت او، اقامتگاه او، سهولت دسترسی به او، توانایی او در انجام وظیفه و سایر ملاحظات از قبیل سوابق کاری و تجارب او را در نظر ‌می‌گیرد. تأیید و نصب داور بر عهده­ دیوان است اما ماده ۹ (۲) قواعد که از مواد الحاقی به قواعد جدید است اجازه داده که دبیر کل دیوان داوری نیز در موارد خاصی این کار را انجام دهد، و آن هنگامی است که طرفین با توافق داور مربوط (اعم از داور منفرد، رئیس هیات داوری یا داور طرف) را معرفی کرده باشد و اعلام استقلال داور نیز بدون قید و شرط باشد یا اگر شرط­مند است طرفین به آن اعتراضی نکرده باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




اولین چهار معیار به صورت قدر مطلق اندازه گیری می‌شوند. آخرین دو مورد برای پیچیدگی کاربردی بر اساس مقیاسی ذهنی بین ۵-۱ اندازه گیری شده که ۵ بیشترین پیچیدگی و ۱ کمترین می‌باشد.(همان منبع)

سنجش اثر پیچیدگی

هزینه متوسط منابع

۱-هزینه متوسط خالص برای هر مودیان مالیاتی٬[۲۷] پرداخت شده توسط مودیان و اداره مالیات و گمرک -این معیار سنجش دو طرف سیستم را در نظر می‌گیرد یعنی مودیان و اداره مالیات و گمرک. با شمول هر دو طرف معادله٬ تغییر در هزینه منابع بین دو طرف قابل ضبط است. توجه داشته باشید که به صورت مطلوب منابع صرف شده بر اجتناب در این معیار سنجش شامل شده اند٬ ولیکن این اطلاعات به آسانی در دسترس نیست. در حال حاضر ارزش تعلق داده شده ‌به این عامل مقداری بین ۵-۱ بوده٬ ولیکن اطلاعات ارقامی برای برخی قسمت های مالیات در دسترس است.

اثر کلی (مجموع)[۲۸]

۲٫ تعداد مودیان مالیاتی[۲۹]– اینکه پیچیدگی یک مالیات می‌تواند در صورت تاثیر بر افراد بیشتر٬ اثر کلی بیشتری داشته باشد نسبتا مورد بحث نمی باشد. ارزش تعلق داده ‌به این عامل رقمی بین ۱-۵ و مبتنی بر تعداد مودیان مالیاتی می‌باشد.

۳-توانایی متوسط مودیان[۳۰]-این عامل امکان پاسخ ‌به این سوال را فراهم می‌کند که “آیا پیچیدگی آن مهم است؟” اگر پیچیدگی تنها مودیان فرهیخته را تحت تاثیر قرار دهد٬ آنگاه کمتر مایه نگرانی است تا اینکه اثر اصلی آن بر صاحب متوسط یک تجارت کوچک یا مستمری بگیر باشد. ارزش تعلق داده شده ‌به این عامل رقمی نظری و بین ۱-۵ است.

۴-ریسک اجتناب[۳۱]-این سنجشی از مقدار مالیات تحت خطر به دلیل اجتناب بوده و به دلیل رفتار معدودی از مودیان حاصل می شود. ارتباطی بین پیچیدگی و اجتناب وجود دارد و اجتناب از پرداختن مالیات می‌تواند پیچیدگی ایجاد کند زیرا که نیاز به قوانین ضد اجتناب مفصلی را پیش می آورد که خود می‌تواند موقعیت های جدیدی را برای اجتناب ایجاد کنند. در حال حاضر٬ ارزش تعلق گرفته ‌به این عامل نظری و بین ۱-۵ است ولیکن HMRC ممکن است تخمینی از خطر مالیاتی حاصل از اجتناب را در برخی قسمت های سیستم مالیاتی داشته باشد.

۲-۸ پیشینه تحقیق

لائورا و همکاران[۳۲] (۲۰۰۵) در پژوهشی تحت عنوان پیچیدگی های مالیات وکسب وکار های کوچک در آمریکا٬ ‌و استرالیا به بررسی شاخص های پیچیدگی واصلاحات سیستم مالیاتی پرداخت مطالعه ای با بهره گرفتن از پرسشنامه و پیمایش الکترونیکی و بررسی‌های موردی انجام شد با مقایسه ای از دو دولت درک بهتری از پیچیدگی از نظر ‌کارگزاران به دست آمد و در نظر گرفتنبن موضوع که روش های مالیاتی دیگر می‌تواند قانون گذاران مالیاتی را مطلع تر سازد. بعبارت دیگر٬ از یکدیگر چه می‌توانیم بیاموزیم؟ نتاج نشان داد دامریکا ‌کارگزاران همواره موارد پیچیده مالیاتی را مشارکت ها٬ املاک٬ ارزش پاداش ها٬ تبادلات غیر مالیات پذیر٬ تواتر تغییر در قوانین و برنامه های بازنشستگی دانسته و مواردی که کمتر پیچیده محسوب می شدند عبارت بودند از نرخ های پیش رونده مالیاتی٬ مالیات‌های تخمین زده شده٬ حق بیمه/مالیات‌های مربوط به خود استخدامی٬ درآمدهای سرمایه گذاری شرکت های سهامی و روش جمع‌ آوری نقد. در مقایسه در استرالیا٬ ‌کارگزاران تواتر تغییر و حجم قوانین و اثر تغییر بر جنبه‌های دیگر مالیات (شامل گزارش دهی) را دلایل عمده پیچیدگی محسوب کردند. مالیات بر درآمد سرمایه و همچنین خود- مدیریت وجوه بازنشستگی پیچیده در نظر گرفته شدند. ولیکن مشابه ‌کارگزاران آمریکایی٬ ‌کارگزاران استرالیایی استفاده از نرخ های مالیاتی و روش های حسابداری را پیچیده تلقی نکردند. از جمله اهمیت این یافته ها در زمینه سیاست‌گذاری در نظر گرفتن قوانین خاص برای تجارت های کوچک می‌باشد.

ایسا (۲۰۱۴) در مطالعه ای در مالزی به بررسی مشکلات فرم های مالیاتی پرداخته است. نشان داده شد که در نظر بازرسان مالیاتی پیچیدگی مالیاتی می‌تواند از متغییرهای مهم تمکین در میان شرکت های سهامی مالیات پرداز باشد. مصاحبه شرکت کنندگان نشان داد که شرکت های مالیات پردازعموما با سه بعد پیچیدگی مالیاتی روبرو هستند که محاسبات مالیاتها٬ جمع‌ آوری مدارک و ابهام مالیاتی بودند. اولین دو بعد بیشتربرای شرکت های کوچک تر مشکل ساز اند. نتایج مطالعه پیمایشی نشان داد که سه ناحیه مشکل در ارتباط با مالیات تخمین مالیات بر درآمد پرداختی٬ بار کاری پیش رونده در جمع‌ آوری مدارک و درک ‌قانون‌گذاری‌های مربوط به مالیات بر درآمد می‌باشند.

برایناه وروسیدی (۲۰۱۳) مطالعه ای با هدف بررسی اثر عدالت مالیاتی٬ دانش مالیاتی و پیچیدگی مالیاتی بر تمکین مالیاتی بین سرمایه گذاران ‌تجارت‌های کوچک و متوسط در میان کارافرینان مالانگ انجام شده است. مطالعه با بهره گرفتن از پرسشنامه انجام شد. نتایج رگرسیون نشان داد که دانش مالیاتی اثر معنی داری بر تمیکین ندارد ولیکن عدالت و پیچیدگی مؤثر است.

ساو و سایر [۳۳](۲۰۱۰) قابلیت خواندن نمونه ای از بخش های منتخب قانون مالیات بر درآمد ۲۰۰۷ و قواعد مذکور با بهره گرفتن از ابزارهای مشابه در استرالیا بررسی ‌کرده‌است. در کل نتایج نشان داده‌اند که پیشرفت قابل ملاحظه ای در طرح بازدید توسط قانون زلاند نو در زمینه اهداف سهولت مالیاتیش و قابل خواندن بودن کسب شده است. پس از این طرح بازنویسی٬ و از نتایج همین مطالعه این بود که درصد افرادی که ۱۳-۱۱ سال تحصیلات داشتند برای استفهام قانون مالیات بر درآمد ۲۰۰۷ به طور قابل توجهی افزایش داشته است.

در مالزی٬ مصطفی (۱۹۹۶) مطالعه ای به ارزیابی نظام مالیاتی واداری مالزی و برداشت مالیات دهندگان را سیستم ، از قانون مالیات وانصاف وعدالت در مالیات و پیچیدگی قانون مالیات پرداخت که برداشت مودیان مالیاتی را نسبت به سیستم خود سنجی که می بایست در آن زمان ارائه می شده است بررسی ‌کرده‌است نشان داد که در مالزی پیچیدگی مالیاتی وجود دارد خصوصاً در زمینه جمع‌ آوری مدارک٬ جزئیات بیش از حد در قوانین مالیاتی و ابهام موجود. که نتایج تا حدی همسو با ۶ دلیل عمده پیچیدگی توسط لانگ و سوینگن (۱۹۸۷) می‌باشند.

مک کرچر[۳۴]( ۲۰۰۷ ) در مطالعه ای به بررسی پیچیدگی مالیات وتاثیر ان بر پذیرش مالیات در استرالیا پرداخت نتایج نشان می‌دهد که پیچیدگی قوانین مالیاتی میزان عدم تمکین ناخواسته را افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که در استرالیا به دلیل پیچیده بودن قوانین مالیاتی، سازمان مالیاتی نتوانسته است از فرصت موجود در این کشور از نظر فرهنگ مالیاتی که در بالاترین سطح خود می‌باشد به خوبی استفاده کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




کان (۱۹۸۵ به نقل از شروت و هرمان، ۲۰۰۶) حمایت را به عنوان یک مبادله بین شخصی که بیانگر محبت، تأیید یا کمک عملی است، تعریف می­ کند. بارونز و دوک (۱۹۹۴) حمایت اجتماعی را از جنبه­ های ارتباطی مبنی بر گفتگوی روزمره تعریف ‌می‌کنند. از نظر آن­ها حمایت اجتماعی مجموعه رفتاری است که به شخص شناختی را منتقل می­ کند که دیگران برای او ارزش و احترام قایل هستندکه بخش عمده این شناخت از طریق فرایند گفتگوی روزمره به فرد منتقل می­ شود.

کاترونا و راشل[۱۰۴] (۱۹۸۷ به نقل از افشاری، ۱۳۸۶) با توجه به اینکه فرد، حمایت کننده باشد یا دریافت کننده حمایت، شش مؤلفه‌ حمایت اجتماعی را در دو بعد طبقه بندی ‌می‌کنند. یکی بعد حمایت اجتماعی مرتبط با کمک شامل مؤلفه‌-های پیوستگی[۱۰۵]، دلبستگی، راهنمایی، یکپارچگی اجتماعی[۱۰۶] و دیگری حمایت اجتماعی مرتبط با تحسین شامل مؤلفه‌ ­های احساس تعلق[۱۰۷] و احساس مورد توجه قرار گرفتن[۱۰۸] است.

چان[۱۰۹]، هون[۱۱۰]، چیین[۱۱۱] و لوپز[۱۱۲] (۲۰۰۴ به نقل از حیدری و همکاران، ۱۳۸۷ ) حمایت اجتماعی را به عنوان تعاملات بین فردی اعضای یک شبکه اجتماعی معرفی ‌می‌کنند. این روابط به صورت غیررسمی، دوجانبه و سودمند برای اعضاست که شامل دو بعد ساختاری (جنبه کمی) و عملکردی (جنبه کیفی) است.

در ارزیابی حمایت اجتماعی آنچه از اهمیت برخوردار است میزان حمایت اجتماعی ادراک شده و نه تعداد روابط و گستره شبکه اجتماعی افراد است. ادراک حمایت ‌به این دلیل اهمیت دارد که در واقع آنچه ما را تحت تاثیر قرار می­دهد رویدادهای واقعی زندگی نیست، بلکه برداشت و تفسیری است که ما از وقایع زندگیمان داریم. در واقع آگاهی فرد از وجود افرادی که در هنگام نیاز به او توجه کرده و در دسترس هستند، تعیین کننده تجربه فرد از حمایت است (افشاری، ۱۳۸۶).

در این تحقیق با جمع بندی تعاریف مذکور و جهت تکمیل این تعاریف در ادامه محقق به توضیح کاملی ‌در مورد انواع حمایت اجتماعی می ­پردازد.

۲-۳-۲- انواع حمایت اجتماعی

برای سهولت در مطالعه، حمایت اجتماعی را بر اساس محتوای آن به انواع مختلفی تقسیم شده است که در زیر به برخی از این تقسیم ­بندی­ها اشاره خواهد شد. تمایز بین حمایت اجتماعی با توجه به جنبه­ های ۱) کمیت یا در دسترس بودن ۲) منبع حمایت و ۳) نوع حمایت صورت ‌می‌گیرد.

کوهن و ویلز[۱۱۳] (۱۹۸۵) به چهار نوع حمایت اشاره ‌می‌کنند که عبارتند از:

۱٫ حمایت تاییدی[۱۱۴]: این حمایت شامل اطلاعاتی است مبنی بر اینکه شخص مورد تأیید و ارزش است. این نوع حمایت به حمایت عاطفی، صمیمانه و بیانی باز می­گردد. یکی از مجموعه ­های این نوع حمایت، حمایت عاطفی- احساسی است.

۲٫ حمایت اجتماعی اطلاعاتی[۱۱۵]: عبارت است از دادن اطلاعاتی که فرد از آن برای کنار آمدن با استرس استفاده می­ کند و معمولاً با نشانگرهایی مثل دادن مشاوره، نصیحت، اطلاعات و آموزش ‌در مورد کارها و مشکلات و مسایل مهم زندگی سنجیده می­ شود. در این نوع حمایت فرد در اثر ارتباط با دیگران اطلاعات بیشتری در پیرامون یک موضوع کسب می­ کند و آگاهی او بیشتر می­ شود.

۳٫ حمایت اجتماعی ابزاری[۱۱۶]: به تهیه و تدارک کمک­های مالی، منابع مادی و خدمات ضروری اطلاق می­گردد. از طریق این حمایت ‌می‌توان به حل مشکلات مالی و کاهش اثرات استرس پرداخت. این نوع حمایت را حمایت مادی و ملموس نیز نامیده اند.

۴٫ حمایت اجتماعی تکریم[۱۱۷] (عزتمند): مستقیماً با نشانه­ های احترام گذاشتن به عقاید، نظرات، دادن اعتماد به نفس، تشویق در هنگام انجام کارها و … سنجیده می­ شود و مفهوم آن این است که شخص محترمانه مورد پذیرش دیگران است و به رغم مشکلات و خطاهای شخصی مورد پذیرش دیگران قرار ‌می‌گیرد.

باررا و اینلی[۱۱۸] (۱۹۸۳ به نقل از چو[۱۱۹] و همکاران، ۲۰۰۸) شش نوع از حمایت اجتماعی را نام برده اند که عبارتند از: هدایت دستوری( مانند فراهم کردن اطلاعات، رهنمود و نصیحت)، تعاملات صمیمی و نزدیک (مانند ابراز صمیمیت، احترام، تمایل فیزیکی، اطمینان و اعتماد)، تعاملات اجتماعی مثبت (مانند صحبت ‌در مورد علایق، انجام فعالیت­های تفریحی، شوخی و جوک گفتن)، کمک­های مادی (مانند پول قرض دادن)، کمک­های عملی (مانند مشارکت در انجام کارها) و نشان دادن واکنش در برابر رفتار فرد.

از طرف دیگر کاسترونا[۱۲۰] و همکارانش ( ۱۹۹۴، به نقل از راجر[۱۲۱] و همکاران، ۲۰۰۸) حمایت اجتماعی را به عنوان فرایند مبادله­ای در درون روابط اجتماعی تعریف ‌می‌کنند. آن­ها همچنین انواع حمایت (اطلاعاتی، عملی، عزتمند، عاطفی و شبکه ای) را به دو دسته تقسیم ‌می‌کنند و برای هر دسته کارکردی را تعریف ‌می‌کنند:

۱) حمایت تسهیل کننده کنش: که به فرد در معرض استرس کمک می­ کند تا مسئله ای را که موجب پریشانی او شده است را حل یا برطرف کند. حمایت عملی و اطلاعاتی در این طبقه از حمایت قرار می­ گیرند.

۲) حمایت تقویت کننده کنش: که دربرگیرنده تلاش برای دلداری و تسلی دادن فرد است، بدون اقدامی مستقیم برای حل مسئله ای که موجب استرس برای او شده است. حمایت عاطفی و شبکه ای در این طبقه قرار دارند.

کونوویچ[۱۲۲] (۱۹۹۹، به نقل از هاشیموتو[۱۲۳] و همکاران، ۲۰۰۷) حمایت اجتماعی را بر مبنای دو جنبه ساختاری[۱۲۴] و کارکردی[۱۲۵] در نظر می­ گیرند که با سلامت روانی ارتباط پیدا می­ کند. از نظر وی ساختارهای حمایت اجتماعی به وجود، تعداد و مشخصات روابط اجتماعی (مثل متاهل بودن، داشتن خواهر و برادر، تعداد دوستان، عضویت در گروه ها) دلالت دارند. مفهوم حمایت اجتماعی ساختاری معمولاً به جنبه­ های عینی حمایت و به ارتباطات اجتماعی اصلی و اولیه اشاره دارد ولی کارکردهای حمایت اجتماعی، منابع قابل دسترسی هستند که توسط روابط اجتماعی به دست می‌آیند. حمایت ابزاری و عاطفی از ابعاد کارکردهای حمایت اجتماعی به حساب می­آیند. حمایت اجتماعی کارکردی همان جنبه کیفی ارتباطات اجتماعی است که شامل کارکردهایی چون فراهم آوردن اطلاعات، محترم شمردن فرد، صمیمیت در ارتباطات، میزان دسترسی به حمایت و زمان دریافت حمایت است (کوهن و ویلز، ۱۹۸۵). در مقایسه دو نوع حمایت کارکردی و ساختاری، حمایت اجتماعی ساختاری دارای اثرات اساسی است و حمایت اجتماعی کارکردی همبستگی بسیار زیادی با شدت اختلالات دارد (برانول و شوماکر ، ۱۹۸۴).

۲-۳-۳- منابع حمایت اجتماعی

اینکه منبع حمایت از کجا سرچشمه ‌می‌گیرد از مهمترین مسایلی است که باید به آن پاسخ گفت. جواب ‌به این پرسش پایه گذار نگرشی است که اختلاف اساسی در علت یابی حمایت را به وجود ‌می‌آورد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]





۴۱- المــیـزان، ج ۲، ص ۲۳۲٫ ۴۲- تفـسـیر نـمونه، ج ۲، ص ۱۱۰٫ ۴۳- المـنیر، ج ۲، ص ۳۳۱٫ ۴۴- الجدید فـی تفـسیرالـقرآن، ج ۱، ص ۲۷۶٫ ۴۵- الفرقان فی تفسیرالقرآن، ج ۴، ص ۲۱٫ ۴۶- مـن وحی القرآن، ج ۴، ص ۱۶۱٫ ۴۷- تفسیرالکاشف، ج ۱، ص ۳۴۰٫ ۴۸- التفسیر لکتاب الله المنیر، ج ۱، ص ۲۹۸٫ ۴۹- مواهب الرحمن، ج ۴، ص ۶٫ ۵۰- من هدی القرآن، ج ۱، ص ۳۹۶٫ ۵۱- تفسیر راهنما، ج ۲، ص ۱۱۴٫ (داوودی، سعید، همان، ص ۲۱۸) ↑

    1. – الفرقان فی تفسیرالقرآن، ج ، ص ۲۱٫ ↑

    1. – تفسیر ماوردی، ج ، ص ۲۹۲، «همچنین تفسیر مجمع البیان نیز برخی از این وجوه را نقل ‌کرده‌است و مثال های دیگری را نیز بر آن افزوده است». ↑

    1. – به تفسیرهایی که پیش از این نامشان ذکر شد، مراجعه شود. ↑

    1. – تفسیر صافی، ج ۱، ص ۲۳۵، تفسیر معین، ج ، ص ۱۱۲؛ تفسیر شبّر، ج ، ص ۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۲٫ ↑

    1. -‌ با بهره گرفتن از تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۲۳۲، و ص ۲۷۳ تا ۲۷۵٫ البته باید توجه داشت که مرحوم علامه به تناسب بحث، از کل روابط زن و مرد در جامعه سخن گفته اند؛ ولی خود ایشان قبول دارند که آیه ی مورد بحث در محدوده ی روابط زن و شوهر است. ↑

    1. – مخزن العرفان، ج ، ص ۳۱۹٫ ↑

    1. – الکشاف، ج۳ ، ص ۳۴۰ و تفسیر آسان، ج ، ص ۵۷٫ ↑

    1. – تفسیر کبیر، ج ۶، ص ۹۴٫ شبیه ‌به این امور، در تفسیر قرطبی ج ، ص ۹۳۱، تبیان، ج ۲، ص ۲۳۷ و تفسیر ماوردی، ج ۱، ص ۲۹۱ نیز آمده است. ↑

    1. – تفسیر صافی، ج ۱، ص ۲۳۵؛ تفسیر الوجیز، ج ۱، ص ۱۸۷؛ الجوهرالثمین، ج ۱، ص ۲۲۸؛ تفسیر منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۲؛ تفسیر روان جاوید، ج ۱، ص ۲۸۵٫ ↑

      1. – برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به کتاب نظام حقوق زن در اسلام مطهری ،ص۴۶ به بعد ↑

    1. – روایاتی مانند سخن رسول خدا ص که فرمود: «بهترین فرزندان شما، دخترانند» «بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۹۱، حدیث ۵و۶» و فرمود: «هنگامی که متاعی را به خانه می برید، ابتدا سهم دختر را بدهید، آنگاه سهم پسر را.» همان، ص ۱۰۴، حدیث ۹۸٫ ↑

    1. – سوره احقاف، آیه ۱۵٫ ↑

    1. – سوره لقمان، آیه ۱۴٫ ↑

    1. – حضرت امام خمینی در یکی از بیانات خود، می فرماید: «این مادر که بچه در دامن او بزرگ می شود، بزرگترین مسئولیت را دارد و شـریفترین شـغل را دارد: شغل بچه داری، شریفترین شغل در عالم، بزرگ کردن یک بچه است و تحویل دادن یک انسان است به جامعه. این همان بود که خدای تبارک و تعالی در طول تاریخ، از آدم تا خاتم انبیا آمدند انسان درست کنند» صحیفه ی نور، ج ۶، ص ۳۶۰٫ ↑

    1. – تفسیرالمیزان، ج ۴، ص ۳۴۳٫ ↑

    1. – به تفسیر لغت در بحث «مدیریت و سرپرستی زنان با مردان است» مراجعه شود. ↑

    1. – مفردات راغب، ج ۱، ص ۱۲۸٫ ↑

    1. – المیزان، ج ۴، ص ۳۴۵٫ ↑

    1. – تفسیرالمیزان، ج ۴، ص ۳۴۵٫ ↑

    1. – مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۰۵ و تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۴۹٫ ↑

    1. – جامع المدارک، ج ۴، ص ۴۳۳٫ ↑

    1. – تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۷۳٫ ↑

    1. – تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۲۷۳ و جواهرالکلام، ج ۳۱، ص ۲۰۷٫ ↑

    1. – جامع المدارک، ج ۴، ص ۴۳۷٫ ↑

    1. – جواهرالکلام، ج ۳۱، ص ۲۰۲٫ ↑

    1. – تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۷۳٫ ↑

    1. – تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۷۸٫ ↑

    1. – جامع المدارک، ج ۴، ص ۴۳۷٫ ↑

    1. – جواهرالکلام، ج ۳۱، ص ۲۰۲٫ ↑

    1. – تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۷۳٫ ↑

    1. – همان. ↑

    1. – همان. ↑

    1. – ماهنامه ی حقوق زنان، سال اول شماره ی سوم، صص ۸-۹ (با مقداری تلخیص). ↑

    1. – جواهرالکلام، ج ۴۱، ص ۶۶۹٫ ↑

    1. – مهذّب الأحکام، ج ۲۸، ص ۱۷۵٫ ↑

    1. – مغنی ابن قدامه، ج ۱۰، ص ۳۴۹٫ ↑

    1. – وسایل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۳۰٫ ↑

    1. – مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۴۳۷، حدیث ۱۰ (باب ۶، از ابواب بقیه الحدود). ↑

    1. – وسایل الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۸۱، ابواب بقیه الحدود، باب ۸، حدیث ۱٫ (به همین مضمون چند حدیث دیگر نیز در همین باب آمده است). ↑

    1. – آیت الله منتظری، ‌و لایه الفقیه، ج ۲، ص ۳۱۷٫ ↑

    1. – در جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۸۸، نام این فقیهان آمده است. ↑

    1. – جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۸۸٫ ↑

    1. – التحریر التنویر، ج ۵، ص ۴۳٫ ↑

    1. – ابن عربی، احکام القرآن، ج ۱، ص ۴۲۰٫ ↑

    1. – التحریر التنویر، همان. ↑

    1. – مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۴ ↑

    1. – مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث ↑

    1. – جواهرالکلام، ج ۳۱، ص ۲۰۱ ط بیروت ↑

    1. – مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۵۵۰٫ ↑

    1. – وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۹٫ ↑

    1. – نهج البلاغه، ن ۳۱، ص ۹۳۵٫ ↑

    1. – جواهرالکلام، ج ۳۱، ص ۳۰۵٫ ↑

    1. – مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۲۷٫ ↑

    1. – وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۸ ↑

    1. – مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۰٫ ↑

    1. – بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۴۰٫ ↑

    1. – وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲٫ ↑

    1. – بحارالانوار، همان، ص ۲۴۹٫ ↑

    1. – پایگاه اطلاع رسانی مرجعیت شیعه www.marjayat.com

    1. – الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم و بماانفقوا من اموالهم. ↑

    1. – ماده ۴۲ قانون ثبت احوال ↑

    1. – ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی ↑

    1. ۳- ماده ۱۱۸۰ و ۱۱۹۹ قانون مدنی ↑

    1. – تفاوت حقوق ایران با حقوق فرانسه در این زمینه آن است که هرگاه زن خارجی با مرد ایرانی ازدواج کند، تابعیت ایران بدون قیـد و شـرط به زن تـحمیل مـی شود؛ اما اگر زن بیگانه با مرد فرانسوی ازدواج نماید، برابر قانون فرانسه، فرانسوی بشمار می‌آید، مگر اینکه تابعیت فرانسوی را رد کند یا دولت متبوع او با این امر مخالف باشد (مواد ۳۷-۳۹ و ۴۰ قانون تابعیت مصوب ۱۹۴۵) در مقابل، هم در حقوق ایران و هم در حقوق فرانسه ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی یا فرانسوی موجب از دست دادن تابعیت زن خواهد بود. ↑

    1. – ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی ↑

    1. ۲- ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی ↑

    1. – حکم شماره ۳۶۶، مجموعه رویه ی قضائی متین، ص ۱۲۱٫ ↑

    1. ۲-بند دوم ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی و ماده ۱۲ قانون ازدواج ↑

    1. – محقق حلی، شرایع الاسلام، ص ۱۷۳؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج ۱، ص ۵۰۴٫ ↑

    1. – ماده ۱۱۲۷ قانون مدنی ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ب.ظ ]




۲-۳-۵) موانع اثربخشی دوره های آموزشی

همه موارد ذکر شده در قسمت عوامل مؤثر بر اثربخشی به نوعی می‌توانند در نقش موانع اثربخشی آموزش عمل نمایند. اما به غیر از این موارد، عوامل دیگری نیز می‌توانند اثربخشی دوره های آموزشی را تحت تأثیر قرار دهند که عبارتند از:

    1. بسیاری از پرسنل شاغل در بخش آموزش به طور وسیعی از زمینه یا پیچیدگی موضوع ناآگاه هستند و حتی کمبود اطلاعات پایه ای از اصول عمل و استراتژی مداخله گری دارند.

    1. پرسنل بخش مدیریتی و نظارتی اغلب آموزش های اولیه و تجربه مدیریتی ندارند.

      1. فقدان برنامه و محتوای استاندارد آموزشی مانع ایجاد و انتقال یک مدل کاری و استاندارد عمل شده در حالی که هر دو برای نتایج سازمانی ضروری می‌باشند.

    1. مشکل استانداردسازی یا همگانی سازی یک رویکرد آموزشی باعث ناکامی در شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان می شود.

    1. اعمال آموزش بدون ترغیب یادگیرندگان برای مشارکت درارزیابی نیازها وبرنامه های توسعه‎ای‎یشان باعث مقاومت فزاینده در برابر آموزش، کاهش سرمایه گذاری فردی و مشارکت و افزایش احتمال نادیده گرفتن محتوای آموزش به هنگام بازگشت به محیط کار می‌گردد.

    1. فقدان استانداردهای رسمی و فرایندهای کنترل کیفی برای یادگیرندگان و برنامه آموزشی می‌تواند کیفیت و اثربخشی و مناسبت آموزش را کاهش داده و ارزشیابی اعتبار عملکرد یادگیرندگان را مشکل سازد.

  1. اجرای آموزش در مجموعه ای دور از محل سکونت فراگیران مانع دسترسی آسان آن ها به آموزش، کاهش تمایل و افزایش فزاینده هزینه سفر و پذیرایی و اسکان می‌گردد.

بدون سیستم های رسمی برای تشویق انتقال یادگیری، بیشتر آنچه که فراگیران در آموزش کسب کرده‎اند هرگز در کار استفاده نمی شود(گزارش گردهمایی کارشناسان و مدیران آموزش درباره آموزش اثربخش و اثربخشی آموزش۱۳۸۴، ص ۷۷).

۲-۳-۶ ) عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزش کارکنان

برای انجام آموزش های اثربخش شرایطی لازم است تا سازمان ها ضمن تطبیق با شرایط پیچیده بتوانند با تغییرات برخورد منطقی نمایند و سازمان های خود را در جهت موفقیت حرکت دهند.

مهم ترین عواملی که ‌بر آموزش و بهسازی سازمان مؤثر است عبارت است از:

    • حمایت مدیریتی: در صورتی که آموزش و بهسازی نیروی انسانی امکان پذیر و موفق است که مورد حمایت همه جانبه مدیریت بوده و افراد و امکانات و تجهزات لازم در اختیار این برنامه گذاشته شود.

    • تعهدات و اقدامات متخصصان و هیئت رئیسه: میزان تعهد و اعتقاد هیئت رئیسه و متخصصان در اجرای موفقیت آمیز آموزش امری بدیهی است و هرچه این تعهد و اعتقاد بیشتر باشد موفقیت آموزش بیشتر خواهد بود. نقش اصلی مدیریت آموزشی، بهسازی و یاری رساندن به افراد است تا دانش و مهارت هایی که نیروی انسانی سازمان برای مشاغل خود در حال و آینده به آن نیاز دارند کسب نمایند. این زمانی میسر است که از حمایت و تشویق مدیران و اقدامات مناسب متخصصان برخوردار باشند.

    • تکنولوژی: تغییرات تکنولوژی به صورت مستمر و فزاینده ای در حال دگرگونی است، لذا باید مدیران و کارکنان با این تغییرات تکنولوژیک به طور مستمر از طریق فرا گرفتن دانش و مهارت های لازم خود را همسو نمایند. مدیران و متخصصان بهسازی و آموزش نیز باید آن ها را در این راستا یاری نمایند.

    • پیچیدگی های سازمانی: امروزه سازمان ها از نظر تعداد کارکنان و حجم فعالیت به حدی گسترش یافته اند که ساختار سازمانی پسچیده ای پیدا کرده‌اند. لذا چنانچه مدیران و کارکنان بخواهند در چنین سازمانی موفق باشند باید با همکاران و سرپرستان و زیر دستان خود که در حال کنش و واکنش می‌باشند، ارتباط مناسب و سازنده ای داشته باشند. این میسر نیست مگر با دیدن دوره های آموزشی ارتباطات و غیره.

    • دانش علوم رفتاری: پیشرفت های موجود در علوم رفتاری سبب شده است که ضرورت آگاهی از این علوم برای مدیران به منظور شناخت نیاز افراد امری بدیهی به نظر برسد. هم چنین چون یکی از اهداف آموزشی تغییر در نگرش و رفتار افراد است، لذا ضرورت کاربرد علوم رفتاری کاملاً مشهود است.

    • اصول فرا گیری: اجرای آموزش باید ‌بر اساس اصول فرا گیری استوار بوده و متخصصان آموزش و بهسازی باید از این اصول آگاهی داشته باشند. برخی از مفاهیم کلی که به فرا‎گیری ربط پیدا می‎کنند عبارتند از: الف ) فرا گیری و انگیزش ب ) بازخورد فرا گیری ج ) تمرین و فرا گیری د ) قابلیت انتقال فرایافته ها.

  • سایر وظایف مدیریت منابع انسانی: عملکرد سایر وظایف مدیریت منابع انسانی بر آموزش و بهسازی نیروی انسانی در هر سازمان مؤثر است. به عنوان مثال اگر کوشش های کارمندیابی و گزینش منجر به استخدام کارکنان غیر ماهر شده باشد، به یک برنامه آموزشی و بهسازی شدیداًً نیاز خواهد بود(دعایی، ۱۳۷۴ ص ۱۶۰)

۲-۴) مبانی نظری رویکردهای ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی

رویکرد[۵۳]، یا رهیافت، به نگرش عملیاتی فرد، گروه یا سازمان به موضوعی خاص دلالت دارد(صدری، ۱۳۸۳ص ۲۰)، زمانی می توان به اثر بخش بودن دوره های آموزشی اطمینان پیدا کرد که نتایج به دست آمده در راستای تحقق اهداف سازمان باشد. ‌بنابرین‏ برای جهت دار کردن آموزش، تعیین میزان اثر بخشی دوره های آموزشی در نیل به اهداف سازمان، ضرورتی مهم و اساسی می‌باشد. ‌به این منظور رویکرد ها و مدل های ارزشیابی متعددی مطرح شده است. تعدد در رویکرد و مدل های ارزیابی می‌تواند دلایل چندگانه ای به شرح ذیل داشته باشد:

    1. ، متخصصان ارزشیابی بر الگوهای اولیه مورد انتخاب خود ملاحظات ارزشی تازه تری را علاوه کرده‌اند.

    1. تجارب متفاوت متخصصان و ارائه کنندگان مدل های آموزش، که در بازتاب تجربیات خود از ارزش ها و جهان بینی های متفاوت استفاده کرده‌اند.

    1. دلیل دیگر تنوع مدل های ارزشیابی را می توان در پیدایش آن ها در موقعیت های متفاوت جستجو کرد.

    1. تفاوت در اهداف در نظر گرفته برای ارزشیابی، این که هدف ارزشیابی را اصلاح برنامه بدانیم یا آگاهی یافتن از میزان تأثیر برنامه.

  1. تأکید بر بخش خاصی از فرایند ارزشیابی(کیامنش، ۱۳۷۷ صص۲۶-۲۷).

به طور کلی دسته بندی های مختلفی از الگوهای ارزشیابی توسط علمای آموزش صورت گرفته است. ساده ترین دسته بندی را اسکریون پبشنهاد ‌کرده‌است. وی الگوهای ارزیابی را به تکوینی و پایانی تقسیم بندی می‌کند. پاپهام الگوها را به سه دسته تقسیم بندی می‌کند: الگوهای مبتنی بر تحقق هدف ها، الگوه های قضاوتی، الگوهای تسهیل تصمیم گیری، و نیز دسته بندی هفتگانه دانشگاه کالیفرنیا شامل الگوهای هدفگر، الگوهای تصمیم گرا، الگوهای پاسخ گویانه، الگوهای مبتنی بر طرح های تحقیق آزمایشی، الگوهای هدف آزاد، الگوهای مبتنی بر مدافعه، الگوهای کاربردگرا، هم چنین ورتن و ساندرز دسته بندی شش قسمتی شامل: الگوهای هدفگرا، الگوهای مدیریت گرا الگوهای مصرف کننده گرا، الگوی مبتنی بر نظر خبرگان، الگوی مبتنی بر مدافعه، الگوی طبیعت گرایانه و مشارکتی مطرح می نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




البته بر اساس ماده ۱۲۸ ق.آ.د.م. چنان چه مال بازداشت شده عین معین باشد و نه کلی ، هم چنین این عین بازداشت شده مورد ادعای بازداشت کننده باشد یعنی آن را متعلق به خود بداند و در دعوایی که به خواسته آن اقامه نموده یا می کند پیروز شود ؛ در برابر سایر بستانکاران حق تقدم پیدا می‌کند . لازم به ذکر است که لازم نمی باشد مال قبل از تاریخ توقف تاجر ورشکسته بازداشت شده باشد ولی در عین حال مالکیت درخواست کننده تأمین بر عین معین بازداشت شده و مورد ادعا با توجه به ماده ۴۲۳ ق.ت. نمی تواند در تاریخ توقف از اجرا به او منتقل شده باشد . ماده ۱۲۸ ق.آ.د.م. با مواد ۵۲۸ به بعد ق.ت. به ویژه بخش پایانی ماده ۵۳۱ این قانون ، هماهنگ می‌باشد. اگر تاجر هم مدعی حق باشد ، مدیر تصفیه یا اداره تصفیه به نمایندگی از طرف او اقدام می‌کند و در صورت لزوم ، تاجر ورشکسته هم به عنوان ثالث وارد دعوا می شود ( ماده ۴۲۰ ق.ت. ) .

بر اساس نظریه مورخ ۷/۳/۱۳۶۶ قضاوت محاکم صلح تهران : در طول مدت ورشکستگی و نیز مادام که حکم به اعاده اعتبار ورشکسته از محکمه صادر نشده باشد دعوا می باید به طرفیت مدیر تصفیه که قائم مقام بدهکار است اقامه شود ؛ زیرا ورشکسته در حکم محجور است لیکن پس از اعاده اعتبار طرح دعوا علیه شخص مدیون صورت می‌گیرد.[۲۰۴]

این در حالی است که اعاده اعتبار نمی تواند و نباید معیاری برای از سرگیری تعقیبات شخصی علیه ورشکسته محسوب گردد . قاعده منع تعقیبات شخصی با صدرو حکم توقف به اجرا در می‌آید و نقطه پایان آن و شروع مجدد تعقیبات انفرادی ؛ طبق مواد ۵۱۱ ق.ت.، ۴۷ و ۴۸ ق.ا.ت.ا.و.، ۶۰ آ.ا.ت.ا.و. و ۷ آیین نامه موادی از قانون تجارت در خصوص تصفیه امور ورشکستگان مصوب ۱۶/۳/۱۳۱۱ ، آگهی ختم عمل تصفیه در روزنامه رسمی خواهد بود . فی الواقع در این تاریخ است که تجمع بستانکاران در هیئت غرمایی و تعقیبات جمعی آنان علیه شخص ورشکسته . بدهکاران به او و اشخاص دیگر و همچنین مأموریت مدیر تصفیه و عضو ناظر و یا اداره تصفیه ، خاتمه یافته تلقی می شود و لاجرم حق تعقیب فردی به مطلق دیّان باز می‌گردد.[۲۰۵]

۴-۳-۳-۱-۲- حال شدن دیون مؤجل

بعد از صدور حکم ورشکستگی ، قروض مهلت دار تاجر به دیگران حال می شود[۲۰۶] سررسید پرداخت نسبت به سایر مسئولین پرداخت قروض مهلت دار فقط ‌در مورد سفته ها و یا برات هایی که تاجر ورشکسته صادر نموده و قبول نشده یا قبولی نوشته حال می‌گردد.[۲۰۷]

توجه : چون ماده ۴۲۲ ق.ت. از موادی نیست که ماده ۳۱۴ ق.ت. به آن اشاره ‌کرده‌است ، به علاوه خود ماده ۴۲۲ نیز از چک صحبت نمی کند ، مقرّرات آن ‌در مورد چک قابل اعمال نیست . این امر کاملا با طبیعت چک تطبیق می‌کند ؛ چرا که چک برخلاف برات و سفته اصلا مهلت پرداخت ندارد تا بتوان ‌در مورد حال شدن دین مسئولان آن بحث کرد.[۲۰۸] این نظر با توجه به ماده ۳ مکرر ق.ص.چ. اصلاحی ۲/۶/۸۲ قابل خدشه به نظر می‌رسد .

‌در مورد حال شدن دین مؤجل مضمون عنه ( مدیون اصلی ) در اثر ورشکستگی و تأثیر آن بر روی ضامن نکته یی وجود دارد :

حکم ماده ۴۰۵ ‌در مورد حال نشدن دین ضامن در اثر ورشکستگی مدیون اصلی به موجب ماده ۴۲۲ ‌در مورد اسناد تجارتی تخصیص خورده است ‌بنابرین‏ با این که مطابق ماده ۴۲۲ ق.ت. سررسید بعضی از سفته ها و برات های مهلت دار صادره و یا قبول شده از طرف تاجر ورشکسته نسبت به ضامن هم حال می شود ، اما به موجب ماده ۴۰۵ ق.ت. ضامن تاجر ورشکسته – قبل از سررسید مدت – مسئول شناخته نشده است .

۴-۳-۳-۱-۳- منع دریافت خسارت تأخیر تأدیه از دیون ورشکسته

به موجب ر.و.ر. ۱۵۵ – ۱۴/۱۲/۱۳۴۷ ه.ع.د.ع.ک.؛ به طلب طلبکاران ورشکسته بهره تعلق نمی گیرد . بر اساس این رأی طلبکاران ورشکسته اعم از اینکه وثیقه داشته باشند یا نه حق مطالبه خسارت تأخیر تأدیه ایام بعد از تاریخ توقف را ندارند .

نکته : طبق ن.م. مورخ ۱۹/۱۱/۱۳۵۳ ا.ح.ق. پرداخت خسارت تأخیر تأدیه به دیون متوفی نیز منع گردیده است .

۴-۳-۳-۲- آثار حکم ورشکستگی نسبت به شخص ورشکسته

۴-۳-۳-۲-۱- منع مداخله ورشکسته در اموال خود

    • تاجر ورشکسته ، از تاریخ صدور حکم ورشکستگی ، حق دخالت در اموال خود اعم از اموال موجود و یا اموالی که بعدا از طریق ارث ، هبه و غیره به دست می آورد را ندارد.[۲۰۹]

    • منع مداخله تاجر ، نوعا محدود به امور مالی او می‌باشد . لذا وضع او با وضع محجورین ( صغار ، اشخاص غیررشید و مجانین)[۲۱۰] قابل مقایسه نیست .

    • منع مداخله تاجر ورشکسته در اموال خود مترادف با سلب مالکیت از وی نیست.[۲۱۱]

    • مستثنیات دین مشمول حکم ماده ۴۱۸ ق.ت. نمی شود .

    • به جز این که تاجر ورشکسته ، قبل از تصفیه عمل ورشکستگی ، نمی تواند به عنوان قیم معین شود ( ماده ۱۲۳۱ ق.م. ) نامبرده می‌تواند به موجب اختیارات قانونی و یا با اجازه اشخاص در حقوق و امور مالی دیگران به عنوان وصی ، وکیل و غیره مداخله کند .

    • از ملاحظه مواد مربوط به امور ورشکستگی و توقف تاجر و شرکت های تجارتی ، مخصوصا مواد ۴۱۸ و ۴۱۹ ق.ت. این نتیجه به دست می‌آید که آثار مترتب بر حجر و توقف از تاریخی شروع می شود که محکمه مرجع رسیدگی با اعلام توقف ، تاریخ آن را در حکم ورشکستگی تعیین نموده باشد . ‌بنابرین‏ تا موقعی که حکم صادر نشده بازرگان و یا مدیر شرکتی که اعلام توقف نموده و هنوز حکمی راجع به امر توقف آن ها صادر نشده می‌توانند در کمیسیون های مالیاتی حاضر شوند و در امور و حقوق مالی تا جایی که مخل به حقوق طلبکاران نباشند دخالت نمایند.[۲۱۲] دعاوی مالی علیه ورشکسته و امور اجرایی مربوطه باید علیه مدیر تصفیه اقامه و تعقیب شود ( ماده ۴۱۹ ق.ت. ) ولی دادگاه می‌تواند به ورشکسته اجازه دهد تا به عنوان شخص ثالث وارد دعوای مطروحه گردد ( ماده ۴۲۰ ق.ت. ) .

  • ورشکستگی به روش های گوناگونی ممکن است خاتمه پذیرد :

    1. پرداخت کلیه دیون ( موضوع ماده ۵۶۱ ق.ت. ) ؛

    1. قطعیت حکم مبنی بر تصدیق قرارداد ارفاقی توسط دادگاه ؛

    1. تصفیه اختصاری ؛

  1. تصفیه عادی .

    • در این دو مورد اخیرالذکر پس از تقسیم حاصل فروش اموال ورشکسته بین طلبکاران ، خاتمه کار تصفیه اعلام می‌گردد .
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




۷-۲ سبک­ها و پاسخ­های مقابله­ای ناسازگار

افرادی که دارای طرح­واره­های ناسازگار هستند در مواجهه با مسایل از راهبردهای مقابله­ای ناسازگارانه (مقابله هیجان­مدار) استفاده ‌می‌کنند و به دنبال آن کیفیت زندگی روانی پایین­تری را تجربه می­نمایند (دهقانی، ایزدی­خواه، محمدتقی­نسب و رضایی، ۱۳۹۳). بیماران در اوایل زندگی به­منظور انطباق با طرح­واره­ها، پاسخ­ها و سبک­های مقابله­ای ناسازگاری را به ­وجود می ­آورند تا مجبور نشوند هیجان­های شدید و استیصال­کننده را تجربه کنند. این کار معمولا منجر به تداوم طرح­واره­ها می­ شود. نکته مهم این است که اگر چه سبک­های مقابله­ای گاهی اوقات به بیمار کمک ‌می‌کنند تا از طرح­واره اجتناب کند، ولی در عمل باعث بهبود طرح­واره نمی­شوند. از این رو سبک­های مقابله­ای در نقش فرایند تداوم طرح­واره، عمل ‌می‌کنند. رفتار، بخشی از طرح­واره به­شمار نمی­آید، بلکه بخشی از پاسخ­های مقابله­ای است و از طرح­واره نشأت ‌می‌گیرد. اگر چه اکثر پاسخ­های مقابله­ای به شکل رفتاری هستند، با این حال، بیماران از طریق راهبردهای شناختی و هیجانی نیز دست به مقابله می­زنند. سبک مقابله­ای ممکن است به­ صورت شناختی، عاطفی یا رفتاری بروز کند، ولی در هر حال بخشی از طرح­واره محسوب نمی­ شود. ‌بنابرین‏ سبک­های مقابله­ای افراد در برابر طرح­واره، ضرورتا در طول زمان ثابت باقی نمی­مانند، در حالی­که طرح­واره، در طی زمان­ها و مکان­های مختلف، ثابت است. علاوه بر این، بیماران مختلف به­منظور مقابله با یک طرح­واره یکسان، از طیف رفتارهای کاملا متفاوت و حتی متضاد، استفاده ‌می‌کنند (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹).

تمام موجودات زنده در مقابل تحدید، سه واکنش اساسی نشان می­ دهند: جنگ، گریز و میخکوب شدن. این سه واکنش با سه سبک مقابله­ای جبران افراطی، اجتناب و تسلیم همخوانی دارند. در دوران کودکی، وجود یک طرح­واره ناسازگار اولیه، مصداق یک تهدید است. تهدید، نوعی ناکامی در ارضای یکی از نیازهای هیجانی اساسی کودک(مثل دلبستگی ایمن، خودگردانی، آزادی در بیان نیازها و هیجان­های سالم، خودانگیختگی و تفریح یا محدودیت­های واقع­بینانه) محسوب می­ شود. همچنین تهدید ممکن است شامل ترس از هیجان­های شدیدتری باشد که طرح­واره، آن­ها را مهار نکرده است. کودک به ­هنگام رو به رو شدن با تهدید، می ­تواند به کمک ترکیبی از این سه پاسخ مقابله­ای با موقعیت کنار بیاید. کودک می ­تواند تسلیم شود، اجتناب کند یا به­ صورت افراطی جبران نماید. این سه سبک مقابله­ای معمولا خارج از حوزه هشیاری عمل ‌می‌کنند. کودک، احتمالا در هر موقعیت فقط یکی از این پاسخ­ها را به کار ‌می‌گیرد، ولی می ­تواند سبک­های مقابله­ای متفاوتی را در موقعیت­های مختلف در برابر طرح­واره­های متفاوت نشان دهد (یانگ، ۲۰۰۳).

۱-۷-۲ تسلیم طرح­واره

وقتی بیماران، تسلیم طرح­واره می­شوند، به درست بودن آن گردن می­نهند و هیچ­وقت سعی نمی­کنند با طرح­واره­ها بجنگند یا از ­آن اجتناب کنند، بلکه می­پذیرند که طرح­واره درست است. آن­ها درد هیجانی طرح­واره را مستقیما احساس ‌می‌کنند؛ ولی به­گونه ­ای عمل ‌می‌کنند که صحت طرح­واره را تأیید نمایند. آن­ها بدون آگاهی از آن­چه انجام می­ دهند، الگوهای طرح­واره–خاست را تکرار ‌می‌کنند، به­ طوری که در بزرگسالی، تجارب دوران کودکی را دوباره زنده ‌می‌کنند. وقتی با برانگیزاننده­های طرح­واره رو به رو می­شوند، پاسخ­های هیجانی نامناسب نشان می­ دهند و هیجان­های خود را به­ طور کامل و آگاهانه تجربه ‌می‌کنند. آن­ها از نظر رفتاری، افرادی را به­عنوان شریک زندگی خود ‌می‌کنند که به احتمال زیاد با آن­ها، مانند “والدین خشمگین” برخورد ‌می‌کنند (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹).

۲-۷-۲ اجتناب از طرح­واره

وقتی بیماران، سبک مقابله­ای اجتناب را به کار می­برند، سعی ‌می‌کنند زندگی خود را طوری تنظیم کنند که طرح­واره هیچ­وقت فعال نشود. آن­ها می­کوشند تا با آگاهی زندگی کنند، انگار که اصلا طرح­واره وجود ندارد. از فکر کردن راجع به طرح­واره اجتناب ‌می‌کنند و افکار و تصاویر طرح­واره­برانگیزان را بلوکه می­ نماید و در صورت بروز چنین افکار یا تصاویر ذهنی سعی ‌می‌کنند حواس خود را پرت کنند یا آن­ها را از ذهن خود بیرون کنند. نمی­خواهند طرح­واره را احساس کنند و هنگامی که احساس­ها به سطح آگاهی می­رسند خیلی سریع و به هر نحوی که شده آن­ها را از ذهن خود پاک ‌می‌کنند. آن­ها ممکن است به­ طور افراطی مشروب بنوشند، دارو مصرف کنند، روابط جنسی بی بند و بارانه داشته باشند، پرخوری کنند، اشتغال ذهنی اجبارگونه با پاکی و تمیزی پیدا کنند، هیجان­طلب یا معتاد به کار شوند و در ارتباط با دیگران کاملا طبیعی به نظر برسند. معمولا از موقعیت­های برانگیزاننده طرح­واره، مثل روابط صمیمی یا چالش­های شغلی، اجتناب ‌می‌کنند. اکثر این بیماران از تمام حوزه ­های زندگی که نسبت به آن­ها احساس آسیب­پذیری ‌می‌کنند، رو بر می­گردانند و از شرکت فعال در فرایند درمان اجتناب ‌می‌کنند. به­عنوان مثال ممکن است فراموش کنند تکالیف خانگی خود را انجام دهند، عواطف خود را بیان نمی­کنند و در جلسات درمان، فقط موضوعات سطحی و بی­اهمیت را پیش می­کشند، دیر به جلسات درمان می­آیند یا ممکن است روند جلسات درمان را ناتمام رها کنند (یانگ، ۲۰۰۳).

۳-۷-۲ جبران افراطی طرح­واره

وقتی بیماران، سبک مقابله­ای جبران افراطی را به کار می­برند، از طریق فکر، احساس، رفتار و روابط بین ­فردی به­گونه ­ای با طرح­واره می­جنگند که انگار طرح­واره متضادی دارد. آن­ها سعی ‌می‌کنند تا حد ممکن با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل­ گیری طرح­واره­ها، متفاوت باشند. اگر در دوران کودکی، احساس بی­ارزشی می­کرده ­اند، بعدا در دوران بزرگسالی تلاش ‌می‌کنند افرادی کامل و بی­عیب و نقص جلوه کنند. اگر در کودکی مطیع بوده ­اند، در بزرگسالی، رو در روی همه می­ایستند. اگر در دوران کودکی تحت کنترل دیگران بوده ­اند، در بزرگسالی، دیگران را کنترل ‌می‌کنند یا به­هیچ­وجه حاضر به پذیرفتن نفوذ و تاثیر دیگران بر خود نیستند. اگر مورد بدرفتاری قرار ‌گرفته‌اند، با دیگران بدرفتاری ‌می‌کنند. آن­ها هنگام رو به رو شدن با طرح­واره، دست به حمله متقابل می­زنند. در ظاهر، اعتماد به نفس زیادی دارند؛ ولی در باطن، هر لحظه نسبت به فعال شدن طرح­واره، احساس تهدید ‌می‌کنند (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




سیستم حسابداری بنگاه‌های بزرگی مانند سازمان امور مالیاتی و بانک‌ها به شکل نقدی بود، تا اینکه در سومین روز مرداد سال ۱۳۸۴ شورای پول و اعتبار طی مصوبه‌ای نظام بانکی کشور را مکلف کرد تا شناسایی درآمد عقود اسلامی بر مبنای روش تعهدی باشد. این مصوبه، به مدیران تمامی بانک‌های خصوصی، دولتی و مؤسسه‌‌های اعتباری غیربانکی نیز ابلاغ شد. (روزنامه دنیای اقتصاد،۱۳۸۴)

از آنجایی که طبق تکالیف مقرر در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و قانون اصلاح مواد ۶۳و۶۴ قانون محاسبات عمومی و مواد(۱۳-۲۳-۴۶-۸۷ ) آیین نامه مالی معاملاتی، دانشگاه های علوم پزشکی ملزم به استقرارسیستم حسابداری تعهدی مبتنی بر تنظیم یک سری دستورالعملها جهت نگهداری حساب‌ها، ساماندهی و تعیین حدود و اختیارات واحدهای مالی، به منظور دستیابی به اهداف ذیل تحت عنوان نظام نوین مالی نمود.

۱ ) تغییر رویکرد از حسابداری نقدی به روش حسابداری تعهدی

۲)تعیین قیمت تمام شده بهاء خدمات و فعالیت‌ها

۳)بودجه بندی عملیاتی

۴)تجزیه تحلیل نتایج به منظور تسهیل تصمیم گیری مدیریت در راستای افزایش بهره وری منابع،کاهش هزینه ها، افزایش درآمدها و..

لذا دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور از ابتدای سال ۱۳۸۷ در راستای استقرار حسابداری تعهدی عمل نمود و در حال پیاده سازی این سیستم نوین مالی با اهداف مذکور می‌باشد.(ابوالحلاج،۱۳۸۷)

۲-۲-۳-مفهوم حسابداری نقدی

حسابداری نقدی یک سیستم حسابداری است که اساس آن بر دریافت و یا پرداخت وجه نقد استوار است. به عبارت دیگر، در سیستم حسابداری نقدی، هر گونه تغییر در وضعیت مالی مؤسسه‌ مستلزم مبادله وجه نقد است. در سیستم حسابداری نقدی، درآمدها در زمانی شناسایی و در دفاتر ثیت می‌شوند که وجه نقد آن ها دریافت شود و هزینه ها، زمانی شناسایی و در دفاتر ثبت می‌شوند که وجه آن ها به صورت نقد پرداخت گردد. (باباجانی،۱۳۹۱)

۲-۲-۳-۱-ایرادات و نارسایی‌های روش نقدی

    • عدم امکان ارزیابی عملکرد مدیریت سازمان ها

    • عدم انطباق روش مذکور با استانداردهای حسابداری

    • عدم وجــود نـظـام بودجه‌بندی جامع مبتنی بر فعالیت‌ها

    • عدم امکـان ثبـت صحیح و کامل تهاترها و سرمایه‌گذاری‌های غیر نقدی

    • عدم رعایت اصــل تطابق درآمد و هزینه و عدم ثبت کامل مطالبات و تعهدات

    • عدم وجـود ارتباط منطقی بین منافع حاصل از به کارگیری دارایی‌ها و فعالیت‏های انجام شده با هزینه ها

    • طبقه‌بندی سود سهام دریافتی از محل سرمایه‌گذاری‌ها به عنوان جریانات نقدی حاصل از فعالیت‌های عملیاتی

    • طبقـه‌بنـدی برخی از دریافت‌ها و پرداخت‌های خـاص، ‌بر اساس نوع رویـداد واقـع شـده به عوض ماهیت دریافـت و پرداخـت انجـام شـده

    • اشکالات ساختار سازمانی و عدم وجود یکپارچگی در وظایف واحدهای متنوع مالی، اعم از سیستم های اجرایـی، کنترلی، حسابرسی و بودجـه‌ریـزی

    • عدم هوشمندی سیستم مالی و در نتیحه عدم امکان اعمال مدیریت نقدینگی و مدیریت هزینه، که این امر به کارگیری بهینـه منابع درخدمت رسانی موثرتر به متقاضیان را با مانـع جـدی مواجه می کند

  • ممانعت از استقرار سیستم کنترل داخلی مناسب و عدم امکان انعکاس واقعی وضعیت مالی و نتایـج عملکـرد سازمان، به دلیل عدم انعکاس بخش عمده‌ای از دارایی‌ها و بدهی‌ها تا زمان دریافت یا پرداخت‌های نقدی در دفاتر و گزارش‌ها.(ابوالحلاج،۱۳۹۲)

۲-۲-۴-مزایای حسابداری تعهدی

    • دستیابی سریع به اطلاعات جامع، کامل و دقیق از وضع موجود سازمان

    • امـکـان تشخیـص لــزوم خـرج کـرد، بـراسـاس اطلاعـات صحیـح از منابـع و نیازهـا

      • مشخص شدن میـزان درآمدهـای وصـول نشده هر دوره مالی و امکان برنامه‌ریزی برای وصول آن ها

    • دسترسی به اطلاعات دقیق‏تـر و کامل‏تـر از درآمدها و هزینه های هر دوره (اعم از نقدی و غیرنقدی)

    • امکان ایجاد ارتباط بین هزینه ها و عملکرد آن ها و در نتیجه ایجاد زمینـه برای ورود به بحـث بودجه عملیاتی

    • امکان تعیین نقطـه سربه‏ سر درآمد و هزینه در هر دوره، با مقایسه درآمدها و هزینه های هـر دوره و نتایـج حاصل از تهاتـر آن ها

    • امکان محاسبه و ثبت استهلاک به عنوان هزینه های دوره

    • دسترسی به اطلاعات لازم جهت برنامه‌ریزی و اعمال کنترل‌های مدیریتی

    • امکان تعیین قیمت تمام شده هر پروژه با بهره گرفتن از اطلاعات سیستم حسابداری

    • امکان سنجش دقیق‏تـر تناسب واحدهای پشتیبانی با واحدهای عملیاتی و تعیین تناسب لازم بین آن ها و همچنین ارزیابی سنواتی آن ها

    • امکان سنجش مسئولیت‌پذیری مسئولین و مدیران سازمان ها و ارزیابی عملکرد ایشان در پایان هر دوره و در سطوح مختلف سازمانی

    • اطلاع از میزان و ارزش موجودی‌ها و دارایی‌های در اختیار سازمان با ثبت و ضبط موجودی‌های جنسی و دارایــی‌های ثابـت از قبـیـل امـوال، ماشیـن آلات و تجهیــزات در سیستم حسابداری

    • امکـان ارزیـابـی و انعکـاس کلیـه دارایی‌هـای تحصـیـل شـده اعـم از خـریـد یا واگـذاری بابـت سایر حقوق سازمان، بر اساس مبانی مربوطه

    • امکان مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب و تناسـب آن با مأموریت‌هـای سـازمان از نظر منابع، دارایی‌ها و خدمات ارائه شده

    • اطلاعات و گزارش‏‏های مالی صحیح­تر و دقیق‏تری را جهت برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و دیگر عملیات اجرایی در اختیار مدیران قرار می‌دهد؛

  • در مؤسسات انتفاعی وابسته به دولـت، تعیین درآمدهـا و هزینـه‌های واقعی متعلق بـه دوره مالی و به کارگیری نتیجه صحیـح فعالیت‌های مالـی و وضـع مالـی واقعـی در پایـان سال، تنهـا بـا بـه کارگیری مبنای تعهدی امکان‌پذیر است. (ابوالحلاج،۱۳۹۲)

۲-۲-۵- ارجحیت ‌های روش حسابداری تعهدی بر روش حسابداری نقدی

    • قابلیـت اعتمـاد به اطلاعات

    • برخـورداری از کارایی و کیفیت مناسبتـر و قابلیـت فهـم بهتـر

    • انعکاس اطلاعات مرتبط و مناسب‏تـر برای تصمیم‌گیـری‌های زمانـی

    • صورت‌های مالی تهیه شده قابلیـت مقایسـه بهتـری دارد و اطلاعات آن به حـدی شفاف است که تصمیم‌گیـری را برای کلـیـه مسئولین و خصوصاًً دست اندرکاران امور مالی و حسابداری سازمان روشن‌تـر و شفاف‌تـر می‌کند.

    • کارایی بیشتر عناصر حسابداری در صورت‌های مالی تهیه شده

  • قابلیت مقایسه بهتر صورت‌های مالی تهیه شده

لذا به طور خلاصه می‌توان گفت که اهم مشکلات و نارسایی‌های سیستم مالی نقدی به شرح ذیل است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




دست کم دردو مطالعه تجربی رابطه بین معنا در زندگی و بی­حوصلگی با بهره گرفتن از روش های کیفی مورد بررسی قرار گرفته­ است. در مطالعه اول دراب و برنارد[۲۷۰] (۱۹۷۸)، ‌بر اساس مطالعات موردی بالینی فرض­های روانکاوی کلاسیک که بی­حوصلگی پیامداعمال دفاعی است (بی­حوصلگی وقتی رشد می­کندکه اهداف از سوی هشیاری منع می­شوند. در نتیجه این سرکوبی،خیالبافی و هیجان به وجود می­آیند. وانگ، ۱۹۷۵؛ به نقل از شلی و همکاران، ۲۰۰۹) را به چالش کشیدند. در حقیقت دراب و برنارد نتیجه ­گیری کرده ­اند که فردی که به طور مستمر(مزمن) بی­حوصله می­ شود، عاری از هدف است و در به دست آوردن یک طرح بنیادی که به زندگی او معنا می­دهد، شکست خورده است. ‌بنابرین‏ آن ها بیان ‌می‌کنند، فقط زمانی که افراد یک طرح یا موضوع زندگی معنادار را پذیرفته­اند، می ­توانند بر بی­حوصلگی غلبه کنند. علی­رغم این فقدان مسیر(جهت) تا اندازه­ای نتیجه عوامل دفاعی است. این فقدان هدف یا معنا که عامل سببی(علمی) بی­حوصلگی مزمن است.

براجیل(۲۰۰۰) یک نظری مشابه درباره­ بی­حوصلگی ارائه ‌کرده‌است. وی از مصاحبه با افرادی که در زندگی­اشان بی­حوصله بودند پی برد که بی­تعادلی (دوگانگی های) هیجانی یک عنصرکلیدی در بی­حوصلگی در زندگی است. این بی­تعادلی بعد از اینکه افراد از اهداف، رویاها و طرح­های شخصی خودچشم پوشی کنند حاصل می شود. بعد از جایگزینی امیالشان با خواسته­ هایی که مطلوبیت کمتری دارند، آن ها دچار این ازهم پاشیدگی[۲۷۱] هیجانی می­شوند. ازطرفی آن ها جهان و دیگران را سرزنش ‌می‌کنند و نسبت به آن ها خشمگین می­شوند، بویژه کسانی که آن ها را مجبورکرده­اند که از اهداف خود چشم پوشی کنند. ازسوی دیگر این افراد احساس شرم و خودملامتی (سرزنش) دارند، با درک این موضوع که آن ها آرزوها و رویاها خود را ناچیز (ارزان) فروخته­اند برای اینکه اهداف و آرزوهای دیگران را دنبال کنند. مشابه ‌به این دارب و برنارد(۱۹۸۷) بیان کرده­اندکه از دست دادن یا شکست در توسعه اهداف معنادار زندگی باعث تجربه بی­حوصلگی مزمن می­ شود.

نظریه وجودی و این دو مطالعه کیفی بیان ‌می‌کنند که بی­حوصلگی از فقدان معنا در زندگی ناشی می­ شود. علی­رغم اینکه مطالعات قبلی نشان داده ­اند که این متغیرها وقتی در یک زمان انداز­ه­گیری می­شوند به طور معناداری با هم وابسته هستند (مک دونالند وهالند، ۲۰۰۲)پس علت نمی­تواند به تنهایی از همبستگی­ها، استنباط شود (شلی و همکاران، ۲۰۰۹). به همین منظور شلی و همکاران(۲۰۰۹) در مطالعه­ ای با استفاده طرح پژوهشی کمی وکنترل شده روابط این متغیرها را بررسی کردند. به ویژه فرضیات وجودی را که فقدان معنا در زندگی علت بی­حوصلگی است، را آزمودند. درمطالعه اول هدف تعیین این موضوع بود که چگونه بی­حوصلگی، معنا در زندگی، افسردگی و اضطراب با هم همبسته هستند. در این مطالعه۱۳۸ دانشجوی لیسانس که در درس زمینه روان شناسی ثبت نام کرده ­بودند شرکت کردند (۷۷% زن با میانگین سنی۴/۱۹و ۵/۲ = SD). برای سنجش بی­حوصلگی از مقیاس آمادگی بی­حوصلگی(BPS) هفت گزینه­ای استفاده شد. همچنین از مقیاس مقابله با بی­حوصلگی (هامیلتون و همکاران، ۱۹۸۴) استفاده شد.

برای سنجش هدف و ‌معنا در زندگی از تست هدف در زندگی[۲۷۲] (PIL؛ کرونباخ[۲۷۳]، ۱۹۸۶؛ کرونباخ و ماهولیک[۲۷۴]، ۱۹۶۴؛ به نقل از شلی و همکاران، ۲۰۰۹) استفاده باشد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین بی­حوصلگی و معنا در زندگی یک همبستگی منفی و معنادار (۵۷۴/۰- =r) وجود دارد. بین افسردگی و بی­حوصلگی یک رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (۴۶۶/۰ =r) و بین هدف در زندگی و افسردگی نیز یک رابطه منفی و معنادار (۶۵۴/۰- =r) وجود داشت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که اضطراب و افسردگی یک عامل واحد را تشکیل می­ دهند در حالی که بی­حوصلگی یک عامل مستقل بود.

پیش‌بینی می­ شود که بی­حوصلگی، معنا در زندگی، افسردگی و اضطراب با هم وابسته باشند با این حال به لحاظ روان سنجی سازه­ های مستقلی باشند. تأیید برای این پیش‌بینی، یک مدل چهارعاملی که برازش بهتر با داده ­ها دارد نسبت به مدل سه عاملی دارد، فراهم شده است. آزمون تفاوت کای اسکور برای مقایسه مدل­های تودرتو[۲۷۵] ، مدل چهارعاملی استفاده شد. درهرمدل ۳عاملی دو عامل پنهان برای اندازه ­گیری سازه­ های اساسی مشابه را به شکل زیراختصاص داده شد :

مدل ۳ عاملی A : افسردگی/ اضطراب ، بی­حوصلگی و معنا در زندگی

مدل۳ عاملی B : افسردگی، اضطراب، بی­حوصلگی/ معنا در زندگی

مدل ۳عاملی C : بی­حوصلگی/ افسردگی، اضطراب و معنا در زندگی

مدل۳ عاملیD : بی­حوصلگی/ اضطراب، افسردگی و معنا در زندگی

نتایج نشان داد که راه حل چهار عاملی یک برازش عالی با داده ­ها داشت. و مدل‌های سه عاملی برازش کمتری نسبت به داده ­ها داشت به استثنای مدل۳ عاملی A که اضطراب و افسردگی در یک عامل واحد ترکیب، می­شدند، اما بهتر از مدل چهار عاملی نبودند. به طور خلاصه این یافته بیان می­ کند بی­حوصلگی با معنا در زندگی وابسته است با این حال از لحاظ روان سنجی همانند دیگر عواطف منفی (اضطراب- افسردگی) مستقل از معنا در زندگی است.

در مطالعه دوم ۸۸ نفراز همان نمونه قبلی (۷۷% زن) در این مصاحبه شرکت کردند. در دو زمان با فاصله ۸ هفته­ای شرکت کنندگان همان مجموعه پرسشنامه ­ها را پر کردند، در اینجا اطلاعات با بهره گرفتن از رگرسیون تحلیل شدند نتایج نشان داد که معنا در زندگی در هر دو بار بی­حوصلگی را به طور معناداری پیش‌بینی می­ کند (۱۹۶/۰- =β) در حالی که اضطراب و افسردگی پیش‌بینی نکردند. بطورخلاصه معنا در زندگی یک پیش‌بینی کنندۀ مهم و معنادار بی­حوصلگی بود.

۲-۵-۴ انگیزش تحصیلی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




د ) تقاضای ثبت ملکی که در تصرف دیگری است

ماده ۱۰۹ قانون ثبت در این خصوص مقرر می‌دارد « هر کس نسبت به ملکی که در تصرف دیگری بوده خود را متصرف قلمداد کرده و تقاضای ثبت کند ، کلاهبرداری محسوب می شود …»

این ماده نیز صرف ادعای مالکیت ثبت زمین تحت تصرف دیگران که در حد شروع به جرم بوده را در حکم کلاهبرداری تلقی نموده است .[۹۶]

بند سوم : جرایم در حکم شروع به کلاهبرداری ( شروع به کلاهبرداری حکمی )

در برخی از موارد ، مقنن پاره ای از اعمال را شروع به کلاهبرداری به معنی عام تلقی ننموده ، بلکه آن را در حکم شروع به کلاهبرداری دانسته است که ما آن را به عنوان « جرایم در حکم شروع به کلاهبرداری » نام می بریم . این دسته از جرایم عبارتند از :

الف ) جرم موضوع ماده ۲۴۹ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۲۴/۱۲/۱۳۴۷ در ارتباط با شرکت های سهامی ماده مذکور مقرر می‌دارد : « هر کس با سوء نیت برای تشویق مردم به تعهد خرید اوراق بهادار از شرکت سهامی ، به صدور اعلامیه پذیره نویسی سهام یا اطلاعیه انتشار اوراق قراضه که متضمن اطلاعات نادرست یا ناقص باشد مبادرت نماید و یا از روی سوء نیت جهت تهیه اعلامیه یا اطلاعیه مذبور ، اطلاعات نادرست یا ناقص داده باشد به مجازات شروع به کلاهبرداری محکوم خواهد شد …»[۹۷]

با ترفیق در مفهوم مدره مذکور ، می توان مفهوم « شروع به کلاهبرداری حکمی » را روشن تر بیان کرد چرا که عمل پیش‌بینی شده در ماده مرقوم چندان با تعریف و ماهیت شروع به جرم تطبیق ندارد بلکه رفتار مرتکب در قالب « تشویق » نمود پیدا می‌کند که خود از مصادیق « معاونت در جرم » تلقی می شود ولی قانون‌گذار آن را به عنوان جرم مستقلی پیش‌بینی کرده که مجازات آن ، مجازات شروع به کلاهبرداری است ، ‌بنابرین‏ « شروع به کلاهبرداری حکمی » به آن دسته از جرایمی گفته می شود که ذاتاً و ماهیتاً و از جهت موضوعی با تعریف شروع به جرم تطبیق ندارد اما مجازات شروع به جرم برای آن در نظر گرفته شده است

ب ) معرفی مال غیر به عوض مال خود

به موجب ماده ۲ قانون مجازات مصوب ۳۱/۲/۱۳۰۸ راجب به مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی می نمایند ، « محکوم علیه یا مدیون یا ضامن یا کفیلی که بدون مجوز قانونی و با علم به اینکه مال متعلق به او نیست مال خود معرفی کرده و عملیاتی نسبت به آن مال شده باشد مطابق قسمت اخیر ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی مجازات خواهد شد » لازم به ذکر است قسمت اخیر ماده مذکور ناظر به مجازات شروع به کلاهبرداری بوده که با توجه به نسخ ماده قانونی مورد نظر و همچنین نسخ تبصره ماده ۱۱۶ ( ناظر به مجازات شروع به جرم کلاهبرداری ) مجازات مرتکب بر اساس تبصره ۲ ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری تعیین خواهد شد[۹۸] .

بند دوم : مجازات شروع به کلاهبرداری و رویه قضایی

تبصره ماده ۱۱۴ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۶۲ مجازات شروع به کلاهبرداری را تا ۷۴ ضربه شلاق مقدر داشته است . اما با تغییر عنصر قانونی شروع به کلاهبرداری به موجب قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ، مجازات بزه مذکور دگرگون شده و مقنن برای شروع به کلاهبرداری ساده و کلاهبرداری مشدده مجازات های جداگانه در نظر گرفته است .

تبصره ۲ ماده یک قانون مذکور در این زمینه بیان می‌دارد :

« مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد ، حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و در صورتی که نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد شروع کننده به مجازات آن نیز محکوم می شود مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا همطراز آن ها باشند به انقصال دایم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پایین تر باشند به شش ماه تا سه سال انقصال موقت از خدمات دولتی محکوم می‌شوند .»

در تبصره ۲ ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و … » مجازات شروع به کلاهبرداری به همین سیاق مورد توجه مقنن قرار گرفته است . با توجه به تبصره فوق برای تعیین مجازات شروع به باید به « حداقل مجازات مقرر در هر مورد » توجه نمود . حداقل مجازات کلاهبرداری ساده ( موضوع قسمت اول ماده یک قانون تشدید …» یک سال حبس و جزای نقدی معادل مالی که کلاهبرداری اخذ نموده می‌باشد ، لذا قاضی در مقام صدور حکم ، حبس مذکور را ‌در مورد شروع به کلاهبرداری ساده مورد لحوق حکم قرار می‌دهد . ‌در مورد جرم کلاهبرداری مشدد ( موضوع قسمت دوم ماده یک قانون مورد اشعار) حداقل مجازات مقرر عبارت است از ۲ سال حبس و انقصال انقصال ابد از خدمات دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که کلاهبردار اخذ نموده است . ‌بنابرین‏ مرتکب در شروع به کلاهبرداری مشدد ، اولاً : به دو سال حبس و ثانیاًً : ‌در مورد چگونگی انقصال با توجه به قسمت اخیر تبصره ۲ ماده یک قانون تشدید … چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا هم طراز از آن ها باشد به انقصال دایم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پایین تر باشد به شش ماه تا ۳ سال انقصال موقت محکوم می شود مضاف بر این چون جزای نقدی فرع بر معادل وجه مأخوذه بوده و در شروع به کلاهبرداری عنصر « اخذ مال » مفقود می‌باشد لذا چه در کلاهبرداری ساده و چه در کلاهبرداری مشدد ، صدور حکم به جزای نقدی معادل مال مأخذه بلا موضوع است . همچنین تبصره مذکور اشاره دارد در صورتی که نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد شروع کننده به مجازات آن جرم نیز محکوم می شود . یعنی مرتکب هم به عنوان شروع به جرم کلاهبرداری و هم تحت عنوان جرم خاص دیگر مستحق مجازات خواهد بود . طبق تبصره یک ماده یک قانون مذبور ، در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه می‌تواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده ( حبس ) و انقصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد . ولی نمی تواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد . حال این سوال مطرح است که آیا مقررات و محدودیت های این ماده به « شروع به کلاهبرداری » تسری دارد یا خیر ؟ پاسخ ‌به این سوال منفی است چرا که حکم تبصرهْ مذبور به کلاهبرداری تام منصرف است ، مضافاً به اینکه این تبصره استثنائی است بر قاعدهْ کلی « تخفیف و تعلیق » و بدیهی است در موارد استثناء باید به « قدر متیقن » اکتفا نمود[۹۹] .

مبحث سوم-شروع به جرم سرقت

یکی از قدیمی ترین جرایم علیه اموال که شایداز همان ابتدای پیدایش مفهوم مالکیت در جوامع بشری ارتکاب می یافته و معمولا مجازات سختی هم برای مرتکبین آن در ادیان و قبایل و جوامع مختلف پیش‌بینی می شده است، جرم سرقت می‌باشد.[۱۰۰]

این جرم به دلیل سهل تر بودن ارتکاب آن ( در مقایسه با جرایمی مثل کلاهبرداری ) و محسوس بودن منفعت حاصله از آن ( در مقایسه با جرایم علیه اشخاص) بخش اعظم جرایم ارتکابی در کشورهای مختلف را تشکیل می‌دهد و همین کثرت وقوع، توجه حقوق ‌دانان را به آن ایجاب می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




ازآن به” ) ناهاپیت” و” گوشال)” ۱۹۹۸), به طور موازی اشاره دارد به آنچه که” لیندنبرگ “(۱۹۹۶)ازآن به عنوان جنبه رفتاری سرمایه اجتماعی یاد می‌کند.

مهمترین جنبه‌های این بعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از اعتماد و قابلیت اعتماد، هنجارها، تعهدها وانتظارات، و هویت.

۲-۵ دیدگاه های مختلف سرمایه اجتماعی:

دیدگاه “پیربوردیو”

بوردیو سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال سرمایه می‌داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد: سرمایه اقتصادی که قابلیت تبدیل به پول را دارد و می‌تواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود، سرمایه فرهنگی که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی بدل می شود و به شکل کیفیات آموزشی نهادینه می‌گردد و سرمایه اجتماعی که از الزامات اجتماعی (پیوندها) ساخته شده است، و تحت برخی شرایط به سرمایه اجتماعی تبدیل می شود و ممکن است در شکل عنوان اشرافی نهادینه شود. او ‌به این نکته که ایجاد و اثربخشی سرمایه اجتماعی بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن مرزهای گروه را از طریق مبادله اشیا و نمادها بنیان نهاده اند فرد با عضویت در گروه در مالکیت شبکه با دوامی از روابط نهادی شده بین افراد که در خود منابع بالقوه و بالفعلی (سرمایه اجتماعی) برای او دارد شریک می شود. او با این شیوه استفاده از سرمایه اجتماعی، نوعی توپولوژی اجتماعی را فراهم می‌کند که در آن موقعیت افراد با توجه به داشته های آن ها از سرمایه های موجود اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مشخص می شود.

دیدگاه “جیمز کلمن”

“کلمن”نیز مفهوم سرمایه اجتماعی را از اقتصاد جامعه شناسی آورد. او این شکل از سرمایه را مولد می‌داند و امکان دستیابی به هدف های معینی را که در نبود آن دست نیافتنی است، فراهم می‌سازد. کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی می‌داند. به زعم او سرمایه اجتماعی چیز واحد نیست بلکه انواع گوناگونی است که دوجنبه مشترک دارند: نخست، شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند و دوم کنش های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می‌کنند. سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه دستیابی به آن ها تنها با مصرف هزینه های زیاد امکان پذیر می شود. بدین گونه کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی برای همکاری، روابط دو جانبه و توسعه اجتماعی تأکید می ورزد. از نظر او عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی می‌گردند عبارتند از:

دیدگاه “کلمن لوری”

چهارمین منبع معاصر ‌در مورد سرمایه اجتماعی، اثری از اقتصاد دانی به نام گلن لوری است. لوری در بستر انتقاد از نظریه های نئوکلاسیک نابرابری نژادی درآمدی و تبعات سیاسی آن نظریه ها به مفهوم سرمایه اجتماعی رسیده. لوری استدلال می‌کند که نظریه های اقتصاد ارتدوکس، بیش از حد فرد گرایانه اند و منحصراًً به سرمایه انسانی انفرادی و بر ایجاد می‌دانی هموار برای رقابت مبتنی بر چنین مهارت هایی توجه کرده‌اند. ممنوعیت های قانونی بر علیه سلیقه های نژادی کارفرمایان و اجرای برنامه های نابرابری ها از نظر لوری، به دو دلیل می‌توانند تا ابد ادامه یابند. دلیل اول فقر موروثی والدین سیاه پوست است که به شکل سطح نازل تر امکانات مادی و فقر فرصت های آموزشی به فرزندان شان انتقال خواهد یافت. دلیل دوم ارتباط ضعیف کارگران سیاه پوست به بازار کار و بی بهره بودن آنان از اطلاعات درباره فرصت هاست.

بخش دوم

۲-۶ تعالی سازمانی

تعریف تعالی:

تعالی در لغت به معنی بلند شدن و برتر شدن می‌باشد. تعالی سازمانی به معنای تعهد سازمانی به رشد و توسعه پایدار و دایمی سازمان در جهت کسب رضایت مشتری و افزایش مستمر سودآوری در یک محیط ملی فراگیر و حمایت کننده می‌باشد. تعالی سازمانی تابع شرایط خاص، فرهنگ، محیط داخلی و خارجی کسب و کار، ویژگی نیروی انسانی سازمان، نقاط قوت و ضعف، قرصت ها و تهدیدهایی است که سازمان را در برگرفته است، در یک کلام، مسیر برتری تعالی سازمانی، شناسایی، تشخیص، توسعه و گسترش موفقیت در یک سازمان است (بیک زاد، ۱۳۸۸).

تعالی از دید افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. به گونه ای که هر یک از ‌گروه‌های کارمندان، مدیران و مشتریان یک سازمان تعبیر خاص خودشان را از سازمان متعالی می‌کنند. کارمندان، تعالی سازمان را در نظام حقوقی مناسب و امکانات رفاهی می دانند. مدیران تعالی را داشتن اهداف بلند مدت و راهکارهای مناسب برای رسیدن به آن ها تعبیر می‌کنند. مشتریان نیز ارائه محصولات و خدمات مناسب در زمان مناسب را از ویژگی های یک سازمان متعالی می دانند و انتظار دارند که سازمان برای آن ها ارزش قائل شود و نیازهای آن ها را فراهم نماید. از طرفی همه ‌گروه‌های ذکر شده در یک جامعه زندگی می‌کنند. سازمان‌های ممتاز و برجسته واقعی، سازمان‌هایی هستند که کلیه نتایجی که به دست آورده اند و اطمینانی که از حفظ و نگهداری نتایج درآینده دارند در تلاش جهت رضایت مندی کلیه طرفهای دینفع قراردهند.

تعالی نیازمند تعهد رهبری وپذیرش مفاهیم بنیادی است، دسته ای ازقواعد کلی که ‌بر اساس ا ین قواعد سازمان رفتارها، فعالیت‌ها واولویت های خودرا شکل می‌دهد هنگامی که سازمان باین قواعد کلی را به حالت تکرار درمی آورد زمینه ارزیابی تعالی پایدار ایجاد می شود.

سازمان متعالی، به سازمانی گفته می شود که کیفیت خروجی های آن مورد رضایت مشتریان، مصرف کنندگان، کارکنان، سهام‌داران، تامین‏کنندگان و جامعه قرار داشته باشد. از نظر جامعه، سازمان متعالی سازمانی است که فعالیت های آن بر جامعه اثر مثبت بگذارد. به عبارت دیگر سازمان های متعالی سازمانی است که مسئولیت اجتماعی داشته باشد و در تبادل جامعه به وظایف خود عمل نماید. (جلوداری، ۱۳۸۴، ص ۴). بدون شک پیشرفت اقتصادی و اجتماعی یک کشور منوط به حضور سازمان های متعالی و پیشرفته است. در واقع جامعه متعالی نیازمند خلق سازمان های متعالی است. به عبارت دیگر اگر سازمان‌ها در قبال کلیه ذینفعان مسئولیت پذیر باشند در این صورت مجموعه ای از سازمان ها به صورت شبکه هایی پدید خاهند آمد و این شبکه ها سلولهای جامعه متعالی را خواهند ساخت. (همان، ص ۳)

مدل تعالی سازمانی. European Foundation or Quality Management (EFQM)

۲-۷ تاریخچه تعالی سازمانی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




یینگ کااو و همکاران(۲۰۱۱) در تحقیق خود شواهدی را آورده اند که شرکت های با میزان شهرت بالاتر، گزارشات مالی با کیفیت تری تهیه می‌کنند. به ویژه اثبات کردند که در شرکت های با میزان شهرت بالاتر، احتمال ارائه گزارشات مالی اشتباه، وجود ندارد و این ارتباط منفی بین این گزارشات اشتباه و شهرت شرکت وقتی قابل توجه است که در دوران اداره شرکت و هزینه های حسابرسی تحت کنترل باشد. همچنین اثبات شده است که ارتباط مثبتی بین شهرت شرکت و هزینه های حسابرسی وجود دارد. این ارتباط مثبت نیز به ارائه گزارشات مالی باکیفیت تر منجر می‌گردد. همچنین نشان داده ­اند که شهرت می‌تواند به عنوان یک جزء مکمل برای تلفیق مکانیسم های مدیریتی ‌در کاهش مسائل مربوط به نمایندگی و تحریک شرکت ها برای حفظ کیفیت بالای گزارش درنظر گرفته شود.

پاتاچاریا و همکاران(۲۰۰۳) نشان داده‌اند که هزینه سرمایه در ۳۴ کشور با سه معیار کیفیت گزارشگری مالی رابطه دارد. معیارهای کیفیت گزارشگری مالی مذبور شامل عدم هموارسازی سود، اجتناب از زیان و محافظه کاری سود بوده است. رابطه بین معیارهای مختلف کیفیت گزارشگری مالی در تحقیق پیش گفته الزاماًً مستقیم نمی باشد. به بیان دیگر بر اساس شواهد پژوهش آنان، محافظه کاری با اجتناب از زیان، رابطه مستقیم و با عدم هموارسازی، رابطه معکوس دارد.

جدول ۲-۱ خلاصه تحقیقات خارجی درباره سهام‌داران عمده و نهادی و کیفیت گزارشگری مالی:

ردیف

نویسنده

سال

موضوع

نتیجه

۱

دِو

۲۰۱۴

اثرخروج سهام‌داران عمده برکیفیت گزارشگری مالی

اثرات خروج سهام‌داران عمده، شامل مدیریت مبتنی بر اقلام تعهدی سود،مدیریت واقعی سود و بیان هر گونه مسائل درباره کیفیت گزارشگری مالی می‌باشد

۲

دِو

۲۰۱۴

تأثیر ناهمگونی سهام‌داران عمده بر کیفیت گزارشگری مالی

سهام‌داران عمده کارکردهای مدیران را از طریق اعمال دخالت و یا اظهارنظرکردن کنترل می‌کنند و وجود سهام‌داران عمده ارتباط مثبتی بر کیفیت گزارشگری مالی دارد.

تأثیر ناهمگونی سهام‌داران عمده بر کیفیت گزارشگری مالی

سهام‌داران عمده کارکردهای مدیران را از طریق اعمال دخالت و یا اظهارنظرکردن کنترل می‌کنند و وجود سهام‌داران عمده ارتباط مثبتی بر کیفیت گزارشگری مالی دارد.

سهام‌داران عمده و اداره امور شرکت

مزیت رقابتی سهام‌داران عمده در انتخاب سهام و شرکت های سرمایه گذاری می‌باشد که تخصص آن ها به تصمیمات گذشته مرتبط باشد.

خروج وکناره گیری به عنوان کنترل و نظارت (تجزیه و تحلیل تجربی)

تهدید خروج و کناره گیری از شرکت زمانی ضعیف تر است که نقدینگی درسطح ضعیفی باشد.

نقش شهرت شرکت در ارائه گزارشات مالی با کیفیت

شرکت های با میزان شهرت بالاتر، گزارشات مالی با کیفیت تری تهیه می‌کنند. همچنین احتمال ارائه گزارش های اشتباه در این شرکت ها وجود ندارد. دیگر اینکه هزینه حسابرسی در آن ها بیشتر است. هزینه های نمایندگی در این شرکت ها کمتر است.

بررسی نقش هیئت مدیره در کیفیت گزارشگری مالی

شهرت هیئت مدیره اثری بر کیفیت گزارشگری مالی نمی گذارد. شواهد نشان داد که شهرت اثر مثبتی بر کنترل بودجه داشته و به ایجاد گزارش های مالی با کیفیت منجر می‌گردد.

بررسی نحوه قیمت گذاری کیفیت اقلام تعهدی

هرچه کیفیت ارقام تعهدی شرکت ها پایین تر باشد، هزینه بدهی و سرمایه بالاتر می‌باشد.

ارتباط هزینه سرمایه با کیفیت گزارشگری مالی

در ۳۴ کشور مورد مطالعه دریافتند که هزینه سرمایه سه معیار کیفیت گزارشگری مالی(عدم هموارسازی سود، اجتناب از زیان و محافظه کاری سود) رابطه معناداری دارد و این رابطه، الزاماً مستقیم نمی باشد.

۲-۳-۲ تحقیقات داخلی انجام شده درباره سهام‌داران عمده و نهادی و کیفیت گزارشگری مالی :

وکیلی فرد و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیق خود به اهمیت و نقش سهام‌داران عمده، به عنوان یک عامل بازدارنده یا محرک مدیران در بروز رفتارهای فرصت طلبانه از ناحیه آن ها مؤثر خواهد بود. همچنین در شرکتهایی که دارای سهام‌داران عمده هستند مدیریت سود اتفاق می ­افتد و نتایج به دست آمده، نشان دهنده بازدارندگی سهام‌داران عمده (نقش بازدارندگی در مقابل افزایش ارزش شرکت به دلیل اهمیت دادن به منافع شخصی) و تأکید بر مدیریت سود است. درتحقیق معین الدین و همکاران (۱۳۹۱) وجود سهام‌داران عمده هزینه نمایندگی را کاهش می‌دهد، چرا که با این وجود مدیران تمایل بیشتری به گام برداشتن در راستای منافع سهام‌داران خواهد داشت و به تبع آن، تقلب در گزارشگری مالی به واسطه دستکاری سود حسابداری و به نحو چشم گیری کاهش خواهد یافت. و موثرترین روش برای کسب اطمینان از مدیریت مناسب یک شرکت در بازارهای نوظهور، می‌تواند تمرکز مالکیت باشد زیرا سهام‌داران عمده، در خصوص اداره شرکت با مدیران مذاکره می نمایند و بر مدیریت شرکت با دقت نظارت می‌کنند.

تحقیق بهزاد قربانی و همکاران (۱۳۹۱) نشان می‌دهد که کیفیت گزارشگری مالی بر نوسان بازده غیر متعارف سهام تأثیری معکوس دارد همچنین نتایج پژوهش دلالت بر وجود تأثیر مستقیم متغیرهای بازده سالانه سهام، اهرم مالی و جریان نقدی عملیاتی سال آینده، بر نوسان بازده غیر متعارف سهام و نیز تأثیر معکوس اندازه شرکت بر بازده غیر متعارف سهام دارد. علی رحمانی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیق خود به میزان مالکیت سهام‌داران عمده و نهادی به عنوان شاخصی برای کارکردهای نظارتی و اطلاعاتی نهادها و تمرکز مالکیت نهادی شاخصی برای ایجاد کژکزینی و کاهش سهام شناور آزاد است. بین میزان مالکیت سهام‌داران نهادی و عمده و نقد شوندگی سهام رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و تمرکز مالکیت نهادی موجب کاهش نقدشوندگی سهام شرکت ها می شود.

افزایش نقد شوندگی می‌تواند موجب توزیع هرچه بیشتر ریسک مالی از طریق کاهش هزینه های پرتفوی گردانی و انگیزش بیشتر سرمایه ­گذاران در تصمیم گیری های معاملاتی می شود. محمد رضا ‌نیک‌بخت (۱۳۹۱) کیفیت گزارشگری مالی با کاهش نبود تقارن اطلاعاتی بین شرکت و سرمایه گذاران و همچنین بین خود سرمایه گذاران، شکاف قیمت پیشنهادی و قیمت در خواستی را کاهش داده و نقد شوندگی سهام را افزایش می­دهد و در نتیجه صرف نظر کردن از قیمت سهام، اندازه شرکت، نوسان بازده و نسبت گردش سهام، بین کیفیت گزارشگری مالی و نقدشوندگی سهام رابطه معنا داری وجود ندارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




    1. -Untouchable ↑

    1. -به منظور قطعنامه ۱۹۵۲،۱۹۶۲و ۱۹۶۶ می‌باشد که درمجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده است . ↑

    1. -Private International Law ↑

    1. -Confict of Laws ↑

    1. – سید جلال الدین مدنی، حقوق بین الملل خصوصی،چاپ چهارم ،انتشارات جنگل،۱۳۸۴،صص ۱۴و۱۵ ↑

    1. – سیدنصراله ابراهیمی،حقوق بین الملل خصوصی،چاپ اول،تهران ،انتشارات سازمان مطالعه وتدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)بهار ۱۳۸۳،ص ۱۰ ↑

    1. – نجاد علی الماسی ، حقوق بین‌المللی خصوصی ،چاپ سوم ، تهران ،نشر میزان ، پاییز ۱۳۸۴،ص۱۷ ↑

    1. -ماده ۷ مدنی ایران ، اتباع خارجه مقیم در خاک ایران ازحیث مسایل مربوط به احوال شخصیه واهلیت خود وهمچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین ومقررات دولت مطبوع خود خواهند بود . ↑

    1. -Governing Law ↑

    1. -Applicable Law ↑

    1. -حمیدرضا ‌نیک‌بخت ، تعارض قوانین در قراردادها (قانون حاکم برتعهدات قراردادی واصل حاکمیت اراده )،مقاله ،(مجله حقوقی دفترخدمات حقوق بین الملل ،شماره سی ودوم )،بهار،تابستان ۱۳۸۴،ص۱۲ ↑

    1. -این قانون که ‌بر اساس قانون نمونه داوری آنسیترال تدوین شده درآذرماه ۱۳۷۶ در ۹فصل و ۳۶ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. ↑

    1. -ماده ۹۶۸ قانون مدنی ایران ↑

    1. Royalty/Tax ↑

    1. Production sharing agreements ↑

    1. Risk service agreements ↑

    1. Risk Service Contract ↑

    1. Pure service contract ↑

    1. -فصل هفدهم و ماده بیست ودوم قرارداد ↑

    1. -مواد ۴۵-۴۲ قرارداد ↑

    1. -مواد ۵۴-۴۲ قرارداد ↑

    1. -مواد ۳۷ و۳۸ قرارداد کنتیتانتال وکنسرسیوم اروپایی ↑

    1. -Diplomatic protection ↑

    1. -محمدرضا ضیایی بیگدلی،حقوق بین الملل عمومی،تهران ،چاپ بیست ‌و پنجم ، انتشارات گنج دانش ،۱۳۸۶،ص ۴۸۷ ↑

    1. -Exhausion of Local Remedies ↑

    1. -محمود منصور نراقی، منبع پیشین ،ص ۳۴۷ ↑

    1. -محمدعلی موحد ، درس هایی از داوری های نفتی، جلد اول،صص۲۷و۲۸٫ ↑

    1. -Court Of Europian Communities ↑

    1. -محمود منصوری نراقی،منبع پیشین،ص ۳۵۱ ↑

    1. -محمد منصوری نراقی،منبیع پیشین ، ص ۳۷۹ ↑

    1. -حسین فرهنگی ،منبع پیشین ف ص ۹۷ ↑

    1. -همان ، ص ۹۹ ↑

    1. -محمود منصوری نراقی ، منبع پیشین ،ص ۳۹۸ ↑

    1. – محسن محبی ، نظام داوری اتاق بازرگانی بین‌المللی ، مقاله ،(مجله حقوقی دفترخدمات حقوقی بین‌المللی ،شماره بیست وچهارم ،ص۱۳)،ص ۴۲۹٫ ↑

    1. -حسین فرهنگی ف منبع پیشین،ص ۱۰۲ ↑

    1. -Concilator ↑

      1. -برای آشنایی با این قواعد مراجعه کنید به مجله حقوقی دفترخدمات حقوقی بین‌المللی،شماره بیست وچهارم ،سال ۱۳۳۷،بخش اسناد بین‌المللی،ص ۴۳۱ به بعد ↑

    1. -Non –Government Organization ↑

    1. -برای ملاحظه متن کنوانسیون راجع به حل وفصل اختلافات سرمایه گذاری بین دولت ها واتباع دول دیگر که به کنوانسیون واشنگتن مشهوراست مراجعه شود به مجله حقوقی دفتر خدمات بین‌المللی ،شماره ششم ،بخش اسناد ↑

    1. – بند ب ماده ۴۴ قرارداد ↑

    1. – حسین فرهنگی ،منبع پیشین ، صص۱۰۴-۱۰۶ ↑

    1. – همان ،ص ۱۰۵٫ ↑

    1. -محمود منصوری ،نراقی،منبع پیشین ،صص ۴۰۶-۴۰۴ ↑

    1. -Convention on the Settlement of International Disputes Between States and Nationals of States of 18 March 1965. ↑

    1. -این نظر مستنبط از عبارتی مثل بند ۴ ماده ۴۳ قرارداد سیریپ می‌باشد که می‌گوید : هرگاه ضمن رسیدگی که ‌از طرف‌ این واحدیا کارشناسان به وجود آید مسئله ای پیش آید که به نظرکارشناسان ،ویاهریک از طرفین جنبه حقوقی داشته باشد … به داوری مقرر درماده ۱۴۴ ارجاع گردد. ↑

    1. -حسین فرهنگی ،منبع پیشین،ص۱۱۱ ↑

    1. -محمود منصوری نراقی،منبع پیشین،ص ۴۱۴ ↑

    1. -یداله بازگیر،داوری و احکام راجع به آن ،چاپ اول،تهران ،انتشارات فردوسی ،۱۳۸۰ ،ص ۲۵ ↑

    1. -محمد جعفر لنگرودی ،ترمینولوژی حقوق ،انتشارات گنج دانش،چاپ یازدهم ، ۱۳۸۰ ،عنوان داوری ↑

    1. -احمد متین دفتری،آیین دادرسی مدنی وبازرگانی،جلد ۱،انتشارات مجد،۱۳۸۱،شماره ۳۰ ↑

    1. -قانون محل عقد (Lex loci یاLex Loci Contractus) ↑

    1. -قانون محل استقرار مال(Lex Loci Rei Sitae) ↑

    1. -قانون محل تنظیم سند (Lex Loci Actus) ↑

    1. -قانون مقر دادگاه :(Lex Fori) ↑

    1. -قانون اقامتگاه :(Lex Loci Domicilli) ↑

    1. -محمد علی موحد ، درس های از داوری نفتی،جلد اول،ص ۲٫ ↑

    1. -سیدحسین صفایی،حقوق بین الملل وداوری های بین‌المللی ،چاپ اول ، نشر دانش،ص۲۰۰٫ ↑

    1. -محمد جواد شریعت باقری، آثار الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸درمورد شناسایی واجرای احکام داوری خارجی ،مقاله ، (مجله حقوقی وقضایی دادگستری ،شماره ۳۶)،ص ۵۵٫ ↑

    1. -لعیا جنیدی،نقد و بررسی تطبیقی قانون داوری تجاری بین‌المللی،چاپ اول ،نشردادگستر ،بهار ۱۳۷۶ ،ص ۳۸ ↑

    1. -UNCITRAL Model Law On International Commerical Arbitration ↑

    1. -سیدحسین صفایی ،تعیین حقوق حاکم برماهیت دعوا در داوری های بین‌المللی، مقاله ،(مجله دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران،شماره سی ام )،صفحه ۲۵ ↑

    1. -Proper Law of Contract ↑

    1. -محمد علی موحد ، درس هایی از داوری های نفتی، جلد اول، ص ۳ ↑

    1. -Lex Mercatoria ↑

    1. -تا سال ۱۸۶۵میلادی، اصل حاکمیت یا استقلال اراده طرفین (party autonomy)به عنوان اصل راهنما توسط دادگاه های انگلستان ، فرانسه وآلمان تثبیت شده بود. ↑

    1. -حمیدرضا ‌نیک‌بخت ، تعارض قوانین در قراردادها (قانون حاکم بر تعهدات قراردادی واصل حاکیمت اراده )،مقاله ،(مجله حقوقی دفترخدمات حقوقی بین‌المللی ،شماره سی ودوم )،صص۱۴و۱۵ ↑

    1. -Objective ↑

    1. -Subjective ↑

    1. -همان منبع ، ص ۲۲و۲۳ ↑

    1. -به نقل از لعیاجنیدی، قانون حاکم در داوری های تجاری بین‌المللی، ص ۱۸۸O.Land ,on “Contracts in Private International Law” ,International Association of Legal Science, International Encyclopedia of Comparative Laew, Klipstein (ed).v.III,Chapter 24,p.33 ↑

    1. -همان منبع ،ص۱۹۶ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیر رفاه فردی و ماکیا ولی گری بر قضاوت حسابرس است.با توجه به مطالب و با در نظرگرفتن موضوع این تحقیق مطالعه حاضر به دنبال ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این سوال است که رفاه فردی و ماکیاولی گری بر عملکرد قضاوت حسابرسان چگونه تاثیر می‌گذارد؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

بحران‌های مالی واحد های اقتصادی و سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان و غیره می‌تواند لطمه های زیادی ‌به این واحد ها زده و خسارت فراوانی به ‌گروه‌های مختلف وارد نماید. وجود اطلاعات قابل اتکا و به موقع تا حدود زیادی می‌تواند از این صدمه ها جلو گیری کند که در اینجا نقش حسابرسان و قضاوت آنان به طور ملموسی احساس می شود. حسابرسی حرفه ای است که شباهت زیادی به قضاوت در دادگاه دارد.هم قاضی و هم حسابرس با ادعاهایی مواجه هستند، شواهد پشتوانه ادعاها را جمع‌ آوری و ارزیابی می‌کنند و نهایتاً بر اساس معیارهایی که در اختیار آن ها قرار داده شده نظر می‌دهند و قضاوت می‌کنند. هر دوی آن ها در اظهار نظر و قضاوت خود باید انصاف را رعایت کنند(ماتزوشرف[۱]،۱۹۶۱).

در دنیای امروز، واحد حسابداری در هر سازمانی، به عنوان قلب سازمان محسوب می‌شود و از آنجایی که مسئولیت ثبت و نگهداری اطلاعات مالی و نیز تجزیه و تحلیل صورت های مالی به عهده حسابداران و مدیران مالی می‌باشد، لذا پرداختن به روحیات و انگیزه های آن ها و همچنین پیشرفت حرفه‌ای آن ها و اثرات پیشرفت حرفه‌ای از جمله رفاه مالی، رفاه ذهنی و رفاه جسمی و عوامل تأثیرگذار بر اشکال مختلف رفاه از اهمیت بالایی برخوردار است (دینر و همکاران[۲]، ۲۰۰۳).

درایران اخیراً به لحاظ قانونی حسابرسی و لزوم انجام آن برای اغلب شرکت ها ضروری شده و با توجه به اینکه اداره امور مالیاتی و سایر استفاده کنندگان، به صورت های مالی حسابرسی شده اتکاء می نمایند، حساسیت نسبت به شفافیت و قابلیت اعتماد چنین گزارشاتی افزایش می‌یابد. این گزارش ها بر اساس استاندارد های حسابداری و حسابرسی و تحت قضاوت های حسابرسان تهیه می‌گردد، لذا با توجه به نقش مهم قضاوت حسابرس در این گزارش ها، بررسی و شناسایی عوامل مؤثر برچنین قضاوت هایی و نیز چگونگی تاثیر گذاری این عوامل می‌تواند ضرورت انجام پژوهش های علمی در این زمینه را تشدید می کند. تاکنون در رابطه با تاثیر متغیر های مختلف از قبیل تجربه و پیچیدگی موضوعات حسابرسی بر قضاوت حسابرس و استقلال حسابرسی و عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی و غیره تحقیقات گوناگونی انجام شده است ولی ‌در مورد تاثیر رفاه فردی و ماکیا ولی گری حسابرسان بر قضاوت آن ها تحقیقات زیادی صورت نگرفته است؛ از این جهت تحقیق پیش رو دارای اهمیت و ضرورت می‌باشد.

۱-۴- اهداف و ضرورت تحقیق

هرتحقیق به منظور دستیابی به اهداف ونتایج خاصی صورت می پذیرد ‌بنابرین‏ مهمترین اهدف تحقیق عبارت است از :

۱٫ بررسی تاثیر رفاه فردی بر قضاوت تخصصی حسابرس.

۲٫ بررسی تاثیر رفاه فردی بر قضاوت عمومی حسابرس.

۳٫ بررسی تاثیر رفاه فردی بر قضاوت حرفه ای حسابرس.

۴ بررسی تاثیر ماکیاولی گری بر قضاوت تخصصی حسابرس.

۵٫ بررسی تاثیر ماکیاولی گری بر قضاوت عمومی حسابرس.

۶٫ بررسی تاثیر ماکیاولی گری بر قضاوت حرفه ای حسابرس.

۱-۵- فرضیه های تحقیق

فرضیه حدسی است زیرکانه و علمی که باید به کمک وقایع (داده ها) مورد بررسی قرار گرفته و سپس تأیید یا رد گردد. به طورکلی فرضیه‌های زیر در رابطه با این تحقیق مطرح می‌باشند:

فرضیه ۱: رفاه فردی بر قضاوت حرفه ای حسابرس تاثیر می‌گذارد.

فرضیه ۲: ماکیا ولی گری بر قضاوت حرفه ای حسابرس تاثیر می‌گذارد.

فرضیه ۳: رفاه فردی بر قضاوت تخصصی حسابرس تاثیر می‌گذارد.

فرضیه ۴: ماکیا ولی گری بر قضاوت تخصصی حسابرس تاثیر می‌گذارد.

فرضیه ۵: رفاه فردی بر قضاوت عمومی حسابرس تاثیر می‌گذارد.

فرضیه ۶: ماکیا ولی گری بر قضاوت عمومی حسابرس تاثیر می‌گذارد.

۱-۶- مدل مفهومی تحقیق

مدل مفهومی تحقیق به شرح زیر است.

شکل ۱-۱- مدل مفهومی

قضاوت حسابرس

    • تخصصی

    • حرفه ای

  • عمومی

ماکیاولی گری

رفاه فردی

۱-۷- قلمرو تحقیق

هر تحقیقی بایستی دارای محدوده مشخصی باشد تا محقق در طول تحقیق تمامی عوامل تأثیرگذار را مد نظر داشته باشد و روابط بین آن­ها را بسنجد و در شرایط متعارف تحقیق بتواند نتایج را بسط و توسعه دهد. در بحث قلمرو تحقیق، سه نوع قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی مطرح می شود.

الف) قلمروموضوعی تحقیق:

این تحقیق در حوزه علم روانشناسی و حسابرسی قرار می‌گیرد.

ب) قلمرو مکانی تحقیق:

مؤسسه‌ های حسابرسی خصوصی در سراسر ایران به عنوان قلمرو مکانی تحقیق انتخاب شده است.

ج) قلمرو زمانی تحقیق:

قلمرو زمانی تحقیق از بازه ماه مرداد لغایت دی ماه ۱۳۹۳ می‌باشد.

۱-۸- روش تحقیق

روش تحقیق حاضر از این جهت که نتایج موردانتظار آن را می توان در فرایند ارتقاء بینش حسابرسان و ذینفعان به خدمت گرفت از نظر هدف از نوع کاربردی می‌باشد. در ضمن به لحاظ استراژی اجرا از نوع پیمایشی است زیرا از ابزار پرسشنامه استفاده شده است و از نظر روش نیز یک تحقیق همبستگی محسوب می شود.

۱-۹- جامعه و نمونه آماری

جامعه آماری عبارت است از کلیه جامعه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی (جهانی یا منطقه ای) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند(حافظ نیا، ۱۱۹،۱۳۹۱).

جامعه آماری این تحقیق شامل حسابرسان فعال در شرکت های حسابرسی و عضو سازمان حسابرسی می‌باشد.

نمونه عبارت است از مجموعه‌ای از نشانه ها که از یک قسمت‌، یک گروه یا جامعه‌ای بزرگتر انتخاب می‌شود.‌، به طوری‌که این مجموعه معرف کیفیت‌ها و ویژگی‌های آن قسمت،گروه یا جامعه بزرگ‌تر باشد(نادری و نراقی،۱۳۸۷).

به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول زیر استفاده شده است .

n=90 = نشان دهنده حجم نمونه
= ۰٫۰۵ α = در صد خطای معیار ضریب اطمینان قابل قبول
s2 = 0.235 = واریانس نمونه ای به دست آمده از پرسشنامه پایلوت

d = 0.1 =درجه اطمینان یا دقت احتمالی مطلوب

۱-۱۰- ‌ابزار گردآوری داده ها

اطلاعات مربوط به تأیید یا رد فرضیات پژوهش، به روش می‌دانی جمع‌ آوری شده است. ابزار اندازه گیری داده های این تحقیق پرسشنامه است که شامل تعداد ۴۴ پرسش بوده و در دو بخش تنظیم شده است:

بخش اول:

در این بخش ۳۴ سوال ارائه شده که شامل: تعداد ۲۰ سوال مربوط به متغیر ماکیاولی گری، تعداد ۱۴ سوال مربوط به متغیر رفاه فردی می‌باشد.

بخش دوم:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




    1. . Thinking style ↑

    1. . Allinson & Hayes ↑

    1. .Kirton & McCarthy ↑

    1. . Sadler-Smith & Badger ↑

    1. . Leonard ↑

    1. . Scholl ↑

    1. . Kowalski ↑

    1. . Kirton & De Ciantis ↑

    1. . Martinsen ↑

    1. . Kirton & McCarthy ↑

    1. . Al-Sabaty & Davis ↑

    1. . Hammerschmidt ↑

    1. . Kilmann ↑

    1. . Mitroff ↑

    1. . Williams ↑

    1. . Armstrong ↑

    1. . Malcolm ↑

    1. . Sadler ↑

    1. . Badger ↑

    1. . Honey & Mumford ↑

    1. . Kolb ↑

    1. . Schmeck ↑

    1. . cognitive style ↑

    1. . Allinson & Hayes ↑

    1. . Riding & Cheema ↑

    1. . Al-Sabaty & Davis ↑

    1. . Grigorenko & Sternberg ↑

    1. . Leonard & Straus ↑

    1. Thinking style ↑

    1. . Sternberg ↑

    1. . Styles of thought ↑

    1. . thinking styles ↑

    1. . Vanderheyden ↑

    1. . Witkin ↑

    1. . Moore ↑

    1. . Goodenough ↑

    1. . Cox ↑

    1. . Tennant ↑

    1. . Miller ↑

    1. . Moates ↑

    1. . Schumacher ↑

    1. . Matlin ↑

    1. . Deliberate ↑

    1. . Automatic ↑

    1. . Classification ↑

    1. . Category ↑

    1. . Glass ↑

    1. . Holyoak ↑

    1. . Differentiation ↑

    1. . Iintegration ↑

    1. . Entwistle ↑

    1. . Deutsch ↑

    1. . Riding ↑

    1. . Glass ↑

    1. . Butler ↑

    1. . Deary ↑

    1. . Austin ↑

    1. . Global ↑

    1. . Miller ↑

    1. . Halpin ↑

    1. . Croft ↑

    1. . Ayers ↑

    1. . Furnham ↑

    1. . Kornberger ↑

    1. . Clegg ↑

    1. . Borch ↑

    1. . Duffy ↑

    1. . Dale & Burrell ↑

    1. . Goleman ↑

    1. . Goleman,D & .et al ↑

    1. . Moran & Volkwein ↑

    1. . Structural approach ↑

    1. . Perceptual approach ↑

    1. . Interactional approach ↑

    1. . Cultural approach ↑

    1. . Cherrington ↑

    1. . Cherrington ↑

    1. . Tagiuri ↑

    1. . Moran ↑

    1. . Hoy ↑

    1. . Menon ↑

    1. . Menon ↑

    1. . Schneider ↑

    1. . Ryder & Southey ↑

    1. . Pettigrew ↑

    1. . Drexler ↑

    1. . Moran & Volkwein ↑

    1. . Chris Argyris ↑

    1. .Eldridge ↑

    1. . Crombie ↑

    1. . French ↑

    1. . Halpin & Croft ↑

    1. . Anderohiers ↑

    1. . Organizational Climate Description questionnaire (OCDQ) ↑

    1. . Litwin & sterinjer ↑

    1. . Forehand & Gilmer ↑

    1. . James& Jons ↑

    1. . Wallace & Hunt ↑

    1. . Sussman and Deep ↑

    1. . RENSIS LIRERT ↑

    1. . Profile of organizational characteristics (POC) ↑

    1. . Brown ↑

    1. . Gibson & etl ↑

    1. . McClelland ↑

    1. . Achievement ↑

    1. . Affiliation ↑

    1. . Power ↑

    1. . Hnujak ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




ضمانت اجرای استقلال و بی­طرفی داور جرح او است. ‌به این معنی که اگر داور هر یک از طرفین یا داور رئیس فاقد این صفت باشد و حاضر نشود کناره­گیری نماید، هر یک از طرفین می ­تواند او را جرح کند. ماده ۱۱ قواعد دیوان درباره تشریفات جرح، مقررات روشن و صریحی را پیش ­بینی ‌کرده‌است. مطابق ماده ۱۱ (۱) جرح داور به علت عدم استقلال یا سایر علل، باید به صورت کتبی به دبیرخانه­ی دیوان تسلیم شود و حاوی شرح اوضاع و احوالی باشد که مبنای جرح قرار گرفته است و مطابق بند ۲ ماده مذکور اعلام جرح باید ظرف ۳۰ روز از تاریخ تأیید نصب داور توسط دیوان داوری یا اگر علت جرح بعداً در حین رسیدگی حادث شود و یا اگر از قبل وجود داشته اما بعدا مکشوف شود، باید ظرف ۳۰ روز از تاریخی باشد که جرح کنند از آن مطلع شده است. رسیدگی به جرح بر عهده­ دیوان داوری اتاق است و تصمیم او در این مورد قطعی است و دیوان مکلف نیست دلایل خود را ‌در مورد قبول یا رد جرح اعلام کند (ماده ۷ (۴) قواعد). رسیدگی به جرح دو مرحله دارد: یکی قابل استماع بودن آن از این حیث که آیا به موقع مطرح شده یا نه، دوم از لحاظ ماهوی از این حیث که آیا ادله­ی قانع کننده هست یا نه. دیوان می ­تواند هر دو مرحله را یکجا تصمیم ­گیری کند یا آن را تفکیک کند اما در هر حال، ابتدا باید موضوع به داور مجروح و نیز طرف مقابل اعلام و به آن ها مهلتی داده شود که اظهار نظر نمایند.

همان گونه که پیدا‌ است، جرح داور هنگامی معنی پیدا می­ کند که او ‌به این سمت منصوب شده باشد وگرنه در زمان معرفی و نامزد شدن داور، جرح معنی ندارد و اگر یکی از طرفین نسبت به استقلال و بی­طرفی او ایرادی داشته باشد یا از مسایلی مطلع باشد که او را در معرض عدم استقلال قرار می­دهد، می ­تواند نسبت به معرفی او اعتراض کند، که دیوان داوری هنگام بررسی و تأیید نصب او مراتب را ملحوظ می­ کند و اگر ادله­ی مستندی وجود داشته باشد، چه بسا او را تأیید نکند.

جرح داور به معنای سلب اعتماد و بی­اطمینانی نسبت به او است و اگر پذیرفته شود، حیثیت حرفه­ای و آبروی اجتماعی او را ملکوک می­ کند. متاسفانه گاه جرح داور، به عنوان عامل فشار به داور یا ایجاد تأخیر در داوری مورد سوء استفاده قرار ‌می‌گیرد. اعلام جرح داور، ادامه­ داوری را با مانع مواجه می­ کند زیرا صلاحیت و اعتماد به او برای رسیدگی و صدور رأی‌ تحت سوال قرار ‌می‌گیرد و مادام که این اعتماد و اطمینان باز نگردد، مشروعیت تصمیمات و اقدامات او هم مخدوش و غایب است. ‌بنابرین‏، در صورت جرح داور جریان داوری متوقف می­ شود تا تکلیف جرح معلوم شود، اگر دیوان داوری اتاق جرح را بپذیرد، داور مجروح از ادامه کار ممنوع می­ شود و مرجع داوری یکی از اعضای خود را از دست می­دهد و باید جانشین او تعیین و انتخاب شود. در صورت رد جرح، داور به کار خود ادامه می­دهد، اما مانع از جرح مجدد البته به علل جدید، نیست و جرح به کرات ممکن است.

۳-۴- تعویض داور

یکی از مسایل مربوط به تشکیل مرجع داوری عبارت است از «تعویض داور». تعویض داور هنگامی پیش می ­آید که یکی از داوران از انجام وظایف خود ناتوان باشد (مانند بیماری، اشتغال به مشاغل زیاد و کمبود وقت، یا ناتوانی حرفه­ای) یا داور فوت کند با استعفا نماید و دیوان استعفای او را بپذیرد، یا جرح او مورد قبول قرار گیرد و سرانجام ممکن است طرفین داوری متفقاً درخواست تعویض داور را بنمایند. (ماده ۱۲ (۱) قواعد)

افزون بر این موارد، ممکن است خود دیوان هم به تشخیص خود ‌به این نتیجه برسد که داور عملاً یا قانوناً قادر به انجام وظیفه نیست یا معذور است و تصمیم به تعویض او بگیرد، بدون این که طرفین درخواست تعویض را کرده باشند. (ماده ۱۲ (۲) قواعد)

تعویض داور، با جرح داور متفاوت است زیرا در تعویض، استقلال و بی­طرفی داور محل تردید نیست و به همین لحاظ نحوه­ رسیدگی و تعیین جانشینی او نیز با جرح فرق می­ کند. رسیدگی و تصمیم ­گیری به مسئله تعویض داور با دیوان داوری است. مطابق ماده ۱۲ (۴) هر گاه در جریان رسیدگی لازم شود که داور عوض شود (مانند فوت یا بیماری، یا ناتوانی، یا جرح، یا استعفای داور، یا تشخیص دیوان، یا درخواست مشترک همه طرف­ها)، اولا دیوان داوری موضوع را بررسی و تصمیم ‌می‌گیرد آیا لازم است برای تعیین جانشین داور همان تشریفات اولیه درباره انتخاب و معرفی داور اجرا شود، یا باید به طریق دیگری عمل شود. ثانیاً پس از این که جانشین داور مذکور به هر نحو مشخص شد و مرجع داوری تکمیل گردید، دیوان می ­تواند تصمیم بگیرد که آیا لازم است جریان رسیدگی که نزد مرجع قبلی انجام شده، از نو تجدید شود و اگر آری از چه مقطعی به بعد و تا چه حدودی. از طرفی، اگر پس از اعلام ختم رسیدگی (مثلا حین شور و صدور رأی‌)، تعویض داور ضرورت یابد ممکن است همان تعداد داوران باقیمانده بتوانند کار را تمام و رأی‌ را صادر کنند و ضروری نداشته باشد که داور جدیدی انتخاب و تعیین گردد. زیرا در این صورت، یا باید تمام جریان رسیدگی از نوع تجدید شود که مسلماً وقت­گیر و پر هزینه و غیر ضروری است، یا باید از داور جدید خواست که صرفاً در شور و صدور رأی‌ مداخله کند که صحیح به نظر نمی­رسد از او خواسته شود امضای خود را ذیل رایی بگذارد که در رسیدگی به آن مشارکتی نداشته است. این است که در ماده ۱۲ (۵) قواعد موضوع این گونه حل شده که در این قبیل موارد (ضرورت تعویض داور در مرحله­ پس از ختم رسیدگی) در صورتی که دیوان مناسب بداند، می ­تواند پس از کسب نظر طرفین و داوران باقیمانده و سایر اوضاع و احوال مؤثر در موضوع تصمیم بگیرد و داور جانشین تعیین نکند و همان تعداد داوران باقیمانده کار را تمام کنند که اصطلاحا آن را هیات داوری ناقص گویند.

هدف از این مقررات تسهیل کننده، آن است که ضمن رعایت حقوق طرفین و با دادن فرصت اظهار نظر به ایشان، سرعت رسیدگی نیز تامین شود و از تاخیرهای بیجا در جریان داوری جلوگیری شود و همچنین هیچ یک از طرفین نتوانند از امکان تعویض داور، برای تأخیر و اخلال در کار داوری سوء استفاده نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




    1. – Consideration ↑

    1. – Andrew Burrows, Remedies for Torts and Breach of Contract, Second edition, Butterworths, London, 1994,P.348.Treitel G H, The law of contract, op.cit, p.1039. ↑

    1. – Privity of Contract ↑

    1. – Contracts (Rights of Third Parties) Act 1999. ↑

    1. – Transport Act 1980, Road Traffic Act 1972 ↑

    1. – Guest, A. G.: Anson’s Law of Contract ,op.cit, p.812 ↑

    1. – Waddams,S.M.,The Law of Contract, 5th Edition, Canada Law Book Inc, 2005,P.485. ↑

    1. – Courts of Equity ↑

    1. – Spry, I. C. F.: Equitable Remedies, 4th Edition ,Sweet & Maxwell, London, 1990,P.55. ↑

    1. – Waddams,S.M.,The Law of Contract,op.cit.p.487. ↑

    1. – Voluntary breach ↑

    1. – Efficient Breach ↑

    1. -Jafarzadeh,Mirghasem, Buyer’s Right to Specific Performance,Shahid Beheshti University, Tehran, Iran, March,2001, at: http:// www. cisg. law. pace. edu / cisg/biblio/biblio.html, visited at: 03:43 , 2012/10/06همچنین رک: رنجبر،مسعودرضا،تعیین خسارت ناشی از نقض قرارداد، نشر میزان،چاپ اول،۱۳۸۷،ص ۱۳۷٫ ↑

    1. -Expectation Damages – Markovits, Daniel & Schwartz, Alan, The Myth of Efficient Breach: New Defenses of the Expectation Interest, Yale Law School, John M. Olin Center for Studies in Law, Economics, and Public Policy Research Paper No. 431. ↑

    1. – Eisenberg, Melvin, The theory of efficient breach and the theory of efficient termination, University of California, Berkeley, 2004,P.8. at: http://repositoriescdliborg/berkeley-law-econ/spring2004. ↑

    1. – Birmingham, Robert, Breach of Contract, Damage measures and economic efficiency, 1970, Rutgers Law Journal, PP..273,284. http://www.jstororg. ↑

    1. – Posner,Richard A, The Economic Analysis of Law, Texas Law Review, 1972,P.53. ↑

    1. – Goetz Charles and EScott Robert, Liquidated Damage, Penalties and Just Compensation Principle: Some Note on an Enforcement Model and a Theory of Efficient Breach, Columbia Law Review, Vol 77, 1977, n4, at: http://www.jstororg. ↑

    1. – Posner,Richard A, The Economic Analysis of Law,op.cit. P.120. ↑

    1. – The Principle of European Contract Law, 1998, at: www.jusuiono/lm/eucontractprinciples ۱۹۹۸/dochtml ↑

    1. – Hesselink, Martijn W, The Principle of European Contract Law: Some choices Made by the Lando Commission, Global Jurist Frontiers, 2001, P.57, at: http://www.bepress.com/gi. ↑

    1. – Hesselink, Martijn W, The Principle of European Contract Law,op.cit.P.51. ↑

    1. – Friedman, Daniel, The Efficient Breach Fallacy, The Journal of Legal Studies, Vol 18, Jan,1989,No 1, PP.1-24. at: http://www.jstororg. ↑

    1. – بر اساس معیار کالدور- هیکس، کارایی اقتصادی یک عمل، زمانی محقق می شود که در اثر بازده جدید، وضعیت برخی (برندگان) به گونه ای بهتر می شود که حتی پس از جبران خسارت بازندگان، آن ها همچنان در شرایط بهتری قرار داشته باشند. رک: کوتر، رابرت و یولن،تامس، حقوق و اقتصاد، ترجمه: یداله دادگر و حامده اخوان هزاوه، انتشارات نور علم،۱۳۸۸، ص۳۵۹٫ ↑

    1. – Bromage v Genning. ↑

    1. – Coke ↑

    1. – Laither, Yves- Marie, Etude comparative des sanctions de Iinexecution du contrat, Edition DELTA,2004, P.489. ↑

    1. – Eisenberg, Melvin, The theory of efficient breach and the theory of efficient termination, University of California, Berkeley, 2004, P.8, at: http://repositoriescdliborg/berkeley-law-econ/spring2004. ↑

    1. – Smith ,Stephen A and Scholar, William Dawson, contract Theory, Oxford university press, 2004,P.117 ↑

    1. – Brousseau, Eric , La sanction adequate en matiere contractuelle: Analyze Economique, 2005.P.3, at: www.brousseauinfo/pdf/2005-EB-sanctionpdf. ↑

    1. – ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۷۷٫ ↑

    1. – Laither ,Yves- Marie, Etude comparative des sanctions de Iinexecution du contrat op. cit, p. 493. ↑

    1. – Treitel G H, The law of contract, 11 ed, London, Sweet and Maxwell, 2003, p.927. ↑

    1. – Carbonnier,Jean, Les obligation, 22 ed, Paris, Puf,coll Themis,2000,n 153. ↑

    1. – Saidov, Djakhongir & Cunnington, Ralph, Contract Damages Domestic and International Perspectives, Edited by, Oxford and Portland, Oregon, 2008, Published in North America (US and Canada) by Hart Publishing, P.4 and next. ↑

    1. – The most valued person. ↑

    1. – Eisenberg,Melvin, The theory of efficient breach and the theory of efficient termination, op.cit.p.34- Shavell,Steven, Specific Performance versus Damage for Breach of Contract, Harvard Law School, 2005.available at: http://ssrn.com/abstract=868593↑

    1. – Friedman,,Daniel, The Efficient Breach Fallacy, The Journal of Legal Studies,Jan,1989,p.9.at: http://www.jstororg. ↑

    1. -Posner ,Richard A, Economic analysis of law, 5 edition, New York, Aspen publishers, 1998,p.133. ↑

    1. – Cooter, Robert, and Ulen, Thomas, Law and Economics, 3 edition, Addison-Wesley,2000,P.241- Friedman, David, The efficient breach fallacy, journal of legal studies, 1989,p.5 and next, at: http://wwwjstororg. ↑

    1. – Friedmann, Daniel, The Efficient Breach Fallacy, op.cit. p.23. ↑

    1. – Schafer, Hans- Bern, Claus Ott, The economic analysis of civil law, Edward Elgar publication,2004,p.329. ↑

    1. – کاتوزیان، ناصر ، حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها،ج ۱،نشر شرکت سهامی انتشار،چ۵،۱۳۸۰،ص۲۵۶٫ ↑

    1. – خویی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه فی المعاملات،جلد۷،انتشارات وجدانی،۱۳۶۷، صص ۳۶۸- ۳۶۹٫ ↑

    1. – Friedman, David D. An Economic Analysis of Alternative Damage Rules for Breach of Contract, 32 JL & Econ, 1989, p.1 and next.- Richard A.Posner,op.cit, p.131. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




۱۳۹۳زنجیردار و همکاراناست هزینه های اداری عمومی فروش و بهای تمام‌شده کالای فروش رفتهرگرسیون خطیهزینه های اداری عمومی فروش و بهای تمام‌شده کالای فروش رفته چسبنده هستند و شدت چسبندگی در بهای تمام‌شده کالای فروش رفته محسوس‌تر است که باید در تجزیه‌و تحلیل‌های مدیران و نیز هنگام بررسی کار مدیران در نظر گرفته شود.۱۳۹۳اسماعیل زاده و مهرنوشرابطه چسبندگی هزینه ها با کیفیت سود و خطای پیش بینیرگرسیون چند متغیرهبین چسبندگی هزینه ها،چسبندگی هزینه های عمومی اداری و فروش و بهای تمام شده کالای فروش رفته با خطای پیش‌بینی سود رابطه ای معکوس وجود دارد.نتایج حاصل از این فرضیه با نتایج حاصل از تحقیق خالقی مقدم و کرمی ۱۳۹۱ در یک راستا قرار دارندتاریخمحققمتغیرهامدلنتایج۱۳۹۴نیازخانیسود هدف، پاداش‌ مدیران و چسبندگی هزینه هارگرسیون حداقل مربعات معمولی

بین چسبندگی هزینه ها با انگیزه های مدیران، رابطه معکوسی وجود داشته است.

بین چسبندگی هزینه ها و سود هدف، در جامعه آماری یا شرکت‌های منتخب بورس اوراق بهادار تهران رابطه‌ معناداری یافت نگردید.

۲۰۰۳اندرسون، بنکرهزینه های اداری، عمومی، فروشرگرسیونسرعت افزایش در برخی از هزینه ها در هنگام افزایش سطح فروش، بیشتر از سرعت کاهش در سطح هزینه ها در هنگام کاهش سطح فردی است.۲۰۰۳سابرا مانیام و ویدن میرتغییرات فروش و چسبندگی هزینه هارگرسیون خطینتایج این تحقیق نشان می‌دهند که هزینه های توزیع و فروش و هزینه های عمومی و اداری و بهای تمام‌شده کالای فروش رفته وقتی درآمد فروش تغییرات کمی داشته باشد (کمتر از ۱۰%)رفتار چسبندگی ندارند اما وقتی درآمد فروش بیش از ۱۰%تغییر کند چسبندگی این هزینه ها نمودار می‌شود.۲۰۰۴بالکریشنان، پیترسون و سادسترومتغییر در حجم فعالیت بر میزان چسبندگی هزینه هارگرسیون خطیدر رابطه با عامل اول پاسخ مدیریت نسبت به سطوح تغییر فعالیت بالا و پایین یکسان است. در واقع درصد تغییر در هزینه ها برای تغییرات اندک سطح فعالیت (۳% ±) تفاوت چندانی با درصد تغییر هزینه ها برای تغییرات بزرگ سطح فعالیت (بیشتر از۳% ±) ندارد ؛ ‌بنابرین‏ فرضیه اول تحقیق رد می‌شود و فرضیه دوم پذیرفته می‌شود ؛ یعنی اگر شرکت موردنظر در سطوح بالای ظرفیت خود فعالیت کند دارای هزینه های چسبنده خواهد بود.

تاریخ
محقق
متغیرها
مدل
نتایج

۲۰۰۴

مدیروس و کوستا

چسبندگی هزینه های اداری، عمومی، فروش

رگرسیون حداقل مربعات معمولی

نتایج پژوهش بیانگر وجود رفتاری چسبنده برای هزینه های اداری، عمومی و فروش بود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که با هر ۱% افزایش درامد فروش ۵۹% افزایش در هزینه های توزیع و فروش و عمومی و اداری جامعه موردتحقیق خواهیم داشت اما با هر ۱% کاهش درامد فروش تنها ۳۲% کاهش در هزینه های توزیع و فروش و عمومی و اداری خواهیم داشت. علاوه بر این در این تحقیق تغییرات چسبندگی هزینه های توزیع و فروش و عمومی و اداری در ارتباط با شرایط و موقعیت‌ها شرکت‌ها موردبررسی قرار گرفته است

۲۰۱۰

ویس

رفتار نامتقارن هزینه ها بر پیش‌بینی سود

رگرسیون

در شرکت‌هایی که هزینه های چسبنده‌تری دارند، دقت پیش‌بینی سود توسط تحلیلگران کمتر است و چسبندگی هزینه ها بر اولویت‌های پوششی تحلیلگران تأثیر می‌گذارد و سرمایه‌گذاران در ارزیابی ارزش شرکت چسبندگی هزینه ها را لحاظ می‌کنند.

۲۰۱۰

پورپوراتو و وربین

چسبندگی هزینه ها

رگرسیون

با افزایش یک‌درصدی در درآمد، هزینه های بانک‌ها به ترتیب در کشورهای آرژانتین، برزیل و کانادا ۶/۰ و ۸۲/۰ و ۹۲/۰ درصد افزایش می‌یابد، در حالی که با کاهش یک‌درصدی در درآمد بانک‌های مذبور، کاهش ۳۸/۰ و ۴۸/۰ و ۵۵/۰ درصد در هزینه ها را در مشاهده کردند. آن‌ ها دریافتند بانک‌هایی که بیشترین افزایش را در هزینه ها در شرایط بهبود فروش دارد، در زمان کاهش فروش نیز بیشترین کاهش را خواهد داشت.

تاریخ
محقق
متغیرها
مدل
نتایج

۲۰۱۰

هامبورگ و ناسو

چسبندگی هزینه و محافظه‌کاری شرطی

رگرسیون حداقل مربعات معمولی

چسبندگی هزینه، عدم تقارن زمانی سود را به وسیله تضعیف در به‌موقع بودن سود برای شرکت‌ها با اخبار مثبت افزایش داده و از سوی دیگر به‌موقع بودن سود برای شرکت‌ها با اخبار منفی را تشدید می‌کند. همچنین نتایج آنان تأیید کرد که عدم تقارن زمانی سود برای شرکت‌های دارای چسبندگی هزینه از طریق فاکتورهای حسابداری منعکس‌شده در اقلام تعهدی نسبت به فاکتورهای غیر حسابداری منعکس در جریان‌های نقدی، به صورت قوی‌تری تقویت می‌شود.

۲۰۱۱

بالکریشان و لابرو و سادستروم

ساختار هزینه و چسبندگی هزینه ها

رگرسیون خطی

در درازمدت هزینه تصمیم‌گیری ساختار هزینه تحت تأثیر توانایی ما برای شناسایی تصمیمات کوتاه‌مدت مدیریت هزینه است و تصمیمات گذشته در ساختار هزینه، قدم بزرگی برای کنترل هزینه ها در کوتاه‌مدت است.

۲۰۱۲

چن، لو و سوگیانیس

حاکمیت شرکتی و مشکلات شرکت و رفتار چسبندگی هزینه های اداری و عمومی و فروش

رگرسیون خطی

هزینه های نمایندگی اداری، عمومی و فروش بخش قابل توجهی از عملیات کسب‌وکار است به‌طوری‌که نسبت هزینه ها اداری و عمومی و فروش نسبت به کل دارایی به طور متوسط ۲۷% است در حالی که این نسبت برای هزینه های تحقیق و توسعه ۳% است. با توجه به اهمیت هزینه های اداری عمومی و فروش و توجه به کنترل این هزینه ها و درک رفتار آن‌ ها و نقش مدیران در تنظیم هزینه ها این موضوع موردتوجه محققان می‌باشد.

تاریخ
محقق
متغیرها
مدل
نتایج

۲۰۱۳

سورس و همکاران

نظیر نظارت مدیریتی، شرایط اقتصادی خارجی و ویژگی‌های شرکت

رگرسیون حداقل مربعات معمولی

مهم‌ترین عوامل مؤثر بر هزینه های چسبنده و پیاده‌سازی‌های مختلف تصمیم‌گیری‌های واقعی مدیریتی است.

۲۰۱۴

دالا ویا و همکاران

هزینه های فروش، عمومی و اداری، هزینه کالاهای فروخته‌شده و هزینه های عملیاتی

رگرسیون

هزینه چسبندگی پدیدار تنها برای کل هزینه نیروی کار و ‌نه فقط برای هزینه های فروش، عمومی و اداری، هزینه کالاهای فروخته‌شده و هزینه های عملیاتی. رخ می‌دهد، در این پژوهش بیشتر به ادبیات بر رفتار هزینه چسبنده و بحث ‌در مورد مسائل مهم مرتبط با رویکرد موجود از تجزیه‌و تحلیل تجربی و تفسیر رفتار هزینه چسبنده پرداخته ‌شده است.

۲۰۱۵

فاسارانی و همکاران

چسبندگی هزینه و محافظه‌کاری

رگرسیون

یافته ها نشان می‌دهد که بین رفتار چسبندگی هزینه و حسابداری محافظه‌کاری، ارتباط مستقیم وجود دارد.

مدل مفهومی تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




به دلیل نوع بهره برداری که از شبکه های اجتماعی سایبر به عمل آمده، شاید این گمان تقویت شده باشد که الگوی کارکرد شبکه های اجتماعی، عمدتاًً تأثیرگذاری بر نهاد قدرت سیاسی است. وقوع رخدادها و تحولات سیاسی در خاورمیانه، آفریقا و انگلستان، می‌توانند گواهی بر این گمان عمومی باشد. اگر چه نمیتوان نقش تأثیرگذار شبکه های اجتماعی را در این حوادث نادیده گرفت، اما نه منحصر نمودن نقش شبکه های اجتماعی سایبر به چنین کارکردی، مقرون به واقعیت است و نه منتسب کردن علت غایی این تحولات به شبکه‎های اجتماعی و نادیده گرفتن سایر عوامل ایجادی حوادث مذکور. این برداشت از نقش شبکه های سایبری، همان

چیزی است که برخی از آن به عنوان »توهم شبکه« تعبیر کرده‌اند. نکته کلیدی فهم عملکرد شبکه های اجتماعی و مرزبندی بین توهم و واقعیت نیز در همین نکته نهفته است که آن چه در فضای شبکه می گذرد چه نسبتی با واقعیات فضای فیزیکی دارد(بابایی،۱۳۹۰). محدود کردن قدرت تأثیرگذاری شبکه های اجتماعی سایبر به جنبه‌های سیاسی، نگرشی کوته انگارانه و تک بعدی ‌به این مقوله می‌باشد و به معنای غفلت از سایر ابعاد قدرت این پدیده است. شبکه های اجتماعی عمومی سایبر، در عین حال که می‎توانند کارکرد آموزشی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی داشته باشند، دارای کارکردهای سیاسی هم هستند.

امروزه، رواج تجارت الکترونیکی و کسب و کارهای آنلاین، موجب ارتقاء جنبه اقتصادی شبکه‎های اجتماعی مجازی شده است. شرکت ها، سازمان ها و صاحبان کسب و کارهای کوچک می‌توانند از طریق شبکه های اجتماعی، تراکنش و داد و ستد مالی وسیعی داشته باشند. افزون بر ارتباطات صنفی که در بستر شبکه های اجتماعی تخصصی شکل می‌گیرد و متضمن منافع اقتصادی عظیمی برای طرفین است، از دیدگاه تجاری هر کاربر شبکه های اجتماعی می‌تواند یک مشتری بالقوه تلقی شود. داده های مربوط به رفتار کاربران در شبکه و تعاملات و علایق آنان می‌تواند منبع اطلاعاتی مهمی برای شرک تها، سازمآن ها و دولت ها باشد.

از این رو، کشف علایق انبوه کاربران شبکه و قرار دادن محصولات و خدمات مورد نظر در معرض دید آنان، برای تولیدکنندگان محصولات و خدمات اهمیت ویژه‎ای دارد. مدیران شبکه های اجتماعی نیز با دریافت هزینه و در اختیار قرار دادن اطلاعات مرتبط با خدمات و تولیدات شرکت ها، از مدل های گوناگونی برای انتشار حجم عظیمی از تبلیغات در بین کاربران بهره می‌برند. این اطلاعات می‌تواند از دو منبع پروفایل و محتوای تعاملات کاربران استخراج شود. شاید اشاره دقیق به حجم گردش مالی حاصل از تجارت الکترونیکی از طریق شبکه‎های اجتماعی سایبر دشوار باشد، اما نگاهی به آمار میلیاردی کاربران شبکه های اجتماعی، می‎تواند پتانسیل اقتصادی موجود در آن ها نشان دهد. توانایی موج آفرینی، فضاسازی، و به کارگیری ماهرانه نمادها، ارزش ها و الگوها، نمایانگر قدرت تأثیرگذاری فرهنگی و اجتماعی شبکه های اجتماعی سایبر می‌باشد. کاربران شبکه های اجتماعی ممکن است یک نوجوان، یک جوان، فردی کهنسال یک دولت باشند. آن چه مهم است فضای تکاپو و دامنه اثرگذاری آنان است. تلاش کاربران شبکه‎های اجتماعی در اشتراک گذاری و تبادل اطلاعات، تعامل با سایر کاربران، شکل دادن به سلایق و جلب نظر آنان و پدید آوردن نوعی قدرت نرم است؛ به گونه‎ای که بتوانند از آن، در تداوم کاربری فضای فیزیکی بهره ببرند. کاربران شبکه های اجتماعی با بهره مندی از قدرت پنهان این شبکه ها به ترویج دیدگاه ها، ارزش ها و حتی همگانی کردن مطالبات خویش پرداخته و با بهره گرفتن از حمایت‌های سایبری، از آن به عنوان اهرم فشار در فضای فیزیکی استفاده می‎کنند. قدرت سایبری می‌تواند برای رسیدن به اهدافی در درون فضای سایبر، یا خارج از آن (فضای فیزیکی) مورد بهره برداری قرار گیرد(رمضانی ،۱۳۹۲).

۲-۶ تأثیرات شبکه های اجتماعی بر ابعاد مختلف زندگی

امروزه، گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، بر ابعاد مختلف زندگی بشر (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی) تاثیر گذاشته است. با کمرنگ شدن اهمیت زمان و مکان و بی نیازی به مکان مشترک برای برقرار ارتباط، افراد به شکل بسیار آسان تری می‌توانند در فضای مجازی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این شکل جدید برقراری ارتباط موجب تحول در فرهنگ و هویت جوامع می شود(مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸).

ظهور فناوری‌های نوین ارتباطی دگرگونی بنیادینی را در ارتباطات انسانی ایجاد ‌کرده‌است. کاستلز معتقد است از آنجا که انتقال و جریان فرهنگ از طریق ارتباطات صورت می‌گیرد، حوزه فرهنگ که نظام هایی از عقاید و رفتارها را شامل می شود، با ظهور تکنولوژی جدید دچار دگرگونی های بنیادین می‌گردد. ورود فناوری‌های ارتباطی، دگرگونی در ساختار ارتباطات انسانی ایجاد ‌کرده‌است. بل معتقد است جهان مجازی و امکان برقراری ارتباطات همزمان و بیُشمار، منشاء ظهور فرهنگ های آنی و به دنبال آن ظهور هویت های خلق الساعه شده است که در دوره محدودی شکل می‌گیرد و با ظهور هویتهای جدید به سرعت از بین می‌روند (مرتضی نورمحمدی، ۱۳۸۸).

ویژگی های ارتباطات الکترونیکی در فضای مجازی شرایطی متفاوت با روابط رو در رو را برای کاربران فراهم می‌کند. سرعت عمل، ناشناس ماندن و… فضای یکسان و مشابهی را فارغ از الزامات چون جنسیت، طبقه، قوم، نژاد و مکان فراهم می‌کند که تجارب متفاوتی را برای کاربران ایجاد می‌کند. تعاملاتی که در این فضا اتفاق می افتد، برای کاربران اینترنتی را با ذهنیت و گرایش جدیدی ایجاد می‌کند که می‌تواند رفتار و تعاملات آن ها را در دنیای حقیقی تغییراتی هر چند جزئی بدهد. ارتباطات اینترنتی می‌تواند انگیزه بیشتری را برای کاربران در بازی با هویت، رفتارهای آزمایشی و ارائه تصویری غیر واقعی فراهم سازد که ریسک شرمندگی در آن کمتر است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




ماهیت عقد اجاره مذکور صحیح و ‌معتبر است و بحث بر سر موضوع تسلیم یا نحوه تصرفات مستأجر یا مستأجران ‌می‌باشد.

مرحوم سید کاظم یزدی ‌در مورد حکم کلی اجاره مال مشاعی نقل می­ کند[۹۳]:«یجوز اجاره المشاع کما یجوز بیعه و صلحه و هبته و لکن لایجوز تسلمیه الا باذن الشریک اذا کان مشترکا نعم اذا…»

صدر کلمات مرحوم سید در خصوص حکم این نوع اجاره مانند قانون مدنی- جواز آن است و اما تسلیم مورد اجاره به مستأجر منوط و موکول به اذن شرکای مشاعی دیگر ‌می‌باشد.پس حکم کلی مسئله،جواز واعتبار اجاره ملک مشاعی است همانند بیع ،صلح،هبه مال مشاعی و در ادامه می­فرماید: در صورت جهل مستأجر به مشاعی بودن- امکان فسخ عقد وجود دارد و حالتی که مستأجر با علم ‌به این مسأله خود را پای­بند چنین استیجاری می­ نماید، باید عواقب و اثرات آتی آن را نیز بپذیرد.

۱- بررسی نظرات فقهی فقهاء در خصوص اجاره مال مشاع ونحوه تصرف در آن:

مرحوم محقق حلی (ره)در این مورد چنین تقریر نموده است:«و کل ما صح اعارته صح اجارته و اجاره المشاع جایزه کالمقسوم…»[۹۴].

هر چیز و مالیکه عاریه دادن آن صحیح باشد اجاره دادن آن نیز صحیح است و اجاره دادن مال مشاع نیز مانند اجاره دادن مال تقسیم شده صحیح است.

شیخ طوسی نیزتقریر نموده: «و اجاره المشاع جائزه مثل اجاره المقسوم سواء»[۹۵]

اجاره دادن مال مشاع مثل اجاره مال تقسیم شده صحیح است.

محقق حلی (ره) نیز می­فرمایند:«اجاره المشاع جائزه»[۹۶]

نکته قابل توجه در عبارات فقهاء مذکور، مقایسه اجاره مال مشاع همانند اجاره مال تقسیم شده و تسری حکم صحت آن بر مورد اجاره مال مشاعی است. شاید اینگونه تصور نموده ­اند که حکم مسأله همانند حکم اجاره ملک تقسیم شده به بداهت روشن است و وارد این مسایل که چگونه در صورت عدم رضایت سایر شرکای ملک مشاعی، امکان استیفاء منفعت برای مستأجر وجود دارد و اصولاً اجاره موصوف در صورت عدم تسلیم چه ثمر و نفعی برای مستأجر دارد و آیا امکان الزام شرکای مشاعی به پذیرش تصرفات مستأجر به میزان حصه مشاعی اجاره شده، وجود دارد یا خیر، نشده­اند.

یعنی فقهاء وارد بر این مسأله ‌شده‌اند که ماهیت چنین عقدی یعنی اجاره دادن مال مشاع- صحیح است و فاقد هیچیک از شرایط اساسی عقد اجاره را نمی ­باشد تا حکم بر بطلان آن نماییم. همان‌ طور که در عقد بیع نیز اگر یکی از شرکای سهم مشاعی خود را به دیگری با عقد بیع منتقل نماید، هیچیک از علماء و فقهاء و یا حقوق ‌دانان حکم بر بطلان آن نداده­اند. اجاره مال مشاع نیز همین حکم را دارد و لیکن جای بحث ‌و سوال ‌در مورد تسلیم مال مشاع است که نظرات مختلفی در این زمینه ارائه شده است.

نظیر همین عبارت در نوشته­ های دیگر فقیهان نیز دیده می­ شود به عنوان نمونه- مرحوم محقق کرکی در جامع المقاصد بیان نموده ­اند:«و اجاره المشاع جائزه کالمقسوم اذ لامانع باعتبار عدم القسمه»و همینطور:«المشاع ای یصح اجاره المشاع المشترک بینه و بین الغیر- لعموم ادله الاجاره، مع عدم صلاحیته الا شاعه و الشرکه و لاصل و عدم المنافاه، الا انه لایسلیم العین المشترکه الا باذن الشریک و اذا لم یاذن یرفع امره الی الحاکم کما اذن الشریکان».[۹۷]

ایشان می­فرمایند: مال مشاع- اجاره دادن آن به خود شرکای یا به غیرصحیح است به دلیل- عموم ادله اجاره- (که هر کس می ­تواند هر گونه تصرفی در مال خود بنماید از جمله آنکه مال خود را اجاره دهد. لذا شریک مشاع نیز نوعی مالکیت مشاعی در مال مشاع دارد، می ­تواند آن را اجاره دهد.،حال به شرکای یا به غیر فرقی نمی­کند) و دلیل دیگر آنکه اصل آن است که هر کس می ­تواند در اموال خود تصرف نماید، همان‌ طور که می ­تواند مال مشاعی خود را با عقد بیع یا صلح، … منتقل نماید می ­تواند آن را نیز اجاره دهد و این منافاتی با عقد دیگر ندارد.

نکته قابل درنگ و متفاوت در این عبارت، قسمت آخر عبارت این فقیه بزرگوار است که در صورت عدم اذن شریک مشاعی به تسلیم مورد اجاره، مسأله همانند موردی است که چند شریک مشاعی با همدیگر در خصوص مورد مال مشاعی اختلاف دارند که لازم است به حکم حاکم تمکین نمایند. اما آیا ‌می‌توان این گونه نتیجه ­گیری کرد که حاکم می ­تواند از سوی شریک ممتنع اذن به تسلیم مال مشاعی بدهد؟ آیا حاکم می ­تواند شریک ممتنع را به دادن اذن اجبار کند؟

ازمنطوق عبارت این مطلب که حاکم می‌تواند ممتنع را اجبار کند، استنباط می­گردد. در آنجا که می­فرماید: «الا انه لایسلم العین المشترکه» فقط تسلیم نمودن مال مشترک نیاز به اذن شریک دارد و زمانی که اذن ندهد به حاکم مراجعه می­ شود همان‌ طور که اگر دو شریک با هم منازعه در مال مشاعی داشته باشند، حکم حاکم رافع منازعه شریکان خواهد بود. در اینجا نیز اگر شریکی مانع تسلیم مال مشاعی باشد، حاکم ممتنع را وادار به تسلیم خواهد نمود.

فقها دو مسأله را با دقت بیشتری مطرح ‌می‌کنند:

اول اینکه مشاعی بودن ملک مورد اجاره منافاتی با امکان انتفاع و اجاره دادن ملک موصوف ندارد، البته به نظر می­رسد شهید به گونه ­ای راحت با مسأله برخورد کرده ­اند. زیرا اگر شرکا اذن ندهند در عین مالی که تصرف و تسلیم مستأجر منوط به اذن آن ها‌ است چگونه امکان انتفاع وجود دارد؟ و می­دانیم که شراکت در املاک، توافق نظرات شرکای را دشوار می­سازد.

نکته دوم که در مسأله اجاره مال مشاع فتح باب نموده ­اند. اینکه تفاوتی در اجاره حصه شریک مشاعی به احدی از شرکای و یا شخص ثالث (خارج از شرکای مشاعی) وجود ندارد و حکم هر دو یکسان است. شاید بیان این نوع پاسخ به تقسیم ­بندی میان «اجاره به احدی از شرکای مشاعی» و اجاره به شخص ثالث و خارج از شرکای»- در اندیشه­ های فقهای اهل سنت و تفکیک میان حکم این دو نوع باشد که در بررسی آرای فقهاء اهل سنت نیز به آن توجه می­­نمایم.

مرحوم صاحب جواهر کلام حکم اجاره مشاعی را با موردی که مال مورد اجاره میان شرکای تقسیم شده است یکسان می­دانند و این مطلب را از عموم ادله و اطلاقات احادیث در خصوص اجاره استنباط می­­نمایند،[۹۸] همانند صاحب ریاض و محقق الاردبیلی در صورتی که شریک از دادن اذن و اجازه برای تسلیم مال مشاع خودداری نمود مسأله را به امر حاکم واگذار نموده ­اند. اما سوال اساسی در فرض قبول این مقدمه در نوع و نحوه حکم حاکم است. به عبارت ساده­تر حاکم چگونه مسئله را با درنظر گرفتن حقوق سایر شرکای مشاعی و حقوق موجر و مستأجر مال مشاعی فیصله خواهد داد؟ پاسخ این مطلب همان چیزی است که در قسمت بعدی و در راهکارهای ارائه شده برای رفع تعارض ظاهری ماده ۴۷۰ و ۴۷۵ قانون مدنی به دست خواهیم داد. و در این مقام ‌به این مطلب بسنده می­نماییم که در نظر برخی فقهای بزرگ امامیه این موضوع طرح بحث شده، که در صورت امتناع شرکای مشاعی از دادن اذن به تسلیم مورد اجاره موضوع می ­تواند از طریق حاکم پی­گیری شود. ولی در خصوص نحوه حکم حاکم و اجرای حکم بیانی نداشته­اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




نکته‌ای که بایستی مورد توجه قرار گیرد تعیین تعداد وقفه لازم برای رفع خود همبستگی موجود است. در بسته نرم افزاری Eviews وTsp بایستی آنقدر مقادیر وقفه را تغییر دهیم تا مطمئن شویم که خود همبستگی از بین رفته است. اما در بسته نرم افزاریMicrofit تعداد وقفه‌ها بر اساس ضابطه‌های آکائیک (AIC) ، شوارز– بیزین (SBC) و حنان –کوئین (HQC) تعیین می‌شود که این ضوابط به ترتیب به شرح زیراند:

در این روابط ‌ حداکثر مقدار تابع Log–Likelihood الگوی اقتصاد سنجی است، ‌برآورد کننده حداکثر راستنمایی ضرایب ،P تعداد پارامترهایی است که آزادانه بر آورد شده‌اند وn حجم نمونه است. مقدار حداکثر هر یک از ضوابط فوق تعیین کننده تعداد وقفه‌های بهینه است(نوفرستی، ۱۳۷۸).

۳- ۵- مدل ARCH [۲۶]

انگل (۱۹۷۲) نشان داد که به جای انتخاب دنباله­های متعدّد و یا تبدیل داده ­ها ‌می‌توان میانگین و واریانس یک سری از داده ­ها را به طور هم­زمان مدل­سازی نمود. البته لازم به ذکر است که در مدل­سازی، استفاده از پیش‌بینی­های شرطی از ارجحیت بسیار بالاتری نسبت به پیش ­بینی­های غیر شرطی برخوردار است.

اگر واریانس ثابت نباشد، ‌می‌توان با بهره گرفتن از مدل ARMA هر گونه روند پایدار در تغییرات را برآورد نمود. مثلا اگر برآوردی از جملات پسماند مدل باشد، در این صورت واریانس شرطی عبارت خواهد بود از :

(۳-۷) حال فرض می­کنیم مقدار واریانس شرطی ثابت نباشد، در این­جا ‌می‌توان مربع پسماندهای حاصل از مدل فوق را به صورت یک فرایند AR(q) به صورت زیر مدل­سازی نموده و این مدل را برآورد نماییم :

(۳-۸) به­ طوری­که یک فرایند نوفه­ی سفید است.

اگر تمام مقادیر برابر با صفر باشد، در این صورت برآورد واریانس برابر با مقدار ثابت خواهد بود. در غیر این صورت واریانس شرطی مطابق با فرایند خود همبسته ارائه شده در معادله فوق تغییر خواهد کرد. الگوهای شبیه معادله فوق را مدل­های اتورگرسیو واریانس ناهمسان شرطی گویند.

در واقعیت الگوهای خطی معادله قبلی چندان مرسوم نیست، بلکه عمدتاً به صورت یک جمله اخلال حاصل ضربی در نظر گرفته می­ شود. با بهره گرفتن از روش تخمین حداکثر درست‌نمایی می توان معادله و معادله واریانس شرطی را به طور همزمان برآورد نمود.

ساده­ترین شکل مدل­های واریانس ناهمسانی شرطی حاصل ضربی که انگل (۱۹۸۲) آن را ارائه ‌کرده‌است، عبارت است از:

(۳-۹)

که در آن عبارت است از فرایند نوفه سفید با فرض مستقل از یکدیگر بوده و و مقادیر ثابت هستند با فرض آنکه ۰ >1α و ۱ <1α۰ < باشد.

اگر الگوی تغییرات شبیه معادله بالا باشد، میانگین و واریانس غیرشرطی ثابت خواهد بود. میانگین و واریانس شرطی نیز به صورت زیر خواهد بود:

(۳-۱۰)

(۳-۱۱)

در این معادله واریانس شرطی وابسته به مقادیر تحقق یافته ‌می‌باشد و اگر مقدار تحقق یافته بزرگ باشد، واریانس شرطی در زمان t نیز بزرگ خواهد بود. معادله یک الگوی اتورگرسیو درجه اول است که آن را با ARCH(1) نشان می­دهیم. در این مدل ضرایب مقید هستند، زیرا برای اطمینان از منفی نبودن واریانس شرطی،‌ لازم است تا ضرایب مثبت باشند. اگر منفی باشد، به ازای مقادیر نسبتا کوچک واریانس منفی خواهد بود. همچنین اگر منفی باشد، به ازای مقادیر نسبتا بزرگ واریانس شرطی منفی خواهد شد. برای ثبات مدل نیز لازم است تا قید ۱ <1α۰< را اعمال کنیم. در یک مدل ARCH، ساختار جز خطا به نحوی است که میانگین مشروط و غیر مشروط آن برابر صفر است. همچنین دنباله{ } فاقد خود همبستگی است. زیرا برای تمامی مقادیر ‌می‌باشد. اما گشتاورهای مرتبه دوم جملات خطا با هم ارتباط دارند. واریانس شرطی یک فرایند اتورگرسیو است که موجب می­ شود جز خطا دارای الگوی واریانس ناهمسانی شرطی باشد. واریانس ناهمسانی شرطی در{ } موجب می­ شود که دنباله نیز دارای الگوی واریانس ناهمسانی باشد. بدین ترتیب یک مدل ARCH می ­تواند دوره ­های سکون و نوسان را در سری توضیح دهد(اندرس، ۱۳۸۶).

۳-۶- مدل GARCH [۲۷]

بولرسلو[۲۸] (۱۹۸۶) الگوی اولیه ارائه شده توسط انگل را بسط داد و روشی را ابداع کرد که ‌بر اساس آن واریانس شرطی می‌تواند یک فرایند ARMA باشد. در این روش فرض بر این است که فرایند خطا، دارای الگوی زیر باشد:

(۳-۱۲)

به طوری که باشد و را به صورت زیر تعریف کنیم :

فرایند یک فرایند نوفه سفید است. واریانس شرطی برابر است با :

(۳-۱۳)

یعنی واریانس شرطی یک فرایند ARMA است که از الگوی تبعیت می‌کند.

یکی از مزایای آشکار مدل GARCH این است که در برخی موارد ‌می‌توان به جای تخمین یک معادله ARCH مرتبه بالا، یک مدل GARCH را جایگزین کنیم که در آن اصل صرفه­جویی، بیشتر رعایت شده و تشخیص و تخمین آن ساده­تر است. در معادله لازم است که تمام ضرایب مثبت بوده و واریانس مقداری متناهی باشد. واضح است که هر چه در مدل اصل صرفه­جویی بیشتر رعایت شده باشد، تعداد محدودیت­های ضرایب نیز کمتر خواهد بود.

۳-۷- الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعیARDL[29]

طبق نظریه هم‌جمعی در اقتصادسنجی مدرن، ضروری است که از روش‌‌هایی در برآورد توابع هنگام استفاده از سری‌‌های زمانی، استفاده شود که به مسأله ساکن پذیری و هم‌جمعی توجه داشته باشند. اخیراً پسران و شین(۱۹۹۶) و پسران و همکاران(۲۰۰۱) نسخه­ای جدید و جایگزین از تکنیک­های هم‌جمعی معرفی نموده ­اند که به آزمون”خود همبستگی با وقفه توزیع شده”(ARDL) معروف است. علت به وجود آمدن این روش جدید، این است که روش‌هایی همچون هم‌جمعی انگل-گرنجر و جوهانسن دارای محدودیت‌های زیادی می­باشند که باعث می‌شود الگوی ARDL نسبت ‌به این روش‌ها دارای مزایایی باشد که در زیر به آن ها می‌پردازیم:

الگوی ARDL در تحلیل‌های هم‌جمعی سری‌های زمانی نسبت به الگوهای معمول ارائه شده توسط انگل و گرنجر[۳۰] (۱۹۸۷) دارای مزایائی است. به عنوان مثال در الگوی ARDL به یکسان بودن درجه هم‌جمعی متغیرهای مورد استفاده در الگو که در روش انگل-گرنجر ضروری بود، نیازی نیست. این روش برخلاف روش انگل-گرنجر توانایی تشخیص متغیرهای وابسته را دارد. مدل ARDL اجزاء بلندمدت و کوتاه‌مدت در مدل را به طور همزمان با تعیین تعداد وقفه‌های بهینه‌ برای متغیرها، تخمین می‌زند و مشکلات مربوط به حذف متغیرها و خودهمبستگی را رفع می‌کند. ‌بنابرین‏ تخمینهای حاصل از روش ARDL و تحلیل هم‌جمعی به دلیل اجتناب از مشکلات ناشی از خودهمبستگی و درونزایی، نااریب و کارا هستند(کرمی و زیبایی،۱۳۸۷).

علاوه بر این به اعتقاد پهلوانی و همکاران[۳۱](۲۰۰۵) الگوی ARDL نسبت به روش هم‌جمعی جوهانسن[۳۲] که در اغلب مطالعات مورد استفاده قرار می‌گیرد، دارای مزیت‌هائی است که ازجمله آن‌ ها می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود :

برای نمونه های کوچک کارائی و کاربرد دارد.

لازم نیست همه متغیرهای توضیحی همگرا از یک درجه باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




در داوری اگر ایراد صلاحیت مطرح شود در صورتی که ایراد صلاحیت ناظر به قرارداد داوری نباشد مانند جرح داور، قاعده صلاحیت داوران نسبت به رسیدگی به صلاحیت خود در اسناد بین‌المللی داوری به اتفاق پذیرفته شده است.[۸۸]

رویه سنتی در این قبیل موارد که به صلاحیت داوری ایراد می‌شد آن بود که جریان داوری در همان ابتدای کار متوقف می‌شد و مدعی مجبور بود به دادگاه صالح رجوع کند و اگر دادگاه اعتبار موافقت‌نامه داوری را احراز و تأیید می‌کرد جریان داوری ادامه می‌یافت. اشکال این رویه آن بود که اول باید داور یا داوران انتخاب می‌شدند و مرجع داوری تشکیل می‌گردید تا ایراد صلاحیت قابل طرح باشد که این امر مسلماًً باعث تأخیر و طولانی شدن کار و حتی صرف هزینه هایی می‌شد.

اما مطابق رویه فعلی داوری بین‌المللی، خود مرجع داوری صلاحیت دارد که به صلاحیت خود رسیدگی کند که اصطلاحاً آن را «صلاحیت به صلاحیت» گویند.[۸۹]

۲ـ۳ـ۳ تاثیر قانون متبوع دادگاه (مرجع رسیدگی) در تعیین مرجع صالح

معمولا دادگاه رسیدگی کننده حداقل در شروع به رسیدگی و اعمال قواعد حل تعارض مادی و احراز صلاحیت که محققان از آن با عبارت «قاعده صلاحیت نسبت به صلاحیت» یاد کرده‌اند به قوانین دولت متبوع خود عمل می‌کنند.

طرفین اختلاف بین‌المللی گاهی دو دولتند و گاهی یک دولت و یک شخص حقیقی یا حقوقی غیر دولتی که در هر فرض ممکن است بین ایشان برای حل و فصل اختلاف توافق بر تعیین مرجع رسیدگی کننده شده باشد (مانند معاهده واشنگتن یا معاهدات دوجانبه سرمایه‌گذاری خارجی) یا چنین توافقی در میان نباشد.

در هر حال مرجعی که اقدام به رسیدگی می‌کند حتی در تشخیص این که توافق طرفین برای مرجع صالح چه بوده و آیا این توافق معتبر است یا خیر اصولا به قانون دولت متبوع خود رجوع می‌کند.

در فروضی که حل اختلاف سرمایه‌گذاری خارجی به کمک روش‌های برون دادگاهی صورت می‌گیرد از یک طرف مسئله قواعد حل تعارض دادگاه رسیدگی کننده موضوعاً منتفی است.زیرا دادگاه به دلیل کسب مشروعیت خود از قانون ملی، ناگزیر از مراجعه ‌به این قانون برای یافتن قانون قابل اعمال است. در حالی که داور مشروعیت خود را از اراده طرفین گرفته و برای یافتن قانون قابل اعمال به همین اراده مصرح یا ضمنی طرفین مراجعه می‌کند.

از سوی دیگر در بسیاری از موارد قانون محل داوری کمترین ارتباط را با اختلاف دارد.مثلا در اختلافات دولت ایران و ایالات متحده محل داوری لاهه است لیکن اعمال قواعد حل تعارض کشور محل داوری کمترین توجیه را خواهد داشت.

۲ـ۳ـ۴ تاثیر مرجع صالح در نتیجه رسیدگی

مسئله صلاحیت قضایی معمولا جزء امور حاکمیتی به شمار می‌آید و در وضع قواعد مربوط به تعارض دادگاه‌هاف مصالح سیاسی در درجه اول قرار می‌گیرد از این رو شناسایی صلاحیت قضایی دادگاه‌های ایران برای حل و فصل اختلافات سرمایه‌گذاری خارجی به موجب ماده ۱۹ قانون تشویق و حمایت سرمایه‌گذاری خارجی (در صورت بی‌نتیجه ماندن مذاکره) بیش از آن که توجیه حقوقی داشته باشد ‌بر اساس ملاحظات سیاسی و برای تامین ملاحظات سیاسی تنظیم شده است.

با وجود این نباید تاثیر متقابل تعارض قوانین و دادگاه‌ها را سراسر نادیده گرفت.زیرا قاضی پیش از این که به دنبال یافتن قانون قابل اعمال باشد ابتدائاً راجع به صلاحیت یا عدم صلاحیت خود باید تصمیم بگیرد و با توجه ‌به این که هر دادگاه قواعد کشور خود را برای تعیین قانون قابل اعمال اجرا می‌کند، نسبت ‌به این که موضوع به دادگاه کدام کشور ارجاع شود، قانونی که صلاحیت حکومت بر آن دعوا دارد، متفاوت می‌شود.[۹۰]

‌بنابرین‏ دادرسی بین‌المللی اقتضا می‌کند طرفین قرارداد، تمام جوانب را بسنجند و در تنظیم قراردادها، امضا معاهدات دو یا چند جانبه بین‌المللی و حتی قانون‌گذاری داخلی این مهم را مدنظر داشته باشد که دادرسی بین‌المللی الزاماًً تابع موازین حقوقی داخلی کشورها نیست و بیش از این که تابع قانون متبوع مرجع رسیدگی کننده باشد (به ویژه در روش‌های حل اختلاف) تابع اراده طرفین قواعد و مقررات حل اختلافات بازرگانی بین‌المللی قابل اجرا در موضوع است.

۲ـ۳ـ۵ تعیین مرجع صالح به رسیدگی

تعارضات صلاحیتی پیرامون مراجع و حتی مقررات قابل اعمال بر موضوع مورد اختلاف در سرمایه‌گذاری خارجی زمانی به اوج خود می‌رسد که با وجود الحاق دو دولت (دولت میزبان و دولت متبوع سرمایه‌گذار خارجی) به معاهده واشنگتن که صلاحیت اختصاصی داوری اختلافات سرمایه‌گذاری دولت‌ها و اتباع دیگر دولت‌های ملحق را پیش‌بینی می‌کند و مقررات ویژه‌ای در این خصوص دارد معاهده دوجانبه حمایت متقابل سرمایه‌گذاری خارجی همان دو دولت قابلیت ارجاع اختلافات به داوری را وفق مقررات غیر ایکسید مقرر دارند.

افزون بر این ممکن است دوطرف به صورت ویژه در قرارداد سرمایه‌‌گذاری خارجی فیمابین حل اختلافات را از طریق دیگری یعنی نه مقررات ایکسید و نه مقررات آنسیترال (بلکه مثلا وفق مقررات داوری اتاق بازرگانی بین‌المللی پیش‌بینی شود حل تعارض بر چه تحلیل حقوقی استوار خواهد بود.راه حل‌های اراده شده توسط مراجع داوری بین‌المللی جهت حل این تعارضات متناسب با شرایط خاص هر قضیه متفاوت بوده است.

۲ـ۳ـ۶ معیار شکلی

گاهی حل تعارض صلاحیتی با یاری جستن از معیارهای شکلی مطرح می‌شود که به آن می‌پردازیم.

۲ـ۳ـ۶ـ۱ اصل صلاحیت مراجع داخلی

به لحاظ تحلیل حقوقی برخلاف دعاوی ناشی از قراردادها در جبران خسارت (مسئولیت غیرقراردادی)،[۹۱] ارتباط با قانون محل وقوع فعل زیانبار قابل تأیید است و این مراجع داخلی هستند که بهتر از هر مرجعی این قانون را اجرا می‌کنند، لذا نظر به صلاحیت مراجع داخلی داده می‌شود.

۲ـ۳ـ۶ـ۲ اعتبار امر مختومه

در این روش هر مرجعی که توجیه حقوقی برای صلاحیت دارد اعم از داخلی یا بین‌المللی، دادگاهی یا داوری، خواه ‌بر اساس معاهده دوجانبه سرمایه‌گذاری یا دیوان داوری ایکسید یا مرجع مورد توافق طرفین که زودتر وارد رسیدگی شده و رأی قطعی صادر کرده باشد رأی وی اعتبار امر مختومه است و از دیگر مراجع سلب صلاحیت می‌کند.[۹۲]

۲ـ۳ـ۷ معیار ماهوی

گاهی حل تعارض صلاحیتی با یاری جستن از معیارهای ماهوی مطرح می‌شود.

۲ـ۳ـ۷ـ۱ توجه به عام و خاص بودن در حل اختلافات صلاحیت

در تحلیل حقوقی و اصولی از موضوع تعارض مراجع صالح می‌توان به عام و خاص بودن هر یک از مقرره‌ها پرداخت و آن را تخصیص زد.مثلا در تعارض مقررات عام حقوق داخلی با مقررات خاص مانند ایکسید و موافقت‌نامه دوجانبه سرمایه‌گذاری در تعیین روش حل اختلاف باید از حقوق داخلی گذشت و به روش پیش‌بینی شده در مقررات خاص مانند ایکسید یا موافقت‌نامه دوجانبه سرمایه‌گذاری خارجی عمل کرد.

البته ممکن است شیوه های حل اختلاف به عام و خاص تعبیر شوند.مثلا داوری روش خاص و رسیدگی دادگاهی روش عام حل اختلاف شمرده شده، حکم به ترجیح روش خاص بر روش عام داده شود.[۹۳]

۲ـ۳ـ۷ـ۲ توجه به سبب دعوا

با توجه ‌به این که گاهی سبب دعوا قرارداد است و گاهی غیر قرارداد و چه بسا سبب دیگری باشد به فراخور هر مورد مرجع رسیدگی متفاوت خواهد بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




    1. -Psychological, social & environmental ↑

    1. -CommunityHealth ↑

    1. -Jane ↑

    1. – Sosial Helth ↑

    1. – physical environment ↑

    1. – Human Environment ↑

    1. -Organizational citizenship behavior ↑

    1. -environmentalattitudes ↑

    1. – Mindfulness ↑

    1. -Sati ↑

    1. – Pali ↑

    1. -Bodhi ↑

    1. -Meditation ↑

    1. -Ousth ↑

    1. – Karln & langr ↑

    1. – Buddhist Meditaion ↑

    1. – Dunne , Slagter & Lutz ↑

    1. – Stein ↑

    1. – Leo & Mack Maine ↑

    1. – Kabat Zin ↑

    1. – Mindfulness Based Stress Reduction ↑

    1. – Bayer ↑

    1. – silent observer ↑

    1. -Seffran & Siegel ↑

    1. – Moment-by-moment awareness ↑

    1. – Germer ↑

    1. – Martein ↑

    1. – Jacobson ↑

    1. – Bayer ↑

    1. – Brown &Ryan ↑

    1. – Wallsh ↑

    1. – Beishop ↑

    1. – Self-regulation ↑

    1. – Shapiro, Carlson, ustin & Friedman ↑

    1. – Germer, Siegel & Faltn ↑

    1. – Kostansky & Hasth ↑

    1. – Emotional reaction ↑

    1. – Intent or purpose ↑

    1. – Duncan, Miller, Vamp & Huble ↑

    1. – Negative emotions ↑

    1. – Emmanuel ↑

    1. – Non-judgmental ↑

    1. – Shapiro & Carson ↑

    1. – Attitudinal context ↑

    1. – Habit patterns ↑

    1. – Internal and external stimuli ↑

    1. – Krystler ↑

    1. – Behavioral Medicine ↑

    1. – Sitting Meditation ↑

    1. – Barnard & Teasdale ↑

    1. – Interacting Cognitive Subsystems ↑

    1. – drieven ↑

    1. – Metacognitive awareness ↑

    1. – decentering ↑

    1. – Mindfulness-based cognitive therapy ↑

    1. – Cognitive Behavior Therapy ↑

    1. – Miller & Fyltchr ↑

    1. – Linhan ↑

    1. – Substance abuse ↑

    1. -Marlat ↑

    1. – Chronic Pain Management ↑

    1. – Reible, Grayson, Brynard & Reznzoyg ↑

    1. – Aspka, Carlson, Goudi & Ongen ↑

    1. – Trag & Levine ↑

    1. – Mindfulness-based enhancement relationship ↑

    1. – Meditation techniques ↑

    1. – Gatten ↑

    1. – Christine ↑

    1. – marital satisfaction ↑

    1. – Carson, Gil &Bakum ↑

    1. – Empathy ↑

    1. – Barence, Brown, Krasmark, kample & Ruegg ↑

    1. – Vachs and Cordova ↑

    1. – Emotional regulation ↑

    1. – flexibility ↑

    1. – interpersonal benefits ↑

    1. – Corcoran ↑

    1. – Autonomy ↑

    1. – Meta-awareness ↑

    1. – Snveil ↑

    1. – Goleman ↑

    1. – Rumination ↑

    1. – Broderick ↑

    1. -Mckood ↑

    1. – Cognitive flexibility ↑

    1. – Automatic reaction ↑

    1. – Moore & malonvisky ↑

    1. – Krysol, Esin, Berger & Lieberman ↑

    1. – Prefrontal brain ↑

    1. – Tibsord ↑

    1. – Barpy & Langer ↑

    1. – Metacognition ↑

    1. – Harry Harlow ↑

    1. – Learning to learn ↑

    1. – Problem Solving ↑

    1. – Piaget ↑

    1. – Strategies for solving homework ↑

    1. -Second Degree Operation ↑

    1. -Inhelder & Paiget ↑

    1. -Hypothetico Deductive Operation ↑

    1. – Thinking about thinking ↑

    1. -Felavell ↑

    1. -Metamemory ↑

    1. -Hucker ↑

    1. – Burke ↑

    1. – Metacognitive knowledge ↑

    1. – Metacognitive skills ↑

    1. – Metacognitive experiences ↑

    1. -Brown & Campione ↑

    1. -Flavell & Wellman ↑

    1. – Kluwe ↑

    1. – Paris & Winograd ↑

    1. – Evaluation of knowledge ↑

    1. – Management of knowledge ↑

    1. – Mousses & Baird ↑

    1. -Kakero & gluoe ↑

    1. -Dysute ↑

    1. – Afkelids ↑

    1. – Gerontological ↑

    1. – Good & Brafy ↑

    1. – Conscious choice ↑

    1. – Declarative ↑

    1. – Manner ↑

    1. – Knowledge about tasks ↑

    1. – Stages of Memory ↑

    1. – Types of Memory ↑

    1. – Control processes ↑

    1. – Cognitive strategies ↑

    1. – Souason ↑

    1. – Planning ↑

    1. – Dmbo ↑

    1. – Monitoring strategy ↑

    1. – Strategy set ↑

    1. – Baker and Brown ↑

    1. – Administrative processes ↑

    1. – Checking the result ↑

    1. – Problem-solving efforts ↑

    1. – Paris ↑

    1. – Personal System ↑

    1. – Knowledge management ↑

    1. – Sckra & Meshman ↑

    1. – Kurt Lewin ↑

    1. – Subjective perceptions ↑

    1. -Objective Reviews ↑

    1. – Schraw &Moshman ↑

    1. – Cultural Learning ↑

    1. – Cultural transmission ↑

    1. – Perspectives of Social ↑

    1. – Skardamalya & Brytr ↑

    1. – Ryglut ↑

    1. – Thomas ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




مشکل افت تحصیلی در یادگیری الکترونیکی به دلایل مختلفی حائز اهمیت است و یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت این مقوله، تضمین کیفیت یادگیری الکترونیکی و ارتقاء اثربخشی و کارآمدی این نوع آموزش­ نوپا است. افت، ترک تحصیل یا تکرار پایه­ها هزینه­ های قابل توجهی بر مؤسسات آموزشی تحمیل می­ کند و از طرفی در صورتی که به ترک تحصیل منجر شود، معنایی جز اتلاف وقت و سرمایه نخواهد داشت.

افت تحصیلی در آموزش­های از راه دور از دیر باز، کانون توجه پژوهشگران این حوزه بوده است. برخی مواقع متخصصان و نظریه‌پردازان آموزش از راه دور به دلیل افت تحصیلی بالا در این نوع از آموزش­ها مورد انتقاد واقع شده‌اند، این پدیده و کاهش آن نیز به عنوان یکی از چالش­های پیش روی آموزش­های برخط مطرح است (رکدال[۲]،۲۰۰۴). به زعم برگ و هانگ[۳] (۲۰۰۴) بیش از ۷ دهه است که مقوله ماندگاری دانشجو با جدیت پژوهش می­ شود. این پژوهش­ها منجر به نتایج مفیدی در زمینه عوامل زمینه­ ساز و مرتبط با ماندگاری، شده است. تحقیقات مربوط به ماندگاری دانشجو بر مواردی از قبیل: نرخ دانش­آموختگی، الگوهای ماندگاری دانشجو، الگوهای رفتاری فرسودگی دانشجو، روندهای تاریخی و عوامل روانی مرتبط با ماندگاری، متمرکز بوده است. محققان این حوزه در تلاش­هایشان ابزارها و مدل­هایی برای تبیین، سنجش و پیش ­بینی افت تحصیلی ارائه کرده ­اند. با وجود قدمت زیاد پرداختن به افت تحصیلی در آموزش­های حضوری، پرداختن ‌به این مقوله در آموزش­های از راه دور، خیلی جدید نیست. نمونه اولین مدل­هایی که به مقوله افت تحصیلی در آموزش از راه دور پرداخته است، مدل بوشیر[۴] (۱۹۷۳) است (بوشیر،۱۹۷۳ به نقل از برگ و هانگ،۲۰۰۴). این در حالی است که ‌به این مسئله در آموزش­های الکترونیکی کمتر پرداخته شده است.

راحت­ترین استدلال برای تحلیل علت افت تحصیلی این است که دانشجو درس نمی­خواند؛ هر کس درس نخواند مشروط می­ شود. هر چند این اصل ساده صادق است اما بیانگر عمق مسئله نیست. در علت شناسی این پدیده تحلیل سادۀ دیگر، این است که مدرس، خوب نتوانسته است محتوا را تدریس نماید به عبارتی روش تدریس مدرس خوب نبوده است و یا تحلیل دیگر می ­تواند این باشد که محتوای درس به اندازه­ای سخت بوده که دانشجویان آن‌را نفهمیده­اند. ‌در مورد اول، مشکل افت تحصیلی ناشی از یادگیرنده و ‌در مورد دوم به مدرس و ‌در مورد سوم به محتوا نسبت داده شده است. پژوهش­های فراوانی برای شناسایی علل افت تحصیلی دانشجویان در آموزش­های از راه دور و متعاقب آن در آموزش­های الکترونیکی صورت گرفته است. در این بخش در راستای بیان مسئله و تبیین پیچیده بودن عوامل مرتبط با افت تحصیلی دانشجو، چند نمونه پژوهشی گزارش خواهد شد و در فصل دوم، پیشینه پژوهش­ها تشریح خواهد شد. در یکی از اولین پژوهش­های نظام­مند، علل افت آموزش از راه دور این‌گونه گزارش شده است:

    • کمبود زمان: کار وقت زیادی از دانشجویان را ‌می‌گیرد.

    • دلایل مادی.

    • تغییر اساسی در برنامه ­های آینده.

    • مریضی.

    • مسائل شخصی.

    • نارضایتی از شرایط تحصیلی و زندگی.

    • رفتن به سربازی.

    • دلایل شخصی و خصوصی.

    • ازدواج.

  • سخت بودن دروس (رکدال، ۱۹۷۲).

در پژوهش دیگری که مستقیماً به علل افت تحصیلی دانشجویان در یادگیری الکترونیکی پرداخته شده است، علل زمینه ساز آن این‌گونه گزارش شده است:

    • عدم زمان کافی.

    • عدم وجود انگیزه.

    • طراحی ضعیف دروس.

  • عدم برخورداری از مدرسان توانمند (فرانکولا[۵]،۲۰۰۱).

برخی در تحلیل علل مرتبط با موفقیت تحصیلی دانشجویان به نقش عوامل روان‌شناسانه چون سبک یادگیری[۶]، مرکز کنترل[۷] و … پرداخته­اند. به عنوان مثال در پژوهشی اثر مرکز کنترل (درونی/ بیرونی) بر بهبود عملکرد یادگیری زبان در آموزش مبتنی بر وب بررسی شده است. نتایج این بررسی حاکی ست، عملکرد و خودکارآمدی دانشجویان با مرکز کنترل درونی به مراتب بهتر از دانشجویان با مرکز کنترل بیرونی بوده است (چانگ و هو[۸]، ۲۰۰۹).

همان گونه که از نمونه پژوهش­های انجام شده متوجه می­شویم، عوامل متعدد زیرساختی، شبکه ­ای، فرهنگی، روانی و اجتماعی زمینه ساز موفقیت و عدم موفقیت دانشجو در یادگیری الکترونیکی است. جهانی بودن پدیده افت تحصیلی از یک طرف و مشکلاتی چون موانع زیر ساختی و فرهنگی یادگیری الکترونیکی؛ این پدیده را در ایران تشدید می­ کند. مسئله‌ای که پژوهش حاضر بر آن متمرکز شده، شناسایی عوامل مرتبط با افت ­تحصیلی و شناسایی عوامل پیش ­بینی کننده موفقیت دانشجویان در تحصیل الکترونیکی است. علاوه بر این، پژوهش حاضر در صدد ارائه مدلی مبتنی بر هوش مصنوعی است. با این هدف که مدل هوشمند بتواند موفقیت دانشجو را با دقت بیشتری پیش ­بینی کند. این توان پیش ­بینی، برای دانشجویان الکترونیکی به عنوان یک سیستم هشدار عمل کرده و دانشجو می ­تواند با پیش ­بینی وضعیت خود، برای مواجه شدن و به حداقل رساندن ریزش تدارک لازم را ببیند. از طرفی، برای مدیران و تصمیم گیران این امکان را فراهم ‌می‌آورد تا برای دانشجویان در معرض خطر، خدمات حمایتی آموزشی، مشاوره­ای فراهم آورند و خطر ریزش آنان را به حداقل ممکن برسانند؛ در بحث اهمیت تحقیق بیشتر ‌به این قضیه خواهیم پرداخت.

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




اگر چه اصطلاح سرمایه مشتری در ابتدا توسط هیوبرت مطرح شد، تعاریف جدید، مفهوم آن را به سرمایه ارتباطی توسعه داده‌اند که شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان،رقبا، تامین کنندگان، انجمن­های تجاری یا دولت برقرار می­ کند (بونتیس ،۱۹۹۹،صص ۳۹۱-۴۰۲)[۱۵۶]. به علاوه، روس و همکاران[۱۵۷] ،۱۹۹۷ اظهار ‌می‌کنند که سرمایه ارتباطی که مربوط به مشتریان است، بازارگرا است. کوهلی و جاورسکی (۱۹۹۰)[۱۵۸] عقیده دارند، که بازارگرایی عبارت از ایجاد هوشمندی بازار در سطح سازمانی، نسبت به نیازهای موجود و آینده مشتریان است. در نهایت گسترش این هوشمندی باید به طور افقی و عمودی در درون سازمان ایجاد شود (بونتیس ،۱۹۹۹،صص۴۰۲-۳۹۱ ) [۱۵۹]. همچنین، چن و همکاران؛ سرمایه مشتری را در قالب، قابلیت بازاریابی، شدت بازار و وفاداری مشتری، طبقه بندی ‌می‌کنند. کار اخیر در زنجیره سود خدمات بر روابط عِلّی بین رضایت کارکنان، رضایت مشتریان، وفاداری مشتریان و عملکرد مالی، تأکید دارد.کاپلان و نورتون ،۱۹۹۹ همچنین نتیجه یک تحقیق نشان داد که تحول سریع، رضایت مشتریان را افزایش می­دهد .

بدون سرمایه ارتباطی، ارزش بازار یا عملکرد کسب و کار سازمان نمی­تواند محقق شود. ‌بنابرین‏، رشد سرمایه ارتباطی به حمایت از سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری، بستگی دارد(چن ،۲۰۰۴،صص ۱۰۰-۸۵)[۱۶۰].

۲-۲-۶ سنجش سرمایه فکری

۲-۲-۶-۱ دلایل سنجش سرمایه فکری

بسیاری از پژوهشگران معتقدند که رشد ارزش شرکت­ها بیش از رشد ارزش دفتری شان می‌باشد در حقیقت گزارشگری مالی سنتی نمی­تواند ارزش واقعی شرکت را محاسبه نماید و فقط به اندازه‌گیری ترازنامه مالی کوتاه مدت و دارایی­ های ملموس اکتفا می­ کند.

سازمان­ها بنا بر ایده اندرسون (۲۰۰۴) به چهار دسته از دلایل، ممکن است سرمایه های فکری خود را مورد

سنجش قرار دهند که عبارتند از :

    • بهبود مدیریت داخلی

    • بهبود گزارشدهی به خارج سازمان

    • مبادلات این سرمایه

  • دلایل قانونی بهبود حسابداری

در این میان، شکاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارایی­ های مشهود که در واقع سهام ناشی از دارایی­ های نامشهود تلقی می­ شود، روز به روز؛ بیشتر توجه سرمایه ­گذاران را جلب می­ نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد، بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارایی­ های مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش ­بینی خواهد بود. اما دارایی­ هایی به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آن ها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه ­گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند (اندرسون ،۲۰۰۴، صص۲۴۲-۲۳۰)[۱۶۱] .

اگر چه، روش­های سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه ای به درک ارزش کسب و کار کمک می‌کنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل می­دهد، روش­های سنتی حسابداری که مبتنی بر دارایی­ های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزش گذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارایی برای بسیاری از سازمان­ها است، ناکافی هستند (سولیوان ،۲۰۰۰،صص ۳۴۰-۳۲۸)[۱۶۲].

دیدگاه اندازه ­گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم­ های اندازه‌گیری جدید برای گزارش دهی متغیرهای غیرمالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده ­های سنتی، کمّی یا مالی تمرکز دارد (جانسون ،ص۱۹۹۲،۶۴)[۱۶۳]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، اندازه‌گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه دیدگاه اندازه ­گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم­ های اندازه‌گیری جدید برای گزارش دهی متغیرهای غیرمالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده ­های سنتی، کمّی یا مالی تمرکز دارد (جانسون ،ص۱۹۹۲،۶۴)[۱۶۴]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، اندازه‌گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در برمی­گیرد. ‌بنابرین‏، رویکرد سرمایه فکری برای سازمان­هایی که می خواهند از ارزش عملکرد شان به خوبی آگاهی داشته باشند، جامع­تر است. تفاوت­های بین این دو رویکرد معنی­دار هستند، در حالی­ که حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازه ­گیری سرمایه فکری آینده نگر است. اندازه ­گیری سرمایه فکری واقعیت­های نرم (کیفیت­ها) را در برمی­گیرد، در حالی­که حسابداری مالی واقعیت­های سخت(کمّیت ها) را اندازه ­گیری می­ کند. اندازه ­گیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تمرکز دارد، در حالی­ که حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس می‌سازد. به تدریج مشخص شده است که اندازه ­گیری مالی سنتی در هدایت تصمیم ­گیری استراتژیک ناکافی است. و باید با اندازه ­گیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در این صورت، مدیران به خوبی می ­توانند از وضعیت موجود (نقاط قوّت و ضعف) مدیریت سرمایه فکری­شان، مطلع شوند.

به طور مشخص، اندازه ­گیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه­ ها و تأیید اهمّیت برنامه ­های تحصیلی و آموزشی مفید است. اندازه ­گیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب و کار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهام‌داران یا سرمایه ­گذاران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود(بونتیس ،۲۰۰۰،صص ۱۰۰-۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:33:00 ب.ظ ]




Bierman, K. L. (1983). Cognitive development and clinical interviews with children. Advances in Clinical Child Psychology, 217-250.

Bloom, K. (1977). Patterning of infant vocal behavior. Exp Child Psychol, 367-377.

Bruswell, L., & Kendall, P. C. (1988). Cognitive-behaviotal methods with children. In K. S. Dobson, Handbook of cognitive behavior therapy (pp. 167-213). New York: Guilford.

Carey, M. P., & Burish, T. G. (1988). Etiology and treatment of the psychological side effects associated with cancer chemotherapy. A critical review and discussion. Psychol Bull, 307-325.

Coper, P.S., & Blitz, J.T. (1985). A Therapeutic Play Group for Hospitalized Children with Cancer. Journal of Psychological Oncology, 23-37

DuHamel, K. N., H. Redd, W. H., & Johnson Vickberg, S. M. (1999). Behavioral Interventions in the Diagnosis, Treatment and Rehabilitation of Children with Cancer. Acta Oncologica, 38, 719–۷۳۴٫

Ellis, J. A., & Spanos, N. P. (1994). Cognitive-behavioral interventions for children’s distress during bone marrow aspirations and lumpunctures: a critical review. Pain Symp Manage, 96-108.

Elvevag, B., Helsen, K., Hert, M. D., Sweers, K., & Storms, G. (2011). Metaphor interpretation and use: A window into semanics in schizophrenia. schizophrenia Research, 133, 205-211.

Fosson, A., Martib, J., & Haley, J. (1990). Anxiety among hospitalized latency-age children. Developmental and Behavioral Pediatrics, 324-327.

Hilgard, J. R., & Lebaron, S. (1982). Relief of anxiety and pain in children and adolescents with cancer: Quantitative measures and clinical observations. International Journal of Clinical and Experimental Hypnosis, 417-442.

Hilgard, J. R., & LeBaron, S. (1984). Hypnotherapy of pain in children with cancer. California: William Kaufmann.

Jacknow, D. S., Tschann, J. M., Link, M. P., & Boyce, W. T. (1994). Hypnosis in the prevention of chemotherapy-related nausea and vomiting in children: a prospective study. Dev Behav Pediatr, 258-264.

Jay, S. (1985). Behavioral management of children’s distress during painful medical procedures. Behar. Res. Ther., 513-520.

Jay, S. M., Elliott, C. H., Katz, E., & Siegel, S. E. (1987). Cognitive-behavorial and pharmacological interventions for children’s distress during painful medical procedures. Consult Clin Psychol, 860-865.

Jay, S. M., & Elliott, C. H. (1990). A stress inoculation program for parents whose children are undergoing painful medical procedures. Consult Clin Psychol, 799-804.

Jay, S. M., Ozolins, M., Elliot, C., & Caldwell, S. (1983). Assesmnet of children’s distress during painful medical procedures. Health Psychol, 133-147.

Knell, S. M. (1993). Cognitive Play Therapy. New Jersy: Aronson.

    1. .leukemia ↑

    1. .Kuttner, Bowman & Teasdale ↑

    1. .world health organization consensus conference ↑

    1. .DuHamel, H. Redd, & Johnson Vickberg ↑

    1. .Bowlby ↑

    1. .Rutter ↑

    1. .Skipper ↑

    1. .Melamed ↑

    1. .Fosson, Martib, & Haley ↑

    1. .Thorendike ↑

    1. .Manne ↑

    1. .Jay, Elliott, Katz, & Siegel ↑

    1. .Redd ↑

    1. .Ellis & Spanos ↑

    1. .Hilgard & LeBaron ↑

    1. .Jay & Elliott ↑

    1. .Zelter & Dolgin ↑

    1. .Bloom ↑

    1. .bone marrow aspiration ↑

    1. .Lumber Puncture ↑

    1. .venipuncture ↑

    1. .Jay, Ozolins, Elliot, & Caldwell ↑

    1. .Kuttner, Bowman & Teasdale ↑

    1. .Zelter, Kellerman, Ellenberg, & Dash ↑

    1. .Carey & Burish ↑

    1. .Zeltzer ↑

    1. .Jacknow ↑

    1. .Deasy-Spinetta, Spinetta ↑

    1. .Lansky, Cairns, Zwartjes ↑

    1. .Varni ↑

    1. .cognitive-behavioral play therapy ↑

    1. .experiential ↑

    1. .Knell ↑

    1. .Aaron Beck ↑

    1. .cognitive therapy ↑

    1. .cognitive-behavioral therapy ↑

    1. .Phillips ↑

    1. .Berg ↑

    1. .Bierman ↑

    1. .Knell and Emery ↑

    1. .psychoeducational ↑

    1. .inductive and socratic ↑

    1. .assessment ↑

    1. .distortions vs deficiencies ↑

    1. .significant adults ↑

    1. .modeling ↑

    1. .Deblinger, McCleer, & Henry ↑

    1. .Ruma ↑

    1. .Knell & Ruma ↑

    1. .systematic desensitization ↑

    1. .bibliotheray ↑

    1. .generalization and relapse prevention ↑

    1. .Braswell & Kendall ↑

    1. .Meichenbaum ↑

    1. .storytelling ↑

    1. .Gutierrez-Clellen & De Curtis ↑

    1. .Norbury & Bishop ↑

    1. .Craig & Barron-Cohen ↑

    1. .Larner ↑

    1. Almeraisi ↑

    1. .Braton ↑

    1. .Baggerly ↑

    1. .Parker ↑

    1. .Jiun shen ↑

    1. .Broome ↑

    1. .Evans and Connis ↑

    1. .Powers ↑

    1. .Decker ↑

    1. .Holland ↑

    1. .Smith ↑

    1. .Jay ↑

    1. .Dahlquist ↑

    1. .Kellerman ↑

    1. .Fosson, Martin, & Haley ↑

    1. .Quardio & Levy ↑

    1. .Kuttner, Bowman, and Teasdale ↑

    1. .hypnotic “imaginative involvement” ↑

    1. Coper & Blitz ↑

    1. .Spielberger’s state-trait anxiety inventory ↑

    1. .Rotter’s incomplete sentences ↑

    1. .Royer ↑

    1. .Oucher ↑

    1. .CHEOPS (Children Hospital of Eastern Ontario Pain Scale) ↑

    1. .The PedsQL™ present functioning visual analogue scales ↑

    1. .child depression scale ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]





فرهنگ قوی مشخص‌کنندۀ توافق در میان اعضای یک سازمان در اهمیت به باورها و ارزش‌های فرهنگ است. اگر رضایت و توافق ‌در مورد اهمیت ارزش‌ها و باورها وجود داشته باشد، آن فرهنگ یک فرهنگ قوی و اگر توافق اندک باشد، فرهنگ ضعیف است. ‌بنابرین‏ سازمان‌هایی که در آن ها ارزش‌های کلیدی سازمان بیشتر مورد قبول واقع گردد و باعث شود کارکنان تعهدشان به آن ارزش‌ها بیشتر شود آن فرهنگ قوی‌تر است.



استیفن رابینز ‌در مورد تأثر فرهنگ قوی می‌نویسد از نتایج عمده وجود فرهنگ قوی این است که جابه‌جایی کارکنان را کاهش می‌دهد و موجب می‌شود که اعضای سازمان دربارۀ جایگاه و محل آن اتفاق نظر کامل داشته باشند، این اتفاق نظر باعث انسجام، وفاداری و ایجاد تعهد زیاد نسبت به سازمان می‌شود. یک فرهنگ قوی سازمانی موجب می‌گردد تا تداوم رویه در رفتار تشدید شود و جایگزین قوانین و مقررات رسمی سازمان گردد. قوانین و مقررات موجب خواهند شد که سازمان نتواند نظر برقرار کند و به رفتارهای ما تداوم رویه بدهد و امور را پیش‌بینی نماید(استانلی، ترجمه میرسپاسی،۱۳۹۰).

صاحب‌نظران سازمان‌ها را از لحاظ قدرت فرهنگی از یکدیگر متمایز می‌کنند. سازمان‌هایی که دارای فرهنگ قوی هستند، اعضای سازمان‌ها به ارزش‌ها و مفروضات بنیادی سازمان وفادارند. در حالی که سازمان‌هایی که دارای فرهنگ ضعیف هستند، توافق کلی و احساس تعهد نسبت به سازمان در بین اعضاء کاهش می‌یابد. در سازمان‌هایی با فرهنگ قوی، وفاداری و وظیفه‌شناسی تقویت یافته و جابه‌جایی کارکنان کاهش می‌یابد. باید توجه داشت ‌در صورتیکه ارزش‌ها و مفروضات منفی پاداش داده شود منجر به ترویج آن ارزش‌ها شده و برای سازمان مضر بوده و تغییر آن به‌سختی صورت می‌گیرد. مطالعات کارشناسان و متخصصین نشان داده است، وجود فرهنگ‌های قوی و مثبت در سازمان‌ها برای دستیابی به تعالی و نوآوری یک ضرورت است.

با توجه به نظرات متخصصین ‌به این نتیجه می‌رسیم که، اگرچه سازمان‌ها همگی دارای فرهنگ هستند ولی همۀ آن ها بر کارکنان تأثیر برابر ندارند. وجود فرهنگ قوی و مثبت است که منجر به افزایش رضایت شغلی کارکنان شده و احتمال اینکه آن ها کارشان را ترک کنند، کاهش می‌یابد. این نوع فرهنگ ثبات رفتاری را افزایش می‌دهد و راهنمایی می‌شود برای نوع رفتار در سازمان و ابزاری قدرتمند است برای رسمی‌سازی سازمان و جانشینی است برای قوانین و مقررات به‌طوری‌که حتی می‌تواند نافذتر از کنترل رسمی سازمان عمل کند. زیرا فرهنگ ذهن و روح را مانند بدن کنترل می‌کند و باعث می‌شود که افراد در سازمان احساس بهتری نسبت به کاری که انجام می‌دهند پیدا کنند، به گونه‌ای که منجر به کار بهتر و عملکرد بیشتر می‌شود. ‌در صورتیکه فرهنگ منجر به عملکرد بهتر و بهره‌وری بالاتر می‌شود آن فرهنگ قوی و مثبت است. در حالی که اگر فرهنگ سازمانی پراکنده و متفرق شده پیوستگی نداشته باشد این فرهنگ، یک فرهنگ ضعیف قلمداد می‌شود و منجر به هرج و مرج در سازمان شده و عملکرد و بهره‌وری سازمان دچار آسیب خواهد شد(استانلی، ترجمه میرسپاسی،۱۳۹۰).

فرهنگ مشترک (غالب) و پاره‌فرهنگ‌ها


وقتی دربارۀ فرهنگ سخن گفته می‌شود، منظور فرهنگ مسلط و غالب آن سازمان است. که نشان‌دهندۀ شخصیت متمایز سازمان می‌باشد. بسیاری از سازمان‌ها دارای یک فرهنگ غالب و یک‌سری پاره فرهنگ هستند. فرهنگ مشترک سازمان یا فرهنگ غالب بیانگر ارزش‌های اصلی است که توسط بیشتر اعضای سازمان حفظ می‌شود و چون افراد، گروه ها و واحدهای مختلفی در سازمان وجود دارد، هرکدام دارای پاره‌فرهنگ در داخل فرهنگ کلی و غالب سازمان هستند.

سازمان‌ها ممکن است خود را مانند گروهی کاملاً منسجم یا خانواده‌ای ببینند که باورهای مشترک کاری دارند. در عین حال سازمان‌های دیگری نیز وجود دارند که از ‌گروه‌های فکری مختلف تشکیل شده‌اند و هریک نگرش خاص به موضوعات مختلف دارند. این نگرش‌ها و تصورات گوناگون نسبت به مسائل سازمان موجب پدید آمدن پاره‌فرهنگهایی در سازمان می‌گردند(استانلی، ترجمه میرسپاسی،۱۳۹۰).

فرهنگ سالم و فرهنگ بیمار


همان طور که قبلاً اشاره شد، در هر سازمان باورهای افراد دو گونه‌اند، باورهای راهنما و باورهای روزمره. به‌طوری‌که باورهای راهنما نسبت حرکت باورهای روزمره را تعیین می‌کنند. باورهای راهنما خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. باورهایی که مربوط می‌شوند به نحوۀ هدایت کردن کار (باورهای برونی) و باورهایی که در خصوص نحوۀ مدیریت و هدایت سازمان هستند (باورهای درونی) که ترکیب این دو باور زیربنای فلسفی سازمان را تشکیل می‌دهند.هم‌سو نمودن این دو دسته باور به هم‌افزایی فرهنگی و توفیق سازمان در تحقق اهداف خود کمک می‌کند در این حالت در واقع باورهای روزمره از باورهای راهنما سرچشمه گرفته‌اند و فرهنگ سازمانی سالمی را به وجود آورده‌اند. ولی در غیر این‌صورت انرژیها صرف خنثی کردن یکدیگر و باعث اخلال و مانع حرکت سازمان به سوی ‌هدف‌های‌ خود خواهد شد و فرهنگ سازمانی ناسالم به وجود می‌آید(استانلی، ترجمه میرسپاسی،۱۳۹۰).

استانلی دیویس معتقد است که استراتژی سازمان می‌بایست همیشه توسط باورهای راهنما تعیین و به پیش روند و باورهای روزمره هرگز نباید چنین وظیفه‌ای را به عهده گیرند. اگر باورهای راهنما استراتژی سازمان را به حرکت درنیاورند باورهای روزمره این کار را خواهند کرد و باعث می‌شوند که در آینده مشکلات زیادی برای سازمان به وجود آید.

نکتۀ قابل توجه این است که هنگامی که، فرهنگ بر اساس احتیاجها و نیازهای شخص و وظایف سازمان شکل گرفت، ممکن است در ابتدا در خدمت فعالیت سازمان و مدیریت باشد. ولی پس از مدتی بنا به دلایلی از فلسفۀ وجودی فرهنگ سازمان فاصله بگیرد و به صورت یک پدیده مستقل شروع به فعالیت کند. در این زمان به علت عدم توجه مدیریت به قدرت عمل این دست پنهان، فرهنگی که در ابتدا به صورت پویا، مثبت و سالم عمل می‌کرد تبدیل به یک فرهنگ ایستا، منفی و غالب شود(طوسی،۱۳۹۲).

آنچه مسلم است هیچ‌کس در ابتدای ورود به سازمان آموزش ندیده است که چگونه عمل کند. بلکه هر فردی که به سازمان وارد می‌شود رفتار مورد انتظار به صورت آرام به او تعلیم داده می‌شود. هرچه گروه با هم متحدتر باشند آموزش سریع‌تر انجام می‌شود. در حالت افراطی گروهی از کارکنان که برای مدت طولانی با یکدیگر بوده‌اند، از نظر ظاهر، اجرای وظایف، فکر و صحبت کردن عیناً همانند یکدیگر عمل می‌کنند. حال اگر این توافق و هم‌فکری در جهت مثبت باشد توفیق سازمان حاصل شده در غیر این‌صورت فرهنگ به وجود آمده مانع حرکت سازمان به سوی ‌هدف‌های‌ خود خواهد شد.

نتایج تحقیقاتی که توسط پیترز و واترمن ‌در مورد سازمان‌ها مترقی صورت گرفته نشان داده است که وجود ارزش‌ها و باورهای اساسی در این سازمان‌ها موجبات ترقی و پیشرفت آن ها را فراهم نموده باورهای اساسی کارکنان سازمان‌های مترقی را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

۱ـ اعتقاد به بهترین بودن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




آنچه قابل ذکر است اینکه در مثال مذکور، هر گاه فروشنده مقدار بافته شده را بفروشد مشروط بر اینکه مقدار باقی مانده نیز مانند مقداری که بافته شده، بافته شود، لیکن فروشنده به تعهد خویش عمل ننماید و مابقی لباس را به همان صورت نبافد، خریدار، خیار تخلف از شرط پیدا می‌کند نه خیار رؤیت و تخلف وصف، چه اینکه در معامله مذکور، آن مقدار از لباس که بافته شده به صورت عین معین و مقدار باقی مانده که بافته نشده است در قالب شرط و به صورت عین کلّی و در ذمّه معامله می‌شود نه به صورت عین معیّن؛ و مطابق با ماده ۴۱۴ ق.م: « در بیع کلّی خیار رؤیت نیست و بایع باید جنسی بدهد که مطابق با اوصاف مقرره بین طرفین باشد».

دلیل دوم: دلیل دوم بطلان این است که بیع مذکور ‌در مورد شیئ معینی است که معدوم است که چنین بیعی در شریعت ثابت نیست، چه اینکه صرفاً صحت بیع عین معین موجود و همچنین بیع معدوم غیرمعین (بیع کلّی) مسلم است، لیکن بیع معدوم معیّن در شریعت ثابت نیست.[۳۹]

استدلال فوق نیز تضعیف می‌شود زیرا معدوم معین فی نفسه مستحیل و غیرممکن است، چرا که تعیّن به صرف وجود ماده و صورت، حاصل است و صورت با وجود خارجی تشخّص و تعین می‌یابد. این در حالی است که مبیع، معدوم غیرمعین است نه معدوم معین که در شریعت، نظیری برای آن نیست.

دلیل سوم: دیگر اینکه قسمتی از مبیع، عین حاضر و موجود است و مابقی به صورت مجهول بر ذمه است.[۴۰]

منظور از این استدلال که مابقی مجهول بر ذمه است این است که قسمت بافته شده به صورت شخصی موجود (عین معین) و مابقی (قسمت بافته نشده) نیز به صورت شخصی معامله می‌شود، لیکن به دلیل عدم وجود و تشخّص آن در آینده، در ذمه است و مقصود ایشان این نیست که مابقی به صورت کلی معامله شود زیرا مسلم است که هیچ مانعی ندارد که قسمتی از مبیع به صورت معین و قسمت دیگر (مقدار بافته نشده) به صورت کلی در ذمه باشد. و منظور ایشان از جهالت به مبیع، معلوم نبودن خصوصیات آن به خاطر عدم تشخّص و تعین آن در آینده است و ذکر اوصاف صرفاً رافع جهالت از مبیع معین و کلی در ذمه است نه فرد غیرموجود.[۴۱]

به عبارت دیگر، ضبط اوصاف مبیع در فرض مذکور به حسب عادت امکان پذیر نیست زیرا بیع عین شخصی به صورت بیع مضمون در ذمه و به صورت مجهول معامله می‌شود. لذا انعقاد چنین معامله ای به صورت وصف صحیح نیست.[۴۲]

بنا به مراتب فوق، آنچه مفروض است اینکه مبیع همچون عین حاضر (موجود) است، به همین خاطر برخی از فقها سعی نمود ه اند که لباس مذکور را قیمی تأویل نمایند و مدار قیمی مبتنی بر عدم مماثلت است. لذا توصیف مال قیمی بر مثل، معامله مذبور را از غرری بودن خارج نمی‌کند.

دلیل سوم نیز قابل پذیرش نیست زیرا اولاً: در معامله مذکور، آن مقدار از لباس که بافته شده به صورت عین معین و مقدار باقی مانده که بافته نشده است در قالب شرط و به صورت عین کلّی در ذمه معامله می‌شود نه به صورت عین معین. ثانیاًً: همان طور که برخی از فقها متذکر شده‌اند قیمت لباس، عرفاً و شرعاً از این جهت لحاظ می‌شود که فرد مماثلی از جمیع جهات برای آن به وجود نمی‌آید، نه اینکه برای آن، مماثلی به مقداری که در مرحله توصیف موجب رفع غرر شود اصلاً به وجود نیاید.[۴۳]

‌بنابرین‏ درصورتی که در فرض مذکور با ذکر اوصاف مبیع، رفع غرر و جهالت شود معامله صحیح است.[۴۴]

بنا به مراتب فوق الذکر می‌توان گفت پیش فروشندگان ابتدا « زمینی » را که می‌خواهند بر روی آن ساختمانی احداث نمایند به مالکیت پیش خریداران درآورده و آنگاه تعهدی در ضمن این عقد مبنی بر ساخت واحد ساختمانی مشخص با اوصاف و خصوصیات معلوم در آن زمین به صورت « شرط » گنجانده می‌شود.

با توجه به اینکه شرط در معنای اعم، یکی از این دو مفهوم را بیان می‌کند: ۱- امری که وقوع یا تأثیر عمل یا واقعه حقوقی خاص به آن بستگی دارد. ۲- توافقی که بر حسب طبیعت خاص موضوع آن یا تراضی طرفین، در شمار توابع عقد دیگری درآمده است[۴۵] و اینکه مفهوم دوم، مفهوم تخصصی شرط است و با توجه به اینکه شرط به عنوان ماهیت اعتباری وابسته به عقد، جزء عقد یعنی منشأ یا جزء موضوع عقد نیست زیرا اگر جزء عقد یا موضوع عقد بود، در صورت بطلان شرط در حقیقت باید عقد تجزیه می‌شد و جزء مربوط به شرط باطل و عوض مربوط ‌به این جزء در صورت ایفاء قابل استرداد بود، در حالی که با بطلان شرط، هیچ جزیی از عقد باطل نیست و هیچ قسمتی از موضوع مسترد نمی‌شود و تنها حق فسخ برای مشروطه به وجود می‌آید و اینکه شرط را نمی‌توان قید منشأ یا موضوع عقد معرفی کرد به طوری که در صورت بطلان شرط، قید مذبور منتفی و منشأ مقید یا موضوع مقید منشأ هم به طور ملازمه، منتفی گردد. چه اینکه درهرحال با منتفی بودن شرط، ماهیت عقد منتفی نیست و همچنان در عالم اعتبار باقی خواهد ماند.[۴۶]

لذا نمی‌توان پذیرفت که قرارداد پیش فروش ساختمان، بیع مشروط است زیرا در ماده ۱ ق.پ.ف.س مصوب ۱۳۸۹ ، قانون‌گذار صحبت از تملیک «واحد ساختمانی مشخص» نموده، نه تملیک «زمین»؛ در واقع مورد معامله«واحد ساختمانی مشخص» است نه اینکه مورد معامله «زمین» بوده و «احداث ساختمان» به صورت شرط در ضمن عقد مذکور از سوی طرفین قرارداد درج شده باشد.

بند دوم: بیع معدوم به تبع موجود

عده ای بر این باورند که در بیع آپارتمان های ساخته نشده، فروشنده هستۀ اولیه مبیع (زمین آپارتمان یا درصورتی که عرصه، مثلاً موقوفه باشد و مالکیت نسبت به ایجاد اعیانی وجود دارد، حداقل فضای آپارتمان) را مالک است، بیع به صورت معدوم ممکن الوجود به تبع سلطه یا مالکیت موجود صورت می‌گیرد و امکان ایجاد آن عرفاً از تعهدات منجزی است که (انجام آن تعهد) قطعی و یقینی است. در چنین معامله­ای خریدار بلافاصله با عقد به میزان متراژ اختصاصی ابتیاعی خود بر زمین (همچنین بر فضایی که واحد مورد معامله در آن ایجاد خواهد شد) سلطه و مالکیت می‌یابد. افزون بر آن، در خصوص قسمت معدوم، قابل ذکر است که مصالح ساختمانی ساخت بنا نیز ممکن است مال معین یا کلی در ذمه باشد که پس از تهیه و نصب آن (به عنوان تعهدی منجز) تعین می‌یابد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




فصل اول: مفاهیم پایه

در این فصل، سعی شده است، ‌در مورد مفاهیمی که با موضوع تحقیق ارتباط نزدیکی دارند توضیحات مفصل و کاملی ارائه شود تا مفاهیم به کار برده شده در تحقیق، به طور دقیق تبیین گردند. در همین راستا این فصل را به چهار مبحثِ «مالکیت، معدن، حاکم، نفت» تقسیم کرده‌ایم. توضیح این مباحث به شرح ذیل می‌باشد.

مبحث اول: مالکیت

مالکیت، یکی از حقوق طبیعی بشر است که نماینده اختیار و آزادی عمل وی می‌باشد.[۱] در فقه و حقوق تعاریف پرشماری از مالکیت شده است که البته مضامین تمامی این تعاریف نزدیک به یکدیگر می‌باشند. ما در شش گفتار، درباره مالکیت بحث می‌کنیم.

گفتار اول : تعریف

مالکیت مصدر جعلی از «مالک» است و مالک اسم فاعل از مَلَکَ یَملِکُ می‌باشد. لغویون ‌در مورد معنای «ملک» این‌چنین می‌گویند: «الملک احتواء الشیء و القدره علی الاستبداد به»[۲] ملک به معنای تسلط و قدرت بر شیء است به نحوی که اختیار آن چیز دست انسان بوده و وی بر آن احاطه داشته باشد. همچنین در جای دیگر آمده است که: «احتواه قادراً علی التصرُّف و الاستبداد به»[۳] ملک در برگرفتن و کنترل کردن شیء است به نحوی که انسان قدرت و تسلط و احاطه بر آن شیء را داشته باشد. یکی از فقهای معاصر نیز قریب به همین مضمون ‌در مورد معنای لغوی ملک این‌گونه می‌گوید: «الاحتواء على الشی‌ء و التسلط و الاستیلاء علیه، یقال ملک الشی‌ء استولى علیه و تسلط.»[۴] از تعاریف دیگر این واژه در کتب لغت می‌توان گفت: «ملک الشیء حازه و انفرد بالتصرف فیه فهو مالک.»[۵] شی‌ای را مالک شد یعنی آن را به دست آورد و تصرف- حقیقی و اعتباری- در آن شیء تنها به دست وی است، که چنین شخصی را مالک می‌گویند.

پس از روشن شدن معنای لغوی، بررسی می‌کنیم که در اصطلاح فقها و حقوق‌دانان مالکیت به چه معنایی می‌باشد. مالکیت عبارت است از: «حقی که شخص نسبت به ملک خود دارد و می‌تواند هر گونه تصرفی در آن نموده و هر نوع انتفاعی از آن ببرد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.»[۶] امام خمینی در «کتاب البیع» می‌فرماید: «إنّ الملکیه اعتبارٌ عقلایی من احکامها السلطنه علی التقلیب و التقلب.»[۷] ملکیت، اعتباری عقلایی است که از احکام آن، قدرت بر تغییر و تصرف در آن است. یکی از فقها ملکیت را این‌چنین تعریف می‌کند: «فالملکیه سلطنه اعتباریه یعتبرها الشارع أو العقلاء علی عین أو منفعه أو حق قابل للمعاوضه، یتمکن صاحبها بموجبها من التصرف فیهما أو المعاوضه عنها.»[۸] ملکیت سلطنت اعتباری می‌باشد که به وسیله شارع یا عقلاء بر عین یا منفعت یا حق قابل معاوضه اعتبار شده است، به گونه‌ای که صاحب این سلطنت می‌تواند در عین یا منفعت یا حق تصرف کند یا آن ها را معاوضه کند. همچنین در جای دیگر ملکیت این‌گونه تعریف شده است: «الملکیه هی سلطنه اعتباریه ثبتت باعتبار من بیده الاعتبار من الشارع و العقلاء.» [۹] یعنی ملکیت نوعی سلطنت و سلطه اعتباری از طرف شارع و عقلا می‌باشد که برای صاحب مال جعل شده است. حال پس از ملاحظه تعریف اصطلاحی فقها باید بگوییم کسی که این سلطه اعتباری را دارا باشد مالک است و به عبارت دیگر بر مال مورد نظر حق مالکیت دارد.

در قانون مدنی ایران در مواد متعددی از مالکیت سخن گفته شده ولی در هیچ ماده‌ای تعریفی از این واژه ذکر نشده است. از لحاظ حقوقی مالکیت کامل‌ترین نوع «حق عینی» است. به بیان دیگر حق مالکیت کامل‌ترین حقی است که شخص ممکن است نسبت به مال داشته باشد. این حق امکان دارد نسبت به کل مال برقرار شود و یا نسبت به بخشی از مال که در صورت اول تنها یک مالک برای مال متصور ‌می‌باشد اما در صورت دوم بیش از یک مالک قابل تصور خواهد بود.[۱۰] در واقع «مالکیت حقی است دائمی، که به موجب آن شخص می‌تواند در حدود قوانین تصرف در مالی را به خود اختصاص دهد و از تمام منافع آن استفاده کند.»[۱۱] برخی از حقوق‌دانان مالکیت را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «مالکیت عبارت از رابطه‌ای است که بین شخص و چیز مادى تصور شده و قانون آن را معتبر شناخته و به مالک حق می‌دهد که انتفاعات ممکنه را از آن ببرد و کسى نتواند از او جلوگیرى کند.»[۱۲]

گفتار دوم : اوصاف

حقوق‌دانان سه وصف مهم و اساسی برای مالکیت بیان کرده‌اند که عبارتند از: «اطلاق، انحصار، دوام». در واقع در بین علقه‌ها و روابطی که اشخاص ممکن است نسبت به اموال داشته باشند، فرد اعلای آن، مالکیت است که شامل تمام متعلقات، ثمرات، اعیان و منافع مال می‌شود و تنها ممکن است دچار محدودیت‌های قانونی یا قراردادی شود. نتیجه آنکه می‌توان گفت مالکیت حقی مطلق، انحصاری و مستمر است که شخص نسبت به اموال خود دارد و به صاحب آن اجازه می‌دهد از تمامی اجزاء و ذرات و عناصر و منافع و امتیازات مال استفاده نموده و مانع از تصرفات و دخالت‌های دیگران در آن شود.[۱۳] نکته در خور توجه این است که در نظام حقوقی کنونی هیچ یک از این اوصاف به مفهوم پیشین خود باقی نمانده‌اند و همگی دستخوش تغییرات و محدودیت‌هایی شده‌اند. حال به تفصیل این اوصاف می‌پردازیم.

الف) اطلاق

ماده ۳۰ قانون مدنی ایران مقرر می‌دارد:‌ «هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.» درست است که در صدر ماده قانون‌گذار صریحاً اعلام کرده که مالک می‌تواند هر گونه انتفاعی از مال خود ببرد اما از ذیل ماده واضح است که این اختیار بی قید و شرط هم نیست و گاهی اوقات قانون اختیارات مالک را محدود ‌کرده‌است. به عنوان مثال ماده ۱۳۲ قانون مدنی می‌گوید: «کسی نمی‌تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود…» که البته در اینجا در واقع تزاحم بین اصل «تسلیط» و قاعده «لاضرر» می‌باشد که حکومت با قاعده لاضرر است.[۱۴] علاوه بر این ماده، اصل چهل و چهارم قانون اساسی است که ابتدا نظام اقتصادی را به سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی تقسیم می‌کند و سپس بیان می‌دارد: «مالکیت در این سه بخش، تا جایی که با اصول دیگر این فصل مطابق باشد و از محدوده قوانین اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد و مایه زیان جامعه نشود، مورد حمایت قانون جمهوری اسلامی است.» همانطورکه ملاحظه می‌گردد مطابق اصل مذکور حق مالکیت محدود به قیودی از جمله لزوم بودن در چارچوب قوانین اسلام و نیز عدم ورود زیان به جامعه، شده است. یکی از حقوق‌دانان ‌در مورد این اصل می‌نویسد: «قیدهای اصل ۴۴ ق.ا.ا. بخوبی نشان می‌دهد که «حق مالکیت» دیگر از حقوق طبیعی و مربوط به شخصیت انسان نیست؛ وسیله‌ای است برای حفظ منافع عمومی و تنها در صورتی مورد حمایت قرار می‌گیرد که شیوه اکتساب و اجرای آن در مسیر ‌هدف‌های‌ قانون‌گذار باشد. در این مفهوم تازه، آخرین مرز آزادی مالک این است که مایه زیان جامعه نشود.»[۱۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




۲-۱-۸- چگونگی آموزش در کودکی

والدین باید بیشتر از هر چیز به فکر داشتن اطلاعات درباره احساسات و هیجانات باشند. باید محیطی را ایجاد کرد که همه به بیان احساسات خود بپردازند. از بچه خواسته شود احساسات خود را نقاشی کند و یا به زبان بیاورد. احساس امنیت و فضای حمایتی نیز ‌به این روند کمک خواهد کرد. واقعیت آن است که کودکان، هیچ‌گاه آنچه را که شما می‌گویید، انجام نمی‌دهند، اما همیشه در پایان آنچه را که شما انجام می‌دهید به انجام می‌رسانند. ‌بنابرین‏، پیش از اینکه ما به کودک خود فکر کنیم که چگونه می‌توانیم، هوش هیجانی او را پرورش دهیم یا هیجان‌های او را مدیریت کنیم، بهتر است، ابتدا به فکر فراگیری روش‌هایی برای مدیریت هیجان‌های خود باشیم، آنگاه خواهیم دید که آن ها چطور می‌توانند، عواطف و احساس‌های خود را مدیریت نمایند. برای پرورش هوش هیجانی و اجتماعی در فرزندان خود، نباید منتظر بمانیم که تنها خود آن ها با ما ارتباط برقرار کنند. بلکه ما نیز باید محرکی برای برقراری ارتباط با آن ها باشیم. هرچند این سخن، ‌به این معنا نیست که آن ها قادر به برقراری ارتباط نیستند. زیرا آن ها درست از زمانی که به دنیا می‌آید، بدون اینکه هیچ کلمه‌ای را بشناسند، می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. والدین با صحبت کردن، مکث کردن، توجه کردن به بیان احساسها و هیجان‌های نوزاد و کودک خود، دادن فرصت تمرین هیجان‌ها به او در محیط بازی، ارائه الگوی تقویت و مشاهده‌ای و نوازشگری می‌توانند، سنگ بنای ارتباط اجتماعی و پرورش هوش هیجانی را در کودکان بنا کنند(امیری نیا، آقا زاده، ۱۳۹۳).

۲-۱-۹- اهمیت هوش هیجانی در زندگی

به اعتقاد برخی صاحب‌نظران هوش هیجانی در زندگی اهمیت زیادی داشته و می توان حداقل برخی از مشکلات زندگی بشر امروزی را با هوش هیجانی حل نمود( گلمن، ۱۹۹۵ به نقل از علیزاده، ۱۳۸۴). هوش هیجانی نقش بالقوه در زندگی عادی افراد دارد. به طور کلی انتظار می رود افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند نتوانند با حوادث فشارزای زندگی سازگار شوند و ‌بنابرین‏ واکنش‌های افسرده وار بیشتری از خود نشان می‌دهند، در حالی که افراد دارای هوش هیجانی بالا پاسخهای سازشی و انطباقی بیشتری نسبت به وقایع منفی زندگی از خود نشان داده و با رویدادهای زندگی برخورد مستقیمی دارند( نوری و نصیری، ۱۳۸۳). بررسی ها نشان داده‌اند که هوش هیجانی هم مستقیم و هم غیر مستقیم با تاثیر گذاری بر متغیرهای چون سلامت روان و ویژگی های شخصیتی باعث افزایش کیفیت زندگی افراد می شود(حیدری پور و همکاران، ۱۳۹۲). پژوهش های بسیاری موید آن است که هوش هیجانی تاثیر بسزایی را در افزایش کیفیت زندگی، رضایتمندی شغلی و فراهم آوردن زندگی با آسودگی بیشتر دارد.(معدنکار، ۱۳۹۲؛ متقی، ۱۳۹۲؛ کلانتری، ۱۳۹۰؛ کوکو ، ۲۰۱۱).

۲-۱- ۱۰- عوامل مؤثر در هوش هیجانی

سالووی توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریات گاردنر ‌در مورد استعدادهای فردی ، قرار می‌دهد و این توانایی‌ها را به پنج حیطه اصلی بسط می‌دهد.

شناخت عواطف شخصی: خود آگاهی- تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می‌کند- سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی ‌و ادراک خویشتن، نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات واقعی، ما را به سردرگمی دچار می‌کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می‌توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می‌گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.

به کار بردن درست هیجان ها : قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی و مهارت عاطفی است که بر حس خود آگاهی متکی می‌باشد و شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب‌ها، افسردگی‌ها یا بی حوصلگی‌های متداول و پیامدهای شکست، است. افرادی که به لحاظ این توانایی ‌ضعیف‌اند، به طور دایم با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می‌توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارنند.

برانگیختن خود: برای جلب توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان‌ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید. خویشتن داری عاطفی- به تأخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانش‌ها -زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است. توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشمگیر را میسر می‌گرداند. افراد دارای این مهارت، در هر کاری که بر عهده می‌گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود.

شناخت عواطف دیگران: همدلی، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است ، “مهارت ارتباط با مردم” است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته‌های دیگران است توجه بیشتری نشان می‌دهند. این توانایی، آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می‌سازد.

حفظ ارتباط ها :بخش عمده‌ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است، مانند صلاحیت یا عدم صلاحیت اجتماعی و مهارت‌های خاص لازم برای آن. این ها توانایی‌هایی هستند که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می‌کنند. افرادی که در این مهارت‌ها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می‌گردد بخوبی عمل می‌کنند، آنان ستاره‌های اجتماعی هستند.

البته افراد از نظر توانایی‌های خود در هر یک از این حیطه‌ها، با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما برای نمونه در کنار آمدن با اضطراب‌های خود به طور کامل موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامی‌های دیگران چندان کار آمد نباشیم. بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصب است اما مغز به طرز چشمگیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری است.

سستی افراد را در مهارت‌های عاطفی می‌توان جبران کرد: هرکدام از این حیطه‌ها تا حد زیادی نشانگر مجموعه‌ای از عادات و واکنش هاست که با تلاش صحیح، می‌توان آن ها را بهبود بخشید(پارسا، ۱۳۸۹).

۲-۲- تنظیم هیجانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




    1. Gokhale, A. A. (1995). Collaborative Learning Enhances Critical Thinking. Journal of Technology Education. Available from: http://scholar.lib.vt.edu/ejournals/JTE/jte-v7n1/gokhale.jte-v7n1.html

    1. Govindasamy. T. (2002). Successful implementation of e-Learning pedagogical considerations. Internet and higher education, 4. P 287-299.

    1. Gusen, J. N. (2000). Application of information technology (IT) into the school curriclum in Nigeria. http://dspace.unijos.edu.ng/bitstream//Application Information Technology IT into the School.pdf

    1. Henich, Robert and others (1993). Instructional media and the new technologies of instruction. Macmillan Pub. Co., Maxwell Macmillan Canada

    1. Ingleton, Ch., Doube, L., Rogers, T. (2005). Leap into Collaborative Learning. University of Adelaide. [Internet]; 51 p. Available from http://www.adelaide.edu.au/clpd/…/leap/leapinto/CollaborativeLearning.pdf

  1. Kumar, A. & Mathur, M. (2013). Effect of concept attainment model on acuisition of physics concepts. Universal Journal of Educational Research 1(3): P 165-169. Available in http://www.hrpub.org/download/201310/ujer.2013.010304.pdf

    1. – Christine & McRobbie ↑

    1. Concept Attainment ↑

    1. Joyce & Weil ↑

    1. Bhaskara ↑

    1. Mayer ↑

    1. Kumar & Mathur ↑

    1. Gusen ↑

    1. Sivin-Kachala ↑

    1. Chen & Xia ↑

    1. Govindasamy ↑

    1. Samaras ↑

    1. CD ROM ↑

    1. International Association for Evaluation of Achievement ↑

    1. Second Information Technology in Education Study (SITES) ↑

    1. Cluster ↑

    1. Pattern ↑

    1. Productivity Tools ↑

    1. Tutorial ↑

    1. Computer aided instruction ↑

    1. Computer based learning ↑

    1. Computer as all purpose instrument ↑

    1. Ingleton ↑

    1. Gokhale ↑

    1. Srinivas ↑

    1. STAD ↑

    1. TGT ↑

    1. TAT ↑

    1. Examplars ↑

    1. Nonexamplars ↑

    1. Kumar & Mathur ↑

    1. Validity ↑

    1. Reliability ↑

    1. Covariate ↑

    1. Chen & Xia ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




سبک پاسخی نشخواری :

پاسخ های نشخواری می‌تواند به عنوان افکار تکرار شونده و رفتارهایی تعریف شود که توجه فرد افسرده را بر علائم افسردگی، دلایل و پیامدهای آن متمرکز می‌کند . برای نمونه، تمرکز بر احساس بی انگیختگی (احساس می کنم دوست ندارم کاری انجام دهم )، تمرکز برای یافتن دلیل افسردگی (چه اشتباهی از من سرزده که چنین احساسی دارم) و نگرانی درباره پیامدهای علائم (وقتی چنین احساسی دارم نمی توانم کارهایم را انجام دهم ). در این نظریه تأکید می شود که پاسخ های نشخواری نقطه مقابل حل مسئله مؤثر و ساختار یافته است، یعنی، مانع بروز رفتارهای مؤثری می شود که . می‌توانند به درمان افسردگی کمک کنند (نولن هوکسما، مارو و فردریکسن ۱۹۹۳) سبک پاسخی منحرف کننده حواس . پاسخ های منحرف کننده حواس، به عنوان افکار یا رفتارهایی تعریف می‌شوند که به ذهن فرصت رهایی از علائم افسردگی را می‌دهد و فرد را به سوی فعایت های لذت بخش و خنثی سوق می‌دهند . مانند، همکاری با دوستان در فعالیتی جمعی و یا پرداختن به سرگرمی ای که نیاز به تمرکز دارد . پاسخ های منحرف کننده حواس مؤثر، رفتارهای پرخطر و خودتخریبگری (مانند، استفاده از مواد مخدر، دعوا کردن، رانندگی با سرعت بالا، رفتارهای پرخشگرانه ) را شامل نمی شوند که فقط برای مدت کوتاه ذهن را از تمرکز بر روی مشکل دور می‌کنند . بر اساس یافته های پژوهشی، افرادی که از رفتارهای منحرف کننده حواس بی خطر در پاسخ به خلق افسرده استفاده می‌کنند، بیشتر احتمال دارد در قدم بعدی از حل مسئله مؤثر برای غلبه بر مشکلاتی که به افسردگی منجر شده،. استفاده کنند (نولن هوکسما و همکاران، ۱۹۹۳).

-تفاوت های جنسیتی

بر اساس یافته های پژوهشی برای نمونه (نولن هوکسما[۲۵] و همکاران ۱۹۹۳ )، زنان بیش از مردان گرایش به نشخوار فکری دارند . درنظریه سبک های پاسخ، تفاوت های جنسیتی در گرایش به نشخوار فکری به عنوان واسطه ای برای تفاوت های جنسیتی در افسردگی در نظر گرفته می شود . یعنی، با کنترل تفاوت های جنسیتی در نشخوار فکری، تفاوت های جنسیتی در افسردگی معنادار نبوده است . دلایل تفاوت های جنسیتی در نشخوار فکری ممکن است فراوان باشد. برای نمونه، مشخص شده است که زنان نسبت به مردان، استرس بیشتری را گزارش می‌کنند . از قبیل، درآمد پایین و نارضایتی در ازدواج . این تفاوت های جنسیتی، در تجربه استرس مزمن، می‌تواند تا اندازه ای در بروز تفاوت های جنسیتی در نشخوار فکری سهم داشته باشد (نولن هوکسما، ۲۰۰۴ ). همچنین زنان بیش از مردان احتمال دارد که قربانی حوادث تروماتیک، از قبیل، سوء استفاده جنسی قرار بگیرند . باید در نظر داشت، بر پایه یافته های پژوهشی، با کنترل سطح افسردگی، سابقه استرس های عمده در زندگی با گرایش به نشخوار فکری رابطه دارد (نولن هوکسما ۲۰۰۴) بر مبنای یافته های پژوهش های جامعه مدار، یک الگوی شخصیتی ( نولن هوکسما و جکسن ۲۰۰۱) سه مؤلفه ای را پیشنهاد می‌کنند که می‌تواند در بروز تفاوت های جنسیتی در نشخو ار فکری سهیم باشد . اول، باورهای زنان نسبت به هیجانات منفی و مشکل در کنترل این هیجانات است که با نشخوار فکری ارتباط دارد . زنان اعتقاد دارند، هیجانات منفی شدید تر از آن هستند که بتوان آن ها را کنترل کرد . هم چنین زنان ممکن است اعتقاد داشته باشند هیجانات شدید در آن ها در مقایسه با مردان، بیشتر به عواملی بستگی دارد، که از کنترل پذیری کمتری برخوردارند (مانند، هورمون ها). دوم، زنان بیشتر احتمال دارد، احساسات خود را، مسئول وضعیت هیجانی روابطشان بدانند و تمام بار حفظ روابط مثبت با دیگران را، به دوش بکشند . این باور، با افزایش در نشخوار فکری، رابطه دارد . مسئولیت احساسات در تعیین وضعیت هیجانی روابط ‌به این منجر می شود که زنان به کوچک‌ترین تغییری در روابط، حساس و همیشه برای بروز مشکل گوش به زنگ باشند، همیشه مراقب نظرات و رفتارهای دیگران باشند، همیشه ‌به این فکر کنند که چگونه می‌توانند دیگران را خوشحال کنند. در این شرایط، زنان همواره نسبت به وضعیت هیجانی خود گوش به زنگ هستند و از آن به عنوان دماسنجی، برای اندازه گیری کیفیت روابط خود، استفاده می‌کنند . این وضعیت در بروز نشخوار فکری سهیم است.( نولن هوکسما، ویسکو و لامبرسکی ۲۰۰۸).

-تفاوت‌های فردی:

(نولن هوکسما، ۱۹۹۱ ) نشان داده است که افراد از نظر گرایش به پاسخ های نشخواری نسبت به حوادث منفی زندگی و وضعیت های خلقی متفاوت هستند . به عبارت دیگر، با وجودی که افراد زیادی در زمان‌های غمگینی یا افسردگی ممکن است دچار نشخوار فکری شوند، ولی فقط بعضی افراد در حد زیادی با آن مشغول می‌شوند و بقیه در حد کم به نشخوار فکری می پردازند یا آن را رها می‌کنند. به علاوه، یافته های پژوهشی نشان می‌دهد، تفاوت های فردی در گرایش به پاسخ های نشخواری، صرف نظر از تغییرات خلقی در طول زمان، ثابت می ماند. به نقل از (نولن هوکسما ۱۹۹۹ )؛ و ، برای نمونه، در یک مطالعه طولی (نولن هوکسما و داویس ۱ همکاران، ۲۰۰۸ )، نمرات پرسشنامه سبک های پاسخ، در افرادی که به تازگی فقدان یکی از نزدیکان خود را تجربه می‌کردند، تا ۱۸ ماه بعد از آن، در ضمن پنج مصاحبه، از همبستگی بالایی ( ۷۵ %) برخوردار بود. چنانچه ذکر شد، بر اساس نظریه سبک های پاسخ، نشخوار فکری ‌به این شکل در زمینه ای از علایم افسردگی موجب تشدید این علایم می شود و زمینه را برای تبدیل شدن این علایم به یک دوره اختلال بالینی فراهم می‌سازد (نولن هوکسما ۲۰۰۴ ). به عبارت دیگر، نشخوار فکری آسیب پذیری افراد را نسبت. به افسردگی افزایش می‌دهد (جورمن، ۲۰۰۶) با وجود پیامدهای منفی نشخوارفکری در افسردگی، هنوز رابطه نشخوار فکری و افسردگی در یک نمونه ایرانی مورد بررسی قرار نگرفته است . به علاوه، نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نمرات نشخوار فکری بر اساس مقیاس پاسخ های نشخواری، با میزان اضطراب و علائم مختلط اضطراب افسردگی نیز رابطه ی مستقیم دارد (نولن هوکسما، ۲۰۰۰ ). از آن جا که افسردگی و اضطراب هم زمانی قابل توجهی دارند، در پژوهش حاضر کنترل میزان اضطراب در بررسی رابطه نشخوارفکری و اضطراب نیز مد نظر قرار گرفته است. (جورمن ۲۰۰۶).

ذهن آگاهی:

در ادبیات روان‌شناختی مفاهیمی وجود دارد که رها سازی توجه،اساس آن مفاهیم به شمار می‌آید.چندین مفهوم این همپوشی را نشان می‌دهند،از جمله این مفاهیم می توان به خود مشاهده گری (دیکمن[۲۶]۱۹۸۲)عدم خود کارگردانی،سفران و (سگال۱۹۹۰)عدم وابستگی،سفران [۲۷]و(سگال۲۰۰۰)و ذهن آگاهی فرا گیر به عنوان یک فرایند شناختی خلاق،(لانگر[۲۸]۱۹۸۹)،اشاره کرد ،به نقل از (سینگ،لانکیونی،وینتون،آلن،واهلر۲۰۰۵)[۲۹].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




به هر حال، روشی که در این نوشته مورد توجه واقع شده است، روش نخست است. یعنی با توجه به «عوامل» مختلفی که در جریان یک رسیدگی دخالت دارند، بحث را تقسیم بندی کرده و متناسب با هر کدام از این عوامل، به بیان اصول دادرسی منصفانه خواهیم پرداخت.

بدین ترتیب، در نوشته حاضر کل مباحث مربوط به اصول دادرسی منصفانه حول موضوعات زیر مورد توجه قرار گرفته است.

گفتار اول : اصول مربوط به متهم و یا طرف دعوا / اختلاف

در هر دعوا یا اختلافی، لزوماًً یک یا چند شخص به عنوان متهم یا طرف دعوا / اختلاف مطرح می‌شود. طبق اصول مربوط به دادرسی منصفانه این شخص ( یا اشخاص) در مقابل اتهامات و یا ادعاهایی که به ضررشان نزد مقام رسیدگی کننده مطرح شده است و همچنین در مقابل خود مقام رسیدگی کننده، باید از حقوقی برخودار باشد تا بتواند با تکیه بر آن ها، اتهامات یا ادعاهای مربوط را پاسخ گفته و خود را از موقعیت دشواری که در آن قرار گرفته است، نجات دهد. به خاطر اهمیت موضوع و در اغلب موارد، موقعیت ضعیف متهم یا طرف دعوا / اختلاف، در اغلب اسناد بین‌المللی و همچنین نوشته های مربوط به دادرسی منصفانه، بیشترین مباحث در خصوص همین موضوع مطرح شده است. تمامی این مباحث را می‌توان ‌بر اساس فهرست زیر مورد توجه قرار داد:

بند اول : حق بر آزادی و امنیت

آزادی و امنیت پس از حق بر حیات، مهمترین حق‌هایی است که در اسناد مربوط به حقوق بشر و در تمامی قوانین اساسی مورد توجه قرار گرفته است. طبق موازین حقوق بشر، آزادی و امنیت همه اشخاصی که در قلمرو یک کشور ساکن بوده و تحت حاکمیت سیاسی آن قرار د ارند، باید محترم باشد[۸]. به همین خاطر، نباید کسی موضوع جلب و بازداشت خودسرانه قرار بگیرد. البته در مواردی که بازداشت و زندان بر اساس نص صریح مقررات قانونی و توسط مقامات صالح و یا اشخاص مأذون در آن خصوص[۹] و پیرو کسب مجوز یا وجود ظن معقول یا احتمال قوی صورت بگیرد، نمی‌توان گفت که حق بر آزادی و امنیت نقض شده است.[۱۰]

همچنان که اشاره شد، تنها مقنن است که می‌تواند شرایط تحدید آزادی و امنیت اشخاص را اعلام نماید. این حکم در راستای مقررات کلی حقوق بشر بین‌المللی است که بر اساس آن تنها قانون‌گذار می‌تواند حقوق و آزادی های بنیادین افراد را تعیین و تحدید کند. با توجه ‌به این مسأله، لازم است که « مقام صالح» برای جلب و بازداشت از طریق قانون تعریف و معین شده و علاوه بر آن شرایطی که طی آن می‌توان شخصی را جلب یا بازداشت نمود و همچنین حداکثر ساعات بازداشت توسط قانون مورد اشاره قرار بگیرد.

در خصوص قوانین مربوط به تحدید آزادی و امنیت افراد، قانون بایدتلاش کند به صورت شفاف و واضح اشخاص و نهادهایی را که به موجب قانون مأمور سلب آزادی اشخاص هستند مشخص کند. در این خصوص مقررات قانونی مربوط باید بتواند یک سلسله مراتب شفاف بین تصمیمات صادره از سوی تمامی مقاماتی که به نحوی در جلب، بازداشت، نگهداری، نقل و انتقال و زندانی کردن اشخاص و در کل، استفاده از قوه قهریه علیه اشخاص را دارند، معین و ضوابط عملکرد آن ها را تعریف کند.

قانون مربوط به سلب آزادی اشخاص در خصوص تعیین نحوه اقدام مقامات مسئول باید مسائل مختلفی را مد نظر قرار دهد. ولی به هر حال مسائل زیر مهمترین اموری هستند که عدم توجه به آن ها یک دادرسی را تبدیل به دادرسی غیر منصفانه خواهد نمود:

الف ـ تعریف و تعیین مقامات دولتی مسئول جهت سلب آزادی. در این خصوص باید در قوانین مربوطه اشاره شود که مأمور دولتی به تنهایی نمی‌تواند شخص را جلب کند و حتماً باید از مقام صالح قضایی « حکم جلب» داشته باشد.

ب ـ تبیین وظایف مقامات مربوط. برای نمونه قانونی که در خصوص نحوه تعامل با انجام دهندگان عمل یا اعمال مجرمانه به تصویب رسیده است باید روشن کند که مقامات دولتی مربوطه چگونه باید با مرتکبین عمل یا اعمال مذبور رفتار کنند.

ج ـ صرف تبیین وظایف مقامات دولتی مربوطه کافی نیست. بدیهی است که در غیاب ضمانت اجرای روشن، مقامات مذبور می‌توانند به راحتی قانون را دستاویز قرار داده و از قدرت خود سوء استفاده کنند. ‌بنابرین‏ لازم است که در قانون مجازات سلب خودسرانه آزادی اشخاص، به نحوه روشن معین شود.

د ـ در اغلب مواردی که آزادی یک شخص به صورت خودسرانه توسط مقامات دولتی سلب می‌شود، خسارت‌های مادی و معنوی فراوانی به اشخاص قربانی وارد می‌شود. صرف مجازات مقامات مذبور نمی‌تواند خسارت‌های وارده را مرتفع کند. ‌بنابرین‏ لازم است که قانون علاوه بر مجازات عاملان ‌خود سر، تدبیری بیاندیشد که قربانیان اینگونه اعمال بتوانند به نحو شایسته خسارات وارده (هم مادی و هم معنوی) را جبران کنند.

بند دوم : حقوق مربوط به جلب

جلب کارکردهای مختلفی دارد. در حقوق کیفری معمولاً نخستین یا در اغلب موارد یکی از نخستین مراحل رسیدگی کیفری را تشکیل می‌دهد. در حقوق مدنی نیز در مواردی که شخص از اجزای حکم دادگاه استنکاف ورزد گاه مسأله جلب مطرح می‌شود و ‌بنابرین‏، در حقوق مدنی بر عکس حقوق کیفری جلب از مراحل پایانی رسیدگی محسوب می‌شود. در هر صورت، چه جلب در جریان رسیدگی کیفری باشد و چه در جریان رسیدگی مدنی، ماهیتاً به عنوان سلب آزادی مطرح شده و بدین ترتیب حدود و ثغور آن و همچنین نحوه اعمال آن باید توسط قانون روشن شود. بدین منظور قانون‌گذار باید مسائل زیر را در خصوص جلب مد نظر داشته باشد:

الف ـ شخصی که جلب می‌شود باید در حین جلب از دلائل جلب خود مطلع شود. همچنین به زبانی که می‌فهمد باید سریعاً از همه اتهامات علیه خود آگاه شود.[۱۱] عدم تبیین علل جلب، ضمن آنکه توهین به کرامت ذاتی انسان تلقی می‌شود، می‌تواند پیامدهای ناخوشایندی نیز برای شخص جلب شده در پی داشته باشد.

ب ـ مأمورین جلب باید به هنگام جلب، شخص را از حق خود نسبت به برخورداری از وکیل آگاه نمایند[۱۲]. در غیر این صورت شخص نخواهد توانست از خود به نحو شایسته دفاع کند و ممکن است ناخواسته و ندانسته مطالبی را اعلام نماید که علیه وی مورد استفاده قرار بگیرد. البته بدیهی است که این مسأله در موردی که جلب دارای اهمیت کیفری یا شبه کیفری است، حساس‌تر از موردی است که جلب در نتیجه دعوا یا اختلاف مدنی صورت می‌پذیرد.

ج ـ شخصی که جلب می‌شود، همانند یک شخص زندانی بخش عظیمی از آزادی خود را از دست می‌دهد. اغلب این آزادی‌های از دست رفته یا محدود شده در ارتباط با روابط اجتماعی شخص بوده و وی را از برقراری ارتباط با دیگران تا حد قابل توجهی محروم می کند. ولی همواره در اغلب موارد، خانواده شخص جزو مستثنیات به شمار می‌رود (جز در موارد بسیار اندک و حاد). به همین خاطر هر شخصی که جلب و یا بازداشت می‌شود حق دارد خانواده و یا دوستانش را مطلع کرده و یا انجام آن را از مقامات درخواست کند. این اطلاعات شامل جریان جلب و بازداشت و همچنین مکان بازداشت می‌باشد[۱۳]. از یک منظر، این مسأله در خصوص شخصی که جلب می‌شود بیشتر از شخصی که در زندان به سر می‌برد اهمیت دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




سازمان‌ها و اسناد بین‌المللی متعددی به حوزه بزه‌های رایانه‌ای و چالش‌های نوین مربوط به آن‌ ها پرداخته‌اند. عمده‌ترین سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای که بزه‌های رایانه‌ای را مورد توجه قرار داده‌اند و به نوعی درگیر بزه‌های سایبری هستند، عبارت اند از: کمیتۀ وزرای شورای اروپا، سازمان پلیس جنایی بین‌الملل، سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی، سازمان ملل متحد، انجمن بین‌المللی حقوق جزا،[۱۳] سازمان کشورهای آمریکایی[۱۴]، گروه هشت، اتحادیۀ کشورهای جنوب شرق آسیا، ناتو، اتحادیۀ آفریقا، اتحادیۀ عرب و سازمان همکاری شانگهای.

در خصوص تعریف بزه‌های رایانه‌ای توسط سازمان‌های مذکور، می‌توان به تعریف ارائه شده از سوی سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی[۱۵] اشاره نمود. این سازمان اولین نهاد بین‌المللی است که برای مقابله با مشکلات و معضلات جرایم رایانه‌ای در سال ۱۹۷۷ گام برداشت. سازمان مذکور، در سال ۱۹۸۳ به تعریف بزه‌های رایانه‌ای اقدام نمود که از زمرۀ نخستین و مشهورترین تعاریف است و جرایم رایانه‌ای را به “هر رفتار غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرمجاز افراد در ارتباط با پردازش‌های خودکار و انتقال داده با بهره گرفتن از سیستم‌های رایانه‌ای و شبکه‌ای تعریف ‌کرده‌است” (باستانی،۱۳۹۰: ۳۰).

۱-۷-۲-۱-۱- ویژگی بزه‌های رایانه‌ای

فضای سایبر، محیط جدیدی را برای فعالیت بزهکارانۀ افراد فراهم آورده است. این محیط با ویژگی‌هایی که دارد، بزه‌های رایانه‌ای را همراه با مزایای دیگر خود به همراه داشته است. با آشنایی در خصوص چگونگی ارتکاب و مشخصه‌ های بزه‌های رایانه‌ای، می‌توان به روش‌های پیشگیری و مقابله با بزه‌های مذکور و جلوگیری از بزه‌دیدگی دوبارۀ افراد پی برد. ‌بنابرین‏ در ذیل به عمده‌ترین مشخصه‌ های بارز بزه‌های رایانه‌ای و مطلوبیت آن‌ ها برای بزهکاران از جمله تروریست‌های سایبری اشاره می‌گردد.

۱-۷-۲-۱-۱-۱- صرفه جویی در وقت و قابلیت تکرار فراوان

با گسترش تکنولوژی و فراگیر بودن دانش رایانه در سرتاسر جهان، دسترسی مردم به سیستم‌های رایانه‌ای در سال‌های اخیر چندین برابر شده است. همین خصیصۀ فراگیر بودن، باعث شده اغلب نیازهای روزمره با بهره گرفتن از فضای مجازی برطرف گردد. کسانی که قصد ارتکاب اعمالی را دارند که ضد هنجارهای جامعه و قانون هستند، از طریق دنیای مجازی سریع‌تر و مطمئن‌تر به اهداف خود می‌رسند؛ به عنوان مثال با بهره گرفتن از چند کد دستوری، می‌توان از حساب بانکی یک شخص وجهی را به حساب بانکی دیگر انتقال داد. اما اگر دنیای مجازی را با دنیای عینی مقایسه کنیم چه بسا عمل مذکور غیرقابل ارتکاب یا با گذشت زمان طولانی انجام می‌پذیرد. همین آسودگی و صرف زمان کمتر باعث تشویق جنایتکاران به ادامه و تکرار عمل مجرمانۀ خود می‌شود (جلالی فراهانی، ۱۳۸۵ الف: ۹۲).

۱-۷-۲-۱-۱-۲- عدم آگاهی قربانیان از بزه‌دیدگی

در اکثر موارد، بزه‌دیدگان جرایم رایانه‌ای از وضعیت خود که به عنوان مثال در اثر حملات سایبری سیستم رایانه به ویروس آلوده شده باشند یا در جایی که هکرها در سیستم نفوذ کرده باشند آگاه نیستند. این مسئله در ارتباط سازمان‌ها و شرکت‌ها به مراتب شدیدتر است زیرا کمتر از سیستم‌های تشخیص نفوذ استفاده می‌کنند (باستانی، ۱۳۹۰: ۳۵).

۱-۷-۲-۱-۱-۳- سهولت در از بین بردن آثار وقوع جرم و بالا بودن رقم سیاه بزهکاری

کسانی که در این حوزه ها مرتکب جرم می‌شوند؛ دارای تخصص بالاتری بوده و از دانش کافی برخوردارند؛ لذا هنگام ارتکاب اعمال مجرمانه سعی و اقدام به حذف رد پاهای خود در محیط سایبری می‌کنند. هرچند با تکیه بر بعضی فناوری‌های نوین می‌توان اطلاعات را دوباره به دست آورد اما همین مهارت آن‌ ها باعث وقفه در عملیات‌های بازرسی و پیگیری تیم‌های متخصص می‌شود. نکتۀ دیگری که در این جرایم از اهمیت بالایی برخوردار است، حیثیت و وجهه‌ای است که افراد یا شرکت‌های معتبر و بانک‌ها با آن روبرو هستند که در اکثر جرایم به دلیل حفظ موقعیت و جلوگیری از تشویش اذهان مشتریان خود، اقدام به گزارش این گونه جرایم نمی‌کنند که همین دلیل منجر به بالا رفتن رقم سیاه جرایم و عدم وجود آمارهای جنایی دقیق و در نهایت عدم برخورد مناسب از لحاظ قضایی با این گونه از بزهکاران باشیم (‌حداقلی، ۱۳۸۳: ۳۵).

۱-۷-۲-۱-۱-۴- فراملی بودن و عدم نیاز به محل ارتکاب مشخص

جرم رایانه‌ای شکل تازه‌ای از جرم‌های فراملی است و محدودۀ بالقوۀ آن به همان گستردگی سیستم‌های ارتباطی بین‌المللی وسیع‌تر می‌شود. شبکۀ اینترنت و به طور کلی فضای مجازی این امکان را به مجرمان می‌دهد که در هر کجا از دنیا که باشند و در هر زمان با بهره گرفتن از شبکۀ یکپارچۀ اینترنت به اهداف شوم خود برسند. به عنوان مثال در جرایم امنیتی و تروریستی که مجرمان در صدد انعکاس هرچه بیشتر اقدامات خود هستند، فضای مجازی، محیط مطلوبی برای این گونه اقدامات است؛ زیرا که هر اختلالی در آن به خوبی انعکاس جهانی داشته و به راحتی اعتبار یک کشور یا مجموعۀ خاصی را لکّه‌دار می‌کند (رضوی، ۱۳۸۶: ۱۲۳).

۱-۷-۲-۱-۱-۵- تنوع مرتکبان و گستردگی حجم خسارات حاصله

امروزه با همه‌گیر شدن اینترنت، این فرصت برای همه افراد جامعه وجود دارد که با کمترین صرف وقت و با بهره گرفتن از نرم افزارهای آموزشی قابل دسترس، انواع شیوه های نفوذ در سیستم‌ها را آموزش ببینند. ‌بنابرین‏ نمی‌توان گفت که در جامعۀ امروزی، استفاده از فضای مجازی و به تبعیت آن، بزهکاران این حوزه افراد خاصی هستند. نکتۀ دیگر این است که با توجه به گسترش دولت الکترونیک در سال‌های اخیر در ایران و کشورهای جهان، ارتکاب جرم با بهره گرفتن از رایانه خسارات سنگینی را به حوزه های اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و… تحمیل می‌کند (وارن و هاجینسون، ۱۳۸۲: ۲۱).

۱-۷-۲-۱-۱-۶- دارای حیثیت عمومی و خصوصی بودن

جرایم رایانه‌ای دارای هر دو خصیصۀ عمومی و خصوصی بودن هستند؛ ‌به این صورت که از یک طرف در رابطه با دولت و فضای عمومی جامعه و از طرف دیگر به اشخاص حقیقی یا حقوقی خصوصی خسارت مادی و معنوی وارد می‌کنند.

۱-۷-۲-۱-۱-۷- دشوار بودن تعیین صلاحیت کیفری

یکی از چالش‌برانگیزترین مشکلات در حوزۀ جرایم رایانه‌ای، به خصوص در جرایمی که دارای خصیصه و منشأ فراملی هستند، تعیین صلاحیت محاکم و دولت‌هایی است که یا جرم در خاک آن کشور اتفاق افتاده یا این که نتیجۀ جرم در کشور مذبور واقع شده است. جرایم سایبری با توجه ‌به این که در سرتاسر جهان قابلیت ارتکاب را دارا هستند، منجر به بروز مشکلاتی نظیر تعارض در صلاحیت محاکم می شود. (رضوی، ۱۳۸۶: ۱۲۵).

۱-۷-۲-۲- بزهکاری سایبری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




تاریخ چکسریالسرینوع چکنام بانکنام شعبهکد شعبهشماره حساب

نام و نام خانوادگی

صاحب حساب

مبلغواحد پولدر وجهظهر نویسی چکنام خریدارچک بانکی

۵- مشخصات واریز کننده وجه (انجام دهنده عملیات)نامنام خانوادگینام پدرتاریخ تولدشماره ملی

۶- نشانی واریز کننده وجه (انجام دهنده عملیات)استانشهرنشانیکدپستی

۵٫ ۴٫ دستورالعمل شناسایی معاملات مشکوک و شیوه گزارش دهی:

به منظور مبارزه با پول شویی و جلوگیری از تامین مالی تروریسم و نیز فراهم آوردن تمهیدات لازم برای اجرای بند ج از ماده ۷ قانون مبارزه با پول شویی (مصوب دوم بهمن ماه ۱۳۸۶ مجلس شورای اسلامی ) و فصل های دوم و سوم آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پول شویی موضوع تصویب نامه شماره ۱۸۱۴۳۴ /ت ۴۳۱۸۲ ک مورخ ۱۴/۹/ ۱۳۸۸ وزیران عضو کارگروه تصویب آیین نامه های مربوط به قانون مبارزه با پول شویی و همچنین در اجرای ماده ۴۳ آیین نامه مذکور مبنی بر تهیه دستورالعمل تشخیص عملیات و معاملات مشکوک، “دستورالعمل شناسایی معاملات مشکوک و شیوه گزارش دهی” به شرح زیر ابلاغ می شود:

الف- تعاریف

ماده ۱- در این دستورالعمل، اصطلاحات و عبارات به کار رفته به شرح زیر تعریف می شود:

۱-۱- بانک مرکزی: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران؛

۱-۲- قانون: قانون مبارزه با پول شویی، مصوب ۱۳۸۶

۱-۳- آیین نامه: آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پول شویی، مصوب ۱۳۸۸

۱-۴- مؤسسه‌ اعتباری: بانک (اعم از بانک ایرانی و شعبه و نمایندگی بانک خارجی مستقر در جمهوری اسلامی ایران)، مؤسسه‌ اعتباری غیربانکی، تعاونی اعتبار، صندوق قرض الحسنه، شرکت لیزینگ، شرکت سرمایه پذیر و سایر اشخاص حقوقی که به امر واسطه گری وجوه اقدام می نمایند.

تبصره: مؤسسه‌ اعتباری شامل شعبه و نمایندگی مستقر در مناطق آزاد تجاری- صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران نیز می شود.

۵-۱- مشتری (ارباب رجوع):

    • شخص حقیقی یا حقوقی که در مؤسسه‌ اعتباری دارای حساب بوده و یا به نفع او یا به نمایندگی از سوی او، حساب بانکی به نام وی افتتاح شود؛

  • هر شخص حقیقی یا حقوقی که طرف مقابل مؤسسه‌ اعتباری (و یا ذینفع یا ذینفعان) در رابطه با دیگر خدمات بانکی و اعتباری است و از ناحیه وی ممکن است ریسک های مختلف به ویژه ریسک های شهرت و عملیاتی متوجه موسسهاعتباری شود.

۱-۶- خدمات بانکی و اعتباری: به انواع خدماتی که توسط مؤسسه‌ اعتباری به مشتری ارائه می شود، اطلاق می‌گردد. خدمات بانکی و اعتباری به دو نوع « خدمات پایه » و « خدمات غیر پایه » به شرح زیر تقسیم می شود.

۱-۶-۱- خدمات غیر پایه: به خدماتی اطلاق می شود که ارائه آن ها به مشتری، پیش نیاز و لازمه ارائه سایر خدمات به وی نیست و یا به ارتباط مشتری با مؤسسه‌ اعتباری استمرار نمی بخشد. ارائه این خدمات به مشتری، فقط مستلزم شناسایی اولیه وی توسط مؤسسه‌ اعتبار ی و به شرح مذکور در این دستورالعمل است. موارد ذیل از جمله مصادیق خدمات غیر پایه است:

      • حواله وجوه؛

      • انجام هر گونه دریافت و پرداخت؛

      • خرید و فروش ارز اعم از نقدی، حواله ای، چک مسافرتی ارزی و موارد مشابه؛

    • صدور انواع چک های بانکی و چکهای بین بانکی (چک رمزدار) و پرداخت چک.

۱-۶-۲- خدمات پایه: خدمات بانکی و اعتباری که طبق مقررات، پیش نیاز و لازمه ارائه سایر خدمات توسط مؤسسه‌ اعتباری می‌باشد و ارائه آن به مشتری موجب می شود تا وی برای اخذ خدمات مکرر و متمادی به مؤسسه‌ اعتباری مراجعه کند. موارد ذیل از جمله مصادیق این نوع خدمات می‌باشد:

    • افتتاح انواع حساب های بانکی؛

    • اعطای تسهیلات و عملیات لیزینگ؛

    • عملیات اعتبارات اسنادی؛

    • صدور انواع ضمانتنامه های بانکی وظهر نویسی؛

    • خرید دین، وصول یا تنزیل اسناد تجاری و بانکی (از جمله بروات، چک و سفته ) و ظهرنویسی آن ها؛

    • اجاره صندوق امانات؛

  • صدور انواع کارت دریافت و پرداخت.

۱-۷- معاملات و عملیات مشکوک : معاملات و عملیاتی که اشخاص با در دست داشتن اطلاعات و یا قراین و شواهد منطقی ظن پیدا کنند که این عملیات و معاملات به منظور پول شویی و یا تامین مالی تروریسم انجام می شود.

تبصره- قراین و شواهد منطقی عبارت است از شرایط و مقتضیاتی که یک انسان متعارف را ‌در مورد منشاء مال و سپرده گذاری یا سایر عملیات یک شخص (حقیقی، حقوقی )، به شک و تردید می اندازد.

۱-۸- واحد اطلاعات مالی: واحدی ملی، متمرکز و مستقل که مسئولیت دریافت، تجزیه و تحلیل و ارجاع گزارش های معاملات مشکوک به مراجع ذی ربط را به عهده دارد (به شرح مذکور در ماده ۳۸ آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پول شویی).

۱-۹- سامانه جمع‌ آوری گزارش معاملات مشکوک: سامانه ای است مستقر در واحد اطلاعات مالی که به منظور جمع‌ آوری گزارش های معاملات مشکوک به پول شویی و تامین مالی تروریسم و اطلاعات مربوط به آن ها از سازمان های مشمول قانون، طراحی و راه اندازی شده است.

۱-۱۰ – شورا: شورای عالی مبارزه با پول شویی؛

۱-۱۱ – دبیر خانه: دبیرخانه شورای عالی مبارزه با پول شویی.

ب- گزارش دهی:

ماده ۲- تمامی کارکنان مؤسسه‌ اعتباری موظفند در صورت مشاهده معاملات و عملیات مشکوک به پول شویی و تامین مالی تروریسم، مراتب را بدون اطلاع ارباب رجوع، به شخص یا واحد مسئول مبارزه با پول شویی درموسسه خود اطلاع دهند. گزارش های مذبور محرمانه تلقی شده و در صورت اطلاع ارباب رجوع، با متخلف برابر مقررات رفتار خواهد شد.

ماده ۳- کارکنان ذی ربط در مؤسسه‌ اعتباری وظیفه دارند تا گزارش های خود را به واحد مبارزه با پول شویی آن مؤسسه‌ ارسال کنند تا واحد مذبور، آن ها را به واحد اطلاعات مالی ارسال نماید.

ماده ۴- واحد مبارزه با پول شویی مؤسسه‌ اعتباری موظف است هنگام ظن به انجام پول شویی توسط مشتری، اعم از اینکه مشتری متقاضی برخورداری از خدمات پایه یا غیر پایه باشد، نسبت به ارسال گزارش به واحد اطلاعات مالی اقدام نماید.

تبصره ۱: فهرست برخی از معیارهای شناسایی معاملات مشکوک به طور مستمر در پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه به نشانیwww.iranaml.ir به روز رسانی می شود. مؤسسه‌ اعتباری باید با مراجعه مستمر به پایگاه مذبور، آخرین وضعیت این فهرست را استخراج و مورد بهره برداری قرار دهد.

تبصره ۲: تشخیص متصدی مربوط در مؤسسه‌ اعتباری مبنی بر انجام معامله مشکوک، در درجه نخست اهمیت قرار دارد و معیارهای ارائه شده در پایگاه های مذکور ، صرفا بخشی از این معیارها را در بر می‌گیرد.

ماده ۵- مؤسسه‌ اعتباری موظف است برای سطوح مختلف ساختاری خود (شعبه، سرپرستی، و …)، معیارهای متناسبی را برای تشخیص معاملات مشکوک تدوین و به آن ها ابلاغ نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




طبق ماده (۶۰۸) قانون مجازات اسـلامی،مجازات‌ مـرتکب تـوهین‌ توهین و فحاشی از جمله جرایم عمومی است، هرچند که ذکری از عمد در ماده (۶۰۸) نشده‌ است؛ لکن صرف توهین و اهانت برای تعقیب‌ کافی اسـت و نـیازی به اثبات سوء نیت ندارد، مگر آنکه‌ خود‌ مرتکب ادعای عدم قصد تـوهین‌ و اهـانت کـند و نسبت به اثبات آن اقدام نماید، والاّ سوء نیت در توهین و فحاشی همیشه‌ مفروض بوده و نیازی به اثبات نـدارد و چـنین‌ جرایمی‌ را‌ جـرایم ماده صرف نامند؛

در ماده(۶۰۹)، مقنن برای مرتکب چنین جرمی سه تا شش ماه‌ حبس و یا تا هفتاد و چهار‌ ضربه‌ شلاق‌ و یا پنجاه هزار تا یـک‌ میلیون ریـال جزای نقدی در نظر‌ گـرفته‌ اسـت، که در ماده(۶۰۸)، مجازات حبس پیش‌بینی نشده است.‌بنابرین‏،کیفری که مقنن در ماده(۶۰۹)برای اهانت به کسانی که در‌ سمت‌های‌ مختلف‌ دولتی‌ وظایفی را انجام می‌دهند و به آن مناسبت مورد اهانت قرار گیرند تعیین‌ کرده،اشدّ‌ مجازاتی‌ است که در ماده(۶۰۸)همین قانون بـرای‌ اهانت به افراد غیر مسئول تعیین نموده است،که در‌ این‌ امر‌ حفظ نظم عمومی و سیاست اداری کشور ملحوظ بوده و حق شخصی و فردی نیست که‌ انصراف‌ آنان از شکایت،تعقیب جزایی را کاملا موقوف نماید.

۲-۲-۱۰ : افشای اسرار و محتویات پرونده ها توسط کارکنان دادگستری

قانون­گذار مرتکبان جرم افشای سر را همه کسانی می­داند که به مناسبت شغل خود محرم اسرار مردم می­شوند و به خاطر اعتمادی که مردم به آنان دارند، گاه اسرارشان را برای آنان بازگو ‌می‌کنند و یا این­که آنان به طور طبیعی پی به رازهای مردم می­برند. ‌بنابرین‏ اگر این دسته افراد، رازهای کسانی را که به آن اعتماد کرده ­اند، فاش کنند،زیان آن در نهایت متوجه جامعه می­ شود، زیرا مردم تا آنجا که امکان دارد، به پزشک یا روان شناس یا وکیل یا دادگاه و دادگستری و..مراجعه نمی­کنند و در نتیجه عدم مراجعه، سلامت و امنیت جامعه به خطر می ­افتد، لذا قانون­گذار در این موارد، جرم انگاری کرده تا سلامت و امنیت جامعه حفظ شود. با توجه به همین ملاک،پاره­ای حقوق­دانان بر این باورند که این جرم دارای جنبه عمومی است و تعقیب آن منوط به شاکی خصوصی نیست[۸۶]

فصل سوم :

علل و عوامل وقوع جرایم توسط کارکنان دادگستری ، رسیدگی به آن و تفاوت جرایم آن ها با تخلفات اداری

در این فصل به بحث و بررسی پیرامون علل و عوامل وقوع جرایم توسط کارکنان دادگستری و آسیب شناسی این جرایم و تفاوت آن ها با تخلفات اداری پرداخته می شود .

۳ -۱ : بررسی دلایل و انگیزه های وقوع جرایم کارکنان دادگستری آن

۳ -۱ -۱ : عوامل روانی

اعمال انسان واکنش‌های فردی است که دارای یک ساختار شخصیتی معین و متأثر از عوامل درونی و بیرونی می‌باشد. به عبارت دیگر انسان موجودی است متأثر از سه جسم، روان و اجتماع و رفتارها و هنجارهای او تبلور این عناصر است. ‌بنابرین‏، پدیده بزهکاری به مثابه یک عمل انسانی معلول عللی است که ریشه‌های آن را در شخصیت روانی، خصوصیات جسمانی و یا محیط زندگی وی باید جستجو گردد. تعدد سرچشمه عوامل ناسازگاری و بزهکاری باعث گردیده تا از قدیم الایام تا کنون هر محققی با اقتضای تخصص و دید علمی و اعتقادی خود، بزهکاری را ناشی از یکی از عناصر فوق بداند، گروهی عوامل روانی و زیستی را موجب بزهکاری دانسته و معتقدند که ویژگی‌های روانی مانند ‌پریشانی‌های روانی و عاطفی، اختلالات روحی، کند ذهنی، نقص عضو، نقص در ترکیب کروموزومی و … علت اصلی بزهکاری می‌باشد و در صورت وجود چنین عدم تعادلی در جسم یا روان فرد، احتمال سقوط وی به سوی بزهکاری وجود خواهد داشت. دسته دیگر با دید جامعه شناسی به پدیده بزهکاری نگاه کرده و آن را مورد بررسی قرار داده و مدعی هستند که بزهکاری را نمی توان به وسیله اختلالات روانی و جسمی و عوامل درونی افراد توجیه نمود، چراکه این عوامل نقش چندانی در عینیت پدیده بزهکاری ندانشته و تعداد کمی از بزهکاران از اختلالات روانی و عاطفی و جسمی رنج می‌برند، مضاف بر اینکه عوامل روانی و جسمی را جامعه در صورت وجود زمینه و شرایط می‌تواند خنثی نموده و اثرات منفی آن ها را از بین ببرد. شناخت عوامل و تعیین اثرات هر یک از آن ها به جرم شناسی این امکان را می‌دهد که در راستای بهسازی جامعه رهنمودهای مناسب و جوابگو در جهت جلوگیری از ارتکاب جرایم و امحاء زمینه‌های جرم ارائه نماید، لذا این علم برای رسیدن به کمال مطلوب نیازمند به همیاری و مددرسانی علوم دیگر، چون ؛ انسان شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی، آمار جنایی، روان پزشکی و … می‌باشد. اما عوامل فردی چیست؟ عوامل فردی مجموعه ای از عوامل هستند که در ارتباط با ویژگی‌ها و خصوصیات انسان بوده و از شخص وی سرچشمه می گیرند. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شخصیت افراد از دو گروه صفات تشکیل می‌گردد، گروه اول، مجموعه خصوصیات و ویژگی‌های موروثی هستند که در زمان تولد در فرد وجود دارند و به آن خصوصیات مادر زادی، غریزی یا فطری می‌گویند و گروه دیگر صفاتی هستند که بعد از تولد در جریان زندگی و در اثر برخورد با محیط به دست می‌آیند مانند : اعتیاد، مصرف مشروبات الکلی و … واکنش انسان متناسب با ساختار شخصیتی وی و ریشه در عوامل درونی و محیط بیرونی و تأثیرات آن ها دارد. ریشه اصلی رفتارهای جنایی را باید در کل زندگی اجتماعی و نوع خاص روابط انسانی جستجو کرد.[۸۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:31:00 ب.ظ ]




کیفیت اقلام تعهدی

همان‌ طور که اشاره شد اقلام تعهدی اختیاری به عنوان اصلی ترین ابزار مدیریت به منظور مدیریت سود محسوب می شود که طی این تأکید پژوهشگران مقدار این اقلام را به عنوان شاخص اصلی در جهت اندازه گیری و تعیین کیفیت سود و همچنین کیفیت اقلام تعهدی استفاده می‌کنند. البته ‌به این مفهوم که هر چقدر میزان این اقلام کمتر باشد کیفیت اقلام تعهدی بالاتر است و به طور بالعکس هر چقدر میزان این رقم بالا باشد کیفیت اقلام تعهدی در سطح پایین تری قلمداد می شود. که به مفهومی سودی مطلوب تر است که به وجه نقد نزدیکتر باشد و هر چه زمان بین شناسایی درآمد و دریافت وجه نقد آن فاصله بیشتری وجود داشته باشد، سود از کیفیت پایین­تری برخوردار است(اعتمادی و همکاران ۱۳۹۱: ۱۰۴)

۲-۱۸. تحقیقات انجام شده داخلی

انصاری و همکاران (۱۳۹۳)طی پژوهشی به بررسی اثر مدیریت سود بر نقدشوندگی و ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند در این پژوهش برای اندازه گیری مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی بر اساس مدل تعدیل شده جونز و مدیریت واقعی سود بر اساس مدل روچودهری و زاروین استفاده شده است نمونه آماری این پژوهش شامل ۹۹ شرکت در طی سال های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ می‌باشد . نتایج با بهره گرفتن از روش رگرسیون های چند متغیره و روس داده های پانل بیانگر ارتباط مثبت و معنادار میان مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی با معیار عدم نقد شوندگی آمیهود و ارتباط منفی و معنادار با معیار ارزش شرکت می‌باشد و در بخش نتایج بیانگر رابطه معنادار میان مدیریت سود واقعی و متغیرهای وابسته نمی باشد

تیموری (۱۳۹۳)طی تحقیقی به بررسی ارتباط بین رشد شرکت و ارزش گذاری اقلام تعهدی اختیاری پرداختند در این تحقیق برای اندازه گیری اقلام تعهدی اختیاری از مدل کالینز و همکاران(۲۰۱۱) و برای رشد شرکت؛ از سه معیار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام ، نسبت قیمت به سود و همچنین رشد فروش استفاده شده است. از این رو تعداد ۱۱۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی ۱۳۸۳ الی ۱۳۹۱، به منظور بررسی این موضوع مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که در سطح کل، تفاوت معناداری در ارزش گذاری اقلام تعهدی اختیاری، بین شرکت های با رشد بالا و دیگر شرکت ها وجود ندارد و همچنین رابطه معناداری بین بازده و اقلام تعهدی اختیاری مثبت در شرکت های با رشد بالا یافت نشد.

خداشناس (۱۳۹۲)طی پژوهشی تأثیر هموارسازی سود بر حساسیت سرمایه ­گذاری نسبت به قیمت سهام در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار داد. برای هموارسازی سود از شاخص کل اقلام تعهدی و برای قیمت سهام از ضریب کیو توبین و بازده آتی سهام استفاده شده است. برای آزمون نقش تعدیل­کنندگی هموارسازی سود در رابطه بین سرمایه ­گذاری و قیمت سهام از یک مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده گردیده است. نمونه این تحقیق شامل ۱۱۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در بازه زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق علاوه بر تأیید رابطه بین سرمایه ­گذاری و قیمت سهام، بیانگر وجود رابطه معنادار و معکوس بین هموارسازی سود و حساسیت سرمایه ­گذاری نسبت به قیمت سهام می‌باشد. همچنین یافته ­های تحقیق نشان می­دهد که اندازه شرکت و جریانات نقدی عملیاتی به عنوان متغیرهای کنترل تأثیری بر رابطه بین هموارسازی سود و حساسیت سرمایه ­گذاری نسبت به قیمت سهام ندارند.

خدامی­پور و همکاران (۱۳۹۲ ) طی تحقیقی تأثیر نرخ مؤثر مالیاتی بر سیاست تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در یک نمونه مشتمل بر ۴۵۰ مشاهده سال-شرکت طی دوره زمانی ۱۳۸۰-۱۳۸۹ مورد ارزیابی قرار دادند که در آن برای سنجش سیاست تقسیم سود شرکت‌ها از نسبت سود تقسیمی به فروش خالص و برای سنجش نرخ مؤثر مالیاتی از رابطه هزینه مالیات به سود خالص قبل از کسر مالیات استفاده گردیده است و برای تجزیه و تحلیل داده ­ها و آزمون فرضیه ­ها از الگوی رگرسیون خطی چند متغیره بر مبنای داده ­های پانل استفاده شده است. در این تحقیق. نتایج نشان می­دهد که بین نرخ مؤثر مالیاتی و سیاست تقسیم سود ، رابطه­ای معنادار و منفی وجود دارد. به عبارت دیگر، با افزایش نرخ مؤثر مالیاتی،شرکت‌ها به طور قابل ملاحظه­ای سود تقسیمی خود را کاهش می­ دهند.

رمضانپور و همکاران (۱۳۹۲)طی تحقیقی به بررسی ارتباط نقش مدیریت سود و سودهای آتی در نقدشوندگی و قیمت سهام پرداختند در این تحقیق مدیریت سود از طریق برآورد سطح اقلام تعهدی اختیاری اندازه گیری شده است. الگوی مورداستفاده برای برآورد اقلام تعهدی، بر پایه مدل جریان نقدی تعدیل شده جونز که در سال ۲۰۰۵ توسط کوتاری و همکارانش تعدیل و آزمون شده است. نمونه آماری شامل ۱۰۶ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی شش ساله ازسال ۱۳۸۵ تا پایان ۱۳۹۰ می‌باشد. آزمون فرضیه‌ها با بهره گرفتن از ۶۳۶ مشاهده(سال/ شرکت) انجام گرفته است. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین قیمت سهام و سودهای آتی در شرکتهایی با نقدشوندگی بالای سهام رابطه معناداری به لحاظ آماری وجود ندارد

ابراهیم بایطی (۱۳۹۲)طی مطالعه ای به بررسی رابطه بین معیارهای محافظه کاری، وجوه نقد نگهداری شده با بازده سهام در شرکت­های بورس تهران مشتمل بر ۱۰۳ شرکت طی بازه ی زمانی ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۰ پرداختند. در این تحقیق برای شاخص محافظه کاری از دو شاخص نسبت منفی اقلام تعهدی به کل دارایی ها و نسبت کل اقلام تعهدی به سود سال آتی استفاده شده است همچنین شاخص دوم محافظه کاری برگرفته از مدل کالن و همکاران(۲۰۱۰) می‌باشد. مدل اول با بهره گرفتن از شاخص اقلام تعهدی منفی نتایج نشان دهنده وجود رابطه مثبت بین محافظه کاری و بازده سهام است. در عین حال نتایج به دست آمده در خصوص رابطه ی شاخص اقلام تعهدی به سود آتی و وجه نقد نگهداری شده معنادار نمی باشد. در مدل دوم کیفیت سود به عنوان متغیری کنترل وارد مدل شده و تخمین مدل انجام شد که تغییر معنی داری در نتایج مشاهده نشد. در مدل سوم نتایج نشان داد که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به عنوان شاخص محافظه کاری غیرشرطی با وجوه نقد رابطه منفی و معناداری دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:31:00 ب.ظ ]




۲-۳-۶ سود تقسیمی هر سهم

هر سال شرکت‌ها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را ‌بر اساس نیاز شرکت نزد خود نگهداری می‌کنند و مابقی را بین سهام‌داران تقسیم می نمایند. به مقدار سودی که شرکت تقسیم می‌کند و به طور نقدی به دست سهامدار می‌رسد یا سود تقسیمی گفته می شود به عبارت دیگر سود تقسیمی هر سهم بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم است که توسط شرکت پرداخت می‌گردد. سود پرداختی هر سهم از تقسیم کل سود پرداختی ( مصوب مجمع عادی سالانه ) بر تعداد سهام شرکت به دست می‌آید. چون سود تقسیمی هر سهم، سود بخشی از درآمد می‌باشد که سهام‌داران ‌در مورد تقسیم آن نظر می‌دهند معمولا کمتراز سود هر سهم می‌باشد . البته چنانچه تمام سود تقسیم شود سود هر سهم و سود تقسیم شده برابر می‌باشد در بعضی موارد خاص نیز سود تقسیم شده بیشتر از سود هر سهم است که این مبلغ اضافی معمولا از محل سود انباشته سال‌های قبل تامین می شود . البته این وضعیت اکثرا نشان دهنده بی برنامه بودن شرکت می‌باشد چون سود انباشته همان سود سال‌های گذشته است که توزیع نشده است و معمولا جهت انجام برنامه ای خاص در شرکت باقی مانده است و توزیع آن در سال‌های بعد نشانه خوبی نیست. با شروع فصل مجامع شرکت‌های بورس موضوع تقسیم سود ذهن تمامی سهام‌داران شرکت های بورسی را به خود جلب کرده به خصوص سهام‌داران حقیقی که ازاین راه امرار معاش می‌کنند.

اینکه چه میزان از سود تحقق یافته هر سهم به صورت نقدی توزیع شود و چه میزان در شرکت باقی بماند تصمیمی است که در مجمع عادی سالیانه توسط هیات مدیره به مجمع پیشنهاد داده می شود و سپس به تصویب سهام‌داران می‌رسد. ‌بر اساس قانون تجارت در صورت تصویب در مجمع عمومی عادی سالانه تقسیم سود تصویب شده، حداکثر ظرف ۸ ماه ازتاریخ تصویب به سهام‌داران می بایست پرداخت گردد. البته سود پرداختی تنها به سهامدارانی پرداخت می‌گردد که درتاریخ برگزاری مجمع مالک آن میزان سهم باشند.

۲-۳-۷ محتوای اطلاعاتی سود سهام :

سیاست تقسیم سود یک شرکت و تغییر این سیاست می‌تواند شامل اطلاعاتی باشد که به آن محتوای اطلاعاتی سود سهام گویند. ادامه سیاست تقسیم سود باثبات، افزایش یا کاهش در روند آن، اطلاعاتی درباره انتظارات مدیران شرکت ‌در مورد آینده شرکت در اختیار سرمایه گذاران قرار می‌دهد. سهام‌داران نسبت به ۳ حالتی که ممکن است اتفاق بیافتد، اطلاعاتی را از انتظارات مدیران درباره آینده شرکت کسب می‌کنند. (فرزین و همکاران ۱۳۸۹)

۲-۳-۷-۱حالت اول:

ادامه تقسیم سود به صورت فعلی: در این حالت سرمایه گذار نسبت به ادامه روند درآمدی شرکت اطمینان دارد و یا حداقل عدم اطمینان وی کاهش می‌یابد. حتی اگر درآمدهای شرکت کاهش یابد، ولی سیاست با ثبات تقسیم سود ادامه پیدا کند، سرمایه گذار وضعیت مذبور را بدین صورت تفسیر می‌کند که انتظارات مدیران شرکت نسبت به آینده شرکت بهتر از آن است که وضع موجود نشان می‌دهد و در نتیجه اطمینان بیش تری نسبت به سهام این شرکت در مقایسه با سهام شرکتی که همزمان با کاهش درآمد، سود تقسیمی خود را نیز کاهش می‌دهد، خواهد داشت.

۲-۳-۷-۲ حالت دوم:

افزایش مقطعی سود تقسیمی و استمرار ثبات این حالت از نظر سرمایه گذار نشان دهنده بهبود وضعیت سودآوری شرکت است و اطمینان می‌یابد که علاوه بر بهبود وضعیت سودآوری جاری شرکت، مدیران نسبت به ادامه و یا تثبیت این سودآوری اطمینان دارند. به همین دلیل ممکن است عکس العمل بازار ‌به این شرکت مثبت بوده و قیمت سهام شرکت افزایش یابد.

۲-۳-۷-۳ حالت سوم:

کاهش در سود تقسیمی: محققان معتقدند که مدیران شرکت هایی با سیاست تقسیم سود باثبات، به خاطر عکس العمل شدیدتر قیمت ها نسبت به کاهش سود تقسیمی، انعطاف کم تری در این مورد نشان می‌دهند. ‌بنابرین‏ زمانی که شرکت ها سود تقسیمی خود را کاهش می‌دهند، در عمل به سهامدار اعلام می‌کنند که درآمدهای شرکت کاهش یافته است. ‌بنابرین‏، سهامدار کاهش در سود تقسیمی را نشانه ای بر وجود مشکلات جدی در شرکت تفسیر می‌کند. چون مدیران شرکت نمی توانند برای همیشه بازار را گمراه کنند و با وجود کاهش در درآمدها به طور مستمر به سیاست تقسیم سود با ثبات ادامه دهند.

۲-۴ رابطه سطح رقابت با سیاست تقسیم سود:

در ساختار انحصار چند جانبه ی بازار محصول و در موقعیت مطلوب سودآوری شرکت ها به منظور از بین بردن انحصار و همچنین افزایش سودآوری خود استراتژی حداکثر سازی تولید را پیاده کرده و بدین منظور بدهی های خود را افزایش می‌دهند (برندر و لویس٬ ۱۹۸۶ ). این نظریه در موقعیت های نامساعد اقتصادی نیز کاربرد دارد که باعث می شود شرکت ها تولید خود را متوقف کرده و سودآوری خود را کاهش دهند (پاندی٬ ۲۰۰۴). لذا می توان دید که شرکتهایی که در رقابت شدید قرار دارند میزان پرداخت سود خود را کاهش می‌دهند تا از این طریق تامین مالی کرده باشند که هزینه کمتری دارد. ساختار رقابت محصول جایگزینی برای مکانیزم‌های حاکمیت شرکتی به شمار می رود و استراتژی های مالی شرکت را مانند سیاست تقسیم سود تحت تاثیر قرار می‌دهد. (کااو و همکاران،۲۰۱۳). گومز (۲۰۰۰) بیان می‌کند تقسیم سود سهام‌داران بیرونی و سهام‌داران اقلیت را ایمن می‌کند که اختیارات قانونی نیز بر آن تاثیر گذار می‌باشد. هارت (۱۹۸۳) بیان می‌کند که رقابت در بازار باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهام‌داران می شود بدین معنی که سهام‌داران با توجه به عملکرد شرکت و رقابت آن می‌توانند عملکرد شرکت را ارزیابی نمایند (کااو و همکاران،۲۰۱۳) به همین دلیل و با توجه به تحقیقات پیشین انتظار می‌رود که رقابت در بازار باعث تاثیر در سیاست های تقسیم سود شرکت شود که در مواقعی می‌تواند مثبت و یا منفی نیز باشد. رقابتی بودن بازار محصول بدین معنا است که شرکت‌های مختلف در تولید و فروش کالا رقابت تنگاتنگی دارند و کالاهای آن ها نسبت به دیگری برتری چندانی ندارد، چرا که اگر غیراز این باشد، بازار به سمت انحصار یا انحصار چندجانبه تمایل پیدا خواهد کرد. از طرفی برخی محققان معتقدند که افزایش بدهی باعث سرمایه گذاری ناکارا می شود، یعنی تامین مالی داخلی، یعنی از سهام داران، ارزان تر از استقراض خارجی با عنایت به عدم تقارن اطلاعاتی خواهد بود. زیرا بدهی بیشتر سبب هزینه بر بودن خروجی برای شرکت‌های اهرمی خواهد شد. در بازارهای رقابتی، شرکت‌های رقیب با اهرم کمتر منجر به تشدید رقابت از منظر خروجی یا کاهش قیمت خواهند شد. در صورتی که شرکت‌های اهرمی بخواهند برای ادامه رقابت به استقراض روی آورند، ممکن است با پریشانی مالی یا ورشکستگی مواجه شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:31:00 ب.ظ ]
1 3 4 5